رابطه رژیم و دانشگاه مثل رابطه مارگزیده و ریسمان سپید و سیاه است. چرا که از همان فردای پس از انقلاب بهمن ۵۷ و تأسیس حکومت اسلامی، درحالی که خمینی و روحانیت تازه به قدرت رسیده هنوز نیات و ماهیت واپسگرایانه و سلطه جویانه خود را عیان نساخته بودند و توهم توده ای گسترده ای نسبت به آنها وجود داشت، رژیم اما درمحیط های دانشجوئی خود را در اقلیت یافت و برای فتح سنگردانشگاه ها تهاجم گسترده ای را درپیش گرفت و نهایتا ناچارشد که برای مدتی طولانی دانشگاه و سایرمحیط های دانشجوئی را تحت عنوان انقلاب باصطلاح فرهنگی تعطیل و از نو تجدیدسازماندهی کند. انقلاب ضدفرهنگی اما اسم شبی بود برای به انقیادکشاندن دانشگاه ها و افکندن افساراسلامی به گردن آن ها. بدون چنین “انقلاب فرهنگی” رژیم هیچگاه قادرنبود که سلطه خود را بردانشگاه ها و محیط های دانشجوئی تحمیل کند. با این همه همین سلطه هم متزلزل و آسیب پذیربود و هر از گاهی ناچارمی شد برای زهرچشم گرفتن یورش های وحشیانه ای را به محیط های دانشجوئی سازمان دهد. دوره احمدی نژاد مقطع مناسبی بود که حاکمیت و باندهای افراطی-امنیتی، میخ خود را محکم تر بر”تابوت” دانشگاه ها به کوبند و بیشترین تلاش خود را در پادگانی کردن فضای آن ها، تصفیه های فراگیر و گرازکوب کردن به کارگیرند و البته بیشترین موفقیت را در قیاس با دوره قبل، نصیب خود کردند و عرصه را حتی بر جناح های رقیب و هم پیمان خود هم تنگ کردند. با این وجود، همواره جدال های درونی باندهای رژیم که هیچ گاه در کل حیات نظام اسلامی فروکش نکرده اند، در سطح دانشگاه ها نیز بازتاب داشته اند. با پیروزی روحانی و اعتدال گرایان در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، جدال پیرامون کنترل دانشگاه ها باردیگرشدت و حدت تازه ای یافت. چنان که از همان لحظه رأی اعتماد به وزراء دولت جدید یکی از کانون های مهم جدال حول وزیرعلوم و انتصاب های دانشگاهی جریان داشته و جریان حاکم به شدت نگران سست شدن فضای پادگانی در سطح دانشگاه ها بوده است. از این رو باندهای حاکم تمامی تلاش خود را برای آن که مبادا نسیم اعتدال و تغییر ولوجزئی در دانشگاه ها بوزد و ناخواسته موجب به حرکت درآمدن لایه های زیرین نارضایتی انباشته شده در بدنه جامعه دانشگاهی بگردد، بکارگرفته اند. خشم آن ها از برخی گزینش ها و پذیرش برخی دانشجویان ستاره دار و دعوت برخی استادان تسویه شده و نیز افشاء بورس های اهداء شده به آقازاده های باندهای حاکم، چنان است که آن ها رسما وزیرعلوم را به خاطر آن ها به زیرمهمیزاستیضاح کشانده اند. آن ها شرط انصراف خود از استیضاح را کنارگذاشتن سیاست دعوت از دانشجویان ستاره دار و استادان برکنارشده و دست نبردن به ترکیب کنونی ساختاردانشگاهی و اجتناب از بکارگیری مدایران وابسته به جناح دیگرکرده بودند. (گواین که نباید فراموش کرد که اجراء این سیاست ها توسط دولت و وزیرعلوم اساسا به شیوه گزینشی و جلب نیروهای همگرا با نظام ولی نزدیک به جناح اعتدال گرایان صورت گرفته است). افشاگری های تاکنون صورت گرفته نشان دهنده آن است که باندهای حاکم تاچه حد دانشگاه ها و بودجه های آن را به تیول خود ( تیول دایمی) تبدیل کرده و آن را در خدمت کادرسازی و تربیت مدیران از میان اعوان و انصارخود اعم از آقازاده ها و عوامل مزدورخود بکارگرفته اند (جلوه و مصداقی از جلوه ها و مصادیق یک رژیم تماما رانت خوار).
اهمیت کنترل دانشگاه ها از جهات گوناگونی مطرح است: از یکسو کنترل دانشگاه توسط این یا آن قدرت قبل ازهرچیز باهدف کادرسازی و تربیت مدیران و “اندیشه ورزان متعهدی” است که بدون آن حکومت کردن و کنترل برکشور و بهره برداری از ثروت ها و منابع آن ناممکن است. گواین که جمهوری اسلامی بدلیل آسیب پذیربودن در قبال آن چه که به فرارمغزها موسوم است، قادر به حفط بخش وسیعی از این سرمایه ها نیست و تنها در چندسال گذذشته ۲۰۰ هزارتحصیل کرده از کشورخارج شده است. اما این از اهمیت کنترل دانشگاه ها نمی کاهد و باعث نمی شود که رژیم از تلاش خود برای کنترل آن ها، با توجه به کثرت دانشجویان و اهمیت حیاتی تربیت متخصصین وفادار به خود بکاهد و کوتاه بیاید. نکته دوم آن که در شرایط استبدادی و سرکوب فراگیر سیاسی در سطح جامعه حتی برای جناح های رقیب، دانشگاه ها همواره نقش مهمی در تقویت و عضوگیری جناح های سیاسی بخصوص جناح اصلاح طلبان داشته است (نقش مهم تحکیم وحدت درزمان اصلاح طلبان درمطرح شدن و پیروزی آن ها را بیادداشته باشیم). نکته سوم آن که دانشگاه ها علاوه بردوکارکردفوق، همواره نقش مهمی در شکستن فضای اختناق و گسترش و تقویت جنبش های اجتماعی و اعتراضی و اشاعه گفتمان آزادی و برابری داشته اند که بخش مهمی از نگرانی عمیق رژیم از سست شدن فضای پادگانی در دانشگاه ها از همین نقش دانشگاه ها و دانشجویان پیشرو سرچشمه می گیرد.
نبردحول کنترل دانشگاه البته بخشی از منازعه همه جنانبه و رو به تشدید بین دولت و اصول گرایان شکست خورده در انتخابات پیشین ریاست جمهوری است. چنان که به مرورزمان لحن حملات روحانی و افشاگری او و حامیانش تندتر و خشم آگین ترشده است. سخنان اخیر و بی سابقه روحانی که در آن حریفان خود را بزدل و ترسو خواند و به جهنم حواله اشان داد و در دفاع ازموضع خود ابرازداشت که مخالفانش از اتاق فکربه اتاق عملیات نقل مکان کرده اند*۲ فراز تازه ای دراین جدال بی پایان است. بی تردید استیضاح وزیرعلوم یکی از مصادیق فعال شدن اتاق عملیاتی است. سخنان غیرمنتطره و پرخاشگرانه روحانی خطاب به مخالفین خود، نشان دهنده آن است که اولا مخالفان برای فلج کردن دولت اقدامات متعددی را در دستورکارخود قرارداده که او برآن شده است با هشدار و نهیب و تهدید (افشاگری و گفتاردرمانی) جلوی اقدامات آن ها را بگیرد. اماتعرض روبه گسترش جناح حاکم برای زمین گیرکردن دولت و روندرویدادها تدریجا به دولت و حامیان آنها می فهماند که به صرفا به افشاگری و گفتاردرمانی نمی توان اتکاء کرد. بهرصورت برشی از کشاکش دوجناح و کانونی شدن آن پیرامون استیضاع می تواند درمقطع کنونی تصویرروشن تری از توازن قوا و چشم انداز دامنه منازعات بعدی ارائه بدهد. آن چه که بویژه استیضاح کنندگان را مصمم ترساخته است، سهیم بودن خامنه ای درنگرانی آن ها پیرامون وضعیت دانشگاه ها و برنامه های وزارت علوم است. نگرانی که بارها به اشکال گوناگون ابزارشده و مدتی پیش خامنه ای صراحتا درمورد آن به دولت و وزیران عرصه فرهنگی و علوم تذکرداد و نسبت به تبدیل شدن محیط های دانشجوئی به محل منازعات و نفوذجناح ها و احزاب هشدارداد. درراهبرد خامنه ای و جناح حاکم اساسا قرارنیست گشایش در تحریم ها و دیپلماسی هسته ای به نرمش دربرابرمردم هم تأویل و تفسیرشود.
البته نتیجه استیضاح بیش از همه به موضع گیری پشت پرده خامنه ای و اصول گرایان میانه رو در مجلس و چانه زنی ها و بندوبست های پیرامون آن وابسته است. اگر روحانی نتواند حمایت ضمنی آن ها را درپشت پرده بدست بیاورد و اگر از بیت رهبری نشانه ای از تمایلی منبی برکوتاه آمدن استیضاح کنندگان به مجلس نرسد، چه بسا استیضاح کنندگان علیرغم مخالف های کمابیش وسیع علیه آن و تهدید وزیرعلوم به روشنگری رأی خواهند آورد و این پیروزی مسیرگام های بعدی آنها برای افزایش فشاررا هموارترخواهد کرد.
از سوی دیگرنباید فراموش کرد که دولت روحانی برای ایستادگی در برابرفشارهای روزافزون رقبا و پیش بردبرنامه های خود، ناچاراست که حامیان اجتماعی خود را بسیج کند. او بدون حربه افشاگری و بسیج پایگاه اجتماعی اعتدال گرایان و صرفا با اتکاء به چانه زنی در بالا قادر نخواهد بود که در مقابل تعرض جناح مقابله در آستانه پایان سال اول ریاست جمهوری اش پایداری کند. سعید حجاریان در گفتگوئی از لزوم تغییربرخی وزراء بی خاصیت و نیزتغییرصدها فرمانده و استانداری که از حکومت قبلی هم چنان برسرکارهستند و با سیاست های دولت اعتدال هم خوانی ندارند سخن به میان آورده است.
وزیرعلوم و دولت نیز از حربه افشاء بیشتراطلاعات پشت پرده (برای مقابله با حریه استیضاح حریف) سخن به میان آورده و درهمان حال، گرچه دیرهنگام، سعی کرده است که با بسیج نیروهای دانشگاهی در دفاع از وزیرعلوم و عقب راندن استیضاح کنندگان که اساسا بابتکارجناح افراطی و جبهه پایداری است، بهره گیرد. طومارهای حمایت ۱۵۰۰ استاد و ۵۰۰۰ دانشجو از آن جمله است.

گرچه سیاست انبساطی روحانی و وزارت علوم در دانشگاه ها کاملا کنترل شده است و بشدت مواظب اند که این جدال ها تعادل و آرامش(گورستانی) دانشگاه ها را بهم نریزد و موجب تحرک و به میدان آمدن بدنه دانشجوئی، مخالفان و جریان های غیروابسته به حاکمیت نگردد و تنها مشمول اصلاح طلبان معتدل گردد، اما این به معنای بی تفاوتی فعالین و بدنه دانشجوئی به منازعات و شکاف های فوق نیست. برعکس استفاده هشیارانه دانشجویان و جریانات مستقل و مترقی از فضاهای برآمده از شکاف بالائی ها حائزاهمیت است. بی تردید دانشجویان خودبهتراز هرکسی با راه و رسم استفاده از این شکاف ها درجهت و خدمت اهداف و خواست های خود آشناهستند. از نزاع دوجناح برای کنترل دانشگاه ها می توان روزنه ها و رخنه هائی برای تضعیف نسبی کنترل هردو جناح بردانشگاه ها و پیشروی نیروهای مستقل و غیروابسته به حاکمیت یافت.

۲۰۱۴-۰۸-۱۸- ۲۷-۰۵-۹۳
نگاه کنید
*۱- ۱۶ آذر و رویش جوانه ها:
http://www.taghi-roozbeh.blogspot.de/2013/12/16.html#more

نگاه کنید به:
*۲-کلید خوردن سناریوی تازه
http://www.taghi-roozbeh.blogspot.de/2014/04/blog-post_29.html
از تحرک دلواپسان تا فعال شدن دولت پنهان!
http://www.taghi-roozbeh.blogspot.de/2014/05/blog-post_7.html#more

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)