بزرگترین مشکلی که  همیشه با اندیشه ی چپ برایم پیش می آید، ساده انگاری و سیاه و سفید دیدن این دوستان است.  منطقی در این حد که :
گردو گرد است ، زمین هم گرد است پس زمین گردو است.
و این منطق را بارها و بارها از این دوستان خوش قلب که معمولا با تمام اعضای بدن بجز آن که باید ، فکر میکنند دیده ام.
در سوئد راسیسم به شدت در حال رشد است . و یکی از دلایل آن دقیقا همین ساده انگاری دوستان چپ و عدم برخورد مستقیم  و ترس از موضع گیری صریح در رابطه با فاندمنتالیسم ـ اصول گرایی ـ است. بسیاری از این موضع گیری ها به دلیل این است که دوستان می ترسند که مهر راسیسم بخورند ، در صورتی که مبارزه با اصول گرایی یکی از ارکان مبارزه با راسیسم است.
چند روز پیش دوباره   این برخورد ـ گردو گرد است ، زمین گرد است … ـ   را در انتشار خبر تقاضای پخش اذان از مساجد در سوئد   از طرف اسلام گرایان  ، از دوستی در فیس بوک دیدم.
نوشته ی من در فیس بوک ساده و صریح بود . من با پخش اذان از مساجد در سوئد کاملا مخالفم. من  استفاده ی اسلامیست ها از دموکراسی سوئد ـ هر وقت که به نفعشان باشد ـ و مطرح کردن این بحث که کلیسا زنگ می زند پس ما هم باید اذان بگوییم و از حق دموکراتیک خود برای ارائه ی مذهبمان استفاده کنیم را فرصت طلبانه و ریا کارانه می دانم.
اسلامیست ها در کشورهای دموکراتیک برای اهداف خود از دموکراسی استفاده می کنند در حالی که هیچ تلاشی برای ایجاد دموکراسی در کشورهای به نهایت عقب مانده ی خود ندارند.
در مقابل این نظر از دوست ساده اندیش چپم در فیس بوک چه می شنوم ؟
تو با پخش اذان از مساجد در سوئد مخالفی ؟ راسیست ها هم با پخش اذان در سوئد مخالفند ، پس تو …
گرد  و گردو …

کرنش های شرمگین مدرنیته برای پرهیز از به دوش کشیدن برچسب راسیسم در مقابل اصول گرایان مسلمانان را هر روز و هر لحظه در جامعه می بینیم و این مسئله از طرفی به قدرت گرفتن اسلام گرایان و از طرف دیگر به قدرت گرفتن راسیسم ـ دقیقا به همین دلیل که به عنوان تنها نیروی  صریحا مخالف اسلام گرایان در جامعه حضور دارد و از این طریق نیروی بیشتری را جلب می کند ـ منجر می شود .
حزب راسیستی دموکرات های سوئد در حال رشد است  و در سالهای اخیر آنقدر قدرتمند شد که به مجلس سوئد راه پیدا کرد ، این در شرایطی  است که  حزب چپ سوئد آنقدر طرفداران خود را از دست داده که به زحمت حد نصاب را برای ادامه ی حضور در سوئد دریافت می کند. و عجیب است که این مسئله  دوستان چپ را به فکر وانمیدارد و به فکر چاره نمی اندازد .

برای خیلی ها از ” رشد راسیسم در اروپا ” گفتن  و این مسئله را به گردن مردم  اروپا و فرهنگ اروپایی انداختن  و حتی یه سری هم به زمان هیتلر و رشد نازیسم زدن ، بسیار ساده تر از داشتن تحلیل و عملکرد مستقیم و صریحی در رابطه با رشد اصولگرایی اسلامی و قدرت گیری این اصول گرایان ـ به دلیل استفاده ی آنان از شکاف های دموکراسی ـ است .

پخش اذان از مساجد سوئد ـ که عمدتا بجز یکی که در مرکز شهر استکهلم است ـ به یک دست شدن هر چه بیشتر مناطق مهاجر نشین ، تشکیل پر رنگ تر گتو های مهاجر و قدرت گرفتن هر چه بیشتر مساجد در مناطق مهاجر نشین   و عدم حل شدن مهاجران در سوئد و پذیرش قوانین و قوائد دنیای مدرن کمک می کند.

بسیاری از انجمن های اسلامی در سوئد ، سالانه با کمک هزینه ی کشور سوئد ، نوجوانان را برای گذراندن ” تعطیلات تابستانی ” به پاکستان می برند و بسیاری از این نوجوانان در همان جا باقی می مانند .
مشارکت زنان و دختران مسلمان در ژیمناستیک مدارس  که بنا بر قوانین سوئد مختلط است ، بسیار پایین است.
استخر ها در  بیشتر مناطق مهاجر نشین عملن به استخرهای مردانه بدل شده اند و محیط مطبوعی برای استفاده دختران ـ حتی غیر مسلمان ـ به شمار نمی آیند. این مسئله حتی در بهداشت استخر ها هم موثر است و مثلا موجب می شود که من شخصن به این استخرها مراجعه نکنم تا از نگاه هیز اکثریت  مردان مهاجر که با نگاه مردان سوئدی یا اروپایی واقعا قابل مقایسه نیست در امان بمانم.

در سوئد و در محلات مهاجر نشین ، استفاده از حجاب در میان زنان  به شدت در حال گسترش است و دخترانی که حجاب ندارند و به شکل ” دختران سوئدی ” لباس می پوشند و زندگی می کنند حتی عملن تهدید می شوند  ـ چند نمونه از این تهدید های لفظی مدتی پیش در روزنامه ی متروی سوئد به صورت مقاله ای نوشته شد ـ قدرت گرفتن اسلامیست ها در مناطق مهاجر نشین ، باعث فرار غیر مسلمانان از این مناطق و  یک دست شدن جامعه و رشد هر چه بیشتر فرهنگ واپس گرا و زن ستیز   می شود .
ازدواج های اجباری برای دختران و نیز پسران در سنین کم ، عدم اشتغال زنان در محلات مهاجر نشین ـ طبق آمار ـ فشار بسیار شدید بر روی دختران جوانی که زندگی دیگری جز آنکه خانواده و اجتماعات مذهبی به آنها دیکته می کنند را انتخاب می کنند ، تاثیر مشخص همین قدرت گیری های اسلامیست هاست.

کار به جایی رسیده بود که مدتی پیش ، امام یکی از همین مجتمع ها بحث اعمال  قوانین شرع خانواده برای خانواده  های مسلمان را مطرح کرده بود ، بحثی که  در آن زمان هم مورد مخالفت حزب راسیستی دموکرات های سوئدی  قرار گرفت .

دوستان  چپ البته در این رابطه چندان سر و صدایی از خود بیرون ندادند ، با مغزهای ساده ی ایشان و فرمول ” گردو گرد است و زمین گرد است و … ” احتمالا اگر با این بحث مخالفت می کردند در آینه به خود به چشم راسیست نگاه می کردند و اگر موافقت می کردند  تعریف چندانی برای خود نمی داشتند .
اما حزب سوسیال دموکرات های سوئد با این مسئله به شدت مخالفت کرد. و حتی تهدید آن امام را که اگر چنین نکنید اعضای ما در انتخابات شرکت نخواهند کرد را به هیچ گرفت !

امروز مسئله ی اذان مساجد ذهن ساده اندیش دوستان چپ را به خود اختصاص داده است .
در این شرایط ، رای دادن به قدرت بیشتر مساجد که از طرف دوستان چپ  تنها به این دلیل که رای ندادن به این اعمال قدرت  به معنای ” راسیسم ” است ، همان  ماجرای گرد و گردو ، همان ساده انگاری و دقیقا همان نداشتن یک تحلیل درست از شرایط و نداشتن یک برنامه ریزی برای مقابله با اصولگرایی مذهبی و دفاع از مدرنیته است .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)