mehran_mostafavi_011

هر چند بنا بود که مذاکرات بین ایران و 5 بعلاوه یک از ماه سپتامبر از سر گرفته شوند، اما یکباره 7 اوت گذشته در ژنو بین ایران و آمریکا مذاکراتی دوجانبه صورت گرفت و یک روز بطول انجامید. همانطور که از آغاز پیش بینی می شد مذاکرات اصلی بین ایران و آمریکاست و با اینکه ایران در آغاز بارها اعلام کرده بود که درباره مساله هسته ای با آمریکا مذاکره دوجانبه نخواهد کرد و مذاکرات تنها در کادر 5+1 باقی خواهد ماند، اندی طول نکشید که این خط قرمز را به خط قرمز دیگری تغییر داد که طبق آن به غیر از مساله هسته ای درباره موضوعهای دیگری با آمریکا مذاکره نخواهد کرد. اما شواهد امر حاکی برانند که بر خلاف آنچه جمهوری اسلامی و رهبرش اعلام کرده بودند مذاکرات اخیر ژنو مسئله خاورمیانه و عراق را نیز در بر گرفته است. قبل از هر چیز آغاز علنی تغییر سیاست خامنه ای که در سخنرانی معروف خود در فروردین 92 که سال را، سال “حماسه سیاسی و اقتصادی” خواند را یادآوری می کنیم. آقای خامنه ای طبق اصل راهنمای رژیم ولایت فقیه در سیاست خارجی یعنی “ستیز در آشکار و سازش در نهان” گفت:
” آمریکائی ها مدتی است که از طرق گوناگون پیغام می دهند که خواهان مذاکره جداگانه با ایران در خصوص موضوع هسته ای هستند اما من بر اساس تجربه های گذشته به چنین گفتگوهائی خوشبین نیستم .از نظر آمریکائیها گفتگو بمعنای وادار کردن طرف مقابل برای قبول حرف آنها است ، بنابراین ما همواره این نوع گفتگو را تحمیلی می دانیم و جمهوری اسلامی ایران نیز زیر بار تحمیل نمی رود. البته من مخالفتی هم ندارم . ما هیچگاه نگران قصد تغییر نظام جمهوری اسلامی از جانب امریکا نیستم زیرا آن زمانی که این قصد را داشتند و به صراحت هم می گفتند، هیچ کاری نتوانستند انجام دهند و بعد از این هم نخواهند توانست. ما بارها گفته ایم که بدنبال سلاح هسته ای نیستیم اما آمریکائیها می گویند باور نمی کنیم. در این شرایط چرا ما باید حرف آمریکا را در مورد صادقانه بودن پیشنهاد مذاکره، باور برداشته باشیم. پیشنهاد مذاکره یک تاکتیک آمریکائی برای فریب افکار عمومی دنیا و مردم ایران است و اگر اینگونه نیست، باید آمریکائیها این موضوع را در عمل ثابت کنند. آنها در مواردی گفته اند که برخی افراد از طرف رهبر ایران با آمریکا مذاکره کرده اند، در حالیکه این سخن، دروغ محض است و تاکنون هیچ کس از طرف رهبری با آمریکا مذاکره نکرده است.”
اکنون همه می دانند که نماینده رهبر، آقای ولایتی مدتها قبل از این سخنرانی با آمریکایی ها در سطح بالا درباره مسائل متعدد از جمله مسئله هسته ای در حال مذاکره بوده است با این حال آقای خامنه ای در سخنرانی اش صریحا دروغ گفت که تاکنون مذاکره ای صورت نگرفته است. اما اکنون دیگر بطور آشکار مذاکرات دوجانبه بین ایران و آمریکا و بدون حضور دیگر کشورها یا نماینده اروپا صورت می گیرد و موضوع مذاکره هم تنها محدود به مسئله اتمی نیست. در مذاکرات اخیر ژنو تیم مذاکره کننده اخیر امریکا بیشتر از اعضای سیاسی خود ترکیب شده بود. راب مالی مدیر بخش ایران، عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس در شورای امنیت ملی است، جیم تیمبی هم که یکی از کارشناسان ارشد امور هسته ای و مشاور ارشد وزارت خارجه و پل اروین از مدیران شورای امنیت ملی برای مقابله با گسترش تسلیحات هسته ای در این مذاکرات حضور داشتند. بگفته آقای عراقچی “بحث اصلی مذاکرات دوجانبه روز پنچ شنبه با امریکا در ژنو بر روی اختلافاتی بود که وجود دارد و اینکه چگونه می شود دیدگاههای دو طرف را به یکدیگر نزدیک کرد”. ایشان صحبت از بحث اصلی می کنند اما بحث فرعی چه بوده است؟ خود اقای عراقچی اعتراف کرده است که در حاشیه مذاکرات صحبت هایی خارج از مسائل هسته ای صورت گرفته است اما تنها از مسئله زندانیان ایرانی و امریکایی سخن به میان آورده است. بدینسان با توجه به حوادث منطقه، غیرقابل انتظار بودن تاریخ این مذاکرات و ترکیب مذاکره کنندگان و گفته اقای عراقچی مذاکرات تنها محدود به مسائل هسته ای نبوده است بلکه مسائل منطقه ای را نیز در بر گرفته است. جای تعجب نداشت که اندی بعد از مذاکرات دو جانبه بین ایران و آمریکا اتقاقات زیر رخ دادند:
ـ بارزانی از ایران بخاطر کمک به کردها تشکر کرد و در 12 اوت 2014 اشپیگل آنلاین از فرود هواپیماهای ایرانی حامل سلاح و مهمات در فرودگاه اربیل مرکز اقلیم کردستان عراق نیز خبر داد.
ـ همانطور که امریکایی ها خواسته بودند، 11 اوت در عراق مالکی از نخست وزیری کنار گذاشته شد و نخست وزیر جدیدی از سوی رئیس جمهوری عراق پیشنهاد شد که هم ایران و هم امریکا از آن طرح استقبال کردند. آقای شمخانی 12 اوت بطور علنی از نخست وزیری العبادی دفاع کرد و حتی خود آقای خامنه ای در سخنان 14 اوت درباره اوضاع عراق هم گفت: “ان‌شاءالله با تعیین نخست‌وزیر جدید عراق، گره کارها باز و دولت تشکیل می‌شود تا بتواند کار کند و به کسانی که قصد فتنه در عراق داشته و دارند درس خوبی بدهد.” بالاخره مالکی 14 اوت مجبور به کناره گیری شد و العبادی که تبعه انگلستان نیز هست مشغول تشکیل کابینه شده است.
ـ حمله های نظامی امریکا به گروه داعش برخلاف قوانین بین المللی صورت گرفت و 12 اوت، ایران از زبان محمد صدر، مشاور وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگو با روزنامه شرق تصریح کرد که هم در مورد گروه تروریستی “دولت اسلامی” و هم در مورد اسرائیل، همکاری ایران با آمریکا و اروپا شدنی است.
حال ببینیم که آقای خامنه ای چرا در سخنرانی ها دو پهلو صحبت می کند. او 14 اوت از طرفی می گوید:
“عده‌ای اینجور وانمود می‌کردند که اگر با آمریکایی‌ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود، البته ما می‌دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه‌ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون‌های عمومی بیان کردند. البته مسئولان ما در نشست‌ها در جواب طلبکاری آنها، جواب‌های قوی‌تر و گاهی گزنده‌تر دادند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها، به هیچ چیز کمک نمی‌کند. آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ی تحریم هم، فایده‌ای نداشته است”.
اما در همان سخنرانی اضافه می کند: “البته در زمینه‌ی ادامه‌ی مذاکرات هسته‌ای، منع نمی‌کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می‌شود.”
سئوال اساسی از آقای خامنه ای این است که اگر بگفته خودش “مذاکره ها بی فایده بوده و حتی بر تحریمها نیز افزوده شده است،” چرا می گوید: “کاری که ظریف کرده است تا بحال خوب پیش رفته است”؟ این جمله آقای خامنه ای برخلاف آنچه در ظاهر نشان می دهد با گفته های چند روز قبل حسن روحانی تناقضی ندارد او خطاب به منتقدانش همان روز گفت: “در داخل کشور نیز برخی به دنبال تعامل‌ هراسی و مذاکره‌ هراسی هستند و به محض اینکه صحبت از مذاکرات پیش می‌آید می‌گویند ما هراس داریم. یک عده به ظاهر شعار می‌دهند ولی بزدل سیاسی هستند و تا حرف مذاکره پیش می‌آید می‌گویند ما می‌لرزیم. به جهنم؛ چه کار کنیم؟”. برای تاکید بر گفته آقای روحانی، آقای خامنه ای لازم دید در سخنانش بگوید: “به طور دائم از خداوند متعال برای وزیر خارجه‌ی عزیز و همکارانشان طلب توفیق می‌کنم.”
اتفاقات اخیر نمونه ای است که نشان می دهد نوع جام زهر نوشیدن آقای خامنه ای با آقای خمینی کاملا متفاوت است. تفاوت اصلی آقای خامنه ای با آقای خمینی در این است که آقای خامنه ای توانایی خوردن یکباره جام زهر و خصوصا علنی کردن آن را ندارد. او شدیدا می ترسد و نگرانی اش این است که کار مذاکرات از دستش در برود و باعث گشایشی شود که او خواستارش نیست. از طرفی نیاز به برداشته شدن تحریمها دارد و می خواهد هر چه زودتر بحران اقتصادی کشور فروکشد اما از سوی دیگر نمی خواهد گشایشی نه با درون و نه با بیرون رخ دهد، از این رو سعی می کند که مذاکرات تنها در کنترلش ادامه پیدا یابد. از دید او روش نوشیدن جام زهر بصورت قطره ای (هموپاتیک) این سود را نیز دارد که اگر کار بجای باریک کشید بتواند به عقب بازگردد. هر چند که الان راهی به عقب نمیبیند و محتاج سیاست اوباماست.
اما آنچه درباره مسئله اتمی برای ما ایرانیان باید مهم باشد این است که نظاره گر مانورهای مختلف حاکمین نباشیم. برای ارزیابی درست مذاکرات هسته ای بین ایران و کشورهای 5 بعلاوه یک، قبل از هر چیز ما ایرانیان باید سه سئوال اساسی از خود بپرسیم و به آنها پاسخ دقیق بدهیم. این سه سوال عبارتند از:
1 ـ آیا ایران برای تامین انرژی نیاز به استفاده از انرژی هسته ای دارد؟
2 ـ آیا استفاده از انرژی هسته ای از لحاظ اقتصادی در ایران به صرفه است؟
3 ـ آیا برای استفاده از یک یا دو یا حتی سه نیروگاه هسته ای (با خرید دو نیروگاه دیگر از روسیه در بهترین شرایط، ایران 10 سال دیگر سه نیروگاه خواهد داشت)، ایران نیاز به صنعت غنی سازی اورانیوم دارد؟
نگارنده در مقاله های متفاوت به هر یک از این سه موضوع پرداخته است و پاسخ هر سه سئوال منفی است. [از جمله نگاه کنید به : واکاوی مسئله اتمی ایران و دروغ‌های بزرگ آن]
چه مذاکرات به توافق قطعی برسند و چه به نیمه توافقی ختم گردند تغییر اساسی در وضعیت داخل ایران صورت نخواهد گرفت. در این بحبوحه بجای تماشاگر مذاکرات بودن، کارهای مهمی می توان انجام داد. از دید نگارنده بیشتر بار این قضیه با متخصصان و دانشجویان و محققان و استادانی است که درباره انرژی هسته ای صاحب اطلاعات هستند. هیچ مانعی جلوی این امر را نمی تواند بگیرد که بحثهای علمی ـ تخصصی، اما با زبان ساده درباره انرژی هسته ای و وضعیت ایران و بسته انرژی مناسب برای ایران صورت پذیرند. اما متاسفانه در اینباره صدای چندانی در ایران شنیده نمی شود. گاه تک صداهایی بلند می شوند. در شرایط فعلی جامعه مدنی می تواند اینگونه بحثها را راه اندازد تا وجدان علمی جامعه ایرانی در اینمورد بالا رود. حتی با شرایط کنونی رژیم استبداد دینی این فعالیت ممکن است. چرا تاکنون حتی یک جلسه یا یک شماره مجله در ایران به این امر اختصاص داده نشده است؟ در وضعیتی که میهن ما قرار دارد با توجه به هزینه های نجومی که تاکنون بابت سیاست هسته ای پرداخته ایم سکوت از سوی کسانی که در این باره صاحب اطلاعات و نظر هستند بخشودنی نیست. کسانی که تمام امید خود را در موفقیت مذاکرات [بدون توجه به نوع مذاکرات و مواد وارده به آن] گذارده اند و گمان می کنند با بسته شدن توافقنامه بین ایران و کشورهای دیگر مسائل ایران حل خواهند شد کاملا در اشتباه هستند. تغییری در ساختار حقیقی و حقوقی این رژیم صورت نخواهد گرفت و گشایشی در ساختار سیاسی بسته و پر فساد) حتی روزنه ای( نیز متصور نیست. بر عکس، اگر افشاگریها صورت نگیرند و چرخشی مهم در سیاست هسته ای رخ ندهد با خطرهای زیر مواجه خواهیم بود:
ـ رژیم همانند زمان جنگ اعلام خواهد کرد پیروز شده است چنانچه آقای روحانی مدتی قبل اعلام کرد که ایران 6 کشور جهانی را شکست داده است و حرف خود را به کرسی نشانده است. که البته این گفته فریبی بیش نیست و کاملا مبرهن است که ایران بسیاری از مواضع خود را کنار گذاشته است اما همانطور که در آغاز مذاکرات نوشته بودم (تحت عنوان در باتلاق دیپلماتیک، تسلیم ملت ایران شوید بتاریخ جمعه 22 نوامبر 2013) رژیم حمهوری اسلامی ترجیح می دهد در مقابل قدرتهای خارجی زانو بزند اما تسلیم واقعیتها و خواسته های مردم نشود. مسئول 1000 میلیارد دلار خسارت وارده در جنگ ایران و عراق چه کسی است؟ اگر ایرانی است با او چه کرده ایم و اگر عراقی است چرا مطالبه نشده است؟ وقتی بحرانهای بزرگ خارج از شفافیت و فقط برای برآوردن خواسته های سیاسی حاکمین “حل” می شوند اینطور حل می شوند که جنگ ایران و عراق شد. و بحران اتمی هم که تاکنون بیش از 1000 میلیارد دلار به اقتصاد کشور هزینه وارد کرده است (از جمله نگاه کنید به براوردهایی که در اینباره شده است) باید مانند جنگ ایران و عراق تمام شود؟ با یک مذاکره بین ایران و قدرتهای خارجی بدون حضور ملت ایران و بدون رسیدگی به مسئولیتها؟
ـ عدم دخالت جامعه مدنی و باز گذاشتن دست رژیم این خطر را دارد که سیاست فاجعه بار اتمی ادامه یابد. در زمان فعلی، نمونه برجستهء این مسئله خرید دو راکتور اتمی دیگر از روسیه است که اگر این امر صورت پذیرد اثری دراز مدت بر ترکیب بسته انرژی ایران خواهد گذاشت. اگر خرید دو راکتور هسته ای دیگر از روسیه عملی و کار ساخت انها شروع شود هزینه های بلند مدتی برای ایران در بر خواهند داشت. نباید دست رژیم را برای چنین معامله ای باز نگاه داریم.
ـ و بالاخره اینکه مسئله هسته ای جدا از مسائل دیگر از جمله سیاست خارجی در قبال مسائل خاورمیانه نیست. چنانچه امروز ایران در جنگی سراسری در لبنان حزب الله، گروههای معترض شیعه در عراق، یمن و بحرین ، و در سوریه رژیم اسد را حمایت می کند که هزینه های بالایی دارند و در درازمدت حتی ممکن است حیات ملی را بخطر اندازد. تغییر این سیاستها تنها زمانی که اصل استقلال و آزادی در ایران و برای در کشورهای دیگر از سوی ایران رعایت گردد می تواند به ایران نیرویی تاریخی ببخشد. ایران با نظامی استبدادی حتی اگر خود را کاملا نیز در جبهه آمریکا قرار دهد باز هم با مسائل عمده ای روبرو خواهد شد که دائم باید در توازون قوا زیسته و انرژی زیادی از خود برای آن گذارد. با اینکه تا زمانی که خامنه ای هست و نیاز به دشمنی آمریکا دارد عوض کردن متحد ممکن نیست اما همانطور که در مصر رژیم ناصری تبدیل به رژیم سادات شد، در ایران نیز این عمل مشکلهای داخلی را حل نخواهد کرد بلکه بحرانها به مرور زمان عمیقتر خواهند شد. در جهان امروز هیچ دولتی نمی تواند سیاست خارجی مناسبی پی گیرد بدون اینکه به مردمش تکیه کند و در خدمت مردمش باشد.
زنهار که مسئله اصلی ایران موفقیت و عدم موفقیت مذاکرات بین رژیم ولایت فقیه و قدرتهای بزرگ جهان نیست. رژیمی که غرق فساد است و مغزها از آن می گریزند و متخصصان و فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و گروههای کارگری سرکوب می شوند و تنها رسالت دستگاه قضائی، وسیله سرکوب بودن است، نمی تواند از حقوق ملی مردم ایران در خارج از مرزها دفاع کند، خصوصا زمانی که سیاست خارجی با جزئیات توسط ولی مطلقه فقیه تنظیم می شود. نشستن در انتظار اینکه جام زهر قطره ای (هموپاتیک) اثر خود را بکند بی فایده است. اگر حرکتی از سوی مردم ایران نباشد همانطور که خامنه ای جانشین خمینی شد، فردی دیگر جای خامنه ای را خواهد گرفت یا گروههای مسلح کاملا بر ایران حاکم خواهند شد و این زهر استیداد است که ما را بعنوان ملت از پای درخواهد آورد.

25 مرداد 1393

پانوشت:

  1. http://www.radiozamaneh.com/120931
  2. http://www.hambastegi-iran.org/spip.php?article2976
  3. https://www.youtube.com/watch?v=-cEw5mXfUMo

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)