سراب عدالت مطبوعاتی در حاکمیت ملایان: ترکیب هیئت منصفه و نفی خواست عمومی

در بیش از ۴.۵ دهه اخیر، سخن‌گفتن از انصاف و هیئت منصفه در حوزه مطبوعات، در حاکمیت ملایان، مصداق به دنبال سراب دویدن است. سانسور از ارکان اساسی این حاکمیت بوده است.

با شکستن دیوار سانسور، انحصار حاکمیت از بین رفت. اینترنت، ماهواره و تلفن‌های هوشمند، هر شهروندی را به یک رسانه بدل کرد. حال، ترکیب هیئت منصفه دادگاه‌های مطبوعات توفیری نمی‌کند.

قلم‌فرسایی در این مورد، این دروغ را القاء می‌کند. گویی در چهاردیواری ملایان، مجالی برای اطلاعات آزاد وجود دارد. این در حالی است که پدیده هیئت منصفه منصف از اساس گورزاد است.

اخیراً مجموعه جدید اعضای هیئت منصفه دادگاه مطبوعات انتخاب شدند. اغلب رسانه‌ها خارج از صلاحیت رسیدگی دادگاه‌های ایران قرار دارند. مرجعیت رسانه‌ای به بیرون از مرزها رفته است. این امر به دلیل عملکرد مخرب صداوسیما و محدودیت‌های ناموجه رسانه‌ای است.

حتی رسانه‌های غیررسمی داخلی نیز خارج از تیررس داوری هیئت‌های منصفه هستند. بنابراین، ترکیب هیئت منصفه در فضای واقعی تأثیر ملموسی ندارد. ترکیب هیئت منصفه، نمادی از اراده رسمی و نوع نگاه به جامعه است.

ترکیب جدید هیئت منصفه دادگاه مطبوعات: معکوس‌کردن تحولات اجتماعی

ترکیب اخیر نشان می‌دهد که نگاه رسمی همسو با تحولات کشور نیست. بلکه در جهت معکوس نیز گام برمی‌دارد. از ۲۰ عضو انتخابی جدید، ظاهراً جز ۱ نفر، همه اصولگرایان مرتجع هستند.

بخش مهمی از این افراد نیز از جناح رادیکال اصولگرایی مانند جبهه پایداری و شرکاء می‌باشند. درحالی‌که هیئت منصفه باید بیانگر خواست عمومی مردم باشد. این ترکیب حتی از ترکیب مجلس اقلیت هم بسته‌تر محسوب می‌شود.

سرجمع دو جناح اصولگرایان مرتجع و اصلاح‌گران حکومتی، بعید است از ۲۵ درصد مردم را نمایندگی کنند. از‌این‌رو، ترکیب کنونی هیئت منصفه شاید با اغماض ۱۰ درصد مردم را نمایندگی کند. این ترکیب هیچ روزنه و امیدی در امکان تحول مثبت نشان نمی‌دهد.

هیئت منصفه: پلی میان قانون و وجدان جامعه، اما در حاکمیت ملایان تیغ سانسورچی!

هیئت منصفه علی‌القاعده می‌بایست مواد کشدار قانون را تفسیر کند. این تفسیر با ارجاع به انصاف و وجدان عمومی جامعه صورت می‌گیرد. هدف، فراهم‌سازی امکان محکومیت منصفانه متهمین است.

مفاد قوانین مربوط به آزادی بیان قابل تفسیر و تأویل است. نمی‌توان مردم را بر اساس برداشت یک قاضی محکوم کرد. هیئت منصفه به نمایندگی از انصاف جامعه، مصداق نقض قانون را تعیین می‌کند.

به زبان فلسفی، هیئت منصفه پلی میان عقل حقوقی و وجدان اخلاقی جامعه است. قاضی قانون را نمایندگی می‌کند و هیئت منصفه وجدان عمومی را.

هرچه این دو بیشتر در گفت‌وگو باشند، عدالت کامل‌تر خواهد شد. ولی اگر این هیئت بیانگر وجدان عمومی نباشد، احکام صادره از عدالت دور می‌شود. مانند آنچه در حاکمیت ملایان شاهد آن هستیم!

نقش هیئت منصفه بر دموکراتیزه‌کردن عدالت استوار است. همچنین تضمین بی‌طرفی امر قضا در برابر قدرت را بر عهده دارد. اظهار وجدان جمعی و آموزش اجتماعی عدالت نیز از وظایف اوست.

تقریباً واضح است که هیچ‌کدام از این اهداف با چنین ترکیبی محقق نمی‌شود. یک هیئت منصفه مطلوب باید دارای ترکیبی متوازن باشد. آنان باید نماینده واقعی جامعه باشند. اعضا نباید تحت‌تأثیر پیش‌فرض‌های سیاسی بسته قرار گیرند.

همچنین باید از استقلال ذهنی برخوردار باشند. هیئت منصفه نباید صرفاً عاطفی باشد؛ باید بتواند استدلال کند. همچنین باید شواهد را بفهمد و بین احتمال و یقین تمایز بگذارد.

ترکیب وجدان و عقل، جوهر داوری منصفانه است. عضو هیئت منصفه نباید نقش قاضی را ایفا کند. قاضی مسئول تفسیر قانون است. هیئت منصفه باید بازتاب‌دهنده وجدان جامعه باشد.

این نوع ترکیب‌ها کمکی به بهبود فضای رسانه‌ای نمی‌کند. این امر معطوف به این هدف هم نیست. اصولاً این نهاد را ناکارآمدتر می‌کند. این ترکیب، رسانه‌های غیررسمی را تقویت و رسانه‌های رسمی را تضعیف خواهد کرد.

 

اما واقیعت دادگاه مطبوعات و هیئت منصفه در حاکمیت ملایان چیست؟

از کلیات مربوط به تعیین هیئت منصفه دادگاه‌ مطبوعات در حاکمیت ملایان که که بگذریم کیست که نداند در بیش از ۴.۵ دهه اخیر، صحبت از انصاف و هیئت منصفه در مورد اخبار و مطبوعات در حاکمیت ملایان، با گلوی خشک و دهان تشنه به دنبال سراب دویدن است.

از ابتدای حاکمیت ملایان، سانسور از ارکان اساسی حاکمیت بوده است. تا زمانی که رسانه و ابواب جمعی در اختیار ملایان بود، تنها صدا و سیمای میلی و روزنامه‌های تحت سانسور حاکمیت، سانسور مطلق بر فضای ایران حاکم بود.

اما به محض شکستن دیوار سانسور در این حوزه و پس از برتری یافتن اینترنت و ماهواره، تلفن‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی و… که هر شهروندی را در دورترین نقطه کشور به یک رسانه تبدیل می‌نماید، انحصار حاکمیت از بین رفت.

حال با هر ترکیبی از هیئت منصفه دادگاه‌ مطبوعات توفیری در روند ایجاد نمی‌شود. اعضای هیئت منصفه دادگاه‌ مطبوعات از هر باند و گروهی که باشند، سال‌هاست که مشروعیت نداشته‌شان را از دست داده‌اند. همواره نیز سرکوبگر آنانند که می‌خواهند آزادنه نظرات خود را بیان کنند چه در قالب رسانه و چه در قالب افراد حقیقی و مستقل.

صحبت و قلم‌فرسایی در این مورد تنها این دروغ را به مخاطب القاء می‌کند که در درون چهاردیواری ملایان، مجالی برای گردش اطلاعات آزاد و نظارت صحیح و هیئت منصفه معقول دادگاه‌ مطبوعات وجود دارد.

در حالی که این پدیده از اساس گورزاد است.

[دادگاه نمایشی ابزاری برای سرکوب بیشتر!]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)