ایدئولوژی اسلامگرایی و مشابهش، چه بلایی بر سر زیست روان شناختی و عواطف و روابط انسانی تا میهنی آورد؟
آیا قابل تصور است، اعضای یک خانواده- برای گفتن عقیده خود درباره ملایانی با انبوه اسناد منتشر شده و ۴۷ سال زیست اکثریت مردم ایران- اقدام قطع رابطه کنند با یک یا چندتا اعضای خانواده خود؟!، این ایدئولوژی چگونه توانسته در عرض چند دقیقه در شرایط احتمالا هیجانی یا گفتگوی خصوصی، چنان تاثیر بگذارد بر یک فردی که مغزشویی اسلمیستی شده، هویت ایدئولوژیکی و عقیدتی که در تمام تاریخ بشریت و روان شناختی سیاسی و اجتماعی، اثبات کرده نمی تواند ثابت باشد، تا حد مرتکب ستم و تضییع حق الناس شود و یا انسانی در جایگاه دوست یا هم خانواده علیه یکدیگر اقدا کنند، این بر اساس طبیعت شناسی و غرایز نشان می دهد.
آیا انسان به عنوان موجودی چنان متفاوت است که عقاید ایدئولوژیک می تواند بخش روان شناختی و مغزی-ذهنی انسان دچار غلبه غرایز کند، که بدیهی ترین غرایز عاطفی را به انهدام بکشاند؟!
با مفهوم انسان شناختی، به ظاهر پیچیده روبرو می شویم، با ظهور انسان شناختی با نظریات داروینیسم، سازگاری چقدر دارد ایدئولوژی؟
چرا یک مذهبی تا سپاهی در جنگ ۸ ساله شرکت کرده، بجای اینکه رنج و خطرات و آسیب هایی کشیده برای دفاع از کشور در زمان جنگ ایران و عراق را، برای اسلام و ملایان بداند و حتا اندکی بیان اختلاف، در حکم دشمنی تلقی کند، دوست و هم خونش دشمن خود بداند؟! این یک فاجعه بزرگ است از تاثیر ایدئولوژی بر زیست شناختی بشریت!
دیگر اشخاصی که چنین تجربیاتی داشته برایشان از منبع موثقی گفتند، به یک آشنایی با حقیقت هولناکی می رسد!، عمق فاجعه تاثیر ایدئولوژی،حالا اسلامیسم و یا هر ایسم دیگر، تراژدی تقدس گرایی تا کجا می تواند پیش برود، اگر در فیلم ها و داستان ها و…، از جنایات ایدئولوژیک فلان افراد در فلان کشورهای ایدئولوژیک استبدادی گفته اند، اکنون بسیاری از ایرانیان در داخل و خارج طی سالهای اخیر، تجربه داشته و از دیگران موثق شنیده اند، چه می توان گفت از روان شناختی انسان.
این دوران بگذرد و هر چه اتفاق به افتد، این تجربه های تلخ بر تک تک مردمان ایران، اگر باقی بمانند، تجربه تلخ و تغییر بزرگی در اتخاذ راههای زیستی خواهد داشت.
این بلاها حکومت ایدئولوژیک این ۴۷ سال، زخم های روان شناختی بدی خواهد گذاشت.
بخش بزرگی از مردمان ایران، بقیه عمر خود، با یک بیزاری هر ایدئولوژی به طور کل و بویژه ایدئولوژی اسلامیستی یا شبیهش کند.
اگر مجبور شوند تحت اجبار به همین شبه بیماری دو شخصیتی و چند شخصیتی رنجش تحمل کنند.
احتمالا آنهایی از جنگ روانی در این سالها علیه مردم عادی استفاده کردند، کسانی که مردم عادی را به سمت خود اظهاری عقیدتی کردند و سپس براحتی از مسئولیت رفتند! درس تلخی به مردم عادی، بیش از آن که وارد کشاندن اظهار عقاید سیاسی تا عقیدتی مذهبی در محیط خانوادگی تا دوستانه، یادشان باشد چگونه موجب آسیب های طولانی تا آسیب های شدید زیست خود رسیدند!
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.