kaf women

تاریخ پر نشیب‌ و فراز ملت ایران مملو از نام شیرزنانی در سطوح و مقام‌های مختلف است، که باعث افتخار بانوان ایران و جهان میباشند. جنبش زنان ایران که از دوران جنبش مشروطه متشکل شد، همواره خواستار برابری کامل حقوقی و اجتماعی زن و مرد بدون هیچ پیش و پسوندی بوده است. زنان سهم کلیدی و پیشرو در بسیاری از جنبش‌های اجتماعی داشته‌اند و در مقابل بخش عمده‌ای یی از روحانیت از ابتدا بزرگترین سد در مقابل آزادی زنان ایران بوده اند. از جمله کشف حجاب و سایر حقوق زنان مانند حق رای که در دوران سلسله پهلوی انجام گرفت، با مخالفت شدید روحانیونی از قبیل آیت‌الله خمینی مواجه گردید. جنبش زنان ایران یکی از قویترین حرکتهای مبارزاتی ضد استبداد دینی و بخشی از جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران محسوب می شود.

آیت‌الله خمینی با قول و “خدعه”‌هایی‌ از جمله آزادی و استقلال ملت ایران که ۵۰% آن‌ را زنان ایران تشکیل میدهند، به قدرت رسید، اما در اولین فرصت حجاب را اجباری کرد که بلافاصله با مخالفت صریح زنان ایران مواجه شد. حجاب تحمیلی آغازی بود بر آپارتاید جنسی‌ بر علیه بانوان ایران که تحت قوانین جمهوری اسلامی، حقوق خانواد‌گی، اجتماعی، حقوقی و سیاسی‌شان زیر پا قرار گرفت. متعاقب تحمیل حجاب، حقوق زنان بر اساس قوانین ضد انسانی دینی به نصف مردان تقلیل یافت. این ستمهای چند گانه موقعیت زنان ایران را دچار تزلزل نمود و حکومت تلاش نمود میراث اسلاف مرتجع خود را بر جامعه زن مدرن ایران تحمیل نماید.

با مقاومت و مقابله مداوم زنان ایران حکومت دینی نه تنها نتوانست زنان را خانه نشین نماید که بر شجاعت و شهامت آنها در مقابله با تضییع گسترده حقوقشان افزود، بگونه ای که زنان ایران برای رفع تبعیضات از پیکر نیمی از جامعه ایران دست به کمپین های گسترده در سطح ملی و بین المللی زده اند. فراز و فرودهای مبارزات و مقاومت زنان، باعث رشد فرهنگ مبارزات جنبشی گردید و توانست به پشتوانه سه دهه مقاومت، خود را به یک جنبش ضد استبداد دینی تبدیل نماید. در عرض ۳۵ سال گذشته به انواع مختلف زنان آزادی خواه ایران آشکارا پافشاری در مطالبات خود کرده و در این راه با هزینه‌های بسیاری از جمله تحقیر، تهدید، آزار، شلاق، شکنجه، زندان، تجاوز و اعدام مواجه شده اند.

حضور پیشقراولانی چون نسرین ستوده و سیمین بهبهانی‌ و دهها زن مبارز ایرانی در عرصه تقابل با قوانین ضد زن دینی این نتیجه روشن را نشان داده است که نه تنها نمیتوان قوانین شرعی و الهی را تغییر داد که حتی کوچکترین امتیازی نیز در قاموس روحانیت مرتجع حاکم قابل حصول نیست. لذا مجموعه مبارزات زنان ایران در جنبش ضد استبداد دینی، نه تنها مسیر تغییر قوانین ضد زن ایرانی که مسیر تغییر حکومت را در پیش گرفته است. جنبش عظیمی که در کنار جنبشهای کارگری، جنبش معلمان و جنبش دانشجویان کشور مسیر خروج از مصیبت های حاصل از یک نظام عقب مانده و قرون وسطایی را طی میکند. مبارزات زنان ایران دارای شرایط مبارزاتی همچون سایر بخشهای اجتماعی است که باید بصورت علنی در قالب جنبشهای اعتراضی و هماهنگ با جنبشهای دیگر به پیروزی بیندیشد.

سال گذشته مبارزان داخل ایران از جمله مهندس حشمت اله طبرزدی چهار مطالبه نه به اعدام، آزادی زندانیان سیاسی عقیدتی، تعیین حداقل معیشت و نه به حجاب اجباری را به عنوان کف مطالبات مردم ایران، .. و محوری برای هماهنگی‌عملی‌ و تقویت جنبش‌ها مطرح کردند. باید توجه داشت که مطالباتی از جمله نه‌ به حجاب اجباری، حداقل و کفّ مطالبات زنان ایران با اهداف برکناری کامل قوانین و نظام زن ستیز مطرح شد.

لذا ترغیب جنبش زنان ایران در مورد کسب آزادی مبارزه ای جدی و واقعی است و باید در شکل جنبش فراگیر زنان در مقابله با استبداد دینی موقعیت خود را تثبیت نماید. در عین حال نفوذ در صف جنبش زنان ایران توسط وابستگان نظام امکان به انحراف کشاندن مبارزات زنان را بوجود میاورد. در نتیجه باید توجه داشت که در ضمن حمایت از نافرمانی‌های مدنی – با هدف و برنامه مشخص – همزمان باید مواظب بود که جناح‌های مختلف رژیم در بازی قدرت، از این مطالبه بر حق زنان ایران به نفع خود موج سواری‌ نکند و آن را با اشکال مختلف و با تبلیغات زیرپرده به لوث نکشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)