درآمد مترجم:
غزهنباید به دنبال چیزی کم‌تر از تغییر کلّ منظره باشیم. آمریکا مسئول فجایع خاورمیانه‌ست و در پاگیری و گسترش خشونت و فقر و فلاکت کشورهای منطقه عاملیّت مستقیم دارد. این را شماری از نیروهای اوپوزیسیون مایل به راست ایران می‌خواهند وارونه جلوه دهند و ردّپای عمیق آمریکا از بحران‌های منطقه، از داعش تا غزّه، از فلسطین تا سوریه، را فروپوشانند و فقدان دمکراسی و فرهنگ پیش‌رفته و دولت‌های سرکوب‌گر را یگانه عامل مصیبت ما در منطقه جلوه دهند. نیز می‌خواهند واقعیّت اظهرمن‌الشّمس منافع اقتصادی و سلطه‌ی سیاسی آمریکا در خاورمیانه و بحران‌های خونین برآمده از آن را انکار کنند. باری، در یک‌چنین شرایطی و در این روزها که سوریه، لیبی، عراق، فلسطین، مصر همه در امواج نسل‌کشی، کشتار، جنایت علیه بشریّت، نزاع‌های فرقه‌ای، بنیادگرایی اسلامی، و سرکوب غوطه‌ورند باید اتّفاقاًّ آمریکا و متّحدان تردامان و گناه‌آبود و ذی‌نفع آن را، انگلستان و اسرائیل را، به زیر ذرّه‌بین گرفت. باری در یک‌چنین روزهای بلازده‌ای است که باید به سخنان دکتر داهیلا وصفی – پزشک و فعّال ضدجنگ عراقی که از زمان حمله به عراق دومرتبه به آن کشور سفر کرده و درباره‌ی هرآن‌چه شاهدش بوده شجاعانه به سخن‌رانی پرداخته – گوش فرا داد و، باری!، در یک‌چنین روزی‌ست که باید فریاد برآورد: “جنایت‌کاران جنگی واقعی را در غرب بجویید!”
لینک ویدئوی این سخن‌رانی در انتهای مطلب آمده‌است.

ما معذوریّت داریم نسبت‌به یکان‌یکان قربانیانِ این تهاجم غیرقانونی چراکه این کشت‌وکشتار یک‌سره به نام ماست که صورت می‌پذیرد. از جنگ جهانی دوّم، 90٪ تلفات انسانی جنگ شامل شهروندان غیرنظامی بوده‌اند، و یک‌ سوّم آن‌ها نیز کودکان. قربانیان ما کاری آسیبی به ما نرسانده‌اند. از فلسطین تا افغانستان و از عراق تا سومالی و تا به هر آن‌جایی که هدف بعدی‌ ما می‌تواند بود، کشته‌شدن آن‌ها تلفات جانبی نیست، بل ذاتِ جنگ‌افروزی مدرن است.
قرباینان ما به‌خاطر آزاد‌ی‌هامان از ما بیزار نیستند. از ما بیزارند چراکه روز از پس روز داریم علیه بشریّت متعهّد شده بودجه‌گذاری می‌کنیم. این به‌اصطلاح جنگ علیه ترور پوششی‌ست برای تهاجم نظامی جهت به‌دست‌آوردن کنترلِ منابع [خاورمیانه] به‌نفع دولت‌های غربی و معناش فرستادن فقرای این کشور است تا فقرای کشورهای اسلامی را از پای درآورند؛ معاوضه‌ی خون است با نفت؛ نسل‌کشی‌ست؛ در چشم عموم جهانیان تروریست خودْ مائیم.
در این زمانه، سکوتِ پا‌سفت‌کرده‌ دربرابر مسئولیّت ما در حقّ جهان و آینده‌ی آن مجرمانه‌ست، و در پرتوی هم‌دستی ما در جنایات بی‌حدّ‌واندازه علیه بشریّت در عراق و افغانستان و تخطّی مداوم از منشور سازمان‌ملل و قوانین بین‌المللی، چطور شهروندی آمریکایی به خود جرأت دهد که اقدامات برآمده از مقاومتی مشروع دربرابر اشغال غیرقانونی را به نقد بکشد؟ ما چطور به خودمان جرأت می‌دهیم که دیگران را به خشونت متهّم کنیم؟‌
این به‌اصطلاح دشمنان ما در افغانستان، عراق، فلسطین و دیگر مستعمره‌های سراسر جهان، و شهرهای درون‌مرزی خود ما همین‌جا در خانه‌مان دارند علیه اراده‌ی سرکوب‌گر امپراطوری می‌جنگند، و تنها مطالبه‌شان تکریم انسانیّت‌شان است. بر آن‌ها برچسب تروریست یا شورشی می‌زنند چون علیه تجاوز و تاراج به‌دست تأسیسات [استعماری] سفیدپوستان مقاومت می‌کنند، ولی آن‌ها خواهران و برادران مایند در نبردی برای عدالت.
شهروندان غیرنظامی در هدف سلاح‌های ما حقّ انتخابی ندارند، ما امّا داریم. سربازن آمریکایی حقّ انتخاب دارند، و هرچند پنج‌سال پیش جای شکّ و تردید بود، امروز، حقیقت را می‌دانیم. آن‌ها برای شرف، وظیفه، و مام‌میهن فدا نمی‌شوند، بل برای کلوگ، براون، و روت فدا می‌شوند. برای آمریکا نمی‌جنگند – برای زنده‌ماندن و برای دوست کناردستی‌شان می‌جنگند چون ما به منطقه‌ی جنگی کشانده‌ایم‌شان.
از آزادی‌های ما دفاع نمی‌کنند – بل بنای 14 پایگاه نظامی ثابت را می‌گذارند که از آزادی‌های [شرکت‌هایی نظیر] اگزوموبیل و بریتیش پترولیوم دفاع کنند. دمکراسی را بنیان نمی‌نهند، دارند بنیان اشغال اقتصادی‌ای را پی می‌ریزند که قرارست بعد از اشغال نظامی نیز به حیات خود ادامه دهد.
امروز جامعه‌ی عراق، از صدق‌سر کمک‌های آمریکا، با هجوم به منازل، رسته‌های مرگ، ایست‌بازرسی، بازداشت موقّت، حکومت نظامی، خون بر کف خیابان، و خشونت دائمی تعریف می‌شود. باید شهامت کرده صراحت به خرج دهیم در حمایت از مردم عراق، که زیستی مصیبت‌بار را تاب آورده مقاومت می‌کنند، زیستی را که جنگ صلیبی استعماری بهشان تحمیل کرده‌ست.
باید شهامت کرده صراحت به خرج دهیم در دفاع از آمریکائیانی که مخالف جنگ‌اند، این قهرمانان نظامی راستین، که بر سر عهدشان در دفاع از قانون اساسی آمریکا علیه تمامی دشمنان آن مانده‌اند، چه داخلی و چه خارجی، من‌جمله آن هسته‌های تروریستی واشنگتن دی‌سی، که اغلب درمقام قوای قانون‌گذاری، مجریّه، و قضایی ازشان یاد می‌شود.
با نقل‌قولی از فردریک داگلاس حرف‌ام را به پایان می‌رسانم، ولی اگر در پی اطلاعات افزون‌ترید لطفاً به سایت liberatethis.com مراجعه کنید. داگلاس گفت: “آن‌ها که ادعّای مجاهدت برای آزادی را دارند ولی طغیان را مذمّت می‌کنند کسانی‌ هستند که در پی محصول‌اند امّا بی‌کشت‌وکارِ زمین‌اند، در پی بارانِ بی‌تندرند. خواهانِ اقیانوسی هستند بی‌غرّشِ زهره‌درِ آب‌های عظیم. این نبرد ای‌بسا نبردی اخلاقی باشد، یا نبردی عینی، یا هر دو، ولی باید که نبرد باشد. قدرت بی‌مطالبه از هیچ‌چیزی نمی‌گذرد. هرگز چنین نکرده و هرگز نیز چنین نخواهد کرد.”
هر یک از ما باید بر مطالبه‌مان پافشاری کنیم، دست از نبرد برنداشته، تندروار بغرّیم و کشت‌وکار کنیم، و به نبرد و سخن‌گفتن ادامه دهیم تاوقتی‌که عدالت برقرار شود. اگر عدالت نه، صلح هم نه.

https://www.facebook.com/photo.php?v=296806950452330

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)