• نظام حاکم بر اسرائیل از دمکراسی بسیار به دور است. نظام حاکم بر اسرائیل نه دمکراسی، بلکه مانند هر نظام مذهبی، نظامی است امتیازی. هر نظام مبتنی بر دمکراسی فقط شهروند می‏شناسد. شهروندانی که از نظر حقوق و امتیازات همگی در برابر قانون یکسان و برابرند. ولی نظامی دینی از همان ابتدا میان افراد و گروه‏ های اجتماعی تفاوت می‏ گزارد …

بزرگ‏ترین اندوه برای من این است که ببینم صهیونیست‏ها (یهودیان)

بسیاری از آن چه را نازی‏ها با یهودیان کردند با فلسطینی‏ها بکنند.

israel-flag-gun
آلبرت اینشتاین

کسانی که گزارش جنایات نازی‏ها را بر یهودیان از طریق نوشتار، عکس یا فیلم‏های گوناگون خوانده و/ یا دیده‏ اند و امروزه جنایات صهیونیست‏ها را علیه مردم غزه در تصویرها، فیلم‏ها و ویدیوها می‏بینند شباهت‏های زیادی را میان جنایت‏های نازی‏ها و جنایت‏های صهیونیست‏ها مشاهده می‏کنند.
طنز تاریخ اینجاست که فرزندان و نوادگان کسانی که خود قربانیان نسل‏ کشی‏ های نازی‏ها و فاشیست‏ها بودند، تنها و تنها به این خاطر که یهودی هستند، امروزه خود عاملان نسل‏ کشی فلسطینی‏ها، تنها و تنها به این خاطر که آنان فلسطینی هستند، گشته‏ اند. این واقعیت نشان می‏دهد که نازی‏گری، استفاده از شیوه‏ ها و رفتارهای فاشیستی در انحصار آلمانی‏ های هیتلری، فاشیست‏ های ایتالیائی، فالانجیست‏ های اسپانیائی، ژنرال‏ های آرژانتینی، شیلی‏ایی، لباس شخصی‏ های جمهوری اسلامی و… نیست. سرنوشت شومی است که می‏تواند گریبانگیر هر مردم، ملت و قومی گردد.

گزارش‏های کتبی، عکس‏ها و فیلم‏های گوناگون از رفتار نازی‏ها و نیروهای اِس ‏اِس‏ ها با یهودیان و پارتیزان‏هائی که در برابر تجاوز و اشغال کشورشان به دست ارتش هیتلری دست به مقاومت مسلحانه و خرابکاری می‏زدند شباهت‏های زیادی را با رفتار صهیونیست‏های فاشیست با فلسطینی‏ها در غزه نشان می‏دهد.
رفتار مرسوم اِس‏ اِسی‏ ها در برابر اقدامات پارتیزان‏ها در کارهای خرابکارانه یا ترور افسران ارتش و وابستگان به اِس‏ اِسی‏ ها این بود که در جائی که این اقدامات انجام می‏گرفت، اگر آنجا روستا یا شهرک کوچکی بود، آن شهرک و روستا را به عنوان اقدامی تنبیهی با خاک یکسان می‏کردند و تمام مردان، جوانان و کودکان مرد را در برابر جوخه‏ ی آتش قرار می‏دادند و نابود می‏کردند. بسان اعمالی که صهیونیست‏ ها با مناطق فلسطینی در غزه کردند و می‏کنند.

برای نمونه می‏توان از برخورد نازی‏ های هیتلری با یهودیان لهستانی در مقایسه با رفتار صهیونیست‏ های فاشیست با فلسطینی‏ ها در غزه، به مورد گِتوی ورشو و مقاومت یهودیان محصور در گِتوی ورشو در برابر زندان بانانشان، ارتش هیتلری و نیروهای اِس‏ اِس، اشاره کرد.
گِتوی ورشو محله‏ ای بود در ورشو به مساحت ٣/۴ کیلومتر مربع که در ۱۹۴۰ ایجاد شد و در آن بیش از ۴۰۰۰۰۰ یهودی را جا داده بودند. دورادور گِتو را دیوارهای بلند محصور کرده بود و ساکنان آن در ظلم‏ و ستم، اذیت و آزار، بیکاری و فقر و گرسنگی بسر می‏بردند.

از جمعیت بیش از ۴۰۰۰۰۰ یهودی در گِتوی ورشو بیش از ۲۵۴۰۰۰ نفر را تا ۱۹۴٣ به اردوگاه ترِبلینکا برای سوزاندن در کوره‏ های آدم سوزی فرستاده بودند. یهودیان محصور شده در گِتوی ورشو در اعتراض به کشتار همکیشانشان و مقاومت در برابر مهاجمان هیتلری و جنایات اِس‏ اِسی‏ ها دست به قیام مسلحانه زدند. ارتش هیتلری و اِس‏ اِسی‏ ها با مسلسل و توپ و تانک به مقابله با آن قیام و سرکوب آن برخاستند. بسیاری از یهودیان را قتل و عام کردند و گِتو را با خاک یکسان نمودند.

ارتش آلمان نازی و اِس‏ اِس‏ ها همین کار را در اواخر جنگ با ورشو کردند. ارتش شوروی تا دروازه‏ های ورشو پیشرفت کرده بود. با نزدیک شدن ارتش شوروی به دروازه‏ های شهر ورشو پارتیزان‏ ها و نیروهای باقیمانده‏ ی از ارتش لهستان دست به قیام مسلحانه زدند. به جای آن که ارتش شوروی به کمک قیام کنندگان لهستانی بشتابد ناگهان در فاصله‏ ی کمی از ورشو پیشرفت ارتش خود را متوقف کرد و به ارتش آلمان امکان داد تا اقدام به سرکوب قیام نماید. درگیری به مدت دو ماه ادامه داشت. در این فرصت ارتش آلمان نازی و اِس‏ اِسی‏ ها ورشو را با خاک یکسان کردند و تعداد کثیری از قیام کنندگان را کشتند و از آنان انتقام گرفتند.
چقدر عکس‏ ها، فیلم‏ ها و گزارش‏ ها از این دو جریان، قیام‏های گِتو و شهر ورشو علیه اشغالگران نازی در یکسو و از دیگر سو، کشتار مردمان و ویران کردن غزه به دست اشغالگران صهیونیست به هم شباهت دارند. هر دو، ارتش نازی و اِس‏ اِس و ارتش صهیونیست از شیوه‏ های فاشیستیی یکسانی استفاده کرده‏ اند. این‏ها تنها نمونه‏ هائی از جنایات بیشمار نازی‏ ها علیه مردمان سرزمین‏ های تحت اشغال‏شان و جنایت‏های اشغالگران صهیونیست علیه مردم فلسطین در ظرف بیش از ۴۰ سال اشغال غزه و کناره‏ ی غربی میباشند.

افسانه‏ ی حاکمیت دمکراسی در اسرائیل
ظاهربینان و ساده‏ اندیشان افسانه‏ ی وجود نظام دمکراسی را در اسرائیل پذیرفته‏ اند. آن را با نظام استبدادی حماس در غزه مقایسه می‏کنند و چون خود را دمکرات ناب می‏دانند به نفع «دمکراسی» در اسرائیل موضع می‏گیرند و صهیونیست‏ ها را محق می‏دانند که به دست ارتش فاشیستی صهیونیست به اشغال بیش از ۴۰ سال غزه و تبدیل آن به بزرگترین زندان سرباز جهان و گِتوئی در قرن ۲۱ ادامه دهند و هر جنایتی را علیه مردم غزه و کناره‏ ی غربی توجیه کنند.

ولی در حقیقت نظام حاکم بر اسرائیل از دمکراسی بسیار به دور است. نظام حاکم بر اسرائیل نه دمکراسی، بلکه مانند هر نظام مذهبی، نظامی است امتیازی. هر نظام مبتنی بر دمکراسی فقط شهروند می‏شناسد. شهروندانی که از نظر حقوق و امتیازات همگی در برابر قانون یکسان و برابرند. ولی نظامی دینی از همان ابتدا میان افراد و گروه‏ های اجتماعی تفاوت می‏ گزارد. وابستگان به دین حاکم از بیشترین امتیازات برخوردارند. در میان ساکنان اسرائیل یهودیان بیشترین حقوق و امتیازات را دارند. تازه در بین یهودیان، فرقه‏ هائی از یهودیان ارتدکس از امتیاز بیشتری برخوردارند. کار نمی‏کنند.

به خدمت سربازی نمی‏روند. و جامعه باید زندگی آنان را تامین کند.
عرب‏ها، مسلمانان، مسیحیان و پیروان مذاهب دیگر از بسیاری از حقوق و امتیازها محروم‏ اند. برای مثال عرب‏ ها و مسلمانانی که در اسرائیل ساکن هستند اگر چه تبعه‏ ی اسرائیل محسوب می‏شوند ولی نمی‏ توانند بسیاری از مقامات بالای کشوری و لشگری را اشغال کنند. در رفتار و کردار روزانه بر آنان اجحافات بسیاری روا می‏رود. شهرک‏هائی که در خاک فلسطینی‏ ها در کرانه‏ ی غربی تاسیس می‏شود فقط و فقط می‏تواند ساکنان یهودی و تازه اغلب یهودی‏ های ارتدکس داشته باشد. فرماندهان و امرای ارتش و پلیس باید صهیونیست باشند. ووو
یکی از دلایلی که برای وجود دمکراسی توسط خشکه دمکرات‏ های ایرانی عرضه می‏شود این است که در اسرائیل انتخابات برای پارلمان و نهادهای دیگر آزاد است. آری آزاد است چون دلیلی برای کنترل آن به دست حکومت وجود ندارد!

پرسش: اگر اکثریت قریب باتفاق رأی دهندگان در انتخابات اسرائیل صهیونیست، فاشیست و دشمن فلسطینی‏ ها باشند به چه افرادی برای نمایندگی در پارلمان رأی می‏دهند؟
پاسخ: به نمایندگانی از همان جنس رأی دهندگان: صهیونیست، فاشیست و دشمن خونین فلسطینی‏ها.

پرسش: حکومتی را که این نمایندگان انتخاب می‏کنند چه حکومتی خواهد بود؟
پاسخ: حکومتی از جنس همان نمایندگان.

در جریان آخرین تجاوز اسرائیل به غزه گزارشات این بود که بیش از ۷۰ درصد از یهودیان اسرائیل از آن تجاوز و کشتار و ویرانی متعاقب آن در غزه پشتیبانی می‏کردند. با داشتن چنین اکثریتی چه نیازی به کنترل انتخابات؟
جنایات اسرائیل در غزه را بسیاری از شخصیت‏های جهانی و حتا برخی از نهادهای بین‏ المللی جنایت علیه بشریت اعلام کردند و خواهان رسیدگی مجامع ذی‏صلاحیت شدند.

ولی گناه بزرگ این جنایات به گردن جامعه و دولت ایالات متحده‏ ی آمریکا است. صهیونیست‏های اسرائیلی سگ‏ های هار آمریکا میباشند. بدون پشتیبانی مالی، تسلیحاتی، لجیستیکی، اطلاعاتی و امنیتی دولت آمریکا صهیونیست‏ های اسرائیل هرگز جرأت آن را نمی‏یافتند که بدینگونه هر جنایتی که می‏خواهند علیه مردم فلسطین مرتکب شوند و خیالشان راحت باشد که نه فشار دولت‏ها و ملت‏ها و نه قطعنامه‏ های بیشمار سازمان ملل و شورای امنیت هیچ غلطی علیه آن‏ها نمی‏توانند بکنند.

ولی وضعیت در آمریکا نیز در حال تغییر است. ترکیب جمعیت آمریکا در حال تغییر است. اکثریت سفید پوست انگلوساکسن در حال تقلیل رفتن است. اقلیت‏های ملی، قومی و نژادی در حال تبدیل شدن به اکثریت در جمعیت آمریکا میباشند و با این جابه‏ جا شدن ترکیب کنگره و در نتیجه سیاست آمریکا نیز دستخوش تغییراتی خواهد شد. این موضوع از یکسو و از دیگر سو فعال شدن افکار عمومی در سطح جهان علیه جنایات اسرائیل در سرزمین‏ های اشغالی، که نمونه‏ هائی از آن را در تظاهرات گسترده در سراسر جهان مشاهده کردیم، اوضاع را به نفع فلسطینی‏ ها و به ضرر صهیونیست‏ های فاشیست تغییر خواهد داد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)