۱- حسن روحانی در چین گفته است که خوشبین است که با غرب به توافق اتمی برسد و این خبر خوبی است. البته روحانی در زمینه های دیگری هم با آرامش یک رییس جمهور کشوری با ثبات و متعارف و بدون مشکل اضافه ظاهر شده و از این نظر نمره اش قبولی است و ایران به سیاستمدارانی با اعتماد بنفس و مسلط به وقایع کشورشان – اگر در عمل هم مسلط باشد – نیاز حیاتی دارد. اما رییس جمهور اسلامی در ادامۀ ابراز خوشبینی اش راجع به توافق با غرب اضافه کرده است که اگر در نهایت توافق حاصل نشود؛ نشان از لج بازی غرب دارد و الا جمهوری اسلامی با تمام حسن نیت مقدور دنبال حل مسأله است. معنای حرف درست روحانی این است که ایران بهر دلیلی – دلیلش مطلقاً مهم نیست – تصمیم قطعی گرفته است که سلاح اتمی را از دستور کارش خارج کند، و به این زودی هم دوباره فیلش یاد هندوستان نکند؛ و برنگردد به سیاست های صنایع نظامی استالینیستی تا کنون. روحانی اینجاست که می گوید: “پس چرا غرب این مقدار حسن ظن من و دولتم را جدی نمی گیرد، باور نمی کند و دنبال تخریب حداکثری در زیرساخت های اتمی جمهوری اسلامی است”. روحانی این را زیاده خواهی و نهایتاً لجبازی می داند.

۲- در بدو امر حرف روحانی حرف درستی است. به این معنا که هم تصمیم به آشتی با غرب و حل مشکل هسته ای از سوی روحانی بسیار جدی است؛ و هم غرب و امریکا با هیچ حکومت دیگری اینقدر مشکوک و سخت گیر رفتار نکرده است تا کنون. و روحانی در اینجاست که با تعجب و تأسف گله و شکایت می کند که چرا غرب با این همه حسن نیت و تمایل من به ایجاد رابطه؛ همدلی و همراهی نمی کند. و این را در قالب لجبازی غرب مطرح کرده است. خب یک پاسخ ساده این است که غرب با توجه به گذشته و فعالیت های پنهان ایران و این کشمکش ده سالۀ اخیر نمی تواند به این سرعت و راحتی که روحانی انتظار دارد عمل بکند و حسن نیت روحانی در بیرون ریزی همۀ اسرار اتمی ۴۰ سالۀ ایران را بپذیرد و روابط را عادی کند. این پاسخ یک پاسخ سیاسی کاملاً درست و موجهی است و همۀ مفسران و تحلیلگران و سیاستمداران هم بر درستی آن متفق هستند. البته در کنار و علاوه بر این دلیل فشار اسرائیل و دوستان امریکا و محافظه کاران داخل کنگره و سنای امریکا را هم تقویت کنندۀ این موضع سخت معرفی می کنند.

۳- اما من اعتقاد دارم که این دلیل سیاسی و مربوط به رفتار ایران در گذشته علت اصلی لجبازی – بقول روحانی – و سختگیری غرب (مجموعۀ موافقان و مخالفان مذاکره با ایران و از جمله اسرائیل) نیست. بلکه علت اصلی این لجاجت و پافشاری یک علت فلسفی و مربوط به آینده است. بعبارت دیگر غرب روحانی را قدرت مؤثری در هیئت رهبری جمهوری اسلامی نمی داند که بخواهد با تکیه بر حسن نیت او و ارادۀ قطعی معطوف به آشتی او با دنیا؛ رفتار و سیاستش نسبت به ایران را تنظیم کند. بلکه غرب روحانی را سیاستمداری می داند که از سوی هستۀ مرکزی رهبری جمهوری اسلامی بعنوان ایلچی آشتی با غرب انتخاب شده – منظورم تلاقی ناگزیر انتخاب محدود مردم با رأس حاکمیت در ایران است و نه گماشته بودن روحانی در برابر خامنه ای – و قول هایش نمی تواند اعتبار استراتژیکی داشته باشد. غرب به روحانی سخت می گیرد که دندان زهری آیت الله ها و سپاهیان اطراف شان را در بیاورد. زیرا نه اینطرفی ها پنهان می کنند که می خواهند امپراطوری اسلامی تأسیس کنند و نه آنطرفی ها احمقند که ناگفته هم ندانند که خطر یک رژیم بی ثبات و ایدئولوژیک چه فاجعۀ وحشتناکی است برای دنیا. حتی بدون سلاح هسته ای.

۴- محتمل است که پاسخ خود روحانی یا هوادارانش و یا حتی ایرانیان بی طرف بسیاری به ادعای من این باشد که اگر غرب اینقدر زیاد نگران است؛ پس واقعاً دارد در نگرانی افراط، و بقول روحانی لج می کند. زیرا نه رژیم آیت الله ها به این وحشتناکی و قادری است؛ و نه روحانی رییس جمهور در نقش تدارکاتچی. من اما ضمن قبول اینکه جمهوری اسلامی قادر به بالفعل کردن چنین خطری در آینده نیست و فاجعه را با ایجاد غیرمستقیم داعش و بوکوحرام و القاعده و مستقیم حزب الله تا همین الان هم ایجاد کرده و دنیا تا سال ها بعد از ازبین رفتن جمهوری اسلامی در ایران هم روی آرامش نخواهد دید. اما؛ معتقد نیستم که روحانی یک تدارکات چی نیست. آدرسش هم کاملاً سرراست است و آن نگاه به قدرت تأثیر گذاری اش در سیاست داخلی است.

۵- آنچه که مسلم است روحانی با همۀ تلاشی که کرده نتوانسته تا کنون پالس مهمی از داخل ایران به خارج و از جمله غرب مذاکره کننده بفرستد که “من رییس جمهورم و عمل می کنم”؛ و شما ببینید که خط مشی من استراتژی جدید جمهوری اسلامی است و کسی را یارای مقابلۀ عملی با برنامه هایم نیست”. او نه تنها نتوانسته در زمینۀ سیاسی مثل موضوع زندانیان سیاسی و حصر رهبران معترضان به رقبای خود روحانی هم! قدم بلندی بر دارد؛ بلکه در زمینه های خردتر مثل توقیف نکردن مطبوعات از سوی دادستانی و گشودن انجمن های صنفی از جمله مربوط به روزنامه نگاران و ده ها مورد مهم دیگر نیز بسیار منفعل بوده است. اما بیاییم به غرب بگوییم و او هم بما اعتماد کند و مته بخشخاش نگذارد و کمی فرصت بدهد به رییس جمهور تازه تا ثمرات اقداماتش را در آیندۀ نزدیک مشاهده کند.

۶- اما این را دیگر چگونه بغرب باید توضیح داد که هنرمندی به تعهد و محافظه کاری لیلا حاتمی را سکۀ یک پولش می کنند در تریبون های رسمی. و حتی از او شکایت قضایی می کنند، و هر مزخرفی را به این مجسمۀ وقار و پاکدامنی زن ایرانی نسبت می دهند؛ و معاون وزیر روحانی هم مدعی ایشان می شود و نمایندگان هتاک مجلس را هم علیه خانم حاتمی می شوراند. یا همین دختران و پسرانی که با همۀ احتیاط های لازم برای عدم عبور از خط قرمزهای عرف جامعه ویدیوهای ابتدایی شادی درست کرده اند را با آن فضاحت مثال زدنی می گیرند و شو برگزار می کنند و دنیا را به تأسف و تأثر وامی دارند – همین امروز تلویزیون کانال ۵ انگلیس ایمیل زده بود بمن که با ویدیو مصاحبه بدهم به آنان راجع به همین موضوع و من قبول نکردم – آن وقت رییس جمهور روحانی درمقابل همۀ این اتفاقات و مسئولیت های حکومتی – او رییس جمهور است و مسئول کشور – دستور می دهد در حساب توئیتر منسوب بخودش – شبکه ای که برای دیگران مسدود است – نظر یک سال قبلش را – یعنی به این اتفاقات هم مربوط نیست! – توئیت انگلیسی بکنند که “شادی حق جوانان است”. دست شما درد نکند جناب روحانی. غرب حالا چگونه و چرا باید حسن نیت شما را قدرت شما ترجمه کند و کوتاه بیاید آنوقت”! یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)