download (1)دربخش اول این یادداشت، سرنوشت جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار گرفت و توضیح داده شد که فروپاشی آن محتوم و غیر قابل گریز است، اولین سئوال مطروحه در این ارتباط زمان فروپاشی است.
مارکس می گفت زمانی که حاکمان نتوانند برای راه و روش حکومت با هم به توافق برسند و دچار نزاع شوند ، و محکومان تحمل حاکمان خود را نداشته باشند ، وقت فروپاشی حکومت است. با نگاهی به وضعیت فعلی جمهوری اسلامی، بحث های داخلی حکومتی از مرحله انتقاد گذشته و تبدیل به خصومت های آنتاگونیستی شده، بطوریکه بقول آقای کروبی کشتی نظام به قایقی با سرنشینی “علی و حوضش” رسیده است. ستون های انقلاب 57 بنام ” خواص بی بصیرت ” خوانده می شوند و تقاضای حذف ، محاکمه ، و اعدام آنها بعنوان خائنین به انقلاب می شود. با توضیحات بالا روشن است که بخش اول نظریه مارکس بر جمهوری اسلامی در شرایط فعلی وارد است. جمله ای جدیدا از آقای هاشمی نقل شده که گفته هر مسئولی که شرایط احراز شغل خود را از دست بدهد خود بخود معزول است این جمله بمعنی دعوت به قیام علیه مسئولین ارشد بخصوص رهبری است. شاید گفته شود این موارد از ابتدای انقلاب 57 پیش آمده ولی اتفاق خاصی نیفتاده ، باید توجه داشت هیچ وقت برخورد ها در جمهوری اسلامی بین روحانیون کلیدی حکومت آنتاگونیستی نبوده است. فراموش نکنیم این حکومت اسلامی نیست بلکه حکومت بخشی از روحانیت شیعه است. کلیه افراد دارای پست های اصلی حکومت یا روحانی هستند و یا منسوبان آنها هستند.
در خصوص دومین قسمت ، یعنی عدم پذیرش حکومت از سوی مردم، موضوع پیچیده تر و مستلزم تامل بیشتری است. جمهوری اسلامی حاصل یک انقلاب همگانی ، با پشتوانه هزار ساله اتوپیای حکومت “عدل علی” است. کسانی که روند اعتقاد مردم به حاکمیت از ابتدای انقلاب تا کنون را پیگیری کرده اند، بخوبی می توانند ریزش توده مردم از جمهوری اسلامی را تشخیص دهند. در حال حاضر عمده طرفداران حکومت نه از سر عقیده که به جهت نفع مادی و استفاده از مواهب آن از حکومت حمایت می کنند.
اگر این مدعا را قبول کنیم چرا مردم در انتخابات رژیم شرکت می کنند؟ دلایل این امر را باید در نکات زیر دانست:
* تغییر حکومت در 57 با آشفتگی و بیکاری تعداد زیادی از مردم همراه بود. یاد آوری سال های ابتدای انقلاب ، بخصوص جنگ ایران و عراق ، بخشی ازمردم را از تجربه دوباره آن وضعیت برحذر می دارد.
* وجود جناح های مختلف در حکومت که برداشت های مختلفی از اسلام را عنوان می کنند. مردم عادی جامعه را به تغییر رفتار حکومت با رای دادن به جریان های اصلاح طلب امیدوار می کند.
* رسانه های حکومتی با طرح موضوعاتی از قبیل انرژی هسته ای، کوشش می کنند ، موضوعات غیر اصلی را وجه ملی و اصلی داده و مردم را حول محورهای مذکور جمع کرده و توجه عمومی را به آنها معطوف کنند.
* تاریخ گذشته ایران نشان داده، رهبری در هدایت مردم برای برپائی جنبش های اجتماعی تاثیر به سزائی داشته است. نقل شده در زمان نادر، او از پیرمردی پرسید در زمان شاه سلطان حسین کجا بودی ، که اشرف افغان با چنان تحقیری سلسله صفویه را سرنگون کرد؟ پیرمرد جواب داد، من بودم ولی شما نبودید.
با توضیحات بالا زمان فروپاشی وابسته به عملکرد اپوزیسیون است، اقدامات تبلیغی و ترویجی حال و بعدی رژیم نمی تواند به حفظ آن کمک کند. این را می توان در تفرقه اندازی حکومت میان مخالفان و همچنین نگرانی از حرکت های جمعی تحت هر عنوانی را دید. بقول معروف رژیم آرد خود را بیخته و الک خود را آویزان کرده است.
راه حل تسریع در انتقال حکومت، توافق مخالفان روی یک شخص بیطرف و مورد احترام عموم است که بعنوان سمبل رهبری حرکت مردم شناخته شود. خوشنامی، عدم سابقه منفی، استادی دانشگاه یا عالم علمی، و حضور در داخل کشور از مشخصات لازم و فداکاری ، حاضر به خطر در سال های پیری ، و حضور در مراحل تغییر حکومت با برخورد پدرانه و عاشقانه با کلیه ایرانیان اعم از موافقان و مخالفان جمهوری اسلامی با این اعتقاد که همه ایرانیان ، کشور خودشان را دوست دارند و محق به اظهار نظر در خصوص آن هستند، شرایط بعدی فرد منتخب خواهد بود. دولت مستعجل ، پس از استقرار شرایط جدید ، حکومت را به دولت دائمی واگذار می کند. در جایگزینی رژیم جدید، هدف استقرار دمکراسی است. رسیدن به عدالت نسبی مستلزم اقدامات بعدی با برنامه ریزی ، توسعه صنعتی، و مهمتر از همه افزایش بهره وری ملی است.
بهیچ عنوان نبایستی برخوردهای سیاسی را به نزاع های خیابانی کشاند، نباید فراموش کرد، اولین درسی که به نیروهای ضد شورش داده می شود. ملتهب کردن فضای تظاهرات آرام مردم و تخریب اموال مردم، و آماده کردن فضای خیابنی جهت زد و خورد با تظاهرات مسالمت آمیز شهروندان است.
فروپاشی رژیم بدون حضور سازمان یافته مخالفان منتهی به فاجعه ملی خواهد شد. جلوگیری از تخریب نظام اداری و نظامی کشور یکی از ضروریات امر است. هیچ کس اجازه تعرض به فرد دیگری را با عناوین وابسته به رژیم، جنایتکار، و دزد ندارد. فقط دادگاه ها و یا کمیته های حقیقت یاب مجاز به رسیدگی به جرایم عمومی و خصوصی هستند.
جمهوری اسلامی با درگیری های درونی که با استقرار دولت جدید در آینده نزدیک اوج خواهد گرفت و بی تصمیمی رهبری در کنترل اوضاع و اتکا تنها به نیروهای امنیتی برای آرام کردن جدال های داخلی به اضمحلال و تا پایان دوره اول ریاست جمهوری فعلی به فروپاشی رژیم منجر خواهد شد.
پاسخ پرسش دوم در توضیات جواب اول تلویحا آمده است. بهرحال حفظ آرامش، جلوگیری از حرکت های تخریبی، و طرح خواسته های منطقه ای بعنوان خواسته های اصلی از اصول نهضت تغییر حکومت است.
عکس العمل حاکمان جمهوری اسلامی به نهضت، بالاخص سپاه پاسداران در جابجائی قدرت نقش مهم و تعیین کننده ای خواهد داشت. لازمست به کلیه نیروهای نظامی گفته شود که آنان سربازان ملت ایران برای حفظ ارزش های کشور اعم از دین اسلام ، رسوم ملی و عزت آن هستند نه حافظان روحانیت در حاکمیت، که در حال حاضر اصل است.
در تحلیل نهائی رهبران رژیم در صورتی که از آینده خود نگران و وحشت زده نباشند، خود بهتر از هرکسی می دانند جمهوری اسلامی به بن بست رسیده و قادر به تامین زندگی آبرومند برای مردم و احترام کشور در دنیای امروز نیست.
بعضی از جریان های اپوزیسون شرایط ایران را با سوریه مقایسه کرده و معتقدند که رژیم در مقابل مردم اقدامات خشن پیش خواهد گرفت. اینان بایستی بدانند ایران با سوریه متفاوت است، نیروهای نظامی ایران هیچگاه اقدام به کشتار مردم برای نگهداری حکومت نکرده اند.
جابجائی حکومت با اعلام همه پرسی و کسب نظر اکثریت مردم با حفظ حقوق اقلیت، با موافقت و یا بدون موافقت رهبر انجام خواهد شد. در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی، اگر ایشان به نیروی مردم و حمایت عامه مراجعه می کرد، می توانست تغییرات مهمی در نظام حکومتی بوجود آورد. متاسفانه برداشت ایشان از نظام و قسم به آن، دگم و مکانیکی بود. صاحبان مملکت ، مردم کشور هستند، ماده اول قانون اساسی اشعار می دارد که قدرت حکومت ناشی از رای مردم به آن است. حال اگر عده ای معتقدند قدرت حکومت از طرف خدا واگذار گردیده خلاف قانون سخن می گویند .
در انتقال قدرت حکومت ، تمامی نیروهای سیاسی و اجتماعی کلیه اقوام ایرانی با شرایط مساوی نقش خواهند داشت. کسی محق نیست با عنوان کردن ما اکثریت هستیم و یا بیشتر می فهمیم، نسبت به دیگران خود را ایرانی تر بداند.
بدترین سناریو در جابجائی حکومت ، بروز هرج و مرج و رشد نیروهای آنارشی و اوباش هستند. بخاطر داریم آنچه جمهوری اسلامی را به وضعیت کنونی رساند. چراغ سبز حکومت به اوباش جهت پیشبرد اهداف خود بود. با گذشت زمان حضور این اوباشان در حاکمیت گسترش بیشتری پیدا کرد و در نهایت همانطور که دیدیم، یک اوباش با عنوان استادی دانشگاه، پست ریاست جمهوری را در دست گرفته بود و بزرگترین ضربات را به حیثیت رژیم در داخل و خارج وارد کرد. لذا انتقال آرام و بدون برخوردهای انقلابی و حضور کلیه اقوام در حاکمیت جدید، بهترین تضمین برای حفظ یکپارچگی کشور خواهد بود.
ایران کشوری است که دارای جمعیت زیاد، افراد تحصیل کرده فراوان، و یک موقعیت ژئوپلتیک مهم است. لذا قدرت های جهانی خواستار ثبات در ایران هستند، و یا به زبان دیگر منافع آنها در ایران قوی و آرام است. عمده چالش کشور در مواجه با کشورهای منطقه خاورمیانه است. کشورهای این منطقه می دانند، سایه ایران قدرتمند، برآنها افتاده و در کلیه معادلاتشان بایستی آنرا لحاظ کنند. این به معنی کم شدن اثر گذاری آنها و محدود شدن حوزه نفوذشان خواهد بود. کشورهای همسایه با دید کوتاه خود قادر به تحلیل بلند مدت منافع خود نیستند، آنها باید بدانند ایران همیشه هست، و تداوم وجود آنها به دیدگاه ایران نسبت به آنها بستگی دارد.
در شرایط کنونی ، کشورهای منطقه با تبلیغ و ترویج این نظریه که حکومت جمهوری اسلامی سرکش و یاغی است و نیت بهم زدن نظم حاکم جهانی را دارد، قدرت های کوچک و بزرگ را علیه ایران تحریک می کنند. این سیاست در دوره ملی شدن نفت از طرف انگلستان و امریکا دنبال و منتهی به کودتای 28 مرداد 1332 شد.
در پایان ذکر این نکته اساسی و مهم است که ایران به همه ایرانیان تعلق دارد و تمامی مردم دارای حقوق ملی یکسان هستند و در مقابل ، تکلیف حفظ و حراست از کشور را هم عهده دار ند. هر تغییری مستلزم صرف هزینه ای است. ما باید هزینه تغییر حکومت را برای آینده بهتر بپردازیم. این شامل همه موافقان و مخالفان حکومت جمهوری اسلامی است. فراموش نکنیم رهبران و حاکمان جمهوری اسلامی ، ایرانی و چون من و شما صاحب حقوق ملی خود هستند و هیچکس نمی تواند آنان را از حقشان محروم کند.

پایدار و پیروز باشید

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)