ساختار دموکراتیک آمریکا یکی از قدیمی ترین و پایدارترین دموکراسی های جهان است و بنیانگذاران این کشور سازوکارهای قانونی را پیش کرده اند تا توازن قدرت را در ساختار سیاسی آمریکا حفظ کند. پیروزی قاطع دموکراتها در انتخابات کنگره و سنا، بار دیگر کارکرد مکانیزم حفظ توازن قدرت را نشان می دهد که در گذشته نیز اتفاق افتاده است.
اما نتایج اینبار انتخابات میان دوره ای یک پیام مهم دیگر نیز دارد که آنرا می توان در این گزاره فرموله کرد: «سیاست شخص محور در برابر سیاست نهاد محور.»
ترامپ سیاست در آمریکا را شخصی کرده بود و عملاً خود را در مرکز رقابت قرار داده بود و از رأی دهندگان خواسته بود انتخابات را به نوعی رأی به ادامه برنامههای او تلقی کنند.
وی از شماری از نامزدهای جمهوریخواه که شکست خوردند، حمایتهای بسیار جدی و فعالی کرده بود. بنابراین نتایج انتخابات میان دوره ای، برای او فقط یک شکست حزبی نیست، بلکه یک ناکامی جدی در تبدیل محبوبیت شخصیاش به رأی برای نامزدهای مورد حمایتش نیز می باشد.
به همین دلیل به نظرم بهتر است اهمیت این انتخابات را، به جای اینکه خود را با این گفته که قبلاً نیز اتفاق افتاده است راضی کنیم، در رابطه با «سیاست شخص محور و نهادهای سیاسی» ببینیم.
ترامپ تلاش کرده بود حزب جمهوری خواه را حول شخصیت، سیاستها و روایت سیاسی خودش متحد کند. اکنون که اکثریت هر دو مجلس در اختیار دموکراتها قرار گرفته است, این واقعیت بار دیگر آشکار میشود که در سنت دموکراسی و سازوکارهای قانونی مکانیزمهایی پیش بینی شده اند تا مانع سیاست شخص محور برای یک مدت طولانی شود.
شکست جمهوری خواهان در هر دو مجلس قانونگذاری آمریکا در حقیقت شکست سیاست شخص محور و بازگشت به سیاست نهاد محور نیز می باشد.
https://t.me/politicalphilosphy/922

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.