داعش دشمن فرضی صهیونیزم،غرب وآمریکا
داعش دشمن فرضی مسیحیّت دولتی غرب است!
دشمن فرضی اصطلاحی ست درادبیات نظامی؛که نمایشی ازآنرا ما در مانورهای نظامی می بینیم.
اما این اصطلاح در حوزه سیاست هم کاربرد فراوان دارد.هم چنین شیوه و شمایل متنوع هم دارد.
همه حاکمیت های سیاسی،یک یاچنددشمن فرضی برای خودترسیم می کنند. دلیلش بازدارندگی از سلسله واکنش های مردمی به بازتاب های عملی کارکردهای آنهاست.
دولت ها و حاکمیت های سیاسی با رویکردهای توتالیتری و یا شبه استبدادی با گرایش قدرت فردی و تک حزبی باتراشیدن مجسمه یا مجمسه هایی از دشمن فرضی،مردم تحت حاکمیت خود را نسبت به آن می ترسانند تا در راستای آن قدرت خود را کماکان حفظ کنند.وهمینطور بتوانند برای استمرارآن، قوانینی سلبی وضع کنند.
این استراتژی برای نظام های سیاسی با رویکرد و گرایش دمکراتیک که متکی به تقسیم وتوزیع قدرت دراداره جامعه هستند آنچنان محلی از اعراب ندارد.
ولی برای کشورهایی مثل اسرائیل که دولت صهیونیزم بین الملل است و اروپا و آمریکا که منافع سیاسی و اقتصادی و نظامی شان به جاهای دیگر گره می خورد،دشمن فرضی بیرونی در خارج ازمرزهای رسمی اهمیت خاصی دارد.
مسیحیت تا قبل از رنسانس رسما حاکم بر همه چیز بود،اما باخروج از حاکمیت و جدایی دین وسیاست،به شکل دیگری نمود پیدا کرد.
در مسیحیت هم مانند یهود و اسلام قرائت های مختلف از آن هست.وهرکدام در اصطلاحی قرآنی:«کل حزب بمالدیهم فرحون» هستند.
اسلام سیاسی تا قبل از حاکمیت نظام ج.ا.ا.،وجه بنیادگرا و برافکن خشونت گرا نداشت.صرفادرامتداداصلاحات دینی خواستار داشتن قدرت سیاسی هم بود.
انقلاب بهمن 57 -که توسط روحانیت مصادره به مطلوب شد -با ایدئولوژی شیعه گری،نظریه ولایت فقیه را توانست حاکم کند.
حاکمیت 35ساله نظام ج.ا.ا. مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه و آثار آن،به غرب و صهیونیزم وآمریکا کمک کرد که ازآن کمال استفاده-برای سلطه مقتدرانه در منطقه-را ببرند.
اینطور نیست که کارشناس های آنهادرمورد ادیان وفِرَق آن مطالعه نداشته و برنامه ریزی نکنند.این برنامه نویسی پیش از ظهور انقلاب بهمن 57 که زمینه هایش آشکار شده بود،به کارشناس ها این امکان را داد که وارد فاز آن شوند و برخی هم اعتقاد دارند با تصرف سفارت آمریکا انقلاب بهمن 57 به همان سمت دلخواه صهیونیزم بین الملل و آمریکا هل داده شد و ظهور گروه های بنیادگرای برافکن خشونت گرای دینی نتیجه عملکرد حاکمیت ولایت فقیه در ایران است که به غرب وصهیونیزم این امکان راداد که با حمایت پنهانی از آنها درجهت منافع خود یکه تاز باشند!
بنابراین مضحکه هست که فکر کنیم داعش والقاعده وطالبان وامثال آن صرفا یک گروه مذهبی درونی و مستقل است که توانسته این چنین قدرت بگیرد.
بی شک پشت آن ها صهیونیزم بین الملل است که حتی سعی دارد اوبامای برنده صلح نوبل راهم به دام جنگ ببرد وسراسر منطقه را جنگی کند.(وشاید آتش جنگ جهانی سوم).سود ومنافع آنهادرهمین است.
ومضحکه تر آن که نزدیک به 50 کشور از پس یک گروه تروریستی برنیامده اند. این درحالی ست که اگر ارتش عراق فشل نشده بود و جا خالی نمی کرد اصلا بازی داعش به اینجا نمی رسید.
یادآوری می کنیم که ارتش عراق سالهای سال ماهیت بعثی داشته.ساختار حزب بعث چه در سوریه وعراق یک ساختار صهیونیستی ست.
حمید عنایت در کتاب خود با عنوان اندیشه سیاسی در اسلام معاصر از قول امام محمد غزالی می نویسد:
«از نظراو(غزالی)خصومت غرب با اسلام همه ادامه جنگ های صلیبی است. وی برآن است که بعضی ها گول ظاهررامی خورندوتصور می کنند که اروپایی ها دین رابوسیده اندوکنار گذارده اند.لذا تردید دارند که ایستادن اروپا دربرابر اسلام به انگیزه احساسات صلیبی باشد. ولی حقیقت غیرازاین است.عنوان رسمی حکومت انگلیس«حامی حریم ایمان»است و نخستین ماده در برنامه حزب محافظه کار استقرار تمدن مسیحی است».
اصلی ترین و کاراترین و برنده ترین سلاح برای برچیدن گروه هایی مثل داعش اصلاح حکومت ولایت فقیه در ایران است که خود را نماینده خدا وحرفش را حرف خدا می داند.همان تصوری که رهبر گروه داعش برای خود دارد.
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
12مهر1393
https://www.facebook.com/mohammad.shorijeze

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)