معلمان در آستانه سال تحصیلی جدید؛ کلاس درس یا پرونده قضایی و زندان؟
معلمان در حالی سال تحصیلی جدید را پشت سر گذاشتهاند که شماری از همکارانشان، بهجای ایستادن پای تخته سیاه، در بازداشتگاه یا زندان بهسر میبرند. بازداشت، احضار به دادگاه، اخراج از شغل و صدور حکم زندان برای معلمان، همزمان با آغاز مهرماه متوقف نشده و همچنان جریان دارد. دهها نفر از فرهنگیان کشور یا پشت میلهها هستند یا با پروندههای باز قضایی و محرومیت از حرفه معلمی روبهرو هستند. این تصویر، هم ناراحتکننده است و هم منزلت اجتماعی معلمان را به چالش میکشد؛ کسانی که وظیفه پرورش نسل آینده هر جامعهای را برعهده دارند.
شروع سال تحصیلی و بازداشت و احکام قضایی
سال تحصیلی جدید در ایران امسال با انبوهی از مشکلات همراه شده؛ از کمبود معلم تا شلوغی کلاسهای درس و فرسودهبودن ساختمان مدارس. در چنین شرایطی، عدهای از معلمان اصلاً امکان بازگشت به کلاس درس را ندارند؛ برخی حکم زندان خود را طی میکنند و برخی دیگر منتظر تعیین تکلیف پروندهشان در دادگاهاند.
گزارشی که وضعیت حقوق معلمان از اول مهر ۱۴۰۴ تا بیستوپنجم مرداد ۱۴۰۵ را رصد کرده، عدد هفتادوهشت را برای بازداشتهای ثبتشده در این بازه اعلام کرده است؛ از این تعداد، پنجاهویک نفر شاغل بودهاند و بیستوهفت نفر بازنشسته. از میان چهلوشش احضاری که ثبت شده، سیوشش مورد را دستگاه قضایی انجام داده است.
در همین گزارش، سنگینترین برخورد قضایی به تأیید دو حکم اعدام علیرضا مرداسی در دادگاه انقلاب اهواز اشاره دارد. تهیهکنندگان این گزارش تأکید کردهاند که به دلیل جو امنیتی حاکم، رقم واقعی فشار بر معلمان احتمالاً بیش از آمار منتشرشده است.
کمبود معلم و بحرانی که جایگاه این حرفه را تهدید میکند
مشکل معلمان فقط به پروندههای قضایی محدود نمیشود؛ کمبود نیروی انسانی نیز نظام آموزشی را در تنگنا قرار داده است. کانون فرهنگیان اسلامشهر از خالیماندن دستکم یکصد هزار پست معلمی خبر داده و این کسری را عامل مستقیم افت یادگیری و افزایش ترک تحصیل دانسته است. برخی تخمینهای کارشناسی، این رقم را تا یکصدوسی هزار نفر نیز برآورد کردهاند.
به باور کارشناسان آموزشی، اثر این کمبود دقیقاً از روز اول مهر خود را در کلاسهای خالی از معلم نشان میدهد؛ درحالیکه وزارت آموزشوپرورش وعده داده بود امسال هیچ دانشآموزی بدون معلم نخواهد ماند. حقوق ناچیز این شغل نیز باعث شده بسیاری از فرهنگیان برای گذران زندگی، به شغل دوم یا سوم روی بیاورند.
افت سطح آموزش در آزمونهای بینالمللی نیز قابل ردیابی است؛ نمره دانشآموزان ایرانی در مهارت خواندن به ۴۱۳ رسیده، حال آنکه همین شاخص در سال ۲۱۰۶ میلادی ۴۲۸ بوده است. تشکلهای صنفی فرهنگیان هشدار دادهاند که ادامه این روند، نظام آموزشی را در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۶ به لبه پرتگاه میبرد.
فشار قضایی و اداری بر فعالان صنفی معلمان
گزارش جدید شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان از رویکرد نهادهای قضایی و امنیتی حکومت ملایان در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ حاکی از آن است میزان برخورد با معلمان، از بازداشت بسیار فراتر رفته است؛ احضار مکرر، تشکیل پرونده تازه، دادگاهیشدن، اخراج، انفصال از خدمت، بازنشستگی اجباری و کسر حقوق، همگی بخشی از این چرخه هستند. بیشتر این اقدامات همزمان با اعتراضات دی ۱۴۰۴ رخ داده است.
بر پایه همین گزارش، سی معلم و فعال صنفی حکم گرفتهاند و جمع احکام حبس آنان به چهل سال و یک ماه و شانزده روز میرسد. پنج نفر از آنان نیز رویهم به ۳۸۲ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شدهاند. در همین دوره، هفتادوپنج میلیارد ریال از وثیقههای معلمان مصادره و پانزده پرونده جدید تشکیل شده است.
از نوزده برخورد اداری ثبتشده در آموزشوپرورش، هفت مورد به اخراج کامل از شغل معلمی منجر شده است. در گزارشی جداگانه، ارگان خبری ههنگاو رقم بازداشتشدگان را پنجاهونه معلم و استاد دانشگاه، بههمراه سیصدوپانزده کودک و دانشآموز زیر هجده سال، برای بازه پاییز ۱۴۰۴ تا پاییز ۱۴۰۵ اعلام کرده است.
یک فعال صنفی معلمان با نام اسکندر لطفی، فعال صنفی معلمان، در مورد این فشار اظهار داشته: «بیش از ۱۰۰ معلم و فعال صنفی در یک سال اخیر با انفصال از خدمت، بازنشستگی اجباری، بازداشت، محاکمه یا زندان روبهرو شدهاند. فشار بر جامعه فرهنگیان تنها به پروندههای قضایی محدود نیست و هیأتهای تخلفات اداری آموزشوپرورش نیز به ابزاری برای برخورد با فعالان صنفی تبدیل شدهاند.»
وی همچنین ضمن اشاره به وضعیت زندانهای حکومت ملایان میگوید: «آمارها احتمالاً کمتر از شمار واقعی افراد تحت فشار است؛ زیرا بخشی از بازداشتها، بهویژه در شهرهای کوچک، رسانهای نشده است. قطع یا محدودیت گسترده اینترنت نیز ثبت و مستندسازی موارد بازداشت را دشوارتر کرده است.»
نمونههای فردی و واکنش نهادهای صنفی به شرایط معلمان
پشت این آمارهای کلی، نامهای مشخصی از معلمانی قرار دارد که زندگیشان با پروندهسازی و حبس گره خورده است. مسعود فرهیخته که از شهریور ۱۴۰۴ بازداشت است، بارها به سلول انفرادی منتقل شده و حق تماس تلفنی و ملاقات خانوادگی از او سلب شده است؛ در تازهترین جلسه دادگاه نیز یک سال دیگر به دوران محکومیتش افزودهاند.
در موردی دیگر، فعال صنفی معلمان کرمانشاه، عبدالله رضایی، بعد از حمله مأموران امنیتی به منزل وی و مصادره وسایل ارتباطی خانوادهاش، به بازداشتگاه انفرادی منتقل شده است. وی اکنون با اتهامهای واهی چون «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام» مواجه است.
رضا امانیفر، فعال صنفی اهل بوشهر، با وجود مشکلات جسمی متعدد، همچنان در بازداشت باقی مانده است. همچنین در زندان اراک، ماموران حکومتی از اعزام ابوالفضل خوران به بیمارستان، با وجود ابتلا به بیماریهای متعدد ممانعت به عمل آوردهاند.
این روند در روزهای اخیر نیز متوقف نشده؛ گزارش تازه خبرگزاری هرانا از بازداشت محمد رفیع صادقی، معلم بازنشسته، خبر میدهد، بیآنکه اطلاعی از محل نگهداری یا اتهام او در دسترس باشد. در نقطه مقابل، معاونت آموزش ابتدایی وزارت آموزشوپرورش در مراسم آغاز سال تحصیلی، بر تداوم «مسیر دانایی و خردورزی» تأکید کرده است؛ روایتی رسمی که در کنار آمار بازداشت و پروندهسازی برای معلمان، دو تصویر متفاوت از وضعیت آموزش کشور بهدست میدهد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.