عدول نظام آموزشی از رسالت تعلیم؛ از فقر مهارت تا تحمیل ایدئولوژی ملایان
نظام آموزشی ایران به دلایلی چند از وظیفه اصلی خود فاصله گرفته است. این امر سبب شده که رسانههای دولتی از آن با عنوان فقر آموزشی یاد کنند. تزریق آخوندها به جای معلم مجرب، از جمله در قالب طرح «امین»، یکی از این دلایل است. تربیت دانشآموزان نه بر اساس نیازهای واقعی، بلکه برای تحقق اهداف حکومتی صورت میگیرد. همچنین، تخصیص بودجه ناکافی مانعی جدی در مسیر پیشرفت نظام آموزشی است.
رویکرد وزیر آموزش و پرورش، علیرضا کاظمی، بیشتر تأمین مطامع حاکمیت است تا تمرکز بر آموزش. این امر در محتوای کتب درسی و برنامههای آموزشی نمایان است. عدم کفایت حقوق معلمان نیز آنان را به سوی مشاغل دوم سوق داده و تمرکز بر تدریس را کاهش داده است. نگاه طبقاتی به آموزش و ترویج مدارس پولی، بار هزینهها را بر دوش والدین میگذارد. در مجموع، نظام آموزشی از رسالت آموزشی اصلی خود دور شده است.
فقر مهارتهای زیستی در نظام آموزشی و چالش بودجه و تغییر نگرش در آموزش
کارشناسان معتقدند که کودکان نسل جدید به درستی آموزش نمیبینند. این ضعف، سالهاست که معضلی در نظام تعلیم و تربیت شده است. فقر آموزشی اکنون بیش از پیش آشکار گشته است. «فقر آموزش» به معنای ضعف در مهارتهای زیستی است. این مفهوم نه ضعف در یادگیری دروس، بلکه ناتوانی در زندگی است. مدارس تمام دوران کودکی دانشآموزان را تحتالشعاع قرار میدهند. آنها اضطرابهای سنگینی را به کودکان تحمیل میکنند.
گزارشهای کسری بودجه، این عزم را در نظام آموزشی رد میکند. آموزش دغدغه اصلی دولتها در ملایان نیست. ضعف نیروی انسانی و کسری بودجه نهادهای آموزشی وجود دارد. توجه نظام آموزشی به تفکر غیرانتقادی نیز از مشکلات است. این موارد دست به دست هم داده و کودکان را ناتوان کرده است. تغییر مثبت و شگرف در آموزش نیازمند تغییر نگرش در دولت است. تصمیمسازان باید برای تحول در حوزه آموزش تلاش کنند.
فقر محتوایی و حافظهمحوری در نظام آموزشی و مشکلات بودجه و آموزشهای غیرکاربردی
نظام آموزشی با فقر شدید محتوایی روبهرو است. هدف آن آموزش برای داشتن زندگی بهتر بوده است. اما این هدف در عمل کمتر در نظام آموزشی تحقق مییابد. در واقع، هدف اصلی آموزش با مشکل روبهرو است. نظامی مبتنی بر تکگویی در آموزش حاکم شده است. طرح مسئله و یادگیری بر مبنای حافظهمحوری است. طبیعی است که این ساختار آموزشی به خطا میرود. به همین دلیل کودکان تمایلی به خواندن کتاب متفرقه ندارند. در سنین بالاتر نیز نیاز به مطالعه را احساس نمیکنند. مهارت گفتوگو در نظام آموزشی به درستی آموخته نمیشود. این نقص خود را در افزایش خشونت و بحران کتابخوانی نشان میدهد. تیراژ هزار نسخهای کتابهای پرمحتوا نشاندهنده همین ضعف است. تفکر فعلی این است که کودک باید تابع نظام آموزشی باشد. در این نظام آموزشی به کودک منتقد و ایدهپرداز توجهی نمیشود.
اختصاص بودجه مناسب یکی از شروط بهبود است. اما بودجه بهطور کافی و شایسته به آموزش اختصاص نمییابد. آموزش و پرورش با کسری بودجههای متعددی روبهروست. بودجه به برنامههایی تخصیص مییابد که اولویت اصلی نیستند. وقتی کودک نتواند با خانواده و معلمان ارتباط بگیرد، آموزش موارد دیگر چندان ضروری به نظر نمیرسد. کودکان امروز مهارت ارتباط برقرار کردن را به خوبی نیاموختهاند. چگونه میتوان از این کودک در جامعه انتظار ارتباط سالم داشت؟ مهارتهای ارتباطی و زندگی در سرفصلهای درسی نیستند. آموزش مناسب و درخور توجهی در این زمینه ارائه نمیشود. بسیاری از آموزشهای فعلی نیز کاربردی نیستند. پس از فارغالتحصیلی، کودک باز هم به آموزشهای جانبی نیاز دارد. مشکل هم در محتوای آموزشی و هم در ابزارهای ناکافی است. ابزارهای مناسب برای آموزش در اختیار آموزش و پرورش نیست.
عدم انطباق محتوا و ضعف نیروی انسانی در نظام آموزشی
محتوای کتابهای آموزشی با نیازهای روز کودکان منطبق نیست. این محتوا با نیازهای واقعی دانشآموزان اختلاف فاحشی دارد. بچهها محتوای بهتر از کتابها را در اینترنت مییابند. این وضعیت نشان میدهد که مطالب آموزشی مورد نیاز کودکان نیست. البته این تنها مشکل سیستم آموزشی نیست و معلمان هم مشکلاتی دارند. یکی از این مشکلات را میتوان ضعف نیروی انسانی دانست. کمبود نیروهای آموزشدیده و متخصص در مقطع ابتدایی شدیداً احساس میشود. این ضعف در سنین حساس ۷ تا ۱۲ سالگی بیشتر دیده میشود. اما آموزش و پرورش به جای استفاده از معلمان و اساتید مجرب، به استخدام آخوندها در قالب طرح امین پرداخته و سالانه تعداد بیشتری از آخوندها را در آموزش و پرورش جذب مبکند. در مدارس کودکان از نظر اطلاعات و معلومات از معلمان خود جلوترند. این مسئله نشاندهنده بهروز نبودن معلمان است. علاوه بر دروس، آموزش ارزشهای جامعه و مهارتهای ارتباطی لازم است. کودکی که ارتباط درستی با همکلاسیهایش ندارد، مهارتهای زندگی را به خوبی نیاموخته است. این موضوع باید از دوران کودکی موردتوجه جدی قرار گیرد. کودکان نسل امروز نیازمند اطلاعات بهروزتری هستند. دیگر نمیتوان آنان را با نسلهای گذشته مقایسه کرد. بیتوجهی به مهارتهای زیستی و تمرکز بر تستزنی، نتیجه حکمرانی نهاد مدرسه را به دانشآموز نمیرساند. جنس آموزش مهارت در نهادهای آموزشی با این هدف سنخیت ندارد.
تحمیل ایدئولوژی و اولویتهای حکومتی
در سال ۱۴۰۳، علیرضا کاظمی بر «حساسیت بیشتر» در جذب معلمان تأکید کرد. او این حساسیت را برای جلوگیری از آسیبهای اجتماعی الزامی دانست. وی بیان کرد که «همه معلمان باید دارای شناسنامه دقیق علمی و اخلاقی باشند». همچنین بر «اهمیت ترویج نماز و اجرای مراسم صبحگاهی» و احترام به پرچم تأکید نمود. به گفته او، مراسم صبحگاهی باید خلاقانه و بهروز برگزار گردد. محمدتقی فاضل میبدی به اظهارات وزیر واکنش نشان داد. عضو مجمع مدرسین حوزه علمیه گفت وظیفه وزارتخانه فراهم کردن امکانات آموزشی است. او ترویج نماز را وظیفه اصلی آموزش و پرورش ندانست. وی همچنین افزود: «شما باید رئیس سازمان اوقاف شوید».
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، در ۲۰ شهریور ۱۴۰۳ اعلام کرد: «با خود عهد بستهام که ترویج نماز مهمترین مأموریتم باشد.»
در ۲۷ شهریور، کاظمی به وزیر کشور نامهای نوشت. او تأکید کرد که «برگزاری نماز در مدارس باید در اولویت قرار گیرد». وزیر خواستار حضور مسئولان دولتی و امامان جماعت ادارات در نماز مدارس شد. کاظمی در مراسم بازگشایی مدارس بر توسعه فرهنگ اقامه نماز تأکید کرد. وی آن را از اولویتهای اصلی خود در نظام تعلیم و تربیت ایران دانست.
در ۱ مهر ۱۴۰۳، کاظمی مجدداً بر اهمیت «برپایی نماز» در مدارس تأکید کرد. او در گفتوگو با صدا و سیما گفت: «ما دهها برنامه برای نماز در مدارس داریم».
در همان روز، عبدالله حبیبی مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان اعلام کرد: «فرهنگ ایثار و شهادت و عفاف و حجاب را جزو درسهایمان میدانیم». این دو بال مهم، مأموریتهای اصلی آموزش و پرورش هستند. او افزود باید این موارد با جدیت در مدارس آموزش داده شوند.
کاظمی همچنین اخیرا اعلام کرده محصولاتی مرتبط با جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل برای مدارس آماده شده است. هدف آن نیز آشنایی دانشآموزان با دستاوردهای موشکی و فرماندهان کشتهشده ملایان است.
شکاف طبقاتی و معیشت معلمان
محمدرضا صباغیان، نماینده بافق، به معیشت معلمان اشاره کرد. او گفت معلمان در آژانس و اسنپ کار میکنند و باید به احوالشان رسیدگی شود. او افزود: امروز مدارس متعدد یادآور نظام کاست و طبقاتی ساسانیان است. ما در تاریخ، نظام ساسانی را سرزنش میکردیم. فرزندان پولدارها و مسئولین در مدارس غیرانتفاعی تحصیل میکنند. شهریه این مدارس گاهی به ۱۴۰ میلیون تومان میرسد. صباغیان گفت: ۸۰ درصد دانشآموزان کشور در مدارس دولتی هستند. بهترین معلمان این مدارس به مدارس خاص رفتهاند. دانشآموزان دولتی با کمترین امکانات تحصیل میکنند.
[پژوهشی درباره فاجعه افت آموزش در ایران آخوندزده]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.