سمیه توحیدلو-

بعد از دفاع علاقمند بودم که در ابتدا درباره‌ی پایان‌نامه بنویسم. به دلائل مختلف مدام این نوشتن به تأخیر می‌افتاد. یکی از دلائل هم چگونه نوشتن از کاری بود که نزدیک دو سال درگیر آن بوده‌ام و ماحصل کار پانصد صفحه‌ای است که نسبت به آن احساس تعلق دارم. همین مشکل را برای ارائه در جلسه‌ی دفاع داشتم. اینکه یافته‌هایی را که مانند بچه‌هایت دوست می‌داری پشت در بگذاری چرا که زمان و شرایط اجازه‌ی ارائه‌ی آن را نمی‌دهند مشکل بزرگی بود. اما همانطور که در ارائه نیز مجبور به حذف بخش زیادی از کار شدم، تصمیم گرفتم همان مطالب ارائه شده در جلسه‌ی دفاع را دوباره بنویسم و در کنار پاورپوینت کار در وبلاگ بگذارم. شاید این خلاصه‌ی مثله شده پاسخگوی دوستان و بزرگوارانی که از سر لطف جویای اصل کار بودند و تقاضای مطالعه‌ی آن را داشتند، نباشد. اما امید دارم به عنوان پیش‌درآمدی بر اصل کار پذیرفته شود. مقالات و نوشته‌هایی درباره‌ی کار در آینده به چاپ خواهد رسید که بخشی از آنها آماده و منتظر چاپ است و بخش دیگر را نیز در صدد آماده کردن هستم. درگیری این روزهایم نیز به نوعی آماده کردن کار به شکلی درخور برای ارائه است.

کار دو بخش توصیفی و تبیینی دارد. مجبور بوده ام حتی در ارائه نیز از بخش توصیفی کار بگذرم تا بتوانم حرف نهایی را بزنم. اما بر این باورم فهم بخش پایانی جز با قسمت‌های توصیفی به دست نخواهد آمد. از طرف دیگر اینگونه خلاصه کردن کار بخش زیادی از نکاتی را که برای توجیه و تبیین و حتی علمی شدن کار بدان نیاز است را حذف خواهد کرد. بنابراین نوشته‌ی زیر از حالت علمی و ارجاعی خارج شده است که به دلیل طولانی بودن همین مقاله بدان مجبور شده ام.

در نهایت بخشی از پاورپوینتی که در جلسه‌ی پایانی ارائه شده است را می‌توان از اینجا دانلود نموده و خلاصه‌ی کار را در ادامه مطلب می‌توان دنبال نمود.

جا دارد از بزرگوارانی که در جلسه‌ی دفاع حاضر شدند و یا با نوشته‌های خوبشان در جاهای مختلف بنده را مورد لطف قرار دادند تشکر نمایم.

 

خلاصه ای از کار تز

همانگونه که از عنوان این کار برمی‌آید قرار بر پژوهشی درباره‌ی رفتار اقتصادی ایرانیان در دوره‌ای خاص از تاریخ بوده است. آنچه برای پژوهشگر در ابتدای کار مورد توجه بوده، دلائل نرسیدن به توسعه مطلوب علیرغم وجود تکنیک و برنامه‌های متعدد توسعه در خلال سالیان مختلف در دوره‌های متعدد تاریخی بوده است. به نظر می‌آمد که دلیل  اساسی برای نرسیدن به نتایج لازم در خلال کلیه‌ی برنامه‌ریزی‌ها از دل فرهنگ و جامعه بیرون خواهد آمد. مصاحبه با تعدادی از کارآفرینان داخلی و خارجی در طول پژوهش‌های پیشین این پیش‌فرض را به شدت جدی کرده بود که از جمله مهم‌ترین موانع کارآفرینان در طول انجام کار همانا نوع نگاه و برداشت‌های اجتماعی مردم درباره‌ی پول، ثروت، سرمایه و کار بود. به دنبال کشف واقعیت و حقیقت رفتار کنشگر ایرانی باید به تاریخ رجوع می‌شد و برای توصیف فرد تاریخی زمان مناسب دوره‌ی مشروطه انتخاب شد. این انتخاب دلائل متعدد تاریخی و اجتماعی داشته است که در این نوشتار نخواهد گنجید.

با این پیش‌فرض دو سؤال اساسی که در طول یکدیگر قرار داشتند مطرح شد. اولین آنها چرایی شکل نگرفتن “روح سرمایه‌داری” در جامعه ایرانی علیرغم بهره‌مندی از نمادهای سرمایه‌دارانه بود و دومین سؤال که به نوعی مقدمه و زمینه ورود به سؤال پیشین قلمداد می‌شد توصیفی از رفتار و حیات اقتصادی ایرانیان بود. مسئله‌ای که به دلیل غفلت تاریخ از پرداختن به سوژه‌های انسانی کمتر بدان توجه شده است. با توجه به همین پرسش‌ها بود که کار به لحاظ نظری و روشی دنباله‌رو پژوهش‌های اخلاق اقتصادی ادیان وبر و مهم‌ترین کار ایشان «اخلاق پروتستان و روح سرمایه‌داری» شد و برای تکمیل نواقص و رفع اشکالات کار وبر از ظرفیت‌های نظری نوبلیستِ نئونهادگرای اقتصادی، داگلاس نورث استفاده گردید.

رجوع به تاریخی که مملو از سرگذشت شاهان و افراد ذی‌نفوذ بوده و در نهایت تنها آمار شکست‌ها و وابستگی‌های شاهی را به خواننده می‌دهد، برای یافتن نحوه سلوک و آیین مورد توجه مردمان آن روزگار بسیار سخت بود و لذا لازم به مطالعه انواع منابع اعم از انواع کتب تاریخی، اسناد، شرح‌حال‌ها، خاطرات، سفرنامه‌های غربیانی که به دلایل مختلف در آن دوره در ایران حضور داشته‌اند و همینطور چند روزنامه‌ی مطرح از بیشمار روزنامه‌های به چاپ رسیده در دوره‌ی مشروطه بود. برای فهم دوره‌ی مشروطه از ابتدای دوره‌ی ناصری و ده سال سلطنت مظفرالدین‌شاه و دو دوره‌ی جمعا حدود ۱۵ ساله‌ی محمد علی شاه و احمدشاه بعد از مشروطه – تا برآمدن رضاخان- مورد توجه قرار گرفت.

با کمک روش‌شناسی وبری از ابزار ایده‌آل تایپ برای شناخت جامعه‌ی متکی بر روح سرمایه‌داری استفاده شد. سطح تحلیل در این پژوهش خرد بود که برای شناخت این سطح نیاز به رفت و برگشت و شناخت برخی نهادها هم بوده‌ایم. واحد مشاهده کنش‌های عینیت یافته یا رفتار و سلوک مردم در آن روزگار عنوان شده و واحد تحلیل همانا اخلاق اقتصادی، سوژه‌ها و ذهنیت‌هایی در نظر گرفته شد که درونی می‌شوند و رفتار انسانی برآمده از این باورها بوده است.

توصیف رفتار اقتصادی نیاز به شناخت حیات ایشان داشت. حیات اقتصادی مفهومی فراتر از رفتار و کنش انسانی را دربرمی‌گرفت. در واقع پرداختن به زمینه‌های نهادی که مرتبط با امر اقتصاد و تأثیر گذار بر رفتار بود باید مورد مداقه قرار می‌گرفت. خصوصا اینکه در این دوره شاهد شکل‌گیری نهادهای اقتصادی بوده‌ایم و کمتر کتابی به صورت مدون و کامل به آنها پرداخته است. برای شرح زمینه‌های اقتصادی آن دوران به توصیف نحوه تجارت، وضعیت صنعت، اوضاع پولی و مالی در جامعه (وضعیت قران، بالا و پایین‌شدن‌های قیمت نقره و مسئله نرخ‌های برابری قران با پول‌های خارجی)، وضعیت کشاورزی و زمین‌داری ونهادها و سازمان های اقتصادی اعم از بانک‌ها، گمرکات، مالیات‌ها، شرکت‌های داخلی و خارجی و … پرداخته شده که برخی از آنها مجزا به شکل مقالاتی به چاپ خواهد رسید.

پس از پرداختن به زمینه‌های اقتصادی شکل‌گیری فرد اقتصادی نیاز به شناخت ویژگی‌های اجتماعی و فردی او به نظر می‌رسید. شناخت افراد جز از منظر گروه‌های اجتماعی موجود در آن دوره امکان‌پذیر نبود. لذا تلاش شد طبقه‌بندی کاملی از انواع گروه‌های موجود از اعیان، تا نظامیان و بازاریان و سلسله مراتب مذهبی و … ارائه شود،‌ به گونه‌ای که بتوان هر فرد از اقشار جامعه‌ی ایرانی را در یکی از این گروه‌ها شناسایی کرد. در ادامه سبک زندگی هریک از گروه‌ها اعم از اوضاع زندگی، سبک پوشش، خوراک، مسکن تا آداب کار و فراغت ایشان به تفصیل بررسی شد. پس از آن برای شناخت ویژگی‌های اقتصادی به سراغ الگوهای مصرف فرهنگی و اقتصادی رفته و با توجه به اندک اطلاعات موجود و با کمک منابع متعدد توانایی تخمین تورم و کوچک و بزرگ شدن سبد مصرفی خانوارها در کنار درآمدهای ایشان پیش آمد. مقاله‌ای درباره‌ی الگوهای مصرفی در دست انتشار است که بعد از چاپ همینجا بدان اشاره خواهم کرد.

هرچه جلوتر رفته و درباره‌ی سلوک ایرانیان بیشتر مداقه می‌شد، بیشتر ردپای خلق‌و خوهایی از ایرانیان نمایان می‌گشت که در مقایسه با ابزار روشی ما که اخلاق پروتستان بود می‌توانست به پاسخگویی سؤالات پژوهش یاری رساند. مقایسه خصوصیات اخلاقی ایرانیان با اخلاقیات ذکر شده توسط وبر در اخلاق پروتستان در قالب کنش‌های انسانی و رابطه‌ی وی با خدا، خویشتن، انسان‌های دیگر، طبیعت و نسبت ایشان با اقتصاد معرفی شد. در جداولی که در فایل ضمیمه در پاورپوینت کار آمده برخی از آنها اشاره شده است. بی شک این خصوصیات برآمده از اسنادی است که در متن اصلی کار کلیه‌ی آنها مورد بررسی قرار گرفته و ذهنیت محقق در پرکردن این جداول نقشی نداشته است. با توجه به طولانی شدن کار درباره‌ی جدول توضیح بیشتری ارائه نمی‌شود.

اما از میان خصائص مختلفی که در اسناد تاریخی به‌جای مانده بود، برخی رخ می‌نمود، درباره‌ی چند نمونه از آنها شرحی خواهم داد. استنادات این خصائص در متن کار موجود است و در فایل پاورپوینت کار به یکی از نمونه‌های اسناد اشاره شده است.

–         تعهد به مذهب

ایرانیان مردمانی به شدت سنتی و در ظاهر پایبند به مذهب بوده‌اند. اغلب کسانی که در آن دوره با ایشان مراوده داشته‌اند، کمتر از تعصب مذهبی یاد کرده‌اند و بیشتر نمادها و ظاهر مذهبی را برای مردمان آن روزگار عنوان کرده‌اند. این حتی در میان تجار نیز دیده می‌شده است، به گونه‌ای که از روش‌های حلال شدن پول پرداخت وجوه شرعی و زیارت مکه و عتبات علیرغم سختی و دشواری راه‌ها و طولانی بودن سفر بوده است. برقراری مجالس روضه و دادن نذری و حضور در خیریه‌های متفرقه از جمله فعالیت‌های مرسوم بوده است. بسیارند کسانی که ظاهر مذهبی ایرانیان علیرغم هرگونه سنت شکنی در خفا را گزارش کرده‌اند و بر این باورند که ایرانیان در سنین پیری بیشتر به مذهب به شکل کامل آن روی می‌آورند.

–         تقدیر گرایی

ایرانیان به واسطه‌ی آموزه‌های درونی شده خود باور به آینده‌ و سرنوشتی مقدر دارند. سرنوشتی که خدا برای ایشان قرار داده و توانایی تغییر در آن وجود ندارد و تلاش بی جهت در این دنیا به گونه‌ای فراموش کردن آخرتی است که زندگی اصلی انسانی در آن محقق خواهد شد. حتی در میان مردم تقدیرگرایی در بی تلاشی ایشان در زمینه بیماری یا دیگر مسائل مبتلا به انسانی دیده می‌شود.

–         پایبندی به امور فرامادی

جامعه‌ای که آینده‌ای مقدر در پیش رو دارد بیش از اینکه به ساختن آینده مشغول باشد با کشف رازهای آینده علاقمند خواهد شد. کشف این راز و رمزها جز با رجوع به استخاره‌ها و فال‌های مختلف امکان‌پذیر نیست. از شاه که برای زمان‌ تاجگذاری استخاره می‌کند و سفر را جز با رجوع به تقویم آغاز نمی‌کند تا مردم عادی که سعد و نحس زمان را برای پوشیدن جامه‌ی نوشان لحاظ می‌کنند به این امور اشتغال دارند.

–         بی ارزش بودن زمان

آینده‌ای مبهم و مقدر نیاز به فعالیت زیاد ندارد. از این رو زمان ارزش خود را از دست می‌دهد. ایرانیان به راحتی وقت می‌گذرانند. خواب زیاد و اشتغال بیش از حدشان به دورهم‌نشینی و گپ زدن در کنار قلیان و انواع اطعمه و اشربه از نکات قابل توجه مردمان آن روزگار بوده است. حتی در بازار و تجارت نیز عجله‌ای در کار نیست. عجله کراهت دارد و کار شیطان است.

–         دم غنیمت شمردن

آینده‌ای که مبهم است در کنار مصائب احتمالی متصور برای ایرانیان حالتی پدید آورده که در آن و لحظه تلاش برای خوش بودن دارند. اینکه بسیار به بی خیالی و زنده‌دلی ایشان اشاره شده، و بسیار روایت‌ها برای از دست ندادن دم از خصائص ایرانی است که ویژگی‌های دیگری را هم به دنبال خود خواهد آورد.

–         ارجحیت منافع آنی به آتی

یکی از نشانه‌های دم غنیمت شمری ایرانی، همان حفظ منفعت در لحظه است. چرا که آینده معلوم نیست. نه امنیت آینده مشخص است و نه توانایی بر تسلط و کنترل آن در باور ایرانیان می‌گنجد. از این‌روست که در معاملات و اقتصاد آنچه هست منفعت آنی است. اگر درآمدی هست صرف تعیش و تجملات می‌شود و تنها استثنایی که در این خریدها وجود دارد خرید زمین و طلاست که از خصائص فرهنگی است تا نشانه‌های سرمایه‌گذاری. پس‌انداز برای ایجاد کار جدید و ارزش افزوده چندان در میان عامه‌ی ایرانیان دیده نمی‌شود.

–         وجود حس تقلید

بسیارند کسانی که باور دارند ایرانیان مقلدان خوبی هستند. هر هنر و صنعتی که در مقابل دیدگانشان قرار بگیرد به خوبی توانایی مشابه‌سازی آن را خواهند داشت. حس خلاقیت و نوآوری به دلیل همین مقلد بودن در میان ایشان رنگ باخته است.

–         حفظ ساختارهای موجود

نکته مهم این است که هرکس باید در جایگاه خودش باشد. شاه جای خودش را دارد و حتی در مشروطه نیز کسی متعرض شاه نمی‌شود. رعیت هم با هر درجه و سلسله‌ای باشند، در هر ایل و قومی که هستند حتی تصور فراتر رفتن از این ساختارها را ندارند و دیگرانی که به این امر اهتمام ورزند نیز به شکل عمومی مورد مؤاخذه و طرد قرار می‌گیرند. خصلت انطباق با هرساختاری که هست و مقاومت و بی تلاشی برای تغییر از جمله چیزهایی است که بسیار در تاریخ با آن مواجه خواهیم شد.

–         زمینداری

از ویژگی های جالب ایرانیان علاقه‌ی بسیار به زمین است. اجاره‌نشینی از جمله بدترین چیزهایی است که ممکن است فردی بدان دچار باشد و لذا اجاره‌داری تنها برای خارجیان در آن دوره معنا داشته است. به هر ترتیب از خرید خانه‌ای کوچک و تلاش برای بزرگ کردن آن و خرید مستغلات و زمین‌های ملکی دیگر کاری است که ایرانیان بسته به درآمد خود بدان اهتمام می‌ورزند. تجار در ایران نقش زمیندار هم دارند. تنها مالکیتی که در حد متوسط به واسطه‌ی سندهای نوشته شده توسط ریش‌سفیدان موجود است و ارزش نمادین هم دارد سند ملک و زمین است. برخلاف باور برخی دیگر از محققان تاریخی، به دلیل همین امنیت نسبی، تیول به فروش می رسد و تجار در صف خرید آن قرار می‌گیرند و یا حتی بعد از شکست در تجارتخانه‌ها و رقابت با خارجی‌ها به زمینداری روی می‌آورند.  ارزشمندی زمین در کنار طلا و سکه تا بدانجاست که حتی در قباله‌ی دختران ایرانی ردپای آنها دیده می‌شود.

–         سنت قرض گرفتن

بر خلاف باورهای موجود ایرانیان نگاه اقتصادی به تمام زندگی داشته‌اند. هرچند که برای پول درآوردن تلاش زیادی در سطح عامه دیده نمی‌شود اما پول داشتن و خرید مایحتاج امر مطلوبی بوده است. این تا بدانجا است که افراد تا جایی که می‌توانند قرض می‌گیرند و در بازپس دادن پول آن را به تأخیر می‌اندازند. از کاسب و تاجر بزرگ تا عامه بدین کار اشتغال دارند. بدهکار بودن امری مذموم نیست و به دلیل فراگیر بودن آن افکار عمومی به دفاع از آن برمی‌خیزد. از این روست که علیرغم حرام بودن ربا، انواع ربح و بهره البته با ظاهری آراسته در میان ایرانیان دیده می‌شود.

–         خدمتکاری

خصلت مزد بگیری حتی به حد یک آب باریکه برای زندگی خصلت آشنای ایرانی است. علاقه به حضور در دولت در نقش مستوفی یا میرزا، به شرط داشتن سواد و خدمتکاری برای طبقات فرادست به جهت مزدبگیری امری مرسوم است. چه در میان زنان و چه مردان این پیشه شهرت و عمومیت دارد.

–         گذشته‌گرایی

ابهام در آینده و نارضایتی از حال علاقه‌ای به گذشته را در میان ایرانیان پدیدار کرده است. گذشته‌ای که به زعم ایشان همیشه بهتر از حال بوده است. شاه پیشین، سلسله پیشین و زمانه‌ی پیشین چیزی است که همیشه به خوبی به نسبت امروز از آن یاد می‌شده است.

–         امنیت در برابر آزادی

ایران گذرگاه حوادث و جنگ‌های کوچک و بزرگ داخلی و خارجی بوده است. به زعم دکتر پیران ایران از گردونه ۱۲۰۰ جنگ داخلی و خارجی – کوچک و بزرگ- گذر کرده است. همین مسئله باعث شده که ایرانیان در تاریخ در انتخاب بین آزادی و امنیت همواره امنیت را برگزیده‌اند. نبود آزادی و شکل نگرفتن حقوق اجتماعی ناظر بر آزادی باعث شده اخلاق اجتماعی امر نهادینه شده‌ای نباشد. امری که بیشمار خصوصیت مذموم را در میان آثار غربیان درباره‌ی ما ایرانیان باعث شده است. از نفاق و دروغگویی تا خصاوصی دیگر امری تکرار شده در اسناد داخلی و خارجی است. امری که به انتخاب، تجربه و تمرین ایرانیان باز می‌گردد.

بر خلاف شرق‌شناسانی که این روزها رونق بسیار در کارشان دیده می‌شود، کسانی که سیاهه‌ای از خصائص منفی ایرانی ارائه می‌دهند که به واقع از دل اسناد تاریخی چنین سیاهه‌هایی می‌تواند به کرات به دست بیاید، این پژوهش قرار بر این امر نداشت. قرار نبود که ایرانی یک دیگریِ تعمیم یافته‌ای باشد که می‌شود هرآنچه می‌خواهیم چه به صورت علمی و چه حتی به شکل طنز و کنایه درباره‌ی آن نثار کنیم. همین عاملی بود که از چنین پایانی تن زدن و به دنبال تبیین چنین خصوصیاتی رفتن و علت یابی کردن از آنها ادامه‌ی کار پژوهش شد. چرایی پیدایش چنین خصائصی که بازدارنده برای بسیاری از کارها بودند، و رسیدن به نظریه‌ای تبیینی برای کار، خواندن رساله‌هایی که درباره «بایدها» می‌نویسند را نیز در کنار نوشته‌هایی درباره‌ی «هست‌ها»ی مشروطه ضروری ساخت. همین امر باعث شد که رسائل مختلفی اعم از سیاسی، اقتصادی، مذهبی و …. مورد مطالعه قرار بگیرد تا بتوان چهار خصیصه اصلی ایرانی را که از دسته‌بندی خصائص یاد شده مورد توجه بود تبیین نماید.

این چهار خصیصه عبارت بودند از :

تقدیرگرایی  –  سازگاری  –  محافظه‌کاری  –  امنیت خواهی

دسته‌بندی‌ها و کدگذاری‌ها از روی اسناد مدلی از رفتار ایرانیان به دست داد که در فایل ضمیمه بدان اشاره شده است.

اما آنچه بسیار در متون بدان اشاره شده بود موضوع عدالت بود. موضوعی که با تعاریف متعددی در رسائل یافت می‌شد. تعاریفی که با استناد‌های آن در اصل کار هست. اما آنچه در میان تمامی آنها به گونه‌ای اشتراک داشت و مورد توجه اغلب متشرعین تا حتی روشنفکران نیز قرار گرفته بود مفهوم عدالت در معنای حفظ توازن بود. قرار گرفتن هر چیزی بر جای خویش چیزی بود که از حکمت یونانی افلاطون در کتاب جمهور تا فقه آن روزگار جاری بوده است. اینکه اگر شاه در جای خود و رعیت در جایگاه خویش قرار گیرد عین عدالت است، چیزی بود که بسیار بر آن باور داشتند. توازن برای ایرانیان نه تلاش برای قرار گرفتن در جایگاهی که باید باشند، که تلاش برای نگهداری هرچیز بر جایگاه موجود بوده است. امری که چه به لحاظ دینی و چه به لحاظ رفتار عملی در میان ایشان درونی شده بود. چنین نوع نگاهی نوعی ایستایی و نظم خواهی را برای ایشان به‌وجود آورده بود. چیزی که هرگونه تغییرات ساختاری را فراتر از نظم موجود رفتن معنا نموده و از آن سرباز می زده است. امری که حتی در صورت انجام کنش‌های اتفاقی و جمعی، به جهت از دست رفتن نظم قدیم و نرسیدن به نظمی که افراد را در جایگاه خویش بنشاند، باعث علاقه مردم به بازگشت به نظم قدیم شده و حرکت سینوسی ایشان را در نظم خواهی و ایستاگرایی توجیه می‌کند. سرتاسر تاریخ ما در تلاش برای استقرار این نظم سنتی مسائل دست به دست می‌شود. این ایستاگرایی و نظم خواهی می‌تواند همان ایده‌ای باشد که تبدیل به نیروهای اخلاقی مذکور شده است. در واقع اگر کلیه‌ی خصائص یاد شده در میان ایرانیان را باردیگر قرار باشد توضیح دهیم قابلیت تبیین با این ایده وجود دارد. ایده‌ی نظم، ایستاگرایی و حفظ وضعیت موجود. چیزی که فقه و ادبیات ما تا دیگر آثار همیشه وجود داشته است. امری که از دل آن هیچگاه رفع ظلم و تبعیض در نخواهد آمد.

حتی با نظر کردن در دعوای بین متشرعان و مشروطه خواهان در زمان مشروطه نیز رد پای چنین عدالتی به خوبی دیده می‌شود. اینکه باید هرکس در جای خویش باشد و جابه‌جا شدن جایگاه زن و مرد، فقیر و غنی، عالم و جاهل، مقلد و مجتهد، مسلمان و کافر امری غیر شرعی است در رساله‌ی معروف شیخ فضل‌الله نوری در مذمت مشروطه و قانون آن وجود دارد.

به نظر می‌رسد جامعه‌ی ایرانی قدم‌های خوبی برای رسیدن به آستانه‌ی رشد و پیشرفت برداشته باشد، حتی در طول تاریخ رفتارها و کنش‌های اقتصادی خوبی هم در میان ایشان دیده‌ می‌شود. آثار سرمایه‌داری نیز در این دوره‌ها خود را نشان داده است. اما نظم مدرن، که بوروکراسی و به شکل تصلبی آن قفس آهنین وبری و یا گردونه خرد کننده گیدنزی را به دنبال داشته چیزی است که وارد جوامع نیازمند نظم شده است. جامعه‌ای که نظم سنتی خودش را دارد و باور عمومی و حتی مذهبی هم در راستای نظم موجود است به دنبال نظم‌های جدید نخواهد بود. نظم جدید است که روحیات و فرهنگ‌های جدید کاری را با خود خواهد آورد چیزی که حتی نیازش در باورهای ایرانی نیز خودنمایی نمی‌کند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)