اهواز روی دریای نفت، در گرداب فقر و جنگ
اهواز، مرکز استان نفتخیز خوزستان، این روزها روایتگر تناقضی تلخ میان ثروت زیرزمینی و فلاکت روزمرهی مردم است. با وجود نشستن بر یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان، ساکنان این شهر با کمبود آب، قطعی برق، گرانی و ناامنی معیشتی دستوپنجه نرم میکنند. این وضعیت، حاصل ترکیبی از سوء مدیریت چند دههای حاکمیت و آسیبهای تازهی جنگ است.
ثروت نفتی و فقر پنهان
خوزستان با سهمی نزدیک به ۱۴.۸ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور، پس از تهران، دومین استان تولیدکنندهی ثروت ملی به شمار میرود؛ اما این ثروت به زندگی مردم بومی راه پیدا نکرده است. نرخ بیکاری استان خوزستان به نقل از دنیای اقتصاد در ۸ مرداد ۱۴۰۵ در سالهای اخیر حدود ۱۴.۵ درصد بوده، (البته به نقل از منابع رسمی که همواره به دیده شک نگریسته میشود) در حالی که میانگین کشوری کمتر از ۱۱ درصد گزارش شده است.
به نقل از عصر ایران بخش نگرانکنندهتر این آمار، بیکاری جوانان تحصیلکرده در اهواز و دیگر شهرهای خوزستان است که برخی برآوردها آن را تا ۴۳.۶ درصد نیز تخمین میزنند. کارشناسان اقتصادی این شکاف را نتیجهی اولویت دادن تصمیمگیران به ملاحظات سیاسی و ایدئولوژیک بهجای رفاه مردم میدانند.
اقتصاددانان دانشگاهی معتقدند انتخاب مدیران بر پایهی همسویی سیاسی، نه شایستگی، ساختار اقتصادی خوزستان را دچار بینظمی کرده است. نتیجه، توزیع ناعادلانهی منابع میان استانی است که خود یکی از منابع اصلی نفت و گاز کشور محسوب میشود.
سوزاندن گازهای همراه نفت در نزدیکی مناطق مسکونی، هوای این شهر را به یکی از آلودهترین هواهای کشور بدل کرده است. بسیاری از خانوادههای ساکن در حاشیهی میدانهای نفتی میگویند تنها بهرهی آنها از این ثروت، آلودگی و محدودیت بوده، نه رفاه و اشتغال پایدار.
زیرساخت فرسوده، آبی که نمیرسد و برقی که قطع میشود
وبسایت واژهها در ۲۲ تیر ۱۴۰۵ نوشت تابستان امسال، دمای اهواز از پنجاه درجه هم فراتر رفته، اما ساعتها قطعی برق زندگی روزمرهی مردم را فلج کرده است. شبکهی توزیع برق خوزستان بهدلیل فرسودگی دیرینه و کمبود سرمایهگذاری، توان تأمین نیاز واقعی مردم را ندارد.
بحران آب نیز کمتر از بحران برق نیست؛ فاضلاب شهری در بسیاری از محلههای اهواز به سطح خیابانها راه یافته و آسفالت معابر بهشدت آسیب دیده است.
ایرنا در ۵ مرداد ۱۴۰۵ به نقل از شرکت توزیع نیروی برق خوزستان با اعلام قطع برق ۱۵۰۰ خانوار نوشت برنامهی خاموشیها به میزان مصرف و دمای هوا بستگی دارد، اما شهروندان معتقدند این توضیحات، کاستیهای چند دههای در سرمایهگذاری زیرساختی را پنهان میکند. کارشناسان انرژی نیز کمبود مزمن تولید برق نسبت به مصرف را از اواسط دههی نود شمسی، ریشهی اصلی این بحران میدانند.
جنگی که مشقت مردم را دوچندان کرد
ماجراجوییهای هستهای حکومت ایران و افزایش تنش با کشورهای حوزهی خلیجفارس، زمینهساز حملات نظامی متقابل به سواحل جنوبی از جمله خوزستان شد. ایندیپندنت در ۲۳ تیر ۱۴۰۵، اعلام داشت نقاطی در اطراف اهواز و شهرهایی چون بهبهان، دزفول، امیدیه، ماهشهر، اندیمشک، آبادان و شادگان هدف پرتابه قرار گرفتند.
در یکی از این حملات، ایستگاه پمپاژ آب کشاورزی ماهشهر آسیب دید؛ یک نگهبان جان باخت و چهار نفر دیگر مجروح شدند. تأسیسات آبی زهره و جراحی نیز هدف قرار گرفت و کارکنان این بخش در میان کشتهشدگان و مجروحان بودند.
کارخانههای فولاد و پتروشیمی خوزستان، از جمله فولاد خوزستان با دهها هزار کارگر، در جریان جنگ آسیب دیدند و فعالیت آنها متوقف شد. این توقف تولید، ضربهی سنگینتری بر رونق اقتصادی مناطقی وارد کرد که پیش از این نیز شکننده بود.
توقف یا کاهش فعالیت این صنایع، دامنهی خود را به رشتههای وابستهای چون خودروسازی، ساختمانسازی و صنایع دریایی نیز کشاند و بر بازار کار این کلانشهر و شهرهای اطراف آن سایه انداخت.
فقر آشکار در خیابانهای اهواز
وبسایت خورنا در ۳ خرداد ۱۴۰۵ به نقل از مقامهای استانداری خوزستان از افزایش محسوس شمار متکدیان و دستفروشان خیابانی در اهواز خبر دادهاند؛ روندی که به گفتهی ساکنان قدیمی، چهرهی شهر را در یک دههی اخیر بهکلی دگرگون کرده است.
تورم نقطهبهنقطهی کشور که در خرداد ۱۴۰۵ به بیش از هشتاد و هشت درصد رسید، فشار مضاعفی بر خانوارهای کمدرآمد این شهر نفتخیز وارد کرده است. پرستاران این شهر نیز با برگزاری تجمعهای اعتراضی نسبت به دستمزدهای ناکافی و هزینههای سرسامآور زندگی هشدار دادهاند.
زنان بیسرپرست دستفروش، کودکان کار و معتادان بیخانمان، تصویری هستند که امروز در بسیاری از خیابانهای این کلانشهر نفتخیز بهچشم میخورند؛ تصویری که با جایگاه اهواز در قلب صنعت نفت کشور همخوانی ندارد.
نابرابری میان مناطق مختلف خوزستان نیز موضوعی است که فعالان مدنی بارها به آن اشاره کردهاند؛ برخی از روستاها و حاشیههای اطراف اهواز، از حداقل امکانات رفاهی و بهداشتی محروم ماندهاند. گزارشهای نهادهای بینالمللی نیز بر وخامت وضعیت مسکن و خدمات پایه در این منطقه تأکید کردهاند.
مجموع این شواهد نشان میدهد فاصلهی میان ثروت نفتی خوزستان و رفاه واقعی مردم اهواز، نتیجهی مستقیم سوء مدیریت و بیکفایتی نهادهای حکومتی است. تحمیل جنگ بر این منطقه و آسیب به زیرساختهای حیاتی آن، بر عمق این مشقت افزوده است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.