پرستاران زیر بار حقوق ناچیز و شیفت‌های اجباری؛ چرا ماندن در بیمارستان دشوار شده است؟

پرستاران در هفته‌های اخیر بارها از ناتوانی در ادامه‌ کار سخن گفته‌اند. گزارش‌ها درباره‌ی استعفا و ترک شغل در این گروه افزایش یافته است.

 

دستمزدی که به هزینه‌ زندگی نمی‌رسد

محمد شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه پرستار، میانگین حقوق ماهانه‌ی این گروه را ۲۵ تا ۲۸ میلیون تومان اعلام کرده است. به گفته‌ی او، این مبلغ با نرخ کنونی ارز عملاً حدود ۱۰۰ دلار ارزش دارد. دلار در بازار آزاد تهران به ۲۷۱ هزار تومان رسیده است. این نرخ در ۶ مهر سال گذشته ۱۱۴ هزار تومان بود. این مقایسه، شکاف درآمدی را برای خانواده‌های پرستاران ملموس‌تر می‌کند.

مرکز آمار ایران در ۸ مهر اعلام کرد تورم سالانه به ۷۳.۶ درصد رسیده است. تورم سالانه‌ی خوراکی‌ها نیز ۱۰۸.۸ درصد بوده است. چنین ارقامی نشان می‌دهد قدرت خرید حقوق‌بگیران ثابت‌درآمد به‌سرعت کاهش یافته است. برای خانوارهای متکی بر این درآمد، فاصله‌ی دخل و خرج هر ماه بیشتر می‌شود. این فشار تورمی، ارزش واقعی هر تومان حقوق را ماه‌به‌ماه کاهش می‌دهد.

عضو شورای عالی سازمان نظام پرستاری، لقمان شریفی، اخیرا هشدار داده است حقوق ماهانه‌ یک پرستار حتی هزینه‌ ده روز نخست ماه را پوشش نمی‌دهد. پرستاران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ماندن در خانه «استهلاک کمتری دارد و مقرون‌به‌صرفه‌تر است».

 

شیفت‌های سنگین و فرسایش جسم و روان

کمبود نیرو در بیمارستان‌ها، بار شیفت‌ها را بر دوش شاغلان فعلی می‌گذارد. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد شیفت‌های طولانی، فرسودگی شغلی را تشدید کرده است. همین فشار، نرخ ترک شغل در این حرفه را بالا برده است. هر نفری که می‌رود، سهم کار باقی‌ماندگان را سنگین‌تر می‌کند. کمبود نیرو، اضافه‌کاری را از انتخاب به الزام نزدیک می‌کند.

بر اساس آمارهای اعلام‌شده، حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد پرستاران و کارکنان بیمارستانی از کمردرد و گردن‌درد رنج می‌برند. یعنی فشار کار تنها ذهنی نبوده بلکه جسمی نیز می‌باشد. بدن شاغلان نیز هزینه‌ی فشار فیزیکی سنگین را می‌پردازد. نزدیک به نیمی از پزشکان نیز دست‌کم یک نشانه‌ی فرسودگی شغلی را تجربه می‌کنند. چنین آسیب‌هایی معمولاً با گذر سال‌ها تشدید می‌شوند و هزینه‌ی درمانی تازه‌ای می‌آفرینند.

شاغلان این حرفه، دلایل ادامه ندادن کار را در چند عامل خلاصه می‌کنند. حقوق پایین در برابر هزینه‌های زندگی، اضافه‌کاری اجباری، پرداخت‌نشدن مطالبات و فشار کاری در صدر این فهرست‌اند. وقتی چند عامل همزمان عمل کنند، تحمل بار کاری دشوارتر می‌شود. شب‌کاری و ساعات طولانی، فرصت بازیابی جسمی را نیز کاهش می‌دهد. مجموع این دلایل روند فرسایش پرستاران را شتاب بخشیده است.

 

خروج پرستاران از چرخه‌ خدمت؛ آمارهای نگران‌کننده

رئیس سازمان نظام پرستاری در ۱۳ مهر ۱۴۰۵ درباره‌ی ادامه‌ی خروج نیروها هشدار داد. به گفته‌ی احمد نجاتیان، در دو تا سه سال گذشته سالانه حدود ۵ هزار پرستار از چرخه‌ی خدمت خارج شده‌اند. او رقم سال گذشته را حدود ۳ هزار و ۵۰۰ نفر اعلام کرد. یعنی خروج پرستاران از شغل‌شان به یک روند ثابت تبدیل شده است.

نجاتیان تأکید کرد که ظرفیت جذب نیروهای جدید محدود است. ادامه‌ این روند می‌تواند مشکلات بیشتری برای نظام سلامت ایجاد کند. در هفته‌های اخیر، گزارش‌های مربوط به استعفا و ترک کار پرستاران افزایش یافته است. برخی پس از استعفا، ویدئوهایی در فضای مجازی منتشر کردند. آنان درآمد کم و ساعت‌های کاری زیاد را دلیل کنار رفتن عنوان کرده‌اند. نبود جایگزین کافی، هر خروج را به زیان مستقیم بیماران تبدیل می‌کند.

دبیرکل خانه پرستار نیز از حدود ۷۰ هزار پرستار خانه‌نشین سخن می‌گوید که حاکمیت ملایان آنها را وارد بازار کار نمی‌کند. یعنی ظرفیت بزرگی از نظام سلامت بلااستفاده مانده است. هر خروج، سال‌ها سرمایه‌گذاری آموزشی را از چرخه‌ درمان بیرون می‌برد.

در عین حال، شاغلان فعلی با بار اضافه‌ی ناشی از نبود همکار روبه‌رو می‌شوند. اضافه‌کاری اجباری جای نیروی کم را می‌گیرد، اما فشار پرستاران کم نمی‌شود. اثر این چرخه به کیفیت خدمات درمانی نیز می‌رسد. هر استعفا نیز بار کاری نفرات باقی‌مانده را افزایش می‌دهد.

 

وعده‌های تکرارشونده و نبود حمایت معیشتی

کارگزاران حکومتی یا دولت هرازگاهی وعده‌هایی برای بهبود وضعیت پرستاران می‌دهند. حاصل این وعده‌ها، نه درآمد بیشتر بوده و نه دریافت کامل حقوق. یعنی فقط وعده وعید دروغین بوده است. شریفی‌مقدم مسیر پیش‌روی پرستاران را «خروج از حرفه» می‌نامد.

دبیرکل خانه پرستار هشدار می‌دهد که پیامد این وضعیت به مردم نیز می‌رسد. به گفته‌ او، خسارت این وضعیت به امنیت سلامت مردم جبران‌ناپذیر است. استعفای پرستاران با استعفای سایر گرو‌ه‌های کاری اصلا قابل مقایسه نیست چون مستقیم با سلامت مردم گره خورده است.

ارقام اعلام‌شده همگی در یک مسیر قرار دارند. حقوق ۲۵ تا ۲۸ میلیون تومانی، شیفت‌های طولانی و خروج سالانه‌ی هزاران نفر، حلقه‌های یک زنجیره‌اند. ماندن یا رفتن نیروهای پرستاری اکنون به محاسبه‌ی معیشتی گره خورده است! بحرانی که حاکمیت ملایان حتی یک قدم برای حل آن برنداشته است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)