کوچ ناباورانه‌ی شاعر مطرح کُرد

استاد “هیمن لطیف” ( به کُردی: هێمن لەتیف) با نام کامل “هیمن لطیف طالب”، شاعر و نویسنده‌ی نام‌آشنای اقلیم کردستان درگذشت.

زنده‌یاد “هیمن لطیف” زاده‌ی سال ۱۹۸۰ میلادی، در شهر حلبچه بود و از اواسط سال ۲۰۰۰ میلادی، شروع به سرودن شعر کرد و تا زمان مرگش دو مجموعه شعر چاپ و منتشر کرد.
– برف غم – ۲۰۰۶
– عشق تو عطر من است – ۲۰۱۰

وی از فعالان ادبی نام‌آشنای کُرد بود و چندین شعر و سروده‌اش، توسط هنرمندانی همچو هوشیار محمد فرج، سامان عمر، هنر محمد، برهم جلال، شاخوان محمدرضا و… به آواز مبدل و خوانده شده‌اند.

وی سردبیر چندین نشریه و جشنواره‌ی ادبی بود، همچون:
– نشریه‌ی داستانی احمد مختار جاف
– نشریه‌ی ویژه‌ی هورامی
– جشنواره‌ی گل انار
و…

شادروان “هیمن لطیف” کارمند وزارت علوم و بیش از ۱۵ سال مسئول مرکز روشنفکران شهر حلبچه بود.

سرانجام پایان شعر زندگی هیمن در شبانگاه ۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ خورشیدی، برابر با ۲۸ آگوست ۲۰۲۶ میلادی، رقم خورد و در قبرستان گولان شهر حلبچه به خاک سپرده شد.

در ادامه چند نمونه از اشعار او با ترجمه‌ی “زانا کوردستانی” را می‌خوانیم:
(۱)
از وقتی که با تو آشنا شده‌ام
هیچ کس و هیچ دل و هیچ گلی را نخواسته‌ام
اگر که خدا را هم می‌خواهم،
تنها به این دلیل‌ست که
مرا برای تو و
تو را برای من آفریده است.

(۲)
[برای ۸ مارس، گفتگوی مادری کُرد با خدا]
آه ای خدایی که دل و روح و جانم تویی،
خوب خوب می‌دانم،
آنجا، کنار تو
بهشت زیر پای مادران است
اما خدایا،
ای که تو روزنه‌ی نورانی زندگانی تارم هستی،
تو خودت خوب می‌دانی، اینجا
جهنم بر روی سرم قرار دارد…

(۳)
بخدا سوگند، عزیز من که
تو آنجا میان تنهایی‌ این روزهایت،
خاطرات مرا می‌سوزانی،
و من هم اینجا
ابر فراقت را در سینه‌
با خورشید چشمانم،
به باران مبدل می‌کنم.

(۴)
عادت چنین‌ست کە تنهایم بگذاری
و چنین زندگی‌ام را به هم می‌ریزی
اما بدان تا بازگشتت،
مایه‌ی صبر و تحمل دلم
تار موی توست،
که به یادگار برایم جا گذاشته‌ای.

(۵)
همچون گل نرگس کە بی‌بهار، نمی‌ماند
من هم بدون تو توان زندگی را ندارم!
با بودن تو، مرگ هم خوب هست
بخدا به مردن در کنار تو هم راضی هستم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)