آنچه میخوانید بررسی اجمالی دلایل گرایش شدید زنان به جراحی زیبایی بینی در ایران میباشد. جراحی زیبایی بینی یا به اصطلاح پزشکان “راینوپلاستی” میتواند ظاهر بینی را به نحو مطلوبی کوچک، صاف، باریک و در کل زیباتر کند.

ایران رتبه اول جراحی زیبایی بینی در جهان را به خود اختصاص داده است”. طبق تحقیق آماری که “انجمن تحقیقات راینولوژی ایران” در سال ۲۰۱۳ با همکاری دانشگاه جان هاپکینز انجام داده است، آمار جراحی زیبایی بینی در ایران هفت برابر امریکا میباشد که به استناد گزارش مدیر این انجمن نود درصد متاقضیانش را زنان تشکیل میدهد. این آمار مرا بر آن داشت تا عوامل افزایش جراحی زیبایی بینی نزد زنان در ایران را بررسی کرده، به دنبال چرایی استقبال زنان ایرانی از این نوع جراحی با وجود امکان دیگر جراحیهای زیبایی بگردم.
به راستی چرا زنان ایرانی بیشتر به عمل زیبایی بینی اهمیت میدهند؟ آیا تنها هدف جراحی بینی، رسیدن به زیبایی است یا عوامل دیگری از جمله عوامل فرهنگی نیز در این کار نقش دارد؟ بدن زن در جامعه چه نقشی دارد؟ رابطه عمل زیبایی با مصرف چیست؟
جای هیچ گونه تردیدی نیست که در بیشتر جوامع زنان به زیبایی ِظاهر خود و در کل آنچه به چشم میآید بیشتر از مردان، توجه دارند. این توجه زنان را وا میدارد تا ویژگیهای بدن خود را با الگوهای فرهنگی زیبایی چهره و اندام در جامعه انطباق دهند.
من سعی دارم سوالهایی را که در بالا مطرح شد را از دیدگاه جامعه شناسی بدن توضیح داده، روشن کنم آیا عوامل اجتماعی و سیاسی در ایران در این پدیده موثر بوده است یا خیر.
زنان به ویژه بر اساس ویژگیهای جسمانیشان مورد قضاوت قرار میگیرند، بنابراین میتوان گفت عدم رضایت و بیزاری نسبت به ظاهرشان رابطه مستقیمی با انتظارات اجتماعی دارد. یکی از دلایل افزایش جراحی زیبایی بینی در ایران بُعد زیبایی آن است؛ البته باید خاطر نشان کرد زیبایی زن ایرانی را باید با توجه به ملاکهای اجتماعی دورهی خاص خودش مورد ارزیابی قرار داد. مثلا “در دوره پیش از انقلاب اسلامی بدن فربه و چاق به عنوان نشانه زیبایی و همینطور ثروتمند بودن زن ارزیابی شده است”. به عبارتی بدن میتوانسته هم ابژه زیبایی محسوب شود و هم نشانگر طبقه خاص اجتماعی فرد. اما آنچه در اینجا ما باید به عنوان سوال اساسی مطرح کنیم این است که، با وجود اینکه زیبایی بدن و جراحی زیبایی شامل اندامهای دیگر بدن از جمله پستان ها، اندام سکسی و الخ، نیز میشود، چرا در ایران گرایشات بیشتری به زیبا کردن و جراحی بینی وجود دارد؟ جواب احتمالی شاید در پوشیدگی اندام او نهفته باشد. با توجه به قوانین موجود در ایران زن ایرانی مجبور است در اماکن عمومی طبق حجاب اسلامی لباس بپوشد. یعنی تقریبا تمام بدن او به استثنای صورتش و از مچ دست به پایین می بایست پوشیده باشد.
و بینی در صورت نمود بارزتری نسبت به چشم و ابرو و دهان دارد، به همین دلیل گرایشات به زیبایی، بیشتر معطوف به بینی میشود. او میتواند تناسب داشتن یا نداشتن اندامش را زیر لباس و حجاب خود تا حدودی بپوشاند، اما بینی او اگر طبق ملاک زیبایی که امروزه در ایران وجود دارد نباشد، هویت بدنی او را مردود و به عبارتی زشت میکند. بنابراین صورت و علی الخصوص بینی بیش از هرجای دیگر در هویت زیبا بودن زن ایرانی نقش دارد.
ملاک های زیبایی در گذشته کلیگرا تر بوده است ولیکن امروزه رسانهها و پیشرفت های تکنولوژی در باب زیبایی، بدن را زیر ذره بین برده جزء به جزء اش را بزرگنمایی کرده اند. مثلا قبل از انقلاب سال ۱۹۷۹ایران تنها زنان چاق زیبا قلمداد میشدند، یعنی بدن زن را به عنوان یک کل مورد توجه قرار میداند. اما امروزه هر یک از اندامهای بدن معیارهای زیبایی خاص خود را دارد و رسانهها نیز در ترویج معیارهای زیباییِ هر یک از اندامهای بدن نقش خاصی را ایفا میکنند. “دکتر مهدی فخمی جراح زیبایی در مصاحبهای در روزنامهی جام جم در تاریخ ۹/۰۲/۲۰۰۴ میگوید: “یکی از مهمترین انگیزههایی که باعث میشود افراد تن به جراحی بینی بدهند تبلیغات ماهوارهای و مجلات خارجی و داخلی است. او عقیده دارد بعضی از این زنان و دختران واقعا نیاز به جراحی بینی ندارند اما به دلیل چشم و هم چشمی دست به این عمل میزنند”. اینجا ما شاهد این هستیم که عنصر زیبایی بینی در ایران تبدیل به یک دید کلی نسبت به زیبایی شده؛ زیبایی از امری شخصی ، تبدیل به امری عمومی شده که توسط رسانهها و جامعه نیز گسترش پیدا کرده. طبق نظر میشل فوکو “قدرت بر درونیترین و خصوصیترین تمایلات پنهان انسان تاثیر میگذارد، و به نوعی هنجاری آن را از “بیرون” شکل میدهد، این نظام قدرتمند به صورت یک نظام هنجاری فراگیر درآمده است، و با توان هرچه تمامتر به زنان دیکته شده است تا در همه جا، برهنه در اختیار نظام قدرت باشند”. اگر ما این جمله فوکو را با تبلیغات رسانهها و تاثیر ان در افزایش جراحی زیبایی بسنجیم میبینیم که رسانهها به عنوان قدرتی نیرومند، الگوی زیبایی را به عنوان مسئلهای کاملا شخصی و فردی، تبدیل به یک امری عمومی کردهاند، و همگان را نیز به سمت آن سوق دادهاند، امروزه در ایران بینیهای نوک تیز، سربالا، کوچک، به عنوان بهترین مدل زیبایی از سوی رسانهها به زنان دیکته می شود، و کسانی که دارای اینگونه بینی نباشند دچار توهم زشت انگاری میشوند.
گذشته از این، گرایش به انجام جراحیهای زیبایی علاوه بر آن که ریشههای اجتماعی دارد، به برخی عوامل روانی نیز برمیگردد؛ نیازهای عاطفی زنان به ویژه نیاز به مورد توجه قرارگرفتن به وسیله جامعه از انگیزههای اصلی تمایل انها به زیبایی تصنعی است، به همین دلیل زیبایی صورت بخصوص بینی را در کسب اعتماد به نفس و توجه قرار گرفتن خود نسبت به کسان دیگر موثر میدانند. دکتر محسن نراقی رئیس انجمن راینولوژی ایران درباره عوامل روانشناختی جراحی بینی میگوید:
“شمار زیادی از افرادی که خواهان جراحی زیبایی بینی هستند، از نظر خود دلایل موجهی دارند؛ مانند کسب موفقیت در تشکیل زندگی زناشویی، به دست آوردن اعتماد به نفس بیشتر در برخوردهای اجتماعی، جلب رضایت خانواده و دوستان و… در این مقطع باید ضمن ارزیابی بیمار به او گوشزد شود که تغییرات ظاهری، به بهبود چشمگیر در زندگی کمک معجزه آسایی نمیکند.” طبق این نظر ما میبینیم که حتی انگیزههای روانی شخص هم در رابطه با جامعه شکل میگیرد. منظور این است که عوامل روانشناختی برای رویآوردن زنان به جراحی زیبایی بیشتر برای دستیابی به اعتماد به نفس و به روابط فرد در جامعه برمیگردد.
در تحقیقی دیگر گرایش به جراحی زیبایی، بخصوص عمل زیبایی بینی، را به دوران کودکی زن مربوط دانسته و نقشهایی را که خانواده در این مورد داشته را موثر میدانند. طبق این تحقیق: “رفتار تحقیرآمیز خانوادهها نسبت به شخص در دوران کودکی و با کنایه و طعنه نام بردن از بد فرمی دماغ کودکان خود، آنها را دچار عقده حقارت کرده و ذهنیتی منفی نسبت به بینیشان به وجود آورده باعث میشود انها بعد از بزرگ شدن بهترین راه برای رهایی یافتن از این عقده را جراحی زیبایی بدانند”. جراحی زیبایی بینی این امکان را به وجود میاورد تا زنانی که از لحاظ روانی خود را زشت میبیند و دچار کمبود اعتماد به نفس هستند، یکبار دیگر به درون جامعه بازگردند و شکست ها و انزوای خود را دیگر به گردن بدفرمی دماغ خود نیندازند.
یکی دیگر از عواملی که نقش مهمی را در افزایش جراحی زیبایی بینی در ایران گسترش دادهاست، کسب موقعیت ایدهال اجتماعی است که زنان تصور میکنند از طریق چهراهی زیبا میتوانند به ان دست یابند. در طی پژوهشی که دو تن پژوهشگر با مصاحبه با زنانی که جراحی های زیبایی، بخصوص زیبایی بینی را انجام دادهاند به این نتیجه رسیدهاند که:
«در جامعه جدید ایران اهمیت ظاهر به عنوان معیاری برای ارزشگذاری افزایش یافته و از هر ناحیه به زنان فشار وارد میشود تا زیبا باشند و به زیبایی خود توجه نمایند چرا که ظاهر و زیبایی ملاک انتخاب و مطلوبیت تلقی میگردد و حتی ابزاری برای موفقیت و ورود به عرصههای بهتر و والاتر به شمار میرود. در چنین شرایطی زنان زیبا، قدرتمند تعریف میشوند، زیبایی به ابزاری برای قدرت زنان تبدیل میشود و زیبایی زن در مقابل ثروت یا منزلت یک مرد معامله میگردد».
در جامعهای که ملاک های زیبایی و ظاهری بدن، معیاری اصلی برای ارزشگذاری بر هویت زن تلقی شوند، طبیعی است تلاش زنان برای تبدیل بدن خود از بدنی طبیعی به بدنی اجتماعی گسترش پیدا کند. منظور نگارنده از بدن اجتماعی بدنی است که معیارهای آن توسط جامعه ارزش گذاری شده است. زنانی که اقدام به جراحی زیبایی بینی می کنند از این طریق میخواهند خود از دیگر زنان جامعه متمایز کنند. چون صورت زن در طی عمل جراحی بینی از صورتی طبیعی به صورتی برای نمایش تغییر مییابد. چون از این طریق نمایشی هم خود را از طبقه پائین اجتماع متمایز میکنند و هم خود را با طبقهای ثروتمندان و سبک زندگی آنان یکسان میسازند. البته در ایران عمل زیبایی تنها مختص طبقه ثروتمند جامعه نیست؛ اما این طبقه نقش مهمی را در ترویج این عمل ایفاء کرده است، و طبقات و قشرهای دیگر جامعه به تقلید از قشر و طبقه مرفه جامعه و برای اینکه در عرصه اجتماعی بتوانند خود را همسان آنها بدانند، به مسئله جراحی زیبایی بینی توجه نمودند. برای نمونه ما در ایران شاهد ان هستیم که قشر متوسط و کم در امد ایرانی برای هزینه عمل زیبایی به وام گرفتن روی امی اوردند. “جراحی زیبایی بینی نیاز به هزینه ۵ تا ۱۵ ملیون تومانی دارد و این هزینه برای قشر کم درامد ایران و قشر متوسط اماکان پذیر نیست، و امروزه شرکت هایی در ایران پدید امده است که در برابر وامی که به زنان میدهند برای عمل زیبایی بینی، سود زیادی از مردم میگیرند” . به همین دلیل می بینیم که قشر متوسط و کم درآمد، زیر بار قرض و هزینه زیاد میروند تا کمبودها و اختلافات اجتماعی خود را از راه بدن و بینی خود جبران کند. وقتی اعضای یک جامعه سعی دارند بدن¬های خود را مطابق با انتظارات فرهنگی جامعه و یا گروهی که بدان تعلق دارند هم¬نوا کنند به این نکته واقف¬اند که زیبایی با تلاش فردی به دست می¬آید و نکته¬ی دیگر اینکه این انتظارات فرهنگی و اجتماعی هستند که تغییرات در بدن برای زیبا شدن را به افراد تحمیل میکنند.
بر این مبنا، عمل زیبایی بینی یک عامل اجتماعی دارد و مهمترین کارکرد زیبایی تسهیل و تسریع برقراری روابط اجتماعی در گروه و جامعه است و زیبایی همچنین تعلق فرد را به گروه و جامعه راحتتر میکند.
علاوه بر این وضع بدن در جامعه مصرفی متضمن نوعی علاقه تجاری، نمایشی و آرایشی به آن است. در این جامعه بدن باید متناسب، لاغر و جوان نگاه داشته شود. پیر بوردیو میگوید: “در جوامع مدرن بدنها کالایی میشوند و به صورت یک سرمایه فیزیکی ظاهر میگردنند، سرمایه فیزیکی به معنای حضور بدنی بر حسب اشکال گونان سرمایه {اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی} در مکان و میدان کار و عرصه عمومی فرد میباشد”. در جامعه مصرفی ، اقدام به عمل صورت و بینی، صورت را از یک وجه شخصی و خصوصی تبدیل به یک چهره اجتماعی میکند. چون صورت به یک مفهوم “خودنمایشی” تبدیل مییابد. زیرا “بدن به عنوان ابژهای برای مصرف” جایگاه خود را پس از عمل زیبایی به “بدن چون اوبژهای برای نمایش” میدهد. چون در مرحله اول شخص به دلیل تبلیغاتی که از طریق رسانهها برای تشویق به عمل زیبایی مورد حمله قرار میگیرد ، سعی میکند طبق ان معیارها که رسانهها در اختیار عموم میگذارند خود را بازسازی کند و از این طریق تبدیل به بدن به عنوان مصرف میگردد، اما در مرحله دوم تبدیل به اوبژه نمایش میشود.
به گفته بودریار: “در یک جامعه مصرفی بدن زن از طریق مصرف دوباره آزادی خود را از دست میدهد، اگر بدن زن در مرحلهای از نقطه نظر جنسی به ازادی رسیده باشد، باز از طریق جامعه مصرفی و مصرف و ایدولوژیهای آن سرکوب میشود و تبدیل به برده میشود و ازادی خود را از دست میدهد”. فرهنگ مصرفی انسانها را تشویق میکند، تا صورت خود را بخصوص صورت زنان را در برابر حفاظت از گذر زمان مدوام در حال تغییر قرار بدهند. عمل زیبایی بینی که از طریق بعضی از زنان انجام میشود راهی است برای اینکه سن خود را جوانتر نشان بدهند، و از این طریق میان انها و طبقه جوانان جامعه گسست ایجاد نشود. چون در مفهوم سنتی نمای ظاهری صورت همیشه طبق یک مفهوم کلی از زیبایی پنداشته میشده، اما با پیدایش فرهنگ مصرفی، صورت تبدیل به یک هویت اجتماعی خاص میگردد.
بدنی که طبق الگوهای جامعه مصرفی و رسانههای تبلیغ میشود، بدنی است کمتر برای خود، بلکه وجودش بیشتر برای اشخاص دیگر اهمیت دارد، بدنی است متعلق به جهان اجتماعی؛ پس عمل زیبایی بینی تبدیل به وظیفهای میشود تا بدن آماده نمایش در دنیای اجتماعی شود.
نتیجه گیری
نخستین موارد جراحی زیبایی در شکل جدید در اروپای غربی مربوط به اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هیجدهم برمیگردد. در این دوره، بیماری سیفیلیس شایع بود. یکی از عوارض این بیماری، زوال بینی بود و به همین دلیل به این نوع بینی¬ها، بینی سیفیلیسی گفته میشد. این قضیه به گسترش رینوپلاستی (عمل جراحی زیبایی بینی) منجر شد به گونه¬ای که افراد می¬توانستند با این عمل به جامعه هنجارمند بازگردند. بینی سیفیلیس تبدیل به یک علامت انگ شده بود، علامتی از رفتار اخلاقی یک فرد و برای اینکه افراد به حالت نرمال بازگردند به رینوپلاستی روی می¬آوردند. بر اساس همین تمایل افراد به حذف دلالت¬های اخلاقی بینی سیفیلیسی، تقاضا برای تکنیک¬های پیشرفته¬تر رینوپلاستی نیز افزایش یافت. در ایران امروز عمل زیبایی بینی مخصوصا نزد زنان طبق آمارهایی که در بالا بدان اشاره شد بیشتر از سایر کشورهای جهان است. و به یکی از معیارهای مهم زیبایی تبدیل شده است، همانگونه که قبلا خاطر نشان کردیم زن ایرانی به دلیل حجاب اجباری در عرصه عمومی، تنها میتواند صورت خود را به عنوان هویت زیبایی خویش در معرض تماشا بگذارد، به همین دلیل میزان جراحی زیبایی بینی زنان در ایران بیش از اندام های دیگر اوست. مفهوم زیبایی زن در تاریخ ایران اگر قبلا شامل زیبایی کامل او بدون در نظر گرفتن اجزاء کامل بدنش میشده، امروزه به امری تکه تکه و جزء جزء تقلیل یافته است، حتی برای خود بینی هم طبق معیارهایی که از طریق رسانهها ارائه میشود، زیبایی دارای یک فرم کلی نیست، و دماغ باید یا سربالا، یا نوک تیز یا کوچک باشد، تا زن بتواند به آن زیبایی ایدهال برسد. این امر باعث شده که زیبایی از یک مفهوم شخصی و نسبی به یک مفهوم کلی و عمومی تغییر یابد. به همین دلیل زیبایی بینی تحت شرایط و فشارهای اجتماعی و فرهنگی شکل میگیرند. فوکو در کتاب خود تاریخ جنسیت نگاه به بدن را از یک نگاه صرف بیولوژی به یک نگاه تاریخی تغییر داد. به گفته او بدن میتواند دارای تاریخ باشد. انچه ما با استعانت به این گفته فوکو در رابطه با جراحی زیبایی بینی میتوانیم بگوئیم این است که زیبایی بدن زنان نیز دارای تاریخ است، در دوره قبل از انقلاب اسلامی عموما بدنهای چاق زنان را بدنهایی زیبا میدانستند. یا زنهایی که دارای پوست سفید بودند را زیبا میدانستند. اما امروزه با توجه به آمار جراحیهای زیبایی بخوبی این را مشاهده میکنیم که زیبایی بدن نیز در هر عرصه زمانی طبق معیارهای ویژه ان دوره ارزیابی میشوند و امروزه کسی که به فرم بینی زنان اوروپایی بینی خود را عمل کرده باشد به یک زیبایی نسبی دست یافته است. و ما میتوانیم بگوئیم که زیبایی زن در ایران نیز دارای تاریخ است و یک ماهیت ثابت ندارد. یکی دیگر از عواملی که در رابطه با افزایش جراحی زیبایی بینی زنان نشان دادیم عامل روانشناختی بود. اما انچه اینجا باید اضافه کنیم این است که نفرت از بدن و صورت و روی آوردن به جراحی زیبایی تحت تاثیر نگاه جامعه است، و این ارزشهای زیبایی جامعه بوده که فرد را به این اندیشه انداخته که دارای بینی زیبا نیست و اعتماد به نفس را در او کاهش داده. به همین دلیل زنان بعد از عمل زیبایی هنگامی از دست این وضعیت روانی خلاص مییابند که در برابر نگاه دیگران از زیبایی صورت خود لذت ببرند. به همین دلیل افسردگی و ناراضی بودن از صورت و بینی اگر امری باشد فردی و خصوصی اما رضایت کامل از صورت و بینی بعد از عمل جراحی، وابسته به نگاه دیگران و دیدگاه جامعه است. یکی دیگر از مسائلی که موجب افزایش عمل زیبایی میان زنان شده است در ایران امروز، عامل منزلت و جایگاه اجتماعی است. زنان از طریق بدن هاشان خواستار کم کردن اختلاف طبقاتی خود با طبقات مرفه و ثروتمند جامعه می باشند . اینجا بدن دیگر به عنوان یک نشانه فرهنگی و طبقاتی حضور پیدا میکند. دماغ عمل شده، وابسته به بدنی است که جایگاه اجتماعیش هم سطح بدن زنی در طبقه ثروتمند است. مهم نیست که زن برای عمل زیبایی بینی خود به قرض و وام روی بیاورد و خود را دچار مشکلات مالی کند، بلکه مهم این است که دماغ او نمایانگر و نشانه هویت و طبقاتی دلخواه او باشد، طبقهای که هیچ راهی سریع تر از عمل کردن بینی او را به ان متعلق نمیسازد.
در جامعه مصرفی بدن زن نیز همچون کالا به صورتی منفعل در میآید. و زیبایی بدن نیز مثل سایر مفاهیم دیگر، به ابزاری برای نظام کاپیتالیستی تبدیل شده است. اگرچه خواست خود زنان و عاملیت آنان نیز در آن تأثیر دارد ولی این عاملیت تحت نفوذ بسیار زیاد ساختار از قبل طراحی شده و دائما در حال تداوم سرمایه¬داری است. انچه در پایان این مقاله به ذهنم میآید این است که بینی زن ایرانی مانند مجسمههایی است که در معماری باروک رو بناها ایجاد میشود. مجسمهها اگرچه جزئی از بناها هستند اما در عین واحد احساس میشود که وجود مستقلی نیز دارند و خارج از بنا هم میتوانند قدرت و زیبایی خود را نیز نشان دهند. بینی زن ایرانی هم اگرچه جزئی از بدن اوست، اما همواره خود را جدا از بدن او نشان میدهد، و میتواند قدرت خود را هم بر هویت خود شخص و هم کل بدن ارائه کند.
نوشته شده توسط: فاضل محمود ولی
کارشناسی ارشد ایرانشناسی دانشگاه سوربن پاریس
فهرست منابع:
۱. احمدی نیا، شیرین، جامعهشناسی بدن و بدن زنان، روشنگران و مطالعات زنان، ۲۰۰۵.
۲. بلالی، اسماعیلی، افشارکهن، جواد، زیبایی و پول: ارایش و جراحی، مطالعات راهبردی زنان، ۲۰۰۸.
۳. فاتحی، ابوالقاسم، اخلاصی، ابراهیم، مدیریت بدن و رابطه ان با پذیرش اجتماعی بدن، مطالعات راهبردی زنان، ۲۰۰۸.
۴. گنجی، علی، در جستجوی وام برای جراحی بینی، روزنامه شرق. ۲۰۱۳، شماره ۱۸۴۰.
۵. ذکایی،محمد سعید، حمیده، فرزانه، زمینههای انتخاب جراحی زیبایی در زنان تهران، مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، ۲۰۰۸.
۶ BAUDRILLARD, Jean , La société de consommation: ses mythes, ses structures, paris, Gallimard, 1974.
FOUCAULT, Michel, Histoire de la sexualité. La volonté de savoir, Paris, éd. Gallimard, 2012.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.