پروانه حاجلیلو

img_27844برای ریحانه جباری که در خطر اعدام است
ریحانه جباری زنی دیگراز محکومین وقربانیان قوانین ولایت فقیه اسلامی , که در آستانه مرگ و زندگی قرار گرفته است ,زنی که در برابر تجاوز مجبور به دفاع از خود شده بود و فقط یک ضربه از پشت به او زد و اگر مقتول “مرتضی عبدالعلی سر بندی از عوامل جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران ” چاقو را خود از بدن خویش خارج نمی کرد الان زنده بود و در دادگاه حضور داشت و باید جواب پس می داد “به قول قاضی کوه کمره در دادگاه عمومی “.

ضربه چاقو در حالی که سعی داشته ریحانه را به زور تصاحب کند از پشت به اوزده شده که از ناحیه ریه بوده است و ریحانه توانسته فرار کند .

این مستندی است که من شاهد عینی قسمتی از آن وقتی در ,”درانفرادی بند ٣ زندان اوین ” بودم و از خود ریحانه شنیده ام وتمام ادله اولیه ضبط شده توسط پلیس و اعتراف و باز سازی صحنه نشانگر درستی آن بوده است . ۱٨ مرداد ۱٣٨۶ به علت شرکت در جمع آوری امضا برای آزادی منصور اسانلو فعال سندیکایی شرکت واحد دستگیر شدم و ۱۹ مرداد به انفرادی بند ٣ خواهران اوین منتقل شدم.
به زودی متوجه شدم دو زن دیگر هم در انفرادی های مجاور من هستند . در بدو ورود با زنی که نامش به خاطرم نیست و او هم مدتی بود که در آنجا بود شبها شروع به گفتگو کردیم .
ولی ریحانه در شرایط مناسبی نبود حدود ۴۰ روز از بازداشت او می گذشت و صبح ها دیر بیدار می شد و شب ها دیر می خوابید شرایط نامساعد او را بعد متوجه شدم ولی خودش نشان نمی داد. او هم بعدا به گفتگو های شبانه ما پیوست .آدم پر حرفی نبود مختصر و مفید صحبت می کرد و بسیار شجاع و جسورانه از زن بودن و حق زندگی داشتن و از خواسته ها و آرزوهای یک دختر جوان می گفت . می توان با قوت به او نام نماینده نسل جوان زن را در ایران داد که حاضر نیست زیر بار حرف زور برود . یک بار توانستیم از موقعیتی که من در حال برگشت از هواخوری بودم و او را به هواخوری می بردند استفاده کنیم و اوکه به من اعتماد کرده بود ,جای زخم های شکنجه روی بدنش را سریع به من نشان داد که با شیئ شبیه به گرز که برجستگی هایی دارد او را شکنجه داده بودند تا اعتراف کند که این قتل سیاسی بوده است . قاضی اول مسئول پرونده شاملو بوده است . ریحانه هر شب با آرزوی آزادی به خواب می رفت . قدرت و جسارت او را از همان اوایل شروع گفتگو ها احساس کردم . امید و شور جوانی او انسان را غمگین می کرد, زیرا داستان دفاع زنان در مقابل تجاوز قربانیان زیادی گرفته است که نشان می دهد دفاع از شرافت و حیثیت برای زنان ایران جرم محسوب می شود . بعد از آزادی نمی دانم “دقیقا چه سال و چه روزی “وقتی شنیدم که برای محاکمه ریحانه جباری دادگاه عمومی تشکیل می شود سعی کردم در کنار خانواده محترم ریحانه باشم وبا افتخار بگویم که زنان جسور ایرانی در عرصه های مختلف زندگی خود , روحیه آزادی طلبی و حق خواهی خود را نشان می دهند و به پیش می روند و اسم خود را در تاریخ ثبت می کنند .
در دادگاه بود که متوجه شدم ریحانه بسیار قوی تر و جسورتر از آن بوده است که فکر می کردم, او توانست دفاعی از خود بکند که حتما روزی ! روزی که در ایران هم زنان بتوانند از حقوق خود دفاع کنند روزی که آزادی معنا پیدا کند! فیلم این دفاع به عنوان فیلمی مستند جایزه بهترین ها را به خود اختصاص خواهد داد .
در دادگاه بود که متوجه شدم این دختر جوان چه روحیه قوی دارد , حرفهایش همان اعترافات اولیه و باز سازی صحنه کاملا روی اعترافات او صحه گذاشته بود و تمام ادله اولیه شاهد بر این بود که فرد مقتول با قصد تجاوز, ریحانه را به بهانه تغییر کاربری” آپارتمان به مطب” به آن محل کشانده وحتی داروی بی هوشی در شربتی که برای ریحانه ریخته شده بوده جزو ادله اولیه ثبت شده است .
ریحانه که رشته کاری اش تغییر دکوراسیون بوده است طی گفتگو هایی با مقتول و فرد دیگری که همراه مقتول بوده است به عنوان دکوراتور برای دیدن محل به آنجا آمده و فورا متوجه شده که چه دامی برای اوگسترده شده است. و از خود دفاع می کند و می تواند فرار کند و تجاوز قرار نبوده به یک نفر ختم شود …
در دادگاه قاضی” کوه کمره” بسیار محکم وقاطعانه دلایل دادستان اولیه قاسم شعبانی را در دفاع از مقتول زیر سوال برد و دلیل مقتول را که حتی برای رسیدن به امیال پلید خود سجاده ای! هم در انجا پهن کرده بوده است و ضرورت وجود آن پرسید که در جواب پسر مقتول جواب داد پدرش از شدت تدین همیشه تسبیح در دست داشته وجا نماز او همیشه گسترده بوده است که قاضی کوه کمره در جواب گفت : در صورت متد ین بودن ,مقتول چگونه نمی دانسته است که نمی تواند با زنی نامحرم در خانه ای تنها باشد … در جایی دیگرپسر مقتول جواب داد که آنها شرکت های مختلفی در جاهای مختلف دارند و از این دختر ها جوان زیر دست پدرش زیاد بوده و ریحانه در برابر آن ها کسی نیست . که این هم دلیلی بر فساد روحی مقتول داشت ….
نکته مهم دیگر این است که در حدود نزدیک به چهار ماه خانواده مقتول به دلایلی ناروشن هیچ گونه شکایتی علیه ریحانه ارائه نکرده بودند ودلایل این سکوت چند ماهه چه بوده است از ناروشنی هایی است که من حدس می زنم از روحیه زنانه خانوده مقتول نشئت گرفته و به همین دلیل هنوز که هنوز است خانم شعله پاکروان مادر ریحانه نتوانسته است که زنان خانواده مقتول را ملاقات کند و زنان خانواده مقتول خیلی بهتر از دیگران شوهر و پدر و پسر خود را می شناختند .
وکیل پرونده” قاسم شعبانی ” از افراد معروف در دفاع از مفسدین ومتجاوزین است از پرونده های مهمی که ایشان دفاع آن را به عهده گرفته است : ۱ – وکالت قاتل زهرا کاظمی -۲-وکالت متهم ردیف اول اختلاس ٣۰۰۰۰۰۰۰۰۰ به عهده ایشان بوده است.
ریحانه ۷ سال است که در زندان است و زنان بی گناه دیگری را هم شاهد بوده ایم که قربانی این بی عدالتی ها در ایران شده اند . این “حق” در کدام دادگاه بین المللی بایدپی گیری شود . تا کی …مشکلات جامعه ایران فقط گریبان سیاسیون را نمی گیرد و حق زندگی کردن در ایران به یک خواسته سیاسی تبدیل شده است . “مردم ما در ایران بخصوص زنان حق زندگی عادلانه ندارند ”

منبع:شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران
***

گزارش روزنامه اعتماد از جلسه دادگاهی که ریحانه را به اعدام محکوم کرد

به گزارش خبرنگار ما پرونده اتهامی این دختر که ریحانه نام دارد دو سال پیش وقتی مطرح شد که پلیس جسد یک پزشک جراح به نام مرتضی را که با ضربه چاقو به قتل رسیده بود، پیدا کرد. ماموران دریافتند چند پیامک بین مقتول و دختری به نام ریحانه رد و بدل شده است. به این ترتیب این دختر بازداشت شد. او در همان تحقیقات اولیه قتل را قبول کرد و گفت در دفاع از خودش مرتکب قتل شده است. او گفت؛ چند روز قبل از این اتفاق با مقتول و یکی از دوستانش به نام شیخی آشنا شدم.من در یک بستنی فروشی بودم و داشتم با تلفنم صحبت می کردم که آنها متوجه شدند من طراح هستم. می خواستم از مغازه خارج شوم که جلو آمدند و شماره شان را به من دادند و گفتند برای یک دفتر کار طراح می خواهند. من شماره را گرفتم و بعد از مغازه خارج شدم. قدم زنان می رفتم که مقتول سوار بر تویوتا کمری جلو آمد. دوستش هم کنارش بود، آنها مرا سوار کردند. چون مرتضی مرد میانسالی بود به او شک نکردم و سوار شدم. چندین بار تاکید کرد و از من خواست حتماً شماره اش را در گوشی ام داشته باشم. ریحانه ادامه داد؛ چند روز بعد دوست مرتضی تماس گرفت و با من قرار گذاشت تا دفتر کار را ببینم. ما در خیابان همدیگر را دیدیم و قبل از رسیدن به مقصد مرتضی از داروخانه وسایل خرید. وقتی به آپارتمان رسیدم دیدم آنجا خیلی کثیف است. معلوم بود سال ها کسی وارد آن محل نشده بود. مرتضی سجاده اش را پهن کرد که نماز بخواند. من در را نیمه باز گذاشته بودم اما او از من خواست در را ببندم و روسری ام را دربیاورم، قبول نکردم. وقتی از در فاصله گرفتم خودش جلو آمد و در را بست. خواست به من نزدیک شود. من قبول نکردم. دستش را دور کمرم انداخت و من فرار کردم. عصبانی شده بود و می گفت تو نمی توانی به خواسته من بی توجهی کنی. یک لحظه که سرش را برگرداند من چاقو را از کیفم بیرون آوردم و از پشت ضربه یی به او زدم. مرتضی روی زمین افتاد. در همین هنگام در از بیرون باز و شیخی وارد شد. او به من گفت چه کار کرده یی؟ به سمت اپن آشپزخانه رفت، چند کاغذ آنجا بود برداشت و فرار کرد. بعد هم من از خانه بیرون آمدم. ریحانه در مورد اینکه چاقو را از کجا آورده بود، گفت؛ من چاقو را به پیشنهاد مقتول خریدم.او به من می گفت دختری در سن و سال تو نباید بدون وسیله دفاعی باشد. من هم چند روز قبل از حادثه به تجریش رفتم و چاقو را از آنجا خریدم.
تحقیقات پلیس نشان داد دو لیوان آبمیوه روی اپن آشپزخانه محل قتل وجود داشت که یکی از آنها را مرتضی مقتول پرونده خورده و دیگری برای ریحانه ریخته شده بود. آزمایش های انجام شده روی محتوای لیوان ها نشان می دهد آبمیوه ریحانه حاوی داروی بیهوشی بوده است. در همان زمان نماینده دادستان اعلام کرد مدارک علیه ریحانه کافی است و او مرتکب قتل عمد شده است و به دروغ می گوید قصد دفاع از خودش را داشته است. به همین سبب کیفرخواست به اتهام قتل عمدی برای این دختر صادر شد و متهم ۱۹ساله در شعبه ۷۴ پای میز محاکمه رفت. محاکمه ریحانه سه جلسه طول کشید. روز گذشته آخرین جلسه دادگاه برگزار شد. در ابتدای جلسه قاضی تردست که ریاست شعبه را بر عهده داشت نظریه پزشکی قانونی در مورد اختلال شخصیت ریحانه را خواند. در این گزارش آمده است؛ ریحانه دارای شخصیتی خودشیفته است. احساسی اغراق آمیز در مورد خودش دارد و فکر می کند مستحق لطف از سوی دیگران است. او دچار خودبزرگ بینی است و تصور می کند باید در مرکز توجه باشد. قاضی گفت پزشکی قانونی توصیه کرده است ریحانه از نظر بالینی هم مورد بررسی قرار گیرد که دادگاه لزومی بر انجام آن نمی بیند. وی سپس از ریحانه خواست آخرین دفاعیات خود را مطرح کند. دختر جوان که برای سومین بار در جایگاه متهم می ایستاد، گفت؛ من نظریه پزشکی قانونی را قبول ندارم. من دختری خودبرتربین نیستم. یک دختر معمولی هستم که اجازه ندادم نسبت به من هتک حرمت شود. این اتفاق در مورد افراد خودبرتربین نمی افتد. وی ادامه داد؛ من یک طراح هستم و مرا به بهانه طراحی به آن خانه بردند. اما موضوع چیز دیگری بود و قصد تعرض به من را داشتند که مقاومت کردم. سپس عبدالصمد خرمشاهی وکیل مدافع ریحانه در جایگاه حاضر شد. وی گفت؛ موکل من هنگام قتل از خود دفاع کرده و این ادعایش هم ثابت شده است. خرید هایی که مقتول از داروخانه کرده و توسط پلیس کشف شده و آبمیوه موجود در صحنه و محتویات آن نشان می دهد قصد تعرض نسبت به موکل وجود داشته است و او در این باره دروغ نمی گوید. موکل من به جز دفاع از خود انگیزه یی برای قتل و هیچ کینه و عداوتی با مقتول نداشته، ضمن اینکه فرار از محل حادثه نیز برایش ممکن نبود. امکان دسترسی به نیروی انتظامی هم نداشته و او مجبور بوده دست به چنین کاری بزند. وی گفت؛ در شرایطی که فردی قصد تعرض به دختری را دارد چطور می توان انتظار داشت آن دختر بتواند منطقی تصمیم بگیرد و در آن لحظه به این فکر کند که باید ضربه را چطور بزند، چنین شخصی فقط می خواهد تهدید را از خود دور کند. خرمشاهی به فتوای فقها نیز اشاره کرد و گفت؛ بعضی از فقها گفته اند اگر فرد قصد تعرض داشته باشد، طرف مقابل جلوی آن را به هر نحوی بگیرد دفاع مشروع کرده است. قاضی تردست بعد از اینکه ختم جلسه را اعلام کرد، گفت؛ من بنابر وظیفه شرعی و قانونی باید طرفین را به مصالحه دعوت کنم. ریحانه با قصد قبلی دست به چنین کاری نزده است. از طرفی مقتول هم عمل درستی انجام نداده، هرچند ریحانه نباید او را می کشت و مقتول مستحق مجازات مرگ نبود. بنابراین من از اولیای دم می خواهم صرف نظر از آنچه در جلسات محاکمه گفته شد به خاطر جوانی متهم اعلام گذشت کنند. این تقاضا از سوی اولیای دم پذیرفته نشد و در نهایت هیات قضات شعبه ۷۴ دادگاه کیفری وارد شور شدند و ادعای ریحانه در خصوص دفاع مشروع را رد و وی را به قصاص محکوم کردند.

منبع: روز نامه اعتماد اول آذر ۱٣٨٨

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)