سینما رکسِ آبادن را کی به آتش کشید؟!
(برگی از تاریخ؛خاطرات قبل از انقلاب-۲)
محمد شوری

شب توی اتاق خودم نشسته بودم؛داشتم رادیویی را که با آن آهنگ و نیز صدای بی بی سی راگوش می کردم (و مال خودم بود) وَر می رفتم؛ اشکال صدا پیدا کرده بود؛ سیمِ بلندگویش کَنده شده بود، داشتم لَحیمش می کردم؛ اتاقم چِفت و بَست داشت؛ کسی را به آن راه نمی دادم؛ چون می بایست کارم (فعالیت مبارزاتی ام از دید خانواده ام حتی الامکان پنهان می ماند)،در همین حین واحوال بودم که به من خبر دادند سینما رکس آبادان آتیش گرفته…
من فورا خودم را به اونجا رسوندم. فاصله منزل ما تا سینما همه اش یک خیابان بود؛ در عرض ۵دقیقه می شد رسید اونجا…
هنوز پرده بیرونی سینما فیلم گوزنها را داشت.تعریفش را خیلی شنیده بودم؛ و دوستام می گفتند حتما برو ببینش؛ چون میگن سیاسیه، من اون زمان نیز گَه گاهی سینما هم می رفتم؛ مخصوصا فیلم های «بروس لی»…
نمی دونم چی شد که دیدن آن فیلم هی عقب می افتاد و من نتوانستم قبل از انقلاب آن فیلم را ببینم…
خودم را سریع به اونجا رسوندم. مردم جمع شده بودند.
خودم شخصا با فردی که کارگر سینما بود و کارش این بود تا با «چراغ لیت» مشتری سینما را به صندلی خودش هدایت کند، حرف زدم.
وی گفت سینما یک هو آتیش گرفت و من اومدم بیرون.
وی ادامه داد: دَر بازه؛ الان همه میان بیرون…
از آتش نشانی خبری نشده بود. طول کشید تا بیاید، و وفتی رسید با فلکه و شیر آتش نشانی بدون آب،که سر چهار راه ها می گذاشتند، روبروشد.
شروع کردند به خراب کرن دیوار سینما از بیرون .و من با خود می گفتم مگر دَر سینما به گفته آن کارگر باز نیست؟ پس چرا این جوری می کنند؟ لابد الان همه تماشاگران می یان بیرون؛ اما نیامدند؛ درب سینما قفل شده بود…
فردا متوجه شدم بیش از ۷۰۰ نفر درآتش سوخته اند.
برخی جنازه ها همانطور که بر صندلی نشسته بودند سوخته شده بودند؛ و این حاکی از این بود که آنان فرصت فرار را نداشته اند و قبل از سوختن، خفه شده اند.
تظاهرات عظیمی بر پا شد و گفته شد آتیش زدن سینما، کار ساواک آبادان بوده است.
شعار روز جمعیت تظاهر کننده این بود: «شاه باید بسوزد»
روایت و خواندنی خودم این است که عده ای شاید به زَعم خودشان آتیش زدن سینما را یک کار انقلابی فرض می کردند. چون سینما را عامل فساد وفحشا می دانستند. این در حالی است که در چنین صورتی می بایست آتش زدن سینما به هنگام تعطیلی اش صورت می گرفت،نه در در زمان حضورتماشاگران؛ همانطور که بعد از انقلاب مشابه اش را داشته ایم…!؟
خیلی از تماشاگران فرصت فرار و حرکت را نداشتند، ظاهرا، قبل از آتش گرفتن، مسموم یا خفه شده بودند؛ زیرا برخی در همان حالتِ نشسته بر صندلی، سوخته شده بودند.
همان روزها شنیدم که از قبل، «پودرِ آتش زا» در محوطه تماشاخانه پاشیده اند، و سینما یکهو و یکجا آتش گرفته است …
اینکه چه کسانی سینما را آتش زده و مستقیم و یا غیرمستقیم بازیچه و آلت دست چه کسانی شده اند، الله اَعلَم…!
به هرحال آتش گرفتن سینما رکس آبادان، سقوط رژیم شاه را یک گام به جلو نزدیک کرد؛ هر چند این اقدام(آتش زدن سینما)دو گام به پَس بود…!
تا روایتی دیگر از تاریخ انقلاب؛ والسلام!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)