مدرسه خالی در روستاهای ایران؛ روایت معلمی میان دو روستا و کلاس‌های چندپایه

بررسی وضعیت آموزش در برخی مناطق روستایی ایران نشان می‌دهد پدیده‌ی مدرسه خالی از دانش‌آموز، به‌سرعت در حال گسترش است و شمار دانش‌آموزان بسیاری از مدارس به کمتر از پنج نفر رسیده است. در برخی روستاها کاهش جمعیت دانش‌آموزی چنان شدید بوده که یک معلم ناچار است میان دو روستا رفت‌وآمد کند یا چند پایه‌ی تحصیلی را هم‌زمان در یک کلاس آموزش دهد. فقر اقتصادی، کم‌توجهی دولت به زیرساخت‌های روستایی و بی‌انگیزگی خانواده‌ها، از مهم‌ترین دلایل شکل‌گیری مدرسه خالی در این مناطق به شمار می‌روند.

 

کلاس‌هایی با کمتر از پنج دانش‌آموز؛ روایت مدرسه خالی در روستاها

تازه‌ترین آمار رسمی نشان می‌دهد شمار مدارس کم‌جمعیت روستایی رو به افزایش است. بیش از ۳۰۰ مدرسه‌ی «تک‌دانش‌آموزه» هم‌اکنون در کشور فعال است؛ نمونه‌ای آشکار از روند شکل‌گیری مدرسه خالی. معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش این آمار را تأیید کرده است. او افت تراکم کلاس‌ها را ناشی از توسعه‌ی فضاهای آموزشی و اجرای طرح محرومیت‌زدایی، به‌ویژه در کلان‌شهرهایی مانند تهران، دانست.

نمونه‌ای دیگر از این وضعیت را می‌توان در شرق استان گلستان دید. مدیر آموزش‌وپرورش گنبدکاووس از فعالیت یک مدرسه‌ی روستایی با تنها ۲ دانش‌آموز در سال تحصیلی جاری خبر داد. مسئولان محلی این اقدام را نمونه‌ای از «عدالت آموزشی» توصیف می‌کنند و تأکید دارند هیچ کلاسی در این شهرستان بدون معلم نخواهد ماند، هرچند نزدیک به مرز مدرسه خالی است.

با این حال کارشناسان معتقدند ادامه‌ی این روند هزینه‌های سنگینی بر نظام آموزشی تحمیل می‌کند. نگهداری کلاس‌هایی با یک تا چهار دانش‌آموز، سرانه‌ی هزینه‌ی آموزشی هر نفر را به‌شدت افزایش می‌دهد. در عین حال، بسیاری از ساختمان‌های نوساز مدرسه در روستاهای کم‌جمعیت، به‌تدریج بلااستفاده باقی می‌مانند و به مدرسه خالی از دانش‌آموز تبدیل می‌شوند.

 

معلمی میان دو روستا؛ چالش کلاس‌های چندپایه

کاهش شدید جمعیت دانش‌آموزی، اداره‌ی مدارس روستایی را نیز دشوارتر کرده است. در بسیاری از نقاط کشور، یک معلم ناچار است هم‌زمان چند پایه‌ی تحصیلی را در یک کلاس آموزش دهد. این شیوه با عنوان «کلاس چندپایه» شناخته می‌شود و پیش‌درآمدی برای پدیده‌ی مدرسه خالی در سال‌های آینده به شمار می‌رود؛ از تدریس هم‌زمان چند درس تا مدیریت دانش‌آموزان با سطح یادگیری متفاوت.

در برخی روستاهای کم‌جمعیت، تعداد دانش‌آموزان آن‌قدر اندک است که یک معلم باید میان دو یا چند روستای همجوار رفت‌وآمد کند. طبق مقررات آموزش‌وپرورش، کلاس‌هایی با کمتر از ۱۱ دانش‌آموز حق داشتن دو معلم مستقل را از دست می‌دهند و یکی از دو نیروی آموزشی حذف می‌شود. این محدودیت، فشار مضاعفی بر معلمان باقی‌مانده و کیفیت آموزش وارد می‌کند.

در نقطه‌ی مقابل، در برخی مناطق مرزی مانند خراسان جنوبی، مهاجرت ناشی از خشکسالی مسیر معکوسی رقم زده است. جمعیت برخی کلاس‌های شهری این استان به ۴۰ نفر رسیده و بسیاری از مدارس به شکل دوشیفته اداره می‌شوند. این تضاد نشان می‌دهد نابرابری آموزشی، دو روی یک سکه به نام مهاجرت داخلی است؛ خالی‌شدن یک مدرسه در روستا و شلوغی مدرسه‌ای دیگر در شهر.

 

فقر، مهاجرت و بی‌انگیزگی؛ ریشه‌های شکل‌گیری مدرسه خالی

کارشناسان چند دلیل اصلی را برای پیدایش مدرسه خالی در روستاها برمی‌شمارند. نخستین دلیل، فقر اقتصادی خانواده‌ها و ناتوانی آن‌ها در تأمین هزینه‌های تحصیل فرزندان است. دومین دلیل، مهاجرت خانواده‌های جوان از روستا به شهر است که مستقیماً به مدرسه خالی از دانش‌آموز می‌انجامد. در مناطق مرزی خراسان جنوبی، خشکسالی و کمبود آب بسیاری از خانواده‌ها را به ترک روستا واداشته است. نبود سرویس ایمن رفت‌وآمد نیز خانواده‌های سنتی را از فرستادن دختران به مدرسه، به‌ویژه در مقاطع بالاتر، بازمی‌دارد.

سومین دلیل، نبود چشم‌انداز روشن برای آینده‌ی تحصیلی و شغلی در روستاست. تنها در یک مدرسه در حومه‌ی تهران، ۷۰ دانش‌آموز در یک سال تحصیلی ترک تحصیل کرده‌اند. بسیاری از خانواده‌ها اشتغال زودهنگام فرزندان را به ادامه‌ی تحصیلی بدون چشم‌انداز شغلی روشن ترجیح می‌دهند.

آمار میدانی، فاصله‌ی میان وعده‌ها و واقعیت اجرا را نشان می‌دهد و روند رشد مدرسه خالی هم‌چنان ادامه دارد. کمبود نیروی انسانی در مناطق محروم پابرجاست و بسیاری از کلاس‌های چندپایه فاقد امکانات کافی هستند.

 

کاهش انگیزه‌ی دانش‌آموزان و آینده‌ی مبهم تحصیل در روستا

افت جمعیت دانش‌آموزی تنها به روستاهای دورافتاده محدود نمی‌ماند و بر شکل‌گیری مدرسه خالی در نقاط بیشتری اثر می‌گذارد. شمار دانش‌آموزان پایه‌ی اول ابتدایی در سال تحصیلی جدید، ۱۶۰ هزار نفر کاهش یافته است. این روند نشان می‌دهد کاهش نرخ زاد و ولد نیز، در کنار مهاجرت، بر تراکم کلاس‌های روستایی اثر گذاشته است.

بسیاری از دانش‌آموزان روستایی نیز با وجود ثبت‌نام، انگیزه‌ی چندانی برای ادامه‌ی تحصیل ندارند. نبود امکانات رفاهی، ضعف کیفیت آموزش در کلاس‌های چندپایه و دوری از مراکز شهری، این انگیزه را کاهش می‌دهد. بسیاری از نوجوانان روستایی ترجیح می‌دهند زودتر وارد بازار کار شوند تا در تحصیلی بی‌چشم‌انداز بمانند. در نهایت، تداوم این روند می‌تواند نابرابری آموزشی میان شهر و روستا را عمیق‌تر کند و بر شمار مدرسه خالی در سراسر کشور بیفزاید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)