11042014-PoloyEmamHosein-01می گفت تو جوونی نمی فهمی، سرت توی حساب و کتاب نیست. اگر مسئولیت زندگی روی دوشت بود می فهمیدی. پسر جوان سعی می کرد خشم خود را فروخورده و مخالفتی نکند. روشن بود که با حرف های پدرش موافق نیست، اما سلسله استدلال های پیرمرد همچنان ادامه داشت. انتظار نداشتم پیش کشیدن این موضوع منجر به اختلافی چنین آشکار شود، اما همچنان فکر می کردم که یک اشتباه در سطح ملی را نباید چندباره تکرار کرد.
پسر جوان می گفت، یارانه باید به افرادی برسد که به تنهایی توان اداره زندگی را ندارند، اما پدر خشمگین معتقد بود این حق ماست و باید گرفت. همه باید بگیرند، تو نگیری، به کس دیگری نمی دهند فقط حیف و میل می شود. یکی پیدا می شه شارلاتان تر از مه آفرید و جزایری و زنجانی همه را بالا می کشه. پسر می گفت این به ضرر کشور است، باید صرف تولید و توسعه عمومی بشود، اما پدر پاسخ می داد هر کاری می خواستند بکنند توی این سی و چند سال باید می کردند، مگر قبلا که این هزینه را نمی پرداختند، به تولید و توسعه کمکی شد؟
این اختلاف نظر به راحتی رفع نمی شود. سابقه جمهوری اسلامی در حفظ حقوق مردم و اعتلای کشور، سابقه خوبی نیست. دست کم احساس عمومی این است که اولویت نخست کارگزاران حکومت با مشکلات روزمره مردم متفاوت است. بر همین مبنا شکل دادن اتفاق نظر عمومی حول محور موضوعاتی که یک طرفش هم حکومت باشد چندان راحت نیست. در این روزها موارد بسیاری را از افراد مختلف به عنوان شاهد ادعایشان برای بی اعتمادی به وعده های جمهوری اسلامی شنیده ام.11042014-PoloyEmamHosein-02
شهرهای جنگ زده و هنوز آباد نشده، مناطق زلزله زده و همچنان ویران، مشکلات رو به رشد در همه زمینه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی، تکرار لجاجت بار برنامه های غیر کارشناسی، . . . همه و همه نمونه هایی است که افراد بی اعتماد به حکومت ابراز می کنند. روشن است که دلیلی ندارد یک حکومت لجوج و کوته بین به ناگاه رفتار سی و چندساله خود را عوض کند. بنابراین دلیلی هم ندارد به جای دریافت مستقیم یارانه، انصراف داده و منتظر بهره مندی از نتایج سرمایه گذاری منابع حاصل از آن در برنامه های توسعه ای شد.
پدران و مادران امروزی، همانها که رویاهای جوانی شان قربانی خطاهای بزرگ حکام جمهوری اسلامی شده، به سادگی به این نظام اعتماد نمی کنند، حتی اگر رئیس جمهورش را بسیار متفاوت از امثال اجمدی نژاد ببینند و یا به او رای هم داده باشند. اما گویا برخی جوانترها هنوز به رویاها و امیدهای خود میدان بروز می دهند. تردیدی نیست که دولت روحانی بسیار قابل اعتمادتر از دولت پیشین است، اما انتخاب بین دریافت یارانه یا انصراف از آن، انتخاب بین نقد و نسیه است.
این مباحثه من را یاد موضوعی انداخت که هر ساله با آن مواجه هستم. مسئله نذری و مخصوصا پلوی امام حسین. در سالهای اخیر صف های طولانی افراد مختلف که اغلب شاید حتی در عزاداری های متعارف هم شرکت نمی کنند اما در روزهای محرم پای ثابت صف های طولانی دریافت غذای نذری هستند؛ بیشتر و بیشتر شده. غذای نذری همان چیزی است که از ابتدا برای نیازمندان و پس از آن برای پذیرایی از عزاداران طراحی شده بوده اما نیازمندان کمترین بهره را از آن می برند. این البته حساسیت زیادی را جامعه بر نمی انگیزد چرا که همین روند در مورد ولیمه های حاجیان و پدیده جالبی به نام سفره حضرت ابوالفضل هم مصداق دارد. پس هر کس که در معرض بهره مندی از این سفره ها قرار گرفت، سعی می کند به بهترین شکل از آن استفاده کند. غذای نذری همان چیزی است که می گویند اگر نگیری فقط از دست تو رفته. نگرفتن آن نفعی به حال کسی ندارد فقط ضرری است که به خودت وارد میکنی ! گویا یارانه هم برای بسیاری همین معنا را می دهد و تبدیل شده است به چیزی شبیه به پلوی امام حسین !

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)