حمید نوری (عباسی) یکی از متهمان شریک در جنایت علیه بشریت و کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ در زندان گوهردشت در روزهای ۲۳، ۲۵، ۲۶ و ۲۹ نوامبر ۲۰۲۱ برابر با ۲، ۴، ۵ و ۸ آذر ۱۴۰۰ در دادگاه استکهلم مورد بازخواست دادستان ها، وکلای شاهدان و شاکیان و وکلای مدافع خودش قرار گرفت. 

 

روزهای چهارشنبه و پنج شنبه یکم و دوم دسامبر برابر با ۱۰  و ۱۱ آذر نیز روزهایی اضافی بود که قاضی و دادستان ها برای بازخواست از حمید نوری در نظر گرفتند. حمید نوری نیز حداکثر بهره برداری را در این روزها کرد تا به پرسش های دادستان ها و وکلای شاکیان و شاهدان به طور مشخص پاسخ ندهد و موضوع اصلی دادگاه را به حاشیه ببرد و وقت را هدر دهد. حمید نوری در پنجمین روز بازخواست از وی در چهارشنبه یکم دسامبر (۱۰ آذر) در پاسخ دادستان با بی‌شرمی تمام در مورد خاوران و گورهای جمعی و مادران خاوران گفت: «پیش از دستگیری در این باره نشنیده بودم و در این مدت چیزهایی درباره این داستان ساختگی خواندم و فهمیدم برای هر چیز آن هم داستان دیگری ساخته اند. کمونیست‌ها با گروه «م» سر همه‌ چیز اختلاف دارند. گروه «م» می‌گوید ما را می‌برند بهشت زهرا، کمونیست‌ها هم جایی را ساخته‌اند به اسم «خاوران» و من تمام مصاحبه‌ها و فیلم‌های شان را دیده‌ام. نقل قول می‌دهم. آنها می‌گویند ما رفتیم و قبرها را کندیم و جنازه‌ها را دیدیم و بدن‌های عزیزان مان را دیدیدم. خوب چرا فیلم نگرفتید؟ شما که از همه چیز فیلم دارید… همه‌اش ساختگی و دروغ است.». بی‌شرمی و وقاحت این جنایت کاران حد و مرزی ندارد. حتی در آن شرایط سخت سال ۱۳۶۷ که امکانات رسانه ای بسیار محدود بود و علیرغم سرکوب های مداوم نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حمله به گردهم آیی های خانواده‌ها در خاوران و خانه ها، مادران و خانواده‌های خاوران یکی از گورهای جمعی در خاوران را شکافتند و از آن عکس گرفتند و رسانه ای کردند و هم خبر تجمع اعتراضی خود در پنجم دی ماه ۱۳۶۷ در مقابل دادگستری و نامه به حسن حبیبی وزیر وقت دادگستری را به نشریات خارج از کشور رساندند و منتشر و پخش شد.   

 

درست در همین روزها در ۳۳ سال پیش نیز ساک های عزیزان ما را در آذر ماه ۱۳۶۷، پس از چند ماه بی‌خبری به خانواده‌ها در لوناپارک و کمیته های مختلف تهران و شهرستان‌ها تحویل دادند. ساک هایی که برخی هیچ نشانه ای از عزیزان ما در آن نبود، نه دست خطی، نه وصیت‌نامه ای،‌ نه عکسی و نه لباس‌هایی که بوی تن شان را بدهد. پیکر نازنین شان را نیز به ما خانواده‌ها تحویل ندادند و با بی‌شرمی تمام نگفتند که آن‌ها را در کدام گورستان بی نام و نشان به خاک سپرده اند، ولی با پیگیری های فراوان و رفت و آمدهای مداوم مادران و خانواده‌های خاوران به زندان ها و بهشت زهرا و گرفتن خبرهایی غیر رسمی و شفاهی از مسئولان حکومتی و هم چنین خبرهایی از خانواده‌ها که هر روز در مراسم های شان شرکت می کردیم، خاوران را یافتیم و در آنجا گردهم آمدیم و مراسم گرفتیم و سرکوب هم شدیم. برخی از ما نیز از تیرماه ۱۳۶۰ که حکومت اسلامی خاوران را برای فعالان سیاسی کشته شده چپ در نظر گرفته و آن را «لعنت آباد» نامیده یود، برای گرامی داشت و زنده نگاه داشتن یاد عزیزان مان با سختی‌های بسیار به خاوران رفت و آمد داشتیم. پیکیر کشته شدگان پیش از کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ را نیز به خانواده‌ها تحویل ندادند و تنها شماره هایی بر دیوار خاوران نوشته و به خانواده‌ها گفته بودند که چند قدم به جلو بروید تا عزیز خود را بیابید و برخی خانواده‌ها چندین گور را کندند تا پیکر عزیز خود را یافتند که در تخریب های مداوم خاوران در طی این سال‌ها نمی‌دانیم بر سر استخوان‌های عزیزان ما چه آورده اند. برخی از همین خانواده‌ها شاهد گورهای جمعی کنده شده در خاوران در تابستان ۱۳۶۷ بوده اند. 

 

ما تعدادی از دادخواهان خاوران، در همین روزها که نقطه ی عطفی در دادگاه محاکمه حمید نوری و هم زمانی تحویل ساک ها بود، در دادگاه حضور یافتیم و در جمعه ۲۶ نوامبر ۲۰۲۱ (۵ آذر ۱۴۰۰)، به همراه سایر دوستان اکسیونی از ساعت ۹ تا ۱۳ جلوی دادگاه استکهلم در سومین روز بازجویی از حمید نوری (عباسی) برگزار کردیم و تصاویری از عزیزان مان و مادران و خانواده‌های خاوران را به نمایش گذاشتیم. در همین روزها حمید نوری هم چنان با وقاحت و بی شرمی تمام کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ در زندان های گوهردشت، اوین و دیگر زندان ها در سراسر ایران را انکار و تحریف کرد و گفت: «کشتار تابستان ۶۷ را تأیید می‌کند، ولی نه در زندان ها بلکه در کرمانشاه». ما در این روزها فعالانه در داخل و جلوی دادگاه حضور یافتیم تا شاکی و شاهدی بر وجود عزیزان کشته شده مان باشیم و شنیدن روایت های سراپا دروغ حمید نوری با حرکات سخیف بدن اش برای ما بسیار آزار‌ دهنده بود، ولی تاب آوردیم و در زمان استراحت و ناهار هر چه در توان داشتیم نسبت به دروغ‌های حمید نوری افشاگری کردیم و صدای مان را از طریق رسانه‌های مختلف به گوش خانواده‌ها و دیگر دادخواهان و مردم ایران رساندیم تا همه بدانند که با عزیزان ما چه کرده‌اند و حمید نوری که شریک در این جنایت است هم چنان با وقاحت تمام از این حکومت و مسئولان جنایت کارش دفاع می کند. مسئولانی که تا همین امروز مردم را در زندان ها و در خیابان‌ها به وحشیانه ترین شکل ممکن شکنجه می‌کنند و می کشند. او حتی با بی‌شرمی بسیار در برابر ما و اعضای هیات دادگاه به خود اجازه داد که وجود عزیزان کشته شده ی ما و تلاش‌های ما خانواده‌ها برای پاسخ‌گو کردن مسئولان حکومت و مبارزه سال‌ها برای دادخواهی را به سخره بگیرد و انکار و تحریف کند و بگوید همه داستان است. بنابراین ضرورت دارد که در ثبت مستندات و اطلاعات مربوط به عزیزان مان و حرکت‌های خودمان با دقت و هوشیاری بیشتری عمل کنیم و سکوت نکنیم.  

 

در سالن های مختلف دادگاه نیز خبرنگاران و شاهدان و شاکیان از کشورهای مختلف حضور یافته بودند و جلوی دادگاه نیز طبق معمول تجمع هایی مختلف از گروه‌ها و سازمان ها برپا بود. ما در روز دوشنبه ۲۹ نوامبر (۸ آذر) نیز در زمان ناهار با تصاویری جدید که امکان چاپ آن را یافتیم، در پای پله های دادگاه جمع شدیم و صدای دادخواهی مادران و خانواده‌های خاوران و عزیزان مان را بلند کردیم.

 

ما، «داخواهان خاوران» به عنوان جمعی از خانواده های خاوران و دیگر بازماندگان دادخواه جان باختگان دهه ۶۰، از مسئولان قضایی دادگاه استکهلم می‌خواهیم که در روشن شدن حقیقت کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ به ما یاری رسانند و حمید نوری را به اشد مجازات محکوم کنند.

ما دادخواهان خاوران،‌ همبستگی خود را با تمامی دادخواهان و خانواده ها و بازماندگان جنایت های این رژیم ستم کار اعلام می‌کنیم و خواهان محاکمه و مجازات تمامی آمران و عاملان شریک در جنایت های جمهوری اسلامی ایران هستیم و بر لغو شکنجه و اعدام تاکید می‌کنیم. امید با هر چه فعال تر شدن جنبش دادخواهی و در همراهی با سایر جنبش های مستقل و مردمی بتوانیم از این حکومت ستمگر، فاسد و فریب‌کار رهایی یابیم و آزادی و عدالت اجتماعی را در ایران برقرار کنیم و تمامی جنایت کاران را در ایران در دادگاه هایی عادلانه و علنی محاکمه و مجازات کنیم و جلوی سرکوب، تکرار جنایت،‌ تبعیض و بی‌عدالتی را بگیریم. 

دادخواهان خاوران

۱۳ آذر ۱۴۰۰/ ۴ دسامبر ۲۰۲۱

تصاویر از حضور در دادگاه نوری:

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)