تقریباً از همان سال های اول انقلاب تجاوز جنسی به زندانیان و مخالفان رژیم چه زن و چه مرد از موثرترین ابزار ها برای منکوب و سرکوب نمودن مخالفین در ایران مرسوم بوده است . داستان های مختلفی از صیغه نمودن زندانیان سیاسی زن محکوم به اعدام بر سر زبان ها است .
حتی برخی گفته ها حاکی از آن است که احمدی نژاد ، مشایی و صادق محصولی متهم به چنین اعمالی به طور مستقیم هستند.البته موضوع تجاوز منحصر به زمان حاضر نیست و گزارش هایی از چنین اعمالی در زمان شاه نیز موجود است .
بعد از اعتراضات ۸۸ موسوم به تحرکات جنبش سبز اوج تجاوز و شکنجه معترضین در یکی دو دهه اخیر گزارش شد که گویا علنی نمودن آن خود یکی از ابزارهای ایجاد وحشت و سرکوب بود.افراطیون حاکم (شعوبیه اسلامی ) با در دست داشتن منابر و رادیو تلوزیون و روزنامه ها براحتی انواع و اقسام تهمت ها ، دروغ ها و افتراها را هم به مخالفین و هم به دولتمردان کشورهایی که به زعم آنان دشمن هستند ، را زده اند. اما بعد از جریانات ۸۸ فحش ، افترا و تجاوز شکل عریان تری به خود گرفته است . حتی آقای خامنه ای نیز چند بار در سخنرانی های خود الفاظ رکیکی نسبت به سیاسیون آمریکا و مخالفین به کار برده است . مداحان حکومتی نیز بدون ابا و علنی به فحاشی می پردازند. گویا این رویه ای معمول در دوران احمدی نژاد بوده که تاکنون نیز ادامه یافته است .
در روزهای اخیرشاهد اقبال بسیار گسترده عمومی نسبت به کمپین اعتراضی به حجاب اجباری موسوم به آزادی یواشکی هستیم . این کمپین توسط مسیح علی نژاد راه اندازی شده است و مورد اقبال گسترده رسانه های خارچی نیز قرار گرفته است . این اعتراض در فضای مجازی گویا به شدت افراطیون شعوبی را عصبانی کرده است که البته قابل پیش بینی بود.حجاب به عنوان سمبول حاکمیت دینی ایران شاید پررنگ ترین خط قرمز برای حاکمیت است زیرا بدون حجاب اجباری عملا حاکمیت که در تمام عرصه ها شکست خورده است چیزی به عنوان نماد هژمونی دینی خود ندارد. بنابراین حاکمیت نوک تیز حملات خود را از طریق شایعه تجاوز جنسی به مسیح علی نژاد و القای این مطلب که تجاوز به زنان بی حجاب امری حتمی و محتوم است متوجه وی کرد. در واقع این شایعه و تبلیغاتی که تلوزیون رژیم به راه انداخت اعلام عریان استفاده از حربه تجاوز برای سرکوب مخالفان بود.
در سوریه که جبهه جنگ مستقیم ایران با غرب و مسلمانان سنی مذهب می باشد تجاوز به یکی از موثرترین سلاح ها برای انتقام گیری ، سرکوب و شعله ور کردن بیش از پیش اختلافات مورد استفاده قرار می گیرد. اگر چه تجاوز ابداع ایرانی ها نیست ولی رژیم شعوبی ایران بیشترین استفاده را از آن در جهت سرکوب مخالفان را داشته است.اما از آنجا که هر عملی فقط تا وقتی که عکس العمل مناسب آن اتخاد شود برایی دارد به نظر می رسد این حربه آرام آرام تبدیل به چاقویی شود که دسته خودش را ببرد. در قضیه خانم علی نژاد آرام آرام شاهد نشر گسترده این بی اخلاقی و تهمت به عنوان خبر در رسانه های غربی هستیم . از طرف دیگر مخالفت هایی از طرف خود حزب اللهی ها با شاگردان آقای مصباح یزدی به عنوان مبدعین این حرکت تبلیغی مواجه هستیم . ظن قوی این است که این بار بر خلاف انتظار آقایان حربه تجاوز به وسیله ای در جهت بی آب رو تر شدن خود آنان تبدیل شود.
نگارنده ایمان دارد خانم علی نژاد که به طور ناخواسته وارد این بازی شد اکنون صاحب فرصتی تاریخی برای مبارزه با این کثیف ترین روش برای سرکوب است . تهمت مذکور برای تحقیر وی و خانواده اش عملیاتی شده است . اگر وی بتواند مرزها و خط قرمز هایی را که در تربیت خانوادگی اش برای خود ساخته است را در نوردد و ازاین تهمت ناجوانمردانه برای روشنگری و افشای ماهیت سرکوب گر رژیم استفاده کند شاید تجاوز و تهمت زنی که رویه ای معمول است دیگر آن برایی سابق را نداشته باشد و بکلی از تاکتیک های سرکوب رژیم حذف شود یا حداقل بسیار کم رنگ تر شود.
اگر رسانه ها بتوانند تجاوز را از حربه ای برای شکست مخالفان تبدیل به ابزار تبلیغی علیه دستگاه سرکوب کنند آن وقت دور نیست روزی که رژیم از بکار بردن آن پرهیز کند.
اگرخانم علی نژاد بتواند این جنگ را به طرز موثری هدایت کند شاید جامعه مدنی ایران بتواند یکی از بزرگ ترین قدم هایش را در سالیان اخیر بر علیه سرکوب و استبداد بردارد. لذا همه آنانی که دل در گرو آزادی دارند اعم از اپوزوسیون و حتی فعالین ملی مخالف مرکز گرایی ایرانی باید وی را یاری دهند زیرا وی هدف دشمنی حاکمیت ، اصلاح طلبان و شاه الهی ها است .
تایماز اورمولو
واشنگتون – خرداد ۹۳

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)