مدرسه فمینیستی: زن، انسان است و در نتیجه خواسته هایش نیز فرا انسانی نیست.

در جامعه مدرن و صنعتی ایجاد مهدکودک های مدرن در کنار محیط کار به تعداد کافی از الزامات زندگی مدرن است و یا وجود رستوران غذا در محیط کار، بازدهی کارکنان را افزایش می دهد و همینطور به سلامت کارکنان کمک می کند. زن و مرد هر دو مسئول زندگی هستند هر دو مشترکا در حفاظت و بزرگ کردن کودک و سایر امور خانواده نقش دارند. تا آنجا که من از اسلام آموخته ام زن به عنوان همسر در عین حفظ عفت و پاکی و وفاداری باید خود را همواره زیبا و آراسته برای همسر خود نگاه دارد. امروز با توجه به شرایط هوای آلوده شهرهای صنعتی و تغییر تغذیه و عدم دسترسی به مواد غذایی طبیعی زنان برای انجام این وظیفه، ناچارند همواره در سالن های ورزشی یا مزون های آرایشی باشند  و یا اگر مرفه تر باشند در مطب پزشکان متخصص زیبایی رفت و آمد کنند تا همواره خود را به لحاظ ظاهری، مقبول همسر نگاه دارند و مورد توجه همسران شان باشند . از سویی طبق آنچه در اسلام آمده، شیر دادن به کودک یا بزرگ کردن کودکان یا حتی طبخ غذا یا نظافت خانه به عهده زنان نیست و اگر این وظایف را انجام دهند می توانند درقبال انجام آن، پول مطالبه کنند .

از طرفی می دانیم که خانواده صرفا از پس وظایفی همچون بزرگ کردن و حفظ سلامت کودکان و تربیت ابتدایی آنان برمی آید و تربیت علمی و احتماعی و اخلاقی کودکان باید در محیط های آموزشی از مدرسه تا دانشگاه اتفاق بیافتد. در واقع تربیت در محدوده خانواده، ناکافی یا حتی می تواند اشتباه باشد. از این رو مادران وظیفه تربیت اجتماعی و علمی و معنوی کودک را نه می توانند و نه وظیفه شان است که انجام دهند. بنابراین با توجه به این مسائل، صدور احکام جدید یا خدای ناکرده آیات جدید در خصوص زن موضوعیت ندارد .

اما در مورد بحران بیکاری و اقتصادی در جامعه، نیز می توان گفت چنین بحرانی، همه آحاد جامعه را از زن و مرد تحت تاثیر قرار می دهد، از این رو این ظلم بزرگی است که تنها مردان را متولی اقتصاد خانواده بدانیم و از آنان انتظار داشته باشیم با هر تورمی بتوانند اقتصاد خانواده را اداره کنند. در بخش های کارگری ۴٠ درصد جامعه کنونی کارگران مرد اغلب کارهای شاق دوم وسوم را به عهده می گیرند و در همان دوره جوانی بر اثر فشار کار، پیر و اغلب بیمار و خانه نشین می شوند. لذا هم مرد و هم زن مسئول اداره زندگی مشترک هستند.

بسیاری از مشاغل در جامعه بطور سنتی توسط خانم ها انجام می شود، مشاغلی که معمولا مردان به علت دستمزد پایین و یکنواختی کار، از آن اجتناب می ورزند. این مشاغل از قبیل کارهای دفتری در ادارات و سری دوزی ها یا کارگاههای کوچک خانگی را شامل می شود که زنان به رغم دستمزد اندک به ناچار پذیرای آن هستند.

از طرفی در مشاغل تخصصی که نیاز به تحصیلات و آموزش های پیشرفته دانشگاهی دارد معمولا اولویت با افراد توانمند است و جنسیت موضوعیت خود را از دست می دهد. بطور مثال اداره کنندگان تمام آزمایشگاه های تخصصی آب و فاضلاب در سراسر کشور زنان تحصیل کرده هستند، همینطور آزمایشگاه های پزشکی یا تحقیقاتی که راهبری آنرا زنان متخصص پیش می برند. تجربه سی سال خدمت در ارگان های دولتی به من آموخته است که در قبال کار مسئولانه اما ارزان زنان متخصص، مردان بیشماری مدیر هستند و درآمدهای بالا کسب می کنند. در بخش های کشاورزی زنان در فرآیند کاشت و داشت و برداشت نقشی تعیین کننده دارند ولی غالبا فاقد بیمه هستند. مردان معمولا در حاشیه تهیه بذر و کود یا اجاره ماشین آلات کشاورزی یا فروش محصولات کار می کنند. اخیرا خبری در حاشیه سفر رئیس جمهور  به هرمزگان نظرم را جلب کرد که تعداد زیادی از زنان صیاد که فاقد بیمه بودند از ایشان تقاضای بیمه خود را داشتند. صید ماهی، مخاطره آمیزترین کارهاست که معمولا به دلیل از دست رفتن مردان خانواده، زنان خود این کار سخت و توانفرسا را برای ادامه زندگی خود و خانواده شان به دوش می کشند.

در مجموع می توان به صراحت گفت، اولویت ها را شرایط زندگی تعیین می کند و از تصورات ما ناشی نمی شود. همه موجودات زنده فاقد شعور هم تغذیه و دفع و زاد ولد می کنند. تنها انسان است که به وسطه شعور و دانایی خود توان تغییر و بهبود شرایط خود و ایجاد ارزش افزوده در همه عرصه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و سیاسی را داراست. تکلیف از بالا و صدور بخشنامه، کمکی به حل مشکلات خانواده های ایرانی نخواهد کرد.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)