مهم: پیش از پرداختن به این مسئله بایستی یادآوری کرد، که استقلال اسکاتلند، “تجزیه” نیست، بلکه ترک، خروج و پایان دادن به پیمان اتحادیست، که ۳۰۷ سال پیش بین دو کشور انگلستان و اسکاتلند بسته شده بوده است!

Scotland to vote on leaving the Union

در روز پنجشنبه ۲۷ شهریورماه (هیجدهم سپتامبر)، اسکاتلندیها به پای صندوقهای رای خواهند رفت تا برای آینده کشور خود تصمیم گیری کنند، که آیا اتحادیه کشورهای بریتانیا را پس ۳۰۷ سال عضویت ترک گویند، یا نه! ولی نتیجه رفراندوم هر چه که باشد، این “طلاق زناشویی”، مسیر سیاسی و آینده انگلستان و نیز اثرات آن بر کشورمان ایران را برای همیشه و بطور بنیادی تغییر خواهد داد!

تاریخچه اتحادیه بریتانیا
در سال ۱۵۳۶ میلادی، دو کشور انگلستان و ویلز با یک دیگر متحد و سنگ بنای اتحادیه ای که دیرتر “بریتانیا”[1] خواند شد را گذاشتند. سپس در سال ۱۶۰۶ میلادی، جمیز ششم اسکاتلند، که بنام جیمز یکم بر تخت پادشاهی نشسته بود، خواهان تشکیل یک کشور متحد شد و پرچم رسمی را که آمیزشی از دو پرچم اسکاتلند و انگستان بود تغییر داد – ولی اسکاتلندی ها حاضر به شرکت در این اتحادیه نبودند، تا آنکه در ۱ ماه مه سال ۱۷۰۷ میلادی، رسما اتحادیه ای با پیوند سه کشور ‘انگلستان’، ‘اسکاتلند’ و ‘ویلز’، بنام “اتحادیه بریتانیای کبیر” تشکیل شد. در سال ۱۸۰۱ میلادی با پیوستن ایرلند به اتحادیه، نام آن به “اتحادیه پادشاهی بریتانیا و ایرلند” تغییر یافت و پرچم امروزی با افزودن پرچم ایرلند بدان، که “اتحادیه جَک” (Union Jack) نام دارد، پدید آمد.

پیش از جنگ جهانی یکم، ایرلندیها بخاطر اجحاف و ابراز تبعیض از سوی انگلیسیها، تصمیم به ترک اتحادیه گرفتند، که با مقاومت روبرو و سرانجام با جنگ و خونریزی در سال ۱۹۲۲ اتحادیه را ترک گفتند و برای خود “جمهوری ایرلند” یا “ایرلند جنوبی” را تشکیل دادند. بخش شمالی ایرلند، بخاطر نفوذ و نزدیکی مردمانش به اسکاتلندیها و نیز تمرکز نیروهای انگلیسی ها تا به امروز همچنان در اتحادیه باقی مانده است. پس از ترک ایرلند، اتحادیه به “اتحادیه پادشاهی بریتانیا و ایرلند شمالی” (The United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland) تغییر نام داده شد، که تا به امروز همچنان نام رسمی آن کشور می باشد و با نام اختصاری UK شناخته میشود. البته بخش شمال غربی ایرلند شمالی که “آیر” نام دارد، از سال ۱۹۳۷با انگلیسی ها وارد جنگ شدند، تا سرانجام در سال ۱۹۴۹ آزاد و به ایرلند جنوبی پیوست!

پسامدهای خروج اسکاتلند از اتحادیه بریتانیا، پایان انگلستان بعنوان یک وزنه جهانی!
اکثریت نزدیک به کل سیاستمداران برتانیایی (اسکاتلندی، انگلیسی و غیره) بر این باورند که خروج اسکاتلند از پیمان، که شریک اصلی این اتحادیه است، پسامدهای بنیادی بر روی انگلستان خواهد گذاشت، که مهمترینشان سقوط انگلستان از قدرت اتمی و صحنه جهانی است. این تغییرات شامل:

1 – دگرگون ساختن پرچم و برداشتن بخش آبی رنگ از آن و احتمالا افزودن نیمه سبز رنگ که پرچم ویلز میباشد! گویا مردمان ویلز، پس از ۳۰۰ سال اکنون متوجه شده اند، که پرچم آنان (سبز و سفید با نقش اژدها) در پرچم اتحادیه نقش نبسته است، که ترک اسکاتلند از اتحادیه، آنان خواهان افزودن به پرچم شده اند! این مسئله صدای شکایات مردمان جزایر “جِرزی” (Jersey)، “گِرنزی” (Guernsey) و “آیل و من” (Isle of Man)، که اعضای غیررسمی اتحادیه میباشند را هم در آورده و آنها هم خواهان افزودن به پرچم نو شده اند![2]
تغییر پرچم بر روی کشورهایی، همچون استرالیا و نیوزیلند که پرچم بریتانیا بر روی پرچمهای میلیشان نقش بسته است، نیز تائیر خواهد گذاشت و آنان نیز بایستی پرچمهایشان را تغییر دهند!
2 – بخشی از مانیفست ترک اسکاتلند، غیر اتمی ساختن سرزمینشان است. این درحالیست که پایگاه اصلی زیردریایی های اتمی و تقریبا همه ی موشکهای بالستیکی اتمی بریتانیا (Trident) در اسکاتلند مستقرند! اسکاتلندیها خواهان خروج همه سلاحهای اتمی از خاکشان پس از یکسال ترک گفتن اتحادیه هستند. مشکلی که انگلستان با آن روبرو است، نه تنها هیچ بخش از انگلستان مردمانش اجازه ایجاد پایگاه اتمی را به دولتشان نمی دهند، بلکه بخاطر پیشرفت در تلکنولوحی و ماهواره های جاسوی، مانند گذشته توان پنهان ساختنشان را ندارند[3]، و وادار خواهند شد تا اکثر سلاحهای اتمی خود را نابود سازند! این مسئله موجب نگرانی آمریکا شده است، زیر انگلستان، صدای آمریکا در اروپا و یار یاورشان در همه جنگها و آتشفروزیهای جهانی، بویژه در خاورمیانه بوده اند![4]
3 – گمان بسیار زیاد از دست دادن حق وتو در سازمان ملل! کشورهایی همچون برزیل و هند، که بازیکنان تازه نفس سیاست جهانی هستند، مایل به عضویت دایم در شورای امنیت و داشتن حق ‘وتو’ هستند، که مسلما عضویت انگلستان را زیر پرسش خواهند برد، که چگونه یک کشور کوچک غیر اتمی که در هیچ کجای جهان دیگر بحساب نمی آید، جزو شورای امنیت است؟![5]
4 – ایجاد اختلاف و حتی جنگ در آینده بین انگلستان و اسکاتلند برسر شهر های و دهکده های مرزی!
5 -از دست دادن قدرت بیشتر در اتحادیه اروپا و کم بها شدن پوند! انگلستان بیش از دو دهه است که قدرتی در اتحادیه اروپا ندارد و چندین سال تهدید به ترک آن کرده است تا با گرفتن آونسهایی، قدرت از دست رفته را بازپس بگیرد، ولی با ترک اسکاتلند، موقیعت انگلستان تضعیف گشته و توان تهدید و بلوف زدن را نخواهد داشت! اتحادیه اروپا چند ماه پیش اعلام کرد که اسکاتلند بدین آسانیها نمیتواند عضو اتحادیه شود، ولی اگر انگلستان به تهدیدات توخالی خود در ترک اتحادیه اروپا ادامه دهد، اسکاتلند را بجای انگلستان وارد اتحادیه خواهند کرد![6]
6 – توقف نفت اسکاتلند! اسکاتلند، تنها کشور عضو اتحادیه بریتانیاست که از خود نفت دارد و دولت انگلستان برای رفع کمبود نفت مور نیاز ش، یا از اسکاتلند خریداری کند و یا از نروژ یا خاورمیانه وارد کند! همچنین با ترک اسکاتلند از اتحادیه، شرکتهای نفتی انگلستان، بویژه BP آسیب خواهند دید! بی پی تنها شرکتی است که حق استخراج نفت در دریای شمال که متعلق به اسکاتلند است را دارد، که با ترک اسکاتلند، میتواند قراداد را از دست بدهد![7]
7 – خطر ترک دو کشور ویلز و ایرلند شمالی از اتحادیه! بجز آنکه مردمان ویلز (ولش) و ایرلند شمالی (آیریش)، با اسکاتلندیها از یک نژادند (از نژاد کِلت) و مردمان بومی این سرزمین پیش از ورود اقوام آنگلوساکسون (انگلیسیهای امروزی) از آلمان به جزایر بریتانیا میباشند، نیز از نظر فرهنگی و سیاسی به اسکاتلندیها وابسته و بسایر نزدیک می باشند، که افزون بر آن، هر سه در تنفر از انگلسیها مشترکند – که درصورت ترک اسکاتلند، بگمان زیاد ایندو نیز خواهان ترک اتحادیه خواهند شد![8, 9]

طلاق اسکاتلند و انگلستان، برای ایران چه معنایی خواهد داشت؟
اتحاد و آمیزش هوش سرشار و با پشتکاری خسته ناپذیر اسکاتلندی ها با مکر، زیرکی، صبوری و آینده نگری انگلسیها، در زیر یک پرچم، غولی خونخوار را پدید آورد که در ۳۰۷ سال گذشته جهان و بویژه خاورمیانه و مهمتر کشورمان ایران، اسیر چنگالش می باشد – که درحقیقت رژیم آخوندی حاکم در ایران، فرزند خلف و دست پرورده این اتحادیه شوم است!

الف: بریتانیا در ایران
این ازدواج و اتحاد شوم زمانی بپا شد که در ایران، یکی از نالایق ترین شاهان صفوی، شاه سلطان حسین با نیرنگ دباریان زیر کنترل گرجی ها، بخاطر آنکه مادر گرجی او، برتخت سلطنت ایران نشسته بود!

در همان زمان دولت نوپای اتحادیه بریتانا تلاش کرد تا از وضع نابسامان ایران سواستفاده کرده و رویایی اشغال استانهای بلوچستان (بلوچستان پاکستان امروزی)، سیستان، هرات، کابل (افغانستان امروزی)، را در سرپرواند تا با افزدودنشان به کمپانی هندشرقی، منطقه نفوذی خود را گسترش بخشد. با قدرت گرفتن نادرشاه و سروسامان بخشیدن به اوضاع کشور و سپس برسرکار آمدن خاندان زندیان، برنامه ی آنان برای مدتی متوقف گشت – تا آنکه یک سرباز و سیاستمدار اسکاتلندی کمپانی هند و شرقی، “جان مَلکُم” متوجه ضعف فتحعلیشاه قاجار شد و نه تنها ایران را به زیر منطقه نفوذی بریتانیا برد، بلکه برنامه جدایی افغانستان و ایالتهای خیبر پختونخوا و بلوچستان پاکستان امروزی را از ایران ریخت. او نیز مسئول طراحی سیاست سه گامی، برای تبدیل “اتحادیه بریتانیا” به “امپراتوری بریتانیا” است!

ادامه دارد . . . .

یاری نامه (منابع، ارجاعات و توضیحات)
________________________________

1 – “بریتانیا”، نام یک استان های امپراتوری رم بود، که شامل انگلستان، ویلز و شمال غربی فرانسه امروزی میشد.

2 – http://www.bbc.co.uk/news/magazine-25205017

3 – http://tinyurl.com/k4vhhuj

4 – http://tinyurl.com/pb4edrc

5 – http://tinyurl.com/pykz5hk

6 – http://tinyurl.com/mcaeczz

7 – http://tinyurl.com/o6qwzhf

8 – http://tinyurl.com/jvhwj8c

9 – http://tinyurl.com/n9c95gw

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)