فاجعه در میدان تره‌بار تهران؛ میوه فروش نمی‌رود و بار روی زمین تلنبار شده است

پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۹ صبح، در میدان تره‌بار تهران خرید و فروشی انجام نمی‌شود. حجم عظیمی از میوه‌ها جلوی غرفه‌ها روی زمین مانده است. فیلم منتشرشده تنها بخشی از واقعیت این بازار را نشان می‌دهد.

 

حجم بار فروش‌نرفته در میدان تره‌بار تهران

فیلم منتشرشده از میدان تره‌بار تهران فقط ۳۰ غرفه را نشان می‌دهد. این در حالی است که میدان بیش از ۱۰۰۰ غرفه دارد. اگر وضعیت سایر غرفه‌ها مشابه باشد، حجم میوه‌های فروش‌نرفته بسیار سنگین خواهد بود. پرسش اصلی این است که چه مقدار میوه در این میدان بی‌خریدار مانده است. ابعاد واقعی زیان تنها با شمارش همه‌ غرفه‌ها روشن می‌شود.

نرخ‌نامه‌ی رسمی، تصویر متفاوتی از قیمت میوه در میدان تره‌بار تهران ارائه می‌دهد. طبق نرخ‌نامه‌ی سازمان میادین میوه و تره‌بار در ۳۰ مهر ۱۴۰۵، قیمت بسیاری از میوه‌ها ثابت ماند. موز خوشه‌ای ۳۷۰ هزار تومان و گلابی بیروتی ۲۶۰ هزار تومان اعلام شد. انار ۱۲۰ هزار تومان و انگور بی‌دانه ۱۶۰ هزار تومان نرخ خورد. سیب‌زمینی ۷۶ هزار تومان و گوجه‌فرنگی گلخانه‌ای ۵۷ هزار تومان قیمت‌گذاری شد. این ارقام نرخ‌نامه‌اند و با قیمت لحظه‌ای فروش در غرفه‌ها الزاما یکی نیستند.

این فاصله پرسش‌هایی درباره‌ی کارآمدی نظارت و تنظیم بازار مطرح می‌کند. نرخ‌نامه‌ی هفتگی عمدتاً قیمت مصرف‌کننده را نشان می‌دهد و از بار بی‌خریدار خبر نمی‌دهد. یعنی کاری به این که بار به فروش می‌رود یا فاسد و دور ریخته می‌شود ندارد!!! در گزارش‌های بررسی‌شده‌، آماری از حجم مازاد میدان دیده نشد. هر روز تأخیر در انتشار این آمار، ضرز و زیان را برای کسبه و مصرف‌کنندگان بیشتر می‌کند.

 

فشار زیان روزانه بر معیشت بارفروشان

در شرایط فعلی، بارفروش میدان تره‌بار تهران ناچار است میوه را با ضرر بفروشد. نگه‌داشتن بار تا روز بعد، زیان او را چند برابر می‌کند. بسیاری از میوه‌ها نیز دیگر سالم نمی‌مانند و سر از سطل زباله درمی‌آورند. به این ترتیب، سرمایه‌ در گردش غرفه‌داران در همان ساعات نخست فرسوده می‌شود. هر روز رکود، بخشی از سرمایه‌ آنان را از بین می‌برد. فروش با قیمت پایین نیز تنها بخشی از زیان را جبران می‌کند.

به گفته‌ فعالان بازار، قیمت میوه‌ها نسبت به پارسال به نصف و حتی یک‌سوم رسیده است. با این حال، هزینه‌ها طبق برآورد همین فعالان چندین برابر شده است. بعضی هزینه‌ها حتی به ۱۰ برابر رسیده‌اند. ترکیب این دو روند، حاشیه‌ سود را به شدت فشرده می‌کند. برای بارفروشی که روزانه خرید و فروش می‌کند، این فاصله‌ قیمتی و هزینه‌ای بسیار سنگین است. این فشار هم بر بارفروش و هم بر خانواده‌ی او اثر می‌گذارد. آماری که هیچگاه حکومت ملایان درباره‌ میزان این افزایش هزینه‌ها بر خانوار کاسبان منتشر نمی‌کند.

کسب‌وکار غرفه‌داران، به‌ویژه در میدان تره‌بار تهران، به گردش سریع کالا وابسته است. وقتی خریدار نمی‌آید، چرخه‌ خرید و فروش متوقف می‌شود. درآمد روزانه‌ کسبه به صفر می‌رسد، اما هزینه‌های ثابت ادامه دارد. به همین دلیل، توقف خرید در یک روز، اثری فراتر از همان روز دارد. این وضعیت توان پرداخت بدهی و تأمین خرج زندگی را تضعیف می‌کند. کشاورزان و رانندگان حمل‌ونقل نیز در همین زنجیره قرار دارند.

 

شکاف هزینه و درآمد در میدان تره‌بار تهران

روند قیمت در نرخ‌نامه یکدست نیست؛ بسیاری از اقلام گران شده‌اند. در چنین شرایطی، کالای فاسدشدنی هیچ سپر قیمتی در برابر نوسان ندارد. پرسش از عملکرد نهادهای تنظیم‌گر بازار از همین نقطه آغاز می‌شود. چرا نرخ‌نامه‌ منتشرشده و حجم بار فروش‌نرفته با هم هم‌خوانی ندارند؟ پرسشی که هیچ گاه حاکمیت ملایان خود را مجاب نمی‌کند تا بدان جواب دهد.

برای ارزیابی کامل‌تر، آمار دقیق حجم مازاد، میانگین ضرر هر غرفه و تعداد غرفه‌های درگیر لازم است. تا زمان نگارش این گزارش، چنین ارقام رسمی‌ای در منابع همان روز یافت نشد. آنچه در دست است، تصویر ویدیویی ۳۰ غرفه و برآورد فعالان بازار است. این ابهام آماری، هم برای کسبه و هم برای تحلیلگران بازار چالش‌برانگیز است. این در حالی است که برای میوه‌ و ‌تره‌بار قانون خرید تضمینی از سوی دولت وجود دارد اما در میدان بار و میدان عمل آنچه شاهد هستیم فقط ضرر و زیان کاسبان است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)