مدرسه فمینیستی: متن زیر، سخنرانی منصوره شجاعی، فعال جنبش زنان است که در مراسم «بزرگداشت سیمین بهبهانی در شهرداری برلین»(۱) ایراد شد:

امسال خورشید تموز آنروز غروب کرد که سیمین بانوی شعر و غزل به جاودانگی لبیک گفت.

پیش و پس از این غروب، ‌زنانی از جنبش برابری خواهی در ستایش از حضور بی همتای سیمین بانوی شعر ایران در این جنبش قلم زدند(۲) و نیز تلاش او را برای زنده ماندن ستودند. دریغا که دیگر تاب نیاورد.

سیمین بهبهانی را می توان در فصل های مختلف زندگی اش همچون یک معلم، شاعر، برابری خواه، مبارز و سیمین هنوز زنده در جنبش زنان تعریف کرد. یگانه زنی که در تمامی این چهره ها خوش درخشید. پس چنین است که تنوع طیف خواهندگانش بسی بیش گسترده تر از دیگرانی چون اوست.

بحث های گوناگونی پیرامون وقایع پس ازمرگ و مراسم تشییع جنازه او از سوی طیف های گوناگون طرح شده است. بخشی از این حواشی متوجه حضور زنان در این مراسم است. تمرکز اصلی این متن بر چرایی عدم فاعلیت حضور زنان در مراسم تشیع جنازه علیرغم حضور پررنگ چهره های شاخص جنبش زنان است.

پیوند سمیمین بهبهانی با جنبش زنان را میتوان حاصل پرورده شدن او در دامن مادری همچون «فخرعظما ارغون» دانست . هم او که یکی از زنان پیش کسوت برابری خواهی در دوران مشروطه و عضو «انجمن نسوان وطنخواه» بود. از دیگر سو اشعار زنانه و برابری خواهانه سیمین خانم دلیلی مکرر بر این ارتباط است. اما فعالیت عملی و همکاری مستقیم او با جنبش زنان از ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ با شرکت در تظاهرات بزرگ زنان در مقابل دانشگاه آغاز شد. پس از آن در اکثر قریب به اتفاق مراسم، تظاهرات، گردهمایی ها و… هرآنچه به جنبش زنان مربوط می شد، حضور فعال و چشم گیری داشت.

سیمین خانم خرامان و زیبا می آمد. عاشقانه و صادقانه‌ حرف می زد و دلسوزانه مسائل را پیگیری می کرد. خواه برسر میز نماینده مجلس، خواه بر سر میز کمپین یک میلیون امضا، خواه بر سر میز جوایز بین المللی و خواه بر سر میز همگرایی زنان برای طرح مطالبات…

پس از حضور درخشانش در همگرایی زنان برای طرح مطالبات در انتخابات، علیرغم موج سرکوب و وقایع خشونت بار اما تا مراسم روز جهانی زن در کتابخانه صدیقه دولت آبادی در سال ۸۸، همچنان در راه بود. در سال ۱۳۸۹ مدرسه فمینیستی به مناسبت تولد هشتاد و سه سالگی اش و در تقدیر از حضور او در همه این سالها، ویژه نامه ای منتشر کرد. پس از آن دیگر سیمین را در میانه میدان برابریخواهی به عمل نمی بینیم اما قلمش همچنان می تاخت.

با بالا گرفتن دستگیری ها و احکام سنگین و بالا گرفتن سیل مهاجرت به خارج از ایران، فعالیت های زنان تلاشگر به شدت تحت الشعاع قرار گرفت و با محدودیت های جدید مواجه شد. برخی از نیروهایی که توان ایجاد ارتباطات گسترده و متنوع تر با طیف های مختلف داشتند یا از ایران خارج شده بودند یا توان آنها تحت الشعاع فشارهای امنیتی قرارگرفته بود. به طور کلی روابط شبکه ای جنبش زنان در اثر فشارهای امنیتی و نیز واگرایی نیروها محدودتر می شد.

کمرنگ شدن فعالیت ها و تنگ شدن حلقه ارتباطات میان نیروهای گوناگون زنان، عرصه را برای ترکتازی نیروهای سرکوبگر باز گذاشت. دیگر مراسمی به شکل عمومی و گسترده برگزار نشد. برای مراسمی از نوع دیگر هم شاید کسی از او نخواست که حضور یابد که اگر می خواستند، سیمین خانم همیشه پای در راه بود.

در واقع شرایط به نوعی پیش رفت که از سویی برگزاری مراسم عمومی به شدت محدود شد و از سوی دیگر روابط درون جنبش زنان نیز محدود به نیروهای کاری و بیشتر در گروهای سایبری شد. در نتیجه ارتباطات جنبش کم کم از تنوع و تکثر سابق بر آن دور شد. و بدین ترتیب نیروهایی چون سیمین بهبهانی از روند کاری و ارتباط با جریان های اصلی جنبش زنان دور ماندند.

انتخابات سال گذشته و شکل گیری مجدد نیروهای تلاشگر زنان درقالب نهادها و گروهای جدید، این امید را پیش آورد که با توجه به تجارب گذشته روابط گسترده تر و متکثرتری در مناسبات میان جنبش زنان رواج یابد، که تا حدودی نیز چنین شد. اما دیگر سیمین خانم پای راه نداشت. دیدارهای گروهی نیز طبق تصاویر منتشر شده در رسانه ها عمدتا معطوف به دیدار از خانواده های زندانی سیاسی، خانواده های جانباختگان و یا درگذشتگان این سالها بود. ای کاش گروه های مختلف زنان در میان این دیدارها، دیداری را هم به او اختصاص می دادند و پیوند و همراهی دیرینه را از نو آغاز می کردند. مگر نه اینکه روزگاری نسبتاَ نو آمده بود؟

به هر روی کمرنگ شدن ارتباط با نیروهایی مثل سمین خانم و نیز فراهم نبودن شرایط و نیز همدلی و توافق لازم برای ارتباط گیری هایی از این دست، موجب نادیده گرفتن برخی از سرمایه های جنبش زنان در داخل و خارج کشور شد. این موضوع از سویی قدرت گیری و یا حفظ قدرت گذشته جنبش زنان را تا حدودی تضعیف کرد و از سوی دیگر عرصه را برای ترکتازی نیروهای کنترل کننده باز گذاشت. در حالی که اگر نحوه ارتباط و مناسبات با سیمین بهبهانی و دیگر سرمایه هایی چون او در دو سه سال اخیر در داخل و خارج همچون سالهای پیشین به طور هماهنگ پیش می رفت چه بسا که جنبش زنان خود می توانست یکی از سکان داران هدایت مراسم تشییع پیکر سیمین باشد و حضور قدرتمند خود را از تریبونی عمومی و پُرمخاطب که به لطف تشییع پیکر آن عزیز ایجاد شده بود، یک بار دیگر به جامعه بنمایاند.

سیمین خانم آرزو داشت که در امامزاده طاهر دفن شود که نشد. اما اجابت نشدن این آرزو و تشییع پیکرش از تالار وحدت،‌ وظایفی دیگر و فرصتی دیگر را پیش روی زنان قرار داد. حضور در فضایی عمومی درکنار گروهای مختلف مردم از طیف های گوناگون که خیل خواهندگان سیمین بهبهانی بس گسترده و متنوع تر از یک شاعر و یا یک تلاشگر جنبش زنان بود. هرچند که استفاده از این فرصت و اجازه حضور در جایگاه سخنرانان از زنان سلب شد اما حضور پر تعداد زنان با شاخه ای گل، با عکسی از او، با پلاکاردهای تسلیت از سوی گروه های مستقل زنان، با جمع شدن کنار یکدیگر برای گرفتن عکسی به خاطره روز خداحافظی با سیمین خانم، با نوازشی زنانه بر پیکر بی جانش ، و نیز خواندن تصنیف «مرغ سحر» توسط جمعی از فعالان جنبش زنان در مراسم تشییع پیکر سیمین بهبهانی(۳) و… همه اینها از یک سو معرف حضور فعال جنبش زنان به آن جمعیت عظیم بود و از سوی دیگر نشان از پاسداشت زنان از همراهی سیمین بهبهانی با جنبش زنان بود.

در مراسم تشییع،‌ نام هیچیک از زنان حاضر به عنوان سخنران خوانده نشد و حتی از حضور الهه میزانی، همسر آقای امیر انتظام در پشت تریبون برای خواندن پیام تسلیت همسرش ممانعت به عمل آمد. محدودیت های اعمال شده، ‌زنان تلاشگر را مصمم تر ساخت تا با برگزاری مراسمی زنانه و مستقل، کلام آخرین را از تریبون های مستقل خود به سیمین خانم بگویند و ادای دین کنند.

ظاهراَ محدودیت ها و ممنوعیت های رایج مانع از برگزاری این مراسم در فضایی عمومی و بزرگ شده بود. سرانجام بزرگداشت سیمین بهبهانی از سوی «کانون شهروندی زنان و انتشارات روشنگران» در فضای تنگ دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان برگزار شد. در واقع به نظر می رسد که این محل کوچک تنها امکانی بوده که مثل همیشه در اختیار زنان قرار گرفته است. این دفتر کوچک، هرچند سالهاست که سکوی نگریستن بر آرزوهای بزرگ زنان بوده و هست اما ظاهراَ موقعیت حرفه ای آن محل محدودیت هایی از نوع دیگر را در نحوه برگزاری پیش آورد.

سخنانی که از زبان برخی از سخنرانان آن روز شنیده شده(۴) گویای چالش های پیش روی زنان بود. اینکه سیمین خانم برخلاف خواسته اش در امامزاده طاهر دفن نشد همچون آرزوهای برجای مانده دیگرش باری بر دوش زنان شد، اینکه در مراسم تشییع پیکر او هیچ زنی اجازه سخنرانی نیافت، استمرار مبارزه برای آزادی بیان را پُرمعناتر در مقابل روی زنان قرار داد، اینکه برای برگزاری مراسمی زنانه به نام او هیچ محل عمومی در اختیار زنان قرار نگرفت، هشداری شد برای پافشاری بیشتر بر خواست حق استفاده از فضاهای عمومی و… این درد دل هایی بود که زنان در دفتر نشر روشنگران با مخاطبان خویش در میان گذاشتند.

به هر روی برگزاری این مراسم با حداقل امکانات، ادای دینی به سیمین بهبهانی بود و در ضرورت برگزاری آن همگان هم رأی هستند. اما اگر جنبش زنان حداقل در طی یک سال گذشته، تلاش بیشتری در پی حفظ ارتباطات گسترده و متنوع خویش داشت شاید میتوانست با حضور فعالانه تر و گسترده تر در همان روز تشییع جنازه نیز بر برخی از فشارهای امنیتی فائق آید و در آن فضای کاملا عمومی و مردمی، با تکیه به نیروی خود و با تکیه به ارتباط نزدیک و همیشگی با سیمین بهبهانی تریبون به دست گیرد و سهم خود را از آن فضای عمومی بستاند.

تصاویر تهیه شده از مراسم مستقل بزرگداشت، حاکی از حضور چهره های شناخته شده جنبش زنان و تعدادی از زنان شاعر و هنرمند در این مراسم است. که اکثر آنان پشت تریبون رفتند تریبونی از خود زنان. حضور زنانی از طیف های مختلف در کنار یکدیگر نشان داد که هنوز میتوان حول موضوعی مشترک دور هم جمع شد. از نسرین ستوده و نوشین احمدی خراسانی و نرگس محمدی تا هیلا صادقی و شهیندخت ملاوردی و فاطمه راکعی و پروین فهیمی، از شهلا لاهیجی و شیوا دولت‌ آبادی، تا پوران فرخزاد و شهلا اعزازی و بنفشه حجازی و روح انگیز کراچی…

نگاهی به این جمع کوچک خاطره جمع بزرگتری را در۲۲ خرداد سال ۱۳۸۴زنده کرد. آن روز که سیمین باشکوه و استوار وارد حلقه رنگارنگ زنان شد و گرد او حلقه زدیم. آن روز که آن حضور و آن حلقه رنگارنگ و همدلی، پلیس را از خشونت بازداشت. جای این حضور گسترده، رنگارنگ و همدل، بر گرد پیکر باشکوه او خالی بود تا با تکیه به قدرت حضور خویش بر بایدها و نبایدها چیره شود، سکان به دست گیرد و زنی از آن میان آوای آن روز سیمین در مقابل دانشگاه را ۹ سال بعد در تالار وحدت یا بهشت زهرا سردهد:
لاف ز برتری کم زن،‌سنگ برابرت هستیم / تیر به ما چه می باری؟ نیمه دیگرت هستیم
خالق این جهان ما را واسطه كرد در خلقت / حرمت ما نگه می دار خالق و مادرت هستیم
نظم جهان فردا را همت و همدلی باید / دست به دست ما بسپار ، یار دلاورت هستیم
عزت و امن و آسایش جمله ز لطف ما داری / از دل خود اگر پرسی ، همدل و همسرت هستیم
حق طلبان همراهیم، زنده و شاد و برپاییم / گام بزن، بیا با ما، ما همه یاورت هستیم.
حق حیات كامل تر، گرچه به كام شیر اندر / مطلب ماست، باور كن، طالب باورت هستیم

پانوشت ها:

۱- http://feministschool.com/spip.php?article7591

۲ – کاشکی سیمین بهبهانی حرفهایم را بشوند / منصوره شجاعی
http://www.feministschool.com/spip.php?article7559
ـ دل نوشته ای برای سیمین بهبهانی / نوشین احمدی خراسانی
http://www.feministschool.com/spip.php?article7561
ـ تسلیت مدرسه فمینیستی به مناسبت درگذشت سیمین بهبهانی
http://www.feministschool.com/spip.php?article7567
ـ فراخوان کانون شهروندی برای حضور در مراسم تشییع: سیمین بانو ما زنان قلب مان را بدرقه راهت خواهیم کرد
http://www.feministschool.com/spip.php?article7569
ـ سیمین عزیز به سوگت نمی نشینیم / شهلا لاهیجی
http://www.feministschool.com/spip.php?article7568
ـ جنبش زنان بزرگترین حامی خود را از دست داد / طلعت تقی نیا
http://www.feministschool.com/spip.php?article7567

۳– خواندن تصنیف «مرغ سحر» توسط جمعی از فعالان جنبش زنان در مراسم تشییع پیکر سیمین بهبهانی:

https://www.facebook.com/video.php?v=10201639806437373&set=vb.1845334139&type=2&theater

۴- گزارش مراسم «یاد سیمین بهبهانی، ‌با یک بغل خاطره و شعر زنانه»:

http://feministschool.com/spip.php?article7579

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)