پس از ۴۷ سال حکومت با ابزار سرکوب و برقراری سکوت و خفقان، نظام اسلامی عمرش به سر رسیده است؛ چرا که نه تنها شرایط اقتصادی دست‌به‌گریبان انواع بحران‌هاست، بلکه بحران سراسر نظام را فرا گرفته است. مشکل یکی دو تا نیست. همه آن نهادها و مؤسساتی که در گردش‌اند، با بحران‌های گوناگون روبرو هستند..

تأثیر این بحران‌ها بر اوضاع اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی، روزانه تشدید می‌شود. مشکلات بیرونی و درونی که نظام با آن روبرو می‌گردد، هر روز در حال رشد و بزرگ و بزرگ‌تر شدن هستند. صلاح بر آن دیده می‌شود که سران نظام، به اتفاق رهبر نظام، سوراخی را بجویند تا در آنجا برای چند صباحی پناهنده شوند، اگر به شهادت مفتخر نگردند..

واقعیت آن است که حکومت آخوندی بر باور و ارزش‌هایی بنیان‌گذاری شده است که اکثریت مردم با آن ارزش‌ها، در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری بیگانه گشته‌اند. باورهای مشترک دینی، به عنوان عاملی وصل‌کننده طبقات و گروه‌های مختلف، تأثیر خود را از دست داده است. در واقع، دیر زمانی‌ست که باورهای مشترک دینی، که حاکم را به محکوم و یا فرمانروا را به فرمانبر به هم متصل می‌ساخت، از معنا تهی گردیده و آماده است که از هم بگسلد. زیرا که دیر زمانی‌ست که با یکدیگر سخت بیگانه گشته‌اند. در چنین زمانی، وجود آلترناتیو یا دستگاهی جانشین، آماده برقراری نظم و حفظ آرامش و امنیت در جامعه، نقش اساسی را بازی می‌کند..

 در شرایطی که تمامی گرایش‌های گوناگون مخالف با حکومت اسلامی تاکنون قادر نبوده اند فرد و یا رهبری شایسته و هوشمندی  که مردم به او تمایل و گرایشی نشان بدهند، شناسائی نکرده و هنیچ فردی هم وارد میدان نشده است، معلوم است که شاهزاده رضا پهلوی شایسته ترین است برای رهبری و انقلاب شییرو خورشیید، شایستگی ای که دیر زمانی ست که مورد تائید بخش بزرگی از جامعه قرار گرفته لست.. همین بس که به پاسخ مردم ایران، در داخل و در خارج از کشور به فراخوان شاهزارده بنگری بی‌دلیل نیست که فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در دی‌ماه سال گذشته، چنان مردم را مشتاق و امیدوار نمود که اعتراضات گسترده‌ای در تهران و بیش از صد شهر کشور بر علیه حکومت اسلامی شکل گرفت..

بنظر می‌رسد که حکومت اسلامی، به رهبری آخوند خامنه‌ای، چنان به وحشت افتاده بود که به سرکوب خونین تظاهرکنندگان روی آورد. چه، در غیر این صورت، و با اندکی سستی آخوند خامنه‌ای، نمی‌توانست به حکومت دین ادامه دهد. آخوند خامنه‌ای برای حفظ حکومتش، از بیرحمی و خشونت و انتقام‌ستانی هیچ دریغ نداشت و تعداد بسیاری را به قتل رساند و کشتار نمود..

تعداد کشته‌شدگان، تخمین‌های متفاوتی دارد. اما، اجازه دهید بحث تخمین‌های گوناگون را به زمان دیگری موکول کنیم و بر روی رقمی تمرکز کنیم که خود حکومت در فهرستی منتشر کرده است. سازمان ملل گزارش داده است که حکومت ایران فهرستی شامل نام ۳٬۰۳۸ نفر از کشته‌شدگان را منتشر کرده است و در عین حال تأکید شده که رقم واقعی ممکن است به‌مراتب بیشتر باشد..

حکومت آخوندی به این کشتار و یا قتل‌عام افتخار هم می‌کند، چون در خدمت بقا و تداوم ارزش‌های اسلامی کشته شده‌اند. نظام درباره معترضین چنان سخن می‌گویند گویی که از جهانی بیگانه وارد شده‌اند و به عنوان متجاوز و نه گفتن به حکومت ولایت کشته شده‌اند..

البته که بسیاری کوشیدند که قتل‌عام ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه سال گذشته را به ناشی‌گری شاهزاده رضا پهلوی و صدور فراخوان او نسبت بدهند. از آنجایی که شور و هیجان مردمی برای ظهور شاهزاده رضا پهلوی، نظر همگان را به خود بیشتر جلب می‌کند و هر روز بر هواخواهان او افزوده می‌گردد، بی‌جهت نیست که شاهزاده هدف بدترین و زشت‌ترین حملات قرار می‌گیرد، چنانکه گویی تاج ولایت را،  بر فراز عمامه فقیه شاهزاده برگرفته.

آیا می‌توان در شرایطی که جامعه ما در آن قرار گرفته، بیش از هر زمان دیگری نیازمند اتحاد و همبستگی‌ست، وارد بحث نیروهای چپ و راست و میانه و ناسیونالیسم و لیبرالیسم، کرد و بلوچ و ترک شویم؟

رخصت، لحظه‌ای سکوت برگزینم، بلکه میزان تنش و تشنج بین دسته‌ها و گروه‌های خصومت‌جو کاهش یافته و گفتگو جایگزین آن شود. مسلم است که لازم نیست به دنیا یکجور بنگریم؛ اگر از طریق شاهزاده به هم متصل و به یکدیگر بپیوندیم. بنا بر توافق و اتحاد بر سر حداقل‌ها، آزادی، در برابر دشمن خونخوار. مثلاً کدام فرد، گروه و یا دسته‌ای‌ست که با آزادی مخالف باشد و یا از آن بیزار باشد و با آن به جنگ درآید؟

مطمئنم که با قیام شیر و خورشید، اولین چیزی که با رهبری شاهزاده رضا پهلوی  بدست خواهیم آورد، چیزی نیست مگر آزادی. در شرایط آزادی‌ست که رأی فرد و انتخابات دارای معنا و مفهوم می‌شوند. شاهزاده، اکنون تنها فردی‌ست که می‌توان به او اعتماد کرد؛ بدون اتحاد با رهبری شایسته، همچون او به دشواری می‌توانیم به دامنه آزادی برسیم.

فیروز نجومی

Firoz nodjomi

https://firoznodjomi.blogspot.com/

fmonjem@gmail.com.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)