• فاشیست های اوکراینی نوع دیگری از “داعش، القاعده، جبهه نصره، بوکوحرام، الشباب، حزب الله” و دهها گروه و دارودسته جنایتکار دیگر هستند، که به دست سازمان سیای آمریکا و دیگر سرویس های جاسوسی و امنیتی جهان و با پول های بادآورده نفت خلیچ فارس که مجموعه ای خانواده شاه و شیج فاسد و دست نشانده دولت های غربی بر آنها گمارده شده اند، ایجاد، سازماندهی و پروار شده اند …

روز یکشنبه ٢٨ سپتامبر ٢٠١۴ برابر با ۶مهر ١٣٩٣ مجسمه “ولادمیر ایلیچ اولیانوف” معروف به لنین، رهبر بزرگ انقلاب کبیر اکتبر ١٩١٧ روسیه توسط تظاهرکنندگان ملی گرای اوکراینی یا به عبارت دقیق تر نئو فاشیست های این کشور به پایین کشیده شد.
این مجسمه که ۵٠ سال پیش در خارکف دومین شهر بزرگ اوکراین بنا شده بود، بزرگترین مجسمه لنین در اتحاد جماهیر شوروی سابق بود که هشت متر و نیم ارتفاع داشت. مقامات اوکراینی چنین تبلیغ نمودند که “تظاهرکنندگان ناراضی” مجسمه لنین را به پایین کشیدند. اما برخی از خبرگزاریها اعلام نمودند که فرمان درهم شکستن مجسمه لنین توسط “شهرداری شهر کیف” که از مقامات دسته راستی و ضدکمونیست اوکراین است صادر شده بود.

به گفته چند خبرگزاری، جمعی از اجتماع کنندگان که مخالف اقدام دسته راستی ها در نابودی آخرین تندیس رهبر انقلاب اکتبر بودند “قطعاتی از مجسمه را به منازل خود بردند.” در جریان این اقدام سازماندهی شده، برخی از دسته راستیهای طرفدار غرب، پرچم خونین “ناتو” را در دست داشتند که بسیاری از مردم اوکراین جنایات این بزرگترین قدرت نظامی و بازوی مسلح سرمایه داری نئولیبرال و بازار آزاد را در یوگسلاوی سابق، بالکان، جنگ خلیچ فارس، افغانستان، لیبی و دیگر نقاط جهان فراموش نکرده اند.

لنین

مردم زیادی در اوکراین این اقدام فاشیستها در تخریب مجسمه لنین و بر افراشتن پرچم سازمان اتلانتیک شمالی “ناتو” را “تحریکی برای آغاز درگیریهای جدید” در اوکراین میان دولت دسته راستی این کشور و جدایی طلبان طرفدار روسیه دانستند که آتش بس شکننده ای طی روزهای اخیر میان دو طرف برقرار شده بود.

آنچه اکنون در اوکراین و قبلآ نیز در برخی از کشورهای اروپای شرقی سابق اتفاق افتاد، پیروزی “دمکراسی” بر دیکتاتوری نیست، بلکه آشکارا و با دخالت امپریالیسم آمریکا و متحدینش، پیروزی بازار آزاد و نئولیبرالیسم افسارگسیخته بر بقایای سیستم سرمایه داری دولتی است که در ١٩٨٩میلادی “میخائل گورباچف” آخرین رئیس جمهور باقی مانده از شوری سابق آنرا کفن و دفن کرد. در همان زمان بی سوادان و نااگاهان تاریخ، نظریه بی مسمای “پایان تاریخ” و پیروزی “ابدی” بازار آزاد و “نظم نوین جهان” را جار زدند و “بوش اول” قهرمان این داستان شد.

فرو پاشی شوروی سابق و فروریختن دیوار برلین، رویدادهای مهم جهانی بودند که نه “پایان تاریخ”، بلکه آغازگر نبرد و کشاش های جدید میان قدرت های امپریالیستی سرمایه داری، تغییر توازن قوا در سطح جهان، برهم خوردن آرایش قدیمی تقسیم جهان مابین قدرت های پیروز در جنگ جهانی دوم و ضرورت تقسیم مجدد جهان میان قدرت های جدید بود که ژورنالیسم وابسته به نئولیبرالیسم و بازار آزاد آنرا “شکست کمونیسم” نام نهادند.

اما طولی نکشید که حباب این جعلیات و دروغپردازی های سبک، ترکید و وعده “آزادی” و “رهایی” از طلسم کمونیسم پایان یافت.

مردم بالکان، کشورهای متشکل در “اتحاد جماهیر شوروی” سابق، عراق، افغانستان و اکنون مردمان گوشه و کنار جهان، با پوست و گوشت خود “محاسن” آن وعده های دروغین بازار آزاد که چیزی نبود جز سیاه روزی، فقر، بیکاری، فحشا، بازپس گرفتن دست آوردهای اجتماعی، درمانی، رفاهی و بهداشتی که محصول مبارزه مشترک کارگران و نیروهای چپ و سوسیالیست بود، رشد روزانه باندهای مافیایی و قاچاق مواد مخدر، اسلحه، انسان ربایی و انسان کشتن بویژه در کشورهای سابق اروپای شرقی که طی سالهای اخیر “نسیم بازار آزاد” به آنجاها رسیده است و دهها معضل عظیم دیگر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را تجربه میکنند.

کسانیکه فرمان و امر درهم شکستن مجسمه لنین را صادر کردند، آنهایی هستند که همگام با امپریالیست روسیه، آتش جنگ چند ماه اوکراین را برافروختند و تاکنون هزاران قربانی و صدها هزار آواره و خانه به دوش را بر مردم بی دفاع این کشور تحمیل کردند.

Lenin-statue

سازماندهندگان تخریب مجسمه لنین، فاشیست های اوکراینی و دیگر کشورهای همجوار و متشکل در ناتو و سازندگان و دارندگان بزرگترین مجتمع های نظامی _ صنعتی در کشورهای امپریالیستی هستند که منطق آنان تنها سودپرستی سرمایه و ایجاد کانون های ناامن به قیمت تلف شدن روزانه هزاران انسان در فقر یا جنگ است.

فاشیست های اوکراینی نوع دیگری از “داعش، القاعده، جبهه نصره، بوکوحرام، الشباب، حزب الله” و دهها گروه و دارودسته جنایتکار دیگر هستند، که به دست سازمان سیای آمریکا و دیگر سرویس های جاسوسی و امنیتی جهان و با پول های بادآورده نفت خلیچ فارس که مجموعه ای خانواده شاه و شیج فاسد و دست نشانده دولت های غربی بر آنها گمارده شده اند، ایجاد، سازماندهی و پروار شده اند تا امروز جنایات “سوریه، عراق، لیبی، افغانستان، یمن، الجزایر” و سربریدن شهروندان بی دفاع کشورهای غربی را سازمان دهند.

کسانیکه در روز یکشنبه مجسمه لنین را درهم شکستند امروز و فردا نیز کوچکترین تردیدی در قتل عام و کشتار طرفداران و مدافعین لنین، کارگران، کمونیست ها و دیگر مخالفین و مردم بی دفاع به خود راه نمی دهند. تخریب مجسمه لنین، صدای پای فاشیسم را به گوش می رساند.

مجسمه لنین که اکنون و بعد از ٩٠ سال از مرگش، توسط نئوفاشیست های اوکراینی تخریب می شود، نماد حرکت و تحولاتی بود که با رهبری داهیانه وی و حزب و جنبش رزمنده ای که در راس آن قرا گرفت (حزب بلشویک و جنبش انقلابی و سازمانیافته طبقه کارگر) و به پیروزی رساندن انقلاب کبیر اکتبر ١٩١٧ روسیه، مسیر تاریخ بشر را تغییر داد.

بورژوازی و مدافعان آن، نفرت از لنین را که شاگرد مارکس و به “تغییر جهان همت گماشت نه تفسیر آن” در توان رهبری او در رآس طبقه کارگر اگاه و سازمان یافته در نهادهای حزبی و توده ای و در برملا کردن نگرش و تبلیغ دروغین و وارونه “ابدیت سرمایه داری” به دل گرفته و از او وحشت داشته و دارند.

اما نام لنین، آموزه های او، رزمندگی و فداکاریش در سازماندهی و هدایت انقلاب کارگری، اعتقادش به انقلاب جهانی طبقه کارگر که آنرا ضامن و پشتیبان دوام، تعمیق و بقاء حکومت کارگری در شوروی می دانست و زحماتش برای سازماندهی انترناسیونالیسم کارگری “انترناسیونال سوم” بی باکی و جسارتش در ضدیت با نظام فاسد طبقاتی سرمایه داری و مدافعین رنگارنگ آن، با تخریب تندیس هایش توسط نئوفاشیست ها و مزدوران سرمایه، نه تنها از اذهان زدوده نخواهد شد، بلکه بیشتر مورد توجه و درس آموزی قرار خواهد گرفت.

کمونیستها و طبقه کارگر جهانی، با گرامی داشت یاد لنین، با درس گرفتن از آموزه هایش و با نقد اشتباهات و کم کاستیهای وی و حزبش، مبارزه اگاهانه، متشکل و متحدانه را از لنین به ارث برده و پایان دادن به بربریت سرمایه داری را با سازماندهی انقلاب سوسیالیستی که مکانی برای عرض اندام “داعش و نئوفاشیسم” نخواهد بود، جواب خواهند داد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)