ترجمه ی مقاله ای از سایت گلوبال ریسرچ

مرکز پژوهش های جهانی سازی یک سازمان مستقل تحقیقاتی و رسانه ای مستقر در مونترال کاناداست. علاوه بر وبسایت پژوهش های جهانی این مرکز به انتشار کتاب، حمایت از پروژهای بشردوستانه وآموزشی و برگزاری کنفرانس های عمومی نیز اقدام میکند.

در این مدت بارها در اخبار خوانده ام که “تصرف حوزه ی نفتی … نقش عمده ای در تامین نیازهای مالی داعش داشته است” از خودم بارها پرسیدم مگر نفت میوه و خشکبار است که با تصرف یک حوزه ی نفتی بتوان از آن نیازهای مالی را تامین کرد؟  داعش نفت اش را چطور می فروشد؟ چه کسی نفت داعش را می خرد؟ این پرسش ها همچنان برجاست. امروز آمریکا رسماً حملات خود علیه داعش را به طور محدود و کاملاً نمایشی آغاز کرد. آنچه در بخش راهکارهای این مقاله آمده است شاید برای برخی از طرفین این غائله دیگر دیر شده باشد. در عین حال اگر چنین ادعایی را من نوعی مطرح میکردم بی شک اتهام های مختلفی از خیال پردازی تا ضدیت با آمریکای نازنین را در برمی گرفت. در طول دوره ی تحصیل ام در رشته ی مطالعات آمریکا به لطف اساتید مستقل با حوزه ای از مسائل آمریکا آشناشدم که برای دانشگاهیان پژوهشگران و روزنامه نگاران حوزه ی ممنوعه است. می توان از آن نوشت می توان از آن حرف زد اما هرگز نمی توان توجه جامعه ی جهانی را به آنها جلب کرد.

 

Iraq_ISIS_Abu_Wahe_2941936b

«آتش افروزان ژئوپلیتیک» عراق در پی به آتش کشیدن تمام منطقه

وقتی که آتش درمی گیرد، آتش نشان ها را به کمک فرا میخوانند، نه آتش افروزانی را که خود جرقه ی نخست آتش را زده اند، به ویژه اگر درحالی به صحنه ی جرم بازگردند که در پشت سر یک گالون بنزین پنهان کرده باشند. و این دقیقاً همان چیزی است که ایالات متحده در پی آن است: اینکه آتش افروزان زئوپلیتیک اجازه یابند که به عراق بازگردند و تهدید شبه نظامیان فرقه گرای تا دندان مسلح را، که هرچه بیشتر به قلمروی ناتو در ترکیه و حومه های بغداد نزدیک می شوند، دفع کند.

 

داعش محصول ایالات متحده

داعش مخلوق ایالات متحده و متحدانش در خلیج فارس (عربستان، قطر و اخیراً کویت) است. سایت تحلیل دیلی بیست در مقاله ای با عنوان “متحدان آمریکا داعش را تامین مالی می کنند” (1) چنین می نویسد:

داعش که حالا بغداد تهدید میکند سالهاست که از سوی حامیان ثروتمندی در کویت، قطر و  عربستان حمایت مالی می شود. سه دولتی که متحدان آمریکا در منطقه هستند و سیاستی دوگانه را در جنگ علیه تروریسم دنبال میکند.

به جز جمله ی نخست که حاوی صداقت است، این مقاله در میان هزاران دروغی پیش می رود که هدفش به سایه کشاندن نقش آمریکا در ایجاد داعش است. مقاله چنین ادعا میکند:

گروههای افراطی که موجودیت دولت عراق را تهدید می کنند سالهاست که توسط حامیان بلند پایه ای در میان به اصطلاح متحدان آمریکا در خلیج فارس ساخته شده و رشده یافته اند. اکنون، تهدید ایران، بشار اسد، و جنگ فرقه ای میان شیعه و سنی آرزوی آمریکا برای ثبات و اعتدال منطقه را نقش بر آب می کند.

اما هدف ایالات متحده در منطقه هرگز “ثبات” و به طورقطع هیچوقت “اعتدال” نبوده است. از همان اوایل سال 2007 منابعی درون پنتاگون و مقامات امنیتی آمریکا پرده از طرحی برداشتند برای غرق کردن خاورمیانه در جنگی فرقه ای از طریق تسلیح و حمایت مالی از گروههای افراطی ار جمله اخوان المسلمین و خود القاعده. سیمور هرش خبرنگار برنده ی جایزه ی پولیتزر در مقاله ای که در 2007 در نیویورکر منتشر شد زیر عنوان:”تغییر مسیر:آیا سیاست جدید دولت نفع بردن از دشمنان در جنگ علیه تروریسم است؟” (2) به طور مشخص می نویسد(تاکید از گلوبال ریسرچ است):

برای تضعیف ایران که کشوری عمدتاً شیعه است، دولت بوش تصمیم گرفته است تا اولویت هایش در خاور میانه را به طور موثری از نو پیکر بندی کند. در لبنان، دولت بوش با عربستان سعودی که دولتی سنی است در چندین عملیات مخفی برای تضعیف حزب الله سازمان شیعه ی تحت حمایت ایران به طور مستقیم همکاری کرده است. ایالات متحده همچنین در چندین عملیات مخفی در ایران و متحدش سوریه نیز نقش داشته است. محصول جانبی این فعالیتها تقویت گروههای افراطی سنی است که قرائتی خشن از اسلام دارند با آمریکا دشمنی می ورزند و به القائده سمپاتی دارند. 

از همان زمان گزارش نه  صفحه ای تفصیلی درباره ی همکاری ایالات متحده، ناتو و کشورهای خلیج فارس در ایجاد ارتش هایی از افراط گرایان در لیبی و مرزهای سوریه منتشر شد. داعش که مدعی تصرف قلمرویی از شمال شرقی سوریه تا مناطق شمالی و غربی عراق است، در تمام طول مرز ترکیه با سوریه فعالیت داشته است، “از قضا” درست در همانجایی که سی آی ای سالها مشغول “رصد” کردن و تسلیح گروههای “میانه رو” بوده است.

در حقیقت ایالات متحده این موضوع را رسماً می پذیرد که گروههای “معتدل” را صدها میلیون دلار تامین مالی، تسلیح و تجهیز کرده است. در ماه مارس 2013 مقاله ای در نشریه تلگراف تحت عنوان “ایالات متحده و اروپا درحال انتقال اسلحه برای شورشیان سوریه از طریق زاگرب” (3) گزارش داد در یک فقره محموله ای سه هزار تنی از اسلحه را که با هزینه ی عربستان سعودی از طریق هفتاد و پنج پرواز را به منطقه فرستاده است. نیویورک تایمز در مقاله خود با عنوان “انتقال اسلحه به شورشیان سوریه با کمک سی آی ای گسترش می یابد” (4) اذعان می کند که با دولتهای عرب و به دولت ترکیه برای کمک های نظامی به شورشیان سوریه همکاری می کند. این همکاری شامل صدها فروند پرواز انتقال تجهیزات به اردن و ترکیه می شود.

حجم وسیع کمک های آمریکا، ناتو و اعراب به شورشیان سوریه شکی باقی نمی گذارد که طرحی که سیمورهرش توصیف کرده بود به طور جدی در حال اجراست و دلیل اینکه گروههای نزدیک به القاعده همچون جبهه نصره و داعش جای گروههای به اصطلاح “میانه رو” را گرفته اند این است که چنین گروههای میانه رویی از همان ابتدا به طرز چشم گیری وجود نداشتند. در حالیکه مقالاتی چون مقاله ی دیلی بیست “متحدان آمریکا داعش را تامین مالی می کنند” حالا تلاش می کنند تا تمایزی میان سیاست آمریکا و کشورهای حوزه ی خلیج فارس را به تصویر بکشند، از زمان مقاله ی هرش در سال 2007 و در تمام 3 سال گذشته در لیبی و سوریه هدف ساختن ارتشی زیر لوای القائده به وضوح از سوی آمریکا و متحدان منطقه ای این کشور دنبال شده است.

نقشه، از همان ابتدا، ساختن یک نیروی افراطی اعزامی برای آغاز یک حمام خون فرقه ای در منطقه بود؛ حمام خونی که حالا مرزهای گسترده ای را در نوردیده و اگر تصمیمی عاجل اتخاذ نشود از این هم فراتر خواهد رفت.

ایران باید از« بوسه ی مرگ» آمریکا و از جنگ فرقه ای به هر قیمتی اجتناب کند

علی رغم توطئه ی آشکار برای کشاندن منطقه به یک نزاع فرقه ای، اکنون ایالات متحده ژست دولتی ذینفع در ثبات عراق را به خود گرفته است. درحالیکه ایالات متحده خود داعش را به وجود آورده تامین مالی، تسلیح و تجهیز کرده است، ایده ی “دخالت” آمریکا برای متوقف کردن داعش شبیه آن است که آتش افروزی آتشی خود افروخته را با ریختن بنزین بیشتر خاموش کند. هر دولتی – در بغداد یا تهران یا دمشق- که خود را [در این جنگ] با آمریکا متحد کند در اذهان تمام نیروهایی که این نزاع فرقه ای تصنعی را شکل داده اند منفور خواهد شد. برای ایران حتی فکر کردن به ایده ی عملیات مشترک با آمریکا می تواند به لحاظ استراتژیک پیشگری از استقرار داعش در عراق و استفاده از خاک این کشور برای حمله به ایران و دمشق را با موانع جدی مواجه کند.

هر گونه کمک ایران به عراق [در جنگ با داعش] باید با شرط عدم دخالت آمریکا به هر شکلی همراه باشد. توجه اصلی ایران باید بر آشکار کردن چهره ی حامیان خارجی داعش متمرکز باشد و درعین حال تلاش کند تا با متحد کردن گروههای شیعه و سنی خاک عراق را از آنچه باید تهاجم بیگانه خواند پاکسازی کند. ایران همچنین باید این ترس را در جمعیت سنی عراق مبنی براینکه ایران می خواهد با استفاده از این بحران نفوذش در عراق را گسترش دهد، به حداقل برساند.

در حالیکه آمریکا سعی دارد جنبه های فرقه گرایانه ی داعش را در چشم مخاطب جهانی کم اهمیت جلوه دهد، ماشین تبلیغاتی اش درخاور میانه با کمک دوحه و ریاض تنشهای فرقه گرایانه را تشدید می کند. داعش خود را به یک لشکرکشی فرقه ای و قساوتی فوق افراطی متعهد میداند که با هدف شعله ور کردن جنگ میان شیعه و سنی در مقیاسی وسیع طراحی شده است. ایالات متحده داعش را خلق کرده است و داعش اکنون در عراق تلاش می کند تا حمام خون عظیم تری را تدارک ببیند. دقیقاً به همین دلیل تهران و بغداد باید از دمشق بیاموزند و خود را از غرب مجزا و خود با داعش روبرو شوند.

تونی کارتالوچی: محقق و نویسنده ی مسائل ژئوپلتیک به ویژه در نشریه ی اینترنتی«New Eastern Outlook»

 

یادداشت ها:

1- http://www.thedailybeast.com/articles/2014/06/14/america-s-allies-are-funding-isis.html

2- http://www.newyorker.com/magazine/2007/03/05/the-redirection?currentPage=all

3- http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/syria/9918785/US-and-Europe-in-major-airlift-of-arms-to-Syrian-rebels-through-Zagreb.html

4- http://www.nytimes.com/2013/03/25/world/middleeast/arms-airlift-to-syrian-rebels-expands-with-cia-aid.html?pagewanted=all&_r=1&

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)