گروگانهای اروپایی و تشدید سیاست چانهزنی ملایان با جان انسانها برای تلافی مکانیسم ماشه
صدور احکام سنگین زندان برای گروگانهای اروپایی توسط قضائیه ملایان، نه یک اقدام قضایی معمول، بلکه پیامی سیاسی و تلافیجویانه در پاسخ به فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی کشورهای اروپایی است.
این رویداد، سیاست دیرینه و پرهزینه ملایان در استفاده ابزاری از گروگانهای اروپایی و غربی را بهعنوان ابزار چانهزنی در مناقشات بینالمللی برجسته میکند.
در حالی که سه کشور اروپایی (E3) بهطور عملی تحریمهای هستهای پیش از قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت را بازگرداندهاند، تهران نیز با نقض آشکار وعدههای پیشین مبنی بر آزادی این زندانیان، نشان داده است که امنیت شهروندان خارجی را به بازیچه منافع سیاسی و اقتصادی خود تبدیل کرده است.
سیاست گروگانگیری شهروندان دوتابعیتی و خارجی، به عنصری ثابت و تکراری در الگوی تعامل حکومت ایران با غرب تبدیل شده است. این سیاست با دستگیری افراد بیگناه و وارد کردن اتهامات امنیتی ساختگی به آنها، به ابزاری برای معاملههای دیپلماتیک و آزادسازی داراییهای مسدود شده یا مبادله با شهروندان ایرانی زندانی در غرب تبدیل شده است.
گروگانهای اروپایی فرانسوی که از سال ۱۴۰۱ در ایران بازداشت شدهاند، در حالی احکام طولانیمدت (حدود ۳۰ سال زندان) دریافت کردهاند که پیش از این، امیدهایی برای آزادی آنها از طریق مذاکرات دوجانبه با کشورهای اروپایی وجود داشت.
صدور ناگهانی و سنگین این احکام، نشان میدهد که پرونده آنها نه یک موضوع قضایی، بلکه یک اهرم فشار سیاسی برای تلافیجوییهای اخیر است.
فعالسازی مکانیسم ماشه و واکنش متقابل تهران با حکم زندان برای گروگانهای اروپایی
در ماههای اخیر، کشورهای اروپایی (بریتانیا، فرانسه و آلمان) با استناد به نقضهای پی در پی تعهدات برجامی از سوی حکومت ایران و بهدنبال پایان مهلت باقیمانده، مکانیسم ماشه را فعال کردند. این اقدام، که منجر به بازگشت تحریمهای ۶ قطعنامه پیشین شورای امنیت سازمان ملل (که با قطعنامه ۲۲۳۱ تعلیق شده بودند) شد، عملاً به هدف اصلی ملایان از توافق (رفع تحریمها) ضربه زد.
واکنش ایران به این اقدام، نه یک حرکت دیپلماتیک یا نظامی، بلکه از طریق ابزار گروگانگیری صورت گرفت. صدور احکام سنگین برای گروگانهای اروپایی در تلافی تحریمها، این پیام را به غرب مخابره میکند که تهران در ازای هرگونه فشار بینالمللی، آماده است تا با جان و سرنوشت شهروندان بیگناه خارجی بازی کند. این اقدام، نه تنها اصول حقوق بینالملل و حقوق بشر را نقض میکند، بلکه نشان میدهد که در دیپلماسی ملایان، «دیپلماسی گروگانها» پیش گرفته میشود.
اظهارنظر مقامات ایران مبنی بر اینکه این افراد جاسوس بودهاند، در حالی است که هیچگاه شواهد معتبری برای این ادعاها ارائه نشده است. هدف از این احکام سنگین، افزایش ارزش چانهزنی این افراد در مذاکرات احتمالی آتی و القای این نکته است که هزینه فشار بر ایران، برای کشورهای غربی بالاست.
این شیوه عملکرد، امنیت شهروندان غربی را که به قصد سفر، تحصیل یا کار به ایران میروند، بهطور جدی به خطر میاندازد.
در واقع، با هر بحران سیاسی جدید میان ملایان و غرب، حلقه خطر برای شهروندان بیگانه در ایران تنگتر میشود و آنها از سوژههای گردشگری یا دانشگاهی، در سیاستی کثیف به «ذخایر دیپلماتیک» تبدیل میشوند که هر لحظه ممکن است حکم زندان بلندمدت برایشان صادر شود.
سکوت و مماشات: عامل تداوم گروگانگیری
تاکنون، واکنش کشورهای غربی و اروپایی به این سیاست، عمدتاً در قالب محکومیتهای دیپلماتیک و گاهی مبادله زندانیان بوده است. اما این روش، اثر بازدارنده کافی نداشته و در عمل، سیاست گروگانگیری را تشویق کرده است.
هرگاه دولتهای غربی در ازای آزادی یک گروگان اروپایی، امتیازی (اعم از پول، دارایی مسدود شده یا آزادی یک زندانی) به تهران دادهاند، پیام روشنی به ملایان مخابره کردهاند: «گروگانگیری کارآمد است.»
گروگانهای اروپایی کنونی و احکام سنگین آنها، نتیجه مستقیم این مماشات و واکنشهای انفعالی است. تا زمانی که غرب به جای اتخاذ یک استراتژی قاطع و یکپارچه در قبال این سیاست ضدحقوق بشری، در دام معاملههای موردی گرفتار شود، تهران دلیلی برای متوقف ساختن این سیاست نخواهد داشت.
سیاست گروگانگیری شهروندان بیگناه اروپایی توسط ملایان، یک رفتار غیرانسانی و ضدحقوق بشری است که از سوی جامعه بینالمللی هرگز نباید پذیرفته شود. احکام سنگین زندان برای دو شهروند فرانسوی، که تنها واکنشی تلافیجویانه به فعالسازی مکانیسم ماشه است، باید آخرین پرده از این نمایش تلخ باشد.
تا زمانی که غرب و کشورهای اروپایی به مماشات و معاملههای موردی با ملایان ادامه دهند، سیاست گروگانگیری شهروندان بیگناه اروپایی که به ایران سفر کردهاند، ادامه خواهد یافت.
جهان باید این سیاست را صریحاً محکوم کند و اقدامات عملی و هماهنگ در راستای متوقفساختن آن انجام دهد. این اقدامات باید شامل افزایش هزینههای دیپلماتیک و اقتصادی گروگانگیری، و ایجاد یک جبهه متحد بینالمللی برای حفاظت از جان شهروندان غربی باشد.
ملایان باید دریابند که جان شهروندان خارجی ابزار چانهزنی نیست و هزینه استفاده از این ابزار، برای ملایان بسیار گران تمام خواهد شد. در غیر این صورت، جان هر فرد غربی که به ایران سفر میکند، همچنان در معرض خطر تبدیل شدن به یک گروگان دیپلماتیک قرار خواهد داشت.
[گروگانگیری حکومت ایران؛ باجخواهی سازمانیافته به نام سیاست خارجی]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.