شاهو حسینی
سلطه همیشه از جایی آغاز نمیشود که قدرت دهان را میبندد؛ گاه پیشتر، در نقطهای آغاز شده است که سلطە تعیین میکند با چه مفاهیمی میتوان سخن گفت، چه چیزهایی میتوانند موضوع اندیشه قرار بگیرند و حتی چه چیزی اساسا “مسئله” تلقی شود. قدرت در پیچیدهترین صورت خود دیگر فقط فرمان نمیدهد و سرکوب نمیکند؛ جهان را پیشاپیش مفهومپردازی، نامگذاریو طبقهبندی میکند، بەعبارتی دستگاهی از امر بدیهی میسازد که درون آن، سوژه پیش از سخن گفتن قواعد سخن گفتن درباره خویشتن را پذیرفته است. این وضعیت را در این نوشتار “استعمار امر اندیشیدنی” مینامم: در واقع تصرف نه فقط سرزمینو سیاست، بلکه قلمرو امکان اندیشیدناست. پرسش رادیکال در اینجا این نیست که چه کسی حکومت میکند؛ بلکه این است که چه کسی مفاهیمی را ساخته است، تا ما بهوسیله آنها بەخودمان بیاندیشیم؟ این پرسش، مسئله روشنفکر کورد در روژهلات کردستان را از سطح موضعگیریوتحلیلسیاسی به سطح معرفتشناختی منتقل میکند. روشنفکر ممکن است مخالف حکومت باشد، از حقوق کوردها سخن بگوید و حتی هزینه سیاسی پرداخته باشد؛ اما هیچیک از اینها تضمین نمیکند ،که او از دستگاه معرفتی قدرت خارج شده باشد، بەعبارتی بهتر ممکن است کە او از دستگاه عینی حکومت فاصلەداشتە باشد، اما درون دستگاهمفهومی، سیستمآگاهی و نظممعرفتشناختی بە فهم و ادراک بپردازد کە توسط حکومت پرداختەشدە. بنابراین فاصله گرفتن از قدرت سیاسی الزاما به معنای فاصله گرفتن از اپیستمه قدرت نیست. از همینجاست که مفهوم روشنفکر درونماندگار سلطه معنا پیدا میکند: کسی که از کردستان سخن میگوید، اما با مقولاتی میاندیشد که بیرون از تجربه تاریخی کوردستان ساخته شدهاند. او ممکن است با مرکز اختلاف سیاسی داشته باشد، اما مرکز هنوز در زبان، پرسشها و بداهتهایش حضور داشته باشد. مسئله این مقاله نه وابستگی سازمانی، بلکه وابستگی اپیستمیک است: استقلال در موضع و اسارت در مفهوم.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.