اندر احوالات من(۱)…دولت سایه و…
وقتی سال ۱۳۶۵برای اولین بار زندان ج.ا.ا راتجربه کردم،محسنی اژه ای را آنجا ملاقات کردم،ظاهرا نماینده واجا بود.
در اسفند ۶۶ ودر حالیکه بشدت بیمار بودم و درد می کشیدم،در یک محاکمه سرپایی و چند دقیقه ای توسط ایشان و یک روحانی دیگر بازهم او را دیدم.
وقتی بعد از تعطیلی روزنامه سلام،(که شاغل آنجا بودم)بازهم برای دومین بار زندان رفتم، ایشان را در مقام رئیس دادگاه ویژه روحانیت در محل دادگاه برای دریافت وسائل شخصی ام که از منزل برده بودند،دوباره ملاقات کردم.
ایشان از شاگردان مدرسه حقانی ست،که از همان سال نخست حضور ونفوذ دارد.
در یکی از یادداشت های قبلی اشاره کرده ام که باید منتظر بود تا وی به مقام ریاست قوه قضائیه برسد.
اگر بخواهید اعضای دولت سایه را بشناسید،بی شک ایشان از مهره های اصلی آن است کسانی که سالهاست در بستر حاکمیت و در نهادها ومناصب و مشاوره ها لنگر انداخته و در حال کنگر خوردن هستند.آنها هیچ وقت تا لحظه مرگ قصد بازنشسته کردن خود را ندارند.
به اشاره همین دولت سایه است که هنوز در زندان ج.ا. از ابتدایی ترین حقوق شهروندی محروم و گوش ها و چشم هایی هم کر وکور…
هدایت رهبر ج.ا.ا توسط همین دولت سایه صورت می گیرد .
ایضا برای پس از مرگ وی در حال تهیه مقدمات و ادامه قدرت بلامنازع خود هستند.
ایضا سخنان اخیر آقای خامنه ای (در دیدار با حسن روحانی و هیات دولت وی) تلویحا در راستای عدم کش دادن و حمایت از احمدی نژاد بود.
احمدی نژاد مهره دولت سایه است که حاضرست به اشاره آنها هرکاری وهر حرفی بزند.چون خودش می داند که هم ازلحاظ سابقه سیاسی و هم علمی جزو اعداد محسوب نمی شود.وی فقط با راهنمایی و هدایت دولت سایه توانست از خود یک چهره بسازد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)