(لطفاً به مقدمه این نوشته در ابتدای بخشِ نخستِ آن مراجعه بفرمائید)

(نمونه 2)
تیترِ متن: «مرگ چینوآ آچه‌به، پدر ادبیات سیاه»
نویسنده: «مهسا پاکزاد»
منبع: صفحه اینترنتیِ «بی بی سی» فارسی
شماره: –
تاریخ: به روز شده: 20:41 گرینویچ – شنبه 23 مارس 2013 – 03 فروردین 1392

نخست آنکه متن، اسامیِ خاص و خارجی را نه در گیومه قرار داده است، نه پررنگ تر نوشته است، و نه کج (ایتالیک) نوشته است. چنین کاری خوانشِ متن را دشوار می کند و حتی منجر به غلط خوانی می شود. این اقدامات در عصرِ «دیجیتال»، وقتِ چندانی از نویسنده یا مترجم نمی گیرد. بنابراین بنظرِ من، موضوع «وقت» نیست، بلکه عدمِ آشنائی با ضرورتِ این امورِ نگارشی است. حال از آنجائی که وضعِ نابسامانیِ ادبی و زبانی و نگارشی در ایران از این حرف ها گذشته است، و از آنجائی که نه فرهنگستانِ موردِ قبولِ همه وجود دارد و نه مرجعِ موردِ توافق همه، از این مورد (در این متن) می گذرم.

در متن اصلی آمده است:
“کتاب شرح خاطرات آچه‌به از منطقه بیافرا در جنوب نیجریه است که برای سه سال متوالی بین سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰ برای استقلال جنگی بی‌نتیجه را تجربه کرد، استقلالی که آچه‌به خود شخصا از آن حمایت می‌کرد”.

نکته: به کاربُردِ حرفِ اضافه‍ی “برای” دقت کنید. به احتمالِ بسیار زیاد، دراینجا مشکلی حادث شده است که زبانشناسان آنرا “تداخل” (Interference) می نامند. یعنی احتمالاً نویسنده، جمله انگلیسیِ (for three Years) را، در ذهن به فارسی برگردانده است. البته ناگفته نماند که «تداخل»، به خودی خود و به تنهائی، بیسوادی یا کم سوادی دانسته نمی شود و صرفاً یک اشتباهِ فنی ست؛ چون این پدیده گاهی بطورِ «ناخودآگاه» برای مترجمان اتفاق می افتد و بدین ترتیب درواقع کنترلی بر آن ندارند. منتهی قاعدتاً «نباید» پیش بیاید. ما در فارسی، چنین جمله ای را بدونِ «برای» می نویسیم.

حال اگر جملاتِ بالا را بدین شکل بنویسیم چطور است (تقریباً از همان کلمات استفاده کرده ام)؟:
[کتاب، شرحِ خاطراتِ «آچه به»، متولدِ منطقه‍ی «بیافرا» در جنوبِ نیجریه می باشد؛ که سه سالِ متوالی، بینِ سال های 1967 تا 1970، جنگی بی نتیجه برای استقلال را تجربه کرد (یا: جنگی بی نتیجه را برای استقلال تجربه کرد). استقلالی که «آچه به» خود شخصاً از آن حمایت می کرد].

علاوه بر این، کلمه «برای» دو مرتبه پشتِ سرِ هم تکرار شده است و ترکیبی نازیبا و غریبه را ایجاد کرده است که در ادبیاتِ فارسی، یک مشکلِ مربوط به سَبک محسوب خواهد شد: «… است که برای سه سال متوالی بین سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰ برای استقلال …».

حال چنانچه متنِ پیشنهادی حقیر را بپذیریم یا آنرا لااقل «بهتر» بدانیم، آنگاه باید گفت که متنِ اصلی در 3 خط، 11 «غلط» (یا ضعف) داشته است. این 11 «غلط» (یا ضعف) به ترتیب اینها هستند:
1) ویرگول
2) گیومه
3) ویرگول
4) «متولد» را به متن اضافه کرده ام
5) گیومه
6) نقطه ویرگول
7) اولین «برای» را حذف کرده ام
8) ویرگول
9) ویرگول
10) جمله بندی را کمی عوض کرده ام
11) گیومه

چنین متنی، ضعیف است. بویژه برای رسانه ای که بودجه دولتی و کافی در اختیار دارد. چنانکه ملاحظه می فرمائید، 8 مورد مربوط است به علائمِ نقطه گذاری. ناآشنائی به علائمِ سجاوندی، کلاً یکی از ضعف های بزرگِ رسانه های ایرانی ست.
________________________________________
(نمونه 3)
تیترِ متن: «تظاهرات در حمایت مسیحیان و آسوری ها در کلن»
نویسنده: «اختر قاسمی»
منبع: نشریه‍ی اینترنتیِ «ایران گلوبال»
شماره: –
تاریخ: شنبه, ژوئیه 26, 2014 – 20:53

نخست آنکه متن، یکسره فاقد علائمِ نقطه گذاری ست. گوئی که این علائم در فارسی، اساسا به یک زائده و اضافه تبدیل شده اند. واقعیت اما آنست که بسیاری از کسانی که امروزه دست به قلم می گیرند، از این مسائلِ دستور زبانی بالکل بی خبرند. علائم سَجاوندی، جزوِ خط هستند. بدونِ آنها، خطی که با آن می نویسیم ناقص خواهد بود.
دوم آنکه متن، اسامیِ خاص و خارجی را نه در گیومه قرار داده است، نه پررنگ تر نوشته است، و نه کج (ایتالیک) نوشته است. چنین کاری خوانشِ متن را دشوار می کند و حتی منجر به غلط خوانی می شود. این اقدامات در عصرِ «دیجیتال»، وقتِ چندانی از نویسنده یا مترجم نمی گیرد. بنابراین بنظرِ من، موضوع «وقت» نیست، بلکه عدمِ آشنائی با ضرورتِ این امورِ نگارشی است. حال از آنجائی که وضعِ نابسامانیِ ادبی و زبانی و نگارشی در ایران از این حرف ها گذشته است، و از آنجائی که نه فرهنگستانِ موردِ قبولِ همه وجود دارد و نه مرجعِ موردِ توافق همه، از این مورد (در این متن) می گذرم.

در متنِ اصلی آمده است:
«در حمایت مسیحیان و آسوری ها …»

نکته: زبانِ محاوره ایِ متن سببِ حذف شدنِ حرف اضافه «از» شده است. صحیح: در حمایت «از» مسیحیان و آسوری ها …
حروف اضافه در همه زبانها از اجزاء بسیار مهمِ زبان هستند. پیش می آید که در زبانی، چند صد سالِ قبل یا چند صد سالِ بعد، حروف اضافه تغییرِ کنند یا حتی حذف شوند. اما در فارسی، هنوز برای حرف اضافه «از»، در موردی نظیرِ مثالِ بالا، چنین اتفاقی نیفتاده است. حذفِ آن در چنین جمله ای، موجبِ محاوره ای نمودنِ جمله می گردد.

در متن اصلی آمده است:
«صدها تن از مسیحیان و آسوریان عراق و سوریه و ترکیه … »

نکته: «آشوریان»، مسیحی هستند. جداسازیِ ایشان از مسیحیان در این عبارت، به لحاظِ محتوائی غلط است. یعنی حرفِ ربطِ «و» در اینجا اشتباه بکار رفته است. عبارتِ «مسیحیان و آسوریان» چنین است که بگوئیم «مسلمانان و سُنی ها». در نوشتار (در گفتار هم)، باید منطق و بُرهانِ پایه ای را در تک تکِ جملات رعایت کرد (بجز مواردِ مخصوصی نظیرِ برخی اشعار یا متونِ ویژه که منطقِ خاصِ خود را دارند). برای مثال، نمی توان گفت «خانمی که زن بود». چون همان واژه اول کافیست و جنسیتِ فرد را بطورِ منطقی روشن کرده است. متونِ رسانه های فارسی مملو است از چنین اشتباهاتی.

در متن اصلی آمده است:
«عدم حضور ایرانیان در این تظاهرات علیه فاشیسم اسلامی داعش و حمایت از مسیحیان و آسوریان … »

نکته: شاید در نگاهِ اول متوجه فقدانِ حرف اضافه «برای» نشوید، چون لحنِ محاوره ای متن، شما را ناخودآگاه با خود به زبانِ محاوره می بَرد.
این جمله، در شکلِ فعلی اش، بدین معناست که:
عدمِ حضورِ ایرانیان در این تظاهرات علیه فاشیسمِ اسلامی داعش و [علیه] حمایت از مسیحیان و آسوریان …
صحیح: عدمِ حضورِ ایرانیان در این تظاهرات علیه فاشیسمِ اسلامی داعش و [برای/ در جهتِ] حمایت از مسیحیان و آسوریان …
بکارگیریِ زبانِ محاوره ای در نگارش، چه در فارسی و چه در زبانهای دیگر، خود مقوله ای مجزاست درونِ ادبیات. و اینکار، بسیار سخت است و به مهارت های ویژه ای نیاز دارد و در گزارش نویسی نویسی جائی ندارد.

در متن اصلی آمده است:
«آنتی زیمیتیست»

نکته: معادلِ فارسیِ این واژه «یهودستیز» یا «ضدیهود» یا «آنتی سمیت» یا «آنتی سمیتیست» است.
واژه آورده شده، واضحاً به غلط از زبانِ آلمانی برداشته شده است، چون آلمانی ها عموماً «س» را «ز» تلفظ می کنند. یعنی از «ز» اولِ کلمه می توان فهمید که این واژه را از آلمانی گرفته اند. منتهی در زبانِ آلمانی، اسمِ این مصدر فقط «آنتی سمیت» گفته می شود. کلمه «آنتی زیمیتیست» نه آلمانی ست و نه فارسی و نه انگلیسی. مضافاً هنگامِ نوشتنِ مطبوعاتی باید رعایت شود که همه خوانندگان، با زبانهای بیگانه غربی آشنائی ندارند و لازم هم نیست که داشته باشند، چون در حالِ خواندنِ فارسی هستند. بنابراین، متن باید برای عموم مفهوم باشد. مگر آنکه پیشاپیش مخاطبِ متن را روشن نمائیم و گروهی ویژه از خوانندگان را مخاطب قرار دهیم.
________________________________________
(نمونه 4)
تیترِ متن: «مفهوم “پایدار”، ایده‌ای که در آلمان پا گرفت»
نویسنده: FV
منبع: صفحه اینترنتیِ «دویچه وله»
شماره: –
تاریخ: 30.03.2013

نخست آنکه متن، یکسره فاقد علائمِ نقطه گذاری ست. گوئی که این علائم در فارسی، اساسا به یک زائده و اضافه تبدیل شده اند. واقعیت اما آنست که بسیاری از کسانی که امروزه دست به قلم می گیرند، از این مسائلِ دستور زبانی بالکل بی خبرند. علائم سَجاوندی، جزو خط هستند. بدونِ آنها، خطی که با آن می نویسیم ناقص خواهد بود.
دوم آنکه متن، اسامیِ خاص و خارجی را نه در گیومه قرار داده است، نه پررنگ تر نوشته است، و نه کج (ایتالیک) نوشته است. چنین کاری خوانشِ متن را دشوار می کند و حتی منجر به غلط خوانی می شود. این اقدامات در عصرِ «دیجیتال»، وقتِ چندانی از نویسنده یا مترجم نمی گیرد. بنابراین بنظرِ من، موضوع «وقت» نیست، بلکه عدمِ آشنائی با ضرورتِ این امورِ نگارشی است. حال از آنجائی که وضعِ نابسامانیِ ادبی و زبانی و نگارشی در ایران از این حرف ها گذشته است، و از آنجائی که نه فرهنگستانِ موردِ قبولِ همه وجود دارد و نه مرجعِ موردِ توافق همه، از این مورد (در این متن) می گذرم.

در متن اصلی آمده است:
«اما آنچه که هانس کارل ۳۲ ساله در یکی از مهم‌ترین مناطق بهره‌برداری از منابع طبیعی اروپا به چشم می‌دید هر چیزی بود غیر از بهره‌برداری “پایدار”. برای رسیدن به محصولاتی از نقره باید هزاران درخت نابود می‌شد، چرا که برای افروختن کوره‌ به منظور ذوب فلز، لازم بود سالانه حدود ۲۰ هکتار جنگل زیر تیغ تبر برود»

نکته: «هر چیزی بود غیر از …» به احتمالِ بسیار زیاد ترجمه تداخلیِ (Es war alles außer …) از زبانِ آلمانی به فارسی ست. در فارسیِ صحیح چنین چیزی متداول نیست. شکلِ متداولِ آن (هنوز) اینست: «همه چیز بود جز …». خودِ این ترکیب هم به احتمالِ بسیار زیاد در قدیم از زبانهای غربی واردِ فارسی شده است. اما به هر حال این شکلش در فارسیِ نوشتاری و گفتاری آشناست و جاافتاده است. متداول ترین عبارتِ ترکیبی ئی که در فارسی بکار می بریم اینست: «… شبیه همه چیز بود جز …».

نکته: «برای رسیدن به محصولاتی از نقره»؟؟؟ طبیعی ست که خواننده ایرانی یا خواننده ای که بسیار به زبانِ فارسی مسلط باشد، با حدس و گمان می فهمد که منظورِ متن چیست، ولی اساساً چه لزومی به چنین جمله بندیِ عجیب و غریبی هست؟ حدس می زنم که اینجا هم مشکلِ «تداخل» در ترجمه پدید آمده بوده است. منظور احتمالاً «برای دستیابی به نقره»؛ «برای تولیدِ نقره»؛ «برای حصولِ نقره»؛ «برای استخراجِ نقره»؛ بوده است.

نکته: اصطلاحِ «بهره برداری پایدار» با اینکه هم کاملاً صحیح است و هم کاملاً قشنگ، ترجمه مستقیمِ واژه (Nachhaltigkeit) آلمانی ست. من ابداً مخالفِ ترجمه مستقیم واژه های تخصصی به زبانِ مقصد نیستم. ولی به شرطی که در آن زبان، واژه ای نباشد که «جواب» بدهد. پسندیده تر بود اگر که مترجم قبل از چاپ، به تحقیق می پرداخت که در ایرانِ امروز برای چنین اصطلاحی چه معادل هائی موجود است و بکار می رود. چنانکه کسی مایل باشد، «لینکِ» زیر متنی را ارائه می دهد که در آن، کارشناسانِ ایرانیِ همین شغل (معدن و متالورژی)، بینِ خود به گفتگو نشسته اند. دقت کنید که واژه «پایدار» را با چه معادل های بهتر و قشنگ تری جایگزین می کنند. و این، «فارسیِ طبیعی» است (امروزه) و نه فارسیِ «تداخلی».
mohammaddarvish.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)