جنگ قدرت در ایران؛ اختلاف جناحهای حاکم به کدام سو میرود؟
جنگ قدرت در ایران پس از قیام دی ۱۴۰۴، حاکمیت را با یکی از جدیترین بحرانهای بقای خود روبهرو کرد، این جنگ پس از کشته شدن خامنه ای وارد مرحله تازهای شده است. فقدان مشروعیت داخلی، بحران جانشینی و موقعیت مجتبی خامنه ای ، فشارهای خارجی و سایه جنگ، شکافهای درونی حاکمیت را تشدید کرده و نمودهای آن هر روز آشکارتر میشود.
اگرچه اختلاف میان جناحهای غالب و مغلوب حکومت سابقهای طولانی دارد، اما اکنون مجموعهای از بحرانها این اختلافات را تشدید کرده است: از مذاکره با آمریکا و پرونده هستهای تا سیاست منطقهای، اقتصاد، افزایش قیمت بنزین و نحوه اداره کشور.
اختلاف جبهه پایداری و قالیباف، حملات کیهان و رسانههای همسو با آن به حامیان مذاکره، پاسخ رسانههایی مانند هممیهن، شرق و اعتماد، اختلاف دولت پزشکیان با بخشهایی از مجلس و منازعه بر سر سیاست منطقهای، تنها بخشی از مصادیق جنگ قدرتی است که بیش از گذشته به سطح جامعه کشیده شده است.
مذاکره با آمریکا؛ مهمترین محور جنگ قدرت
مذاکره با آمریکا اکنون یکی از اصلیترین میدانهای این رویارویی است. بخشی از اصلاحطلبان حکومتی مذاکره را راهی برای کاهش فشار اقتصادی و خروج از بنبست تحریمها میدانند؛ در مقابل، جریانهای تندرو هرگونه توافق را زمینه امتیازدهی به واشنگتن معرفی میکنند.
اما شکاف فقط میان دو جناح سنتی نیست. اختلاف در درون اردوگاه اصولگرایان نیز آشکار شده است. قالیباف و عراقچی بهدلیل مواضع مرتبط با مذاکرات هدف حملات جریانهای تندرو قرار گرفتهاند و پزشکیان نیز در مراسم تشییع خامنهای با حمله هواداران باند غالب روبهرو شد.
جدال امیرحسین ثابتی و شهریاری، دو نماینده مجلس، بر سر مذاکرات در یک برنامه زنده و همچنین مناظره جنجالی حسین اللهکرم با سعید آجرلو درباره همین موضوع، نمونههایی از علنیشدن این شکافهاست.
این جدالها نشان میدهد که مذاکره دیگر صرفاً اختلافی بر سر یک تاکتیک سیاست خارجی نیست؛ بلکه به میدان رویارویی جناحها بر سر مسیر آینده حکومت تبدیل شده است.
سیاست منطقهای؛ بحران نفوذ و نیابتیها
محور دیگر جنگ قدرت، سیاست منطقهای حکومت است. تحولات خاورمیانه، وضعیت گروههای نیابتی و افزایش فشار برای کاهش نفوذ حکومت ایران در عراق و لبنان، اختلاف بر سر ادامه سیاست گذشته یا کاهش هزینههای منطقهای را تشدید کرده است
اصلاحطلبان حکومتی بر کاهش تنش و افزایش نقش دیپلماسی تأکید دارند، در حالی که بخش مهمی از اصولگرایان ادامه حمایت از متحدان منطقهای را لازمه حفظ بازدارندگی حکومت میدانند.
عمق نگرانی در این زمینه در مناظره شهریاری و ثابتی نیز آشکار شد؛ جایی که شهریاری گفت: «ما هیچ دوستی در دنیا نداریم و حتی عراق هم با ما دوست نیست.» همزمان علیاکبر ولایتی، مشاور علی خامنهای ، در ۱۹ تیر سفر نخستوزیر عراق به آمریکا را «تأسفبار» توصیف کرد.
این مواضع نشاندهنده نگرانی درونی حکومت از کاهش نفوذ منطقهای و اختلاف بر سر چگونگی مواجهه با آن است.
اقتصاد؛ میدان دیگر جنگ باندها
بحران اقتصادی نیز به یکی دیگر از میدانهای جنگ قدرت تبدیل شده است. قیمت بنزین، ارز و معیشت مردم از جمله موضوعاتی هستند که جناحها مسئولیت آن را به گردن یکدیگر میاندازند.
در حالی که برخی نمایندگان از افزایش قیمت بنزین سخن میگویند، چهرههایی از جناح مقابل بر عدم افزایش قیمت تأکید دارند. پزشکیان نیز هشدار داده است که فشار اقتصادی و گسترش نارضایتی مردم به مشروعیت نظام آسیب میزند.
بر سر تحریمها نیز همین جنگ جریان دارد. حامیان مذاکره از آزادسازی پولهای بلوکهشده بهعنوان دستاورد یاد میکنند، در حالی که تشدید بحران خارجی و اقدامات نظامی، خطر رویارویی تازه را افزایش میدهد.
این وضعیت در شرایطی است که سایه جنگ با افزایش سرکوب و اعدام در داخل همراه شده و مقامات قضایی و شخص اژه ای نیز بارها بر برخورد شدیدتر با مخالفان تأکید کردهاند.
جنگ قدرت پس از کشته شدن خامنه ای
جنگ قدرت امروز دیگر صرفاً تقابل سنتی سابق بین اصلاحطلبان و اصولگرایان نیست. درون هر دو اردوگاه نیز رقابتهای تازهای شکل گرفته است.
این وضعیت پس از کشتهشدن خامنهای ابعاد متفاوتی یافته است. حذف علی خامنه ای که طی دههها مرکز ثقل و تنظیمکننده توازن میان باندهای قدرت بود، رقابتهای درونی را از چارچوب معمول جنگ جناحی فراتر برده است.
در گذشته علی خامنهای میتوانست با دخالت مستقیم، خط نهایی نظام را تعیین کند؛ اکنون آن نقطه متمرکز تنظیم قدرت از میان رفته و مسئله جانشینی خود به بخشی از بحران تبدیل شده است.
به همین دلیل، جدال بر سر مذاکره، سیاست منطقهای، اقتصاد یا مجلس دیگر فقط رقابت بر سر سهم قدرت نیست. این جنگ در شرایط نارضایتی داخلی، بحران اقتصادی، فشار خارجی، تضعیف موقعیت منطقهای و سایه جنگ جریان دارد.
پرسش اصلی اکنون این است: این شکافها تا کجا قابل مهار خواهند بود و آیا ساختار حاکمیت پس از حذف علی خامنه ای رأس پیشین قدرت، همچنان قادر به کنترل تضادهای فزاینده درونی خود خواهد بود؟
[جنگ قدرت؛ بحرانی پایان ناپذیر در رأس حاکمیت ایران]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.