mehr maskanموضوع ساخت مسکن مهر تقریبا از سال ۸۶ با هدف خانه دار کردن اقشار کم درآمد جامعه شروع و کلنگ اولین پروژه در همان سال زده شد . ساخت دو میلیون واحد مسکن مهر در دولت نهم و دهم با پیش بینی هزینه تقریبی پنجاه هزار میلیارد تومان ( پنجاه میلیارد دلار ) به عنوان پروژه عظیم ملی مطرح گردید . اما اکنون با گذشت بیش از شش سال شاید کمتر از یک سوم پروژه انجام شده و هنوز زمانبندی قطعی و روشنی برای اتمام کلیه واحدها تعیین نشده است .
لازم به ذکر است که در بحث ایجاد مسکن توجه به پارامترهای بهداشت و امنیت و آسایش و مالکیت و عوامل زیست محیطی و سایر عوامل موثر در توجیه طرح الزامی میباشد که متاسفانه از آنجاییکه از هر گوشه دولت آقای احمدی نژاد بوی رانت و فساد و ویژه خواری میامد نه تنها به هیچیک از موارد فوق نیم نگاهی نشده بلکه رعایت استانداردها و نکات فنی و اجرایی نیز به گونه ای فراموش شده بود .
البته هنوز بسیاری از واحدهای تحویل شده و یا آماده تحویل با مشکلاتی از قبیل عدم اخذ انشعابات آب ، گاز ، برق ، فاضلاب شهری و نداشتن سیستمهای حمل و نقل شهری و جمع آوری زباله ، نداشتن مراکز آموزشی ، درمانی ، انتظامی ، فرهنگی و هنری ، تفریحی مواجه هستند که همگی نشان از بی توجهی به طراحی تاسیسات زیربنایی و روبنایی و شهری میباشد .
با شروع پروژه مسکن مهر سرنوشت بسیاری از افراد تغییر نمود ، مجموعه ای از تغییرات مثبت و منفی که با رویکرد مدیریت یک دقیقه ای دولت آقای احمدی نژاد تاثیرات به صورت تشدید یافته و افراطی نمود پیدا کردند . خالی از لطف نخواهد بود گذری به حال و هوای آن دوران داشته باشیم .
دوایرمختلف ، سازمانها ، ادارات ، شرکتها و پستها و مقامها وعناوین گوناگون با شرح خدمات دل بخواه و حدود مسئولیتهای نامعلوم ایجاد شده و روز به روز به جمع متولیان و صاحب نظران و متخصصان و تصمیم گیرندگان حوزه ساخت و سازاضافه می شد . افرادی جهت کسب منافع فردی اقدام به راه اندازی تعاونیهای مسکن در گوشه و کنار کشور نمودند و با تبانی با پیمانکار یا بانک یا ادارات یا اعضا توانستند صاحب ماشین های گران قیمت ، خانه ، کسب و کار جدید و دفتر و دستک و آشناهای با نفوذ شوند .گروههایی منتسب به نزدیکان دولتمردان با واگذاری قراردادها به شرکتهای پیمانکاری از درآمدهای بادآورده چشمگیری برخوردار شدند .شرکتهای مشاور بدون هیچ مطالعه ای و صرفا با کپی نقشه های موجود در آرشیو سالهای قبل و فروش آنها به تعاونیها سود خوبی بردند . شرکتهای پیمانکاری جدید یک شبه احداث شدند که بدلیل نداشتن سوابق اجرایی با دادن رشوه توانستند طرف قرارداد ساخت مسکن شوند ، البته اگر کمی بیشتر پرداخت نمایند میتوانند پیش پرداخت خوبی هم دریافت کنند . کارخانجات و کارگاههای تولید مصالح و ابزار و لوازم نیمه تعطیل یا ورشکسته با اشتیاق شروع به تخلیه انبارها از مصالح و کالاهای تولید قدیم نموده و با فعالیت مجدد در راستای فروش بیشتر اقدام به تولید محصولات غیر استاندارد نمودند .بانک مسکن زیر فشار دولت نهم و دهم با سیل عظیم متقاضیان مسکن مواجه و با صرف بودجه های هنگفت و تخصیص کلیه منابع مالی خود وارد میدان عرضه تسهیلات مسکن شد . مهندسین ناظر جوان و کم تجربه نیز از بازار بی حساب و کتاب مسکن مهر بی نصیب نبودند و با قبول پیشنهادات مالی مختلف از تخلفات اجرایی سازندگان چشم پوشی کرده و برای خودشان برو بیایی براه انداختند . مصالح فروشان هم با توجه به تعدد مشتری و گرمی بازار به دنبال سود بیشتر چه از طریق فروش اجناس غیر استاندارد و چه از طریق فروش اعتباری و یا غیر نقدی و چه از طریق واردات کالاهای چینی استوک سعی در توسعه بازار خود به هر قیمت داشتند . جالب آنکه در قحطی پیش آمده کارگران نیمه ماهر هم توانستند با کمک پیمانکاران کل و یا تعاونیها و یا توصیه مسئولین ادارات به کارگران متخصص تبدیل شده و با خرابکاریهای خود صاحب اسم و رسمی و عناوینی شوند . متقاضیان مسکن مهر که فکر میکردند با پرداخت دو میلیون تومان ظرف یکسال یا حداکثر دو سال صاحب خانه میشوند هر روز به عناوین مختلف دعوت به پرداخت مبالغ بیشتر میشدند . ناگهان متوجه شدند که بجای دو میلیون تومان تا به حال بیش از پانزده تا بیست میلیون تومان آورده خودشان بوده و حدود بیست تا بیست و پنج میلیون تومان هم به بانک بدهکار هستند و این درحالیست که حد اقل ده میلیون تومان هم برای بهره برداری واقعی از واحدشان بایستی هزینه نمایند . کم کم واقیعتهای ساخت و ساز بی رویه و بی برنامه پررنگ تر میشد . پس از گذشت یکسال ازانتخابات ۸۸ و سرکوب ناجوانمردانه خواسته های مردمی ، جهت بازگرداندن هواداران هواپرست به صف رای دهندگان مجلس ، مرحله اول هدفمندی یارانه ها اجرا شد . پول نفت بر سر سفره های مردم آمد . نفت بشکه ای یکصد و چهل تومان به فروش می رسید و هر نفر چهل و پنج هزار تومان یارانه میگرفتند . تورم شروع به تاختن نموده بود . اعمال سیاستهای غیر متعارف در عرصه جهانی ، اصرار به پنهان کاری در زمینه انرژی هسته ای ، افزایش فشار بین الملل ، انزوای سیاسی ایران ، شروع درگیریهای قومی و جانبداری ایران از گروههای تروریستی و رژیمهای غیر دمکرات ، همگی با سایر ملاحظات سیاسی دست به دست همدیگر داده تا کمربند تحریمها بر علیه ایران محکمتر شوند . دلار گران میشود . از هزار به هزار و دویست واز آن به هزار و هشتصد و به د دوهزار و چند و سه هزار تومان و بالاتر . حاملهای انرژی ، افزایش قیمت های یک شبه باعث میشود تورم بیشتر بتازد . نارضایتی ها نمود بیشتری پیدا میکنند . عدم توان اجرای تعهدات فروشندگان ، پیمانکاران ، تعاونیها ، اقشار حقوق بگیر دست به دست داده و کلانتریها ، دادگاهها ، محاکم اداری روز به روز شلوغتر شوند . وزارت راه با وزارت مسکن ادغام میشود . سازمان برنامه منحل میشود . راه برای تخلفات مالی و اختلاسهای میلیاردی بازتر شده است . دیگر برای احقاق حق باید به محکمه و قاضی هم درصدی از مبلغ خواسته را رشوه داد . هنوز مسکن مهر تحویل نشده . ولی بودجه های عمرانی وزارت راه وشهرسازی فقط صرف تکمیل واحدهای مسکن مهر میشود و سایر پروژه ها فراموش شده و کارگاهها تعطیل و کارکنان بیکار و کارفرمایان بدهکار . تعدادی از متقاضیان واحدهای خود را تحویل گرفته و به هر نحوی ساکن شده اند ولیکن مشکل مدرسه ، کلانتری ، اتوبوس ، زباله ، همسایه های نامتناجس ، فضای سبز ، رفت و آمد ، آسفالت و هزاران معضل دیگر شروع به خودنمایی میکند .
آیا با روی کارآمدن دولت جدید ، دوره دروغهای شگفت انگیز جمهوری اسلامی ، فرافکنی ، اختلاسهای میلیاردی ، تعطیلی روزنامه ها ، سرکوب معترضین ، سقوط شگفت انگیز ارزش پول ملی ، ساخت بمب اتمی ، زد و بند با چین و روسیه ، و سایرحسرتها و بیعدالتیها در نظام جمهوری اسلامی نیز تمام خواهد شد ؟ و منبعد دولت با رعایت حقوق بشر و احترام به آزادی افکار و بیان ، سعی بر این خواهد داشت تا همه بتوانند در سایه عدالت ، آزادانه ، در کشوری پر از مهر و در کنار هموطنان با مهر و در مسکن مهر ! زندگی کنند ؟
ولیکن تقریبا یکسال از تغییر دولت گذشته و گویا قصه تمام نشده و کمافی السابق ادامه دارد …
الف – میم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)