علی صدارت: لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو!
دولت «دینی» را ما ایرانیان نزدیک به نیم قرن تجربه کردهایم.
در این مدت، دینستیزی و بهخصوص اسلامستیزی، در دنیا قوت بیشتری گرفته است. در چنین حالتی، مردم باورمند، به خاطرباورهایشان، از هر سو تحت فشارهای فراوان قرار میگیرند. این فشارها منحصر به خارج از ایران نیست و در داخل کشور همفراوان دیده میشود. فشارهایی که منجر به بحران هویت با درجات مختلف، بهخصوص در جوانها میشود.
از سوی دیگر، به برخی باورمندان قبولانده شده که با فروپاشی رژیم ولایت فقیه و رفتن «جمهوری اسلامی» دین و ایمان هم ازایران خواهد رفت! در تصور بسیاری، لائیسیته به عنوان دینستیزی نقش بسته شده است. این تصویر نادرست، به«اپوزیسیون» منحصر نمیشود، و بسیاری از باورمندان نیز به همین شکل میاندیشند. متاسفانه نزد بسیاری از ایرانیان،مقولهٌ ارتباط باورهای دینی و دنیوی، با قدرت، از مطالعهٌ عمیقی برخوردار نبوده، و برخی هم خرافات را بهجای علمنشاندهاند! تاسف بیشتر این است که این پدیده در کسانی که خود را «اپوزیسیون لایک» میدانند بسیار بیشتر مشهود است!
با مشاهدهُ وقایع اخیر در منطقه، اهمیت جدایی و استقلال دولت از عقاید دینی و دنیوی، بیش از پیش نمایان است.
قدرتها برای ادامهٌ سلطهگری، مجبور هستند در جوامع «خلق رضایت» بکنند. عقاید دینی، وسیلهٌ مهمی برای این منظورهستند. برای سلطهسالاری، استفاده از عقاید دینی بسیار راحتتر است، تا عقاید دنیوی. دیگر اینکه ساخت و پرداخت خرافاتدر باورهای «دینی» بسیار سادهتر است، تا در باورهای دنیوی.
باورهایی چون «قوم برگزیده» و «سرزمین موعود» و «عمالقه» و «داهیه» «هانیبال» و «مسعده» و «سامسون» و «عمالیق» و… تبعات فاجعهآمیزی را در مقابل دیدگان دنیا، از تئوری به عمل درآورده است، که از جمله در این مقاله به آن پرداخته شدهاست:
ابهام در لائیسیته و پیآمدهای خطرناک عدم جدایی نهاد دین از دولت در سالگرد ۷ اکتبر۲۰۲۳
https://alisedarat.com/2024/10/06/13658/
متاسفانه عدهای هستند که در دینستیزی، از هیچ هجو و مهمل پوچی فروگذار نمیکنند. فاجعه آنگاه مشاهده میشود کهاسلامستیزی را منحصر به اسلام و ایران کردهاند و رژیم تئولژیک اسرائیل را دموکراتیک میدانند و برای
از جمله با این دلایل، برای ملتی چون ایرانیان، ورود در مبحث لائیسیته بسیار مهم است.
مدتی پیش (۷ جون ۲۰۲۵)، با مشاهدهٌ ورود مجدد ابهامی دیگر به بحث لائیسیته، مقالهای منتشر شد که با توجه بهمباحثاتی را که این روزها شاهد آنها بودهام، لازم میبینم با ویراستاری مختصری آنرا در همین سایت نیز منتشر کنم:
❊
لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو! علی صدارت
Saturday, Jun 7, 2025
در کلاس اول لائیسیته، رفع ابهام در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی در رابطه با این مقوله، نه فقط برای آغاز گفتگو، بلکه پیش از آغازگفتگو لازم است. جهت شروع کار برای ابهامزدایی از لائیسیته، بسیار ضروری است که ابتدا مفاهیم واژههای ذیل، در ذهنکاملا مشخص باشد.
در غیر این صورت، لائیسیته به «دینِ لائیسیته!» مبدل میگردد و یگ رژیم تئولژیک دیگری را، با پوشش و ظاهرِ ضدِ تئولژیکبودن، جایگزین رژیم تئولژیک فعلی میکند.
در این زمان هم سختسران «دینِ لائیسیته»، علیرغم اینکه قدرتِ دولت را در دست ندارند، از هر فرصتی استفاده میکنند تاچماق «لائیسیته» را بر فرق دگراندیشان فرود بیاورند. در صورتیکه حقیقت این است که لائیسیته، هر گونه دینستیزی را نفیمیکند.
در مورد لائیسیته، این مفاهیم بکار رفته است:
جدایی کلیسا از دولت (ترجمهُ عبارتِ معروفِ separation of church and state)
جدایی مسجد از دولت
جدایی دین از دولت
جدایی دین از حکومت
جدایی دین از سیایت
اغلب دیده میشود یک فرد (در رسانههای پرمخاطب، این افراد در بسیاری مواقع به عنوان «کارشناس» یا «استاد دانشگاه» یا«متخصص» و یا… معرفی میشوند!)، در یک مقاله و یا یک سخنرانی و یا یک مصاحبه، همهُ این مفاهیم برای تعریفلائیسیته و یا «سکولاریزم» را به طور جابهجایی بهکار میبرد، پنداری همه یک مفهوم را میرسانند!
پس ابتدا باید معنی چند واژه را مشخص نمود. بدین ترتیب با شفافگردانی، میتوان به اتفاق نظر و همفکری رسید:
۱- سیاست
سیاست را از دو زاویهی نگرشِ متفاوت میتوان معنی کرد.
اول:
از زاویهی نگرشِ اصالت قدرت، سیاست به معنای راه و روش رسیدن به قدرت، ماندن در قدرت، و پیشبرد منویات قدرت است.
دوم:
از زاویهی نگرشِ اصالت حق و حقوق، سیاست به معنای تدبیر امور است، تدبیر امور فردی، و تدبیر امور جمعی، و تدبیرامور ملی.
در هر دو صورت، سیاست هر فرد و هر گروهی، از عقیدهها (عقیدههای دینی و یا عقیدههای دنیوی) و باورهایی که در پندارِآن فرد و گروه هست، سرچشمه میگیرد. کردار و گفتار و نوشتار هر فردی، از پندار وی سرچشمه میگیرد. پندار هر فرد و هرگروهی، بر اساس عقیدههای دینی و دنیوی شکل میگیرد. هیچ فردی نمیتواند بدون عقیدههای دینی و یا دنیوی باشند. محالِ ممکن که این عقیدههای دینی و دنیوی در امور روزمرهُ هر فردی، تاثیر نداشته باشند. حال آن فرد، میتواند یک کارمند،کارگر، دانشجو، خانهدار، معلم، طبیب، و یا هر شغل دیگری باشد. هم مشاغل غیرِدولتی، و هم مشاغل دولتی. یک انسان درمقام یک رئیس جمهور و وزیر و وکیل، نمیتواند عقیدههای دینی و یا عقیدههای دنیوی خود را در جایی به امانت بگذارد، وبعد به محل کار خود برود! منتهی یک قانون اساسی لائیک و مبتنی بر پنج دسته حقوق، همهُ افراد را ملزم به خودداری ازتبعیض، علیه کسانی که به عقیدههای دینی و یا عقیدههای دنیوی او باور ندارند، میکند. آنچه که در تمام افراد با هر شغلیمشترک است، حقوق هستند، چرا که حقوق همهمکانی، و همهزمانی، و همهکسانی هستند، بدون هیچ تبعیضی (از جمله وبهخصوص تبعیضها بر اساس عقاید دینی و عقاید دنیوی) سه اصل بنیادین اعلامیه جهانی لائیسیته هم عبارتند از:
الف-تکیه بر حقوق
ب-تفکیک دولت (state) از نهادهای دینی
ج-نفی تبعیض
–
برخی گفتهاند «لائیسیته یعنی جدایی دین از سیاست» این افراد، این واقعیتِ عیان را نمیبینند که یک حکم غیرِممکن صادرکردهاند. رژیمِ پلیسیِ تفتیشِ عقایدی که بر اساس این حکم، لازم است ساخته شود، لاجرم نیازمند ممیزی و تبعیض، و درنتیجه نیازمند سرکوب و خفقان و خشونتگستری میگردد. یعنی یک رژیم تئولژیک دیگر، آن هم با اسم و عنوان «لائیسیته»!
۲- دولت
دولت به معنای مجموعهی آنچه که در این زمان به «قوای سهگانه» معروف است. اگر به جملهُ معروف separation of church and state مراجعه کنیم، دولت به معنی سه قوه بهکار برده شده است. ولی برای بعد از فروپاشی فیزیکی رژیم ولایت فقیه،«قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنج گانه»، ارائه شده. این قانونِ اساسیِ پیشنهادی، لائیک است و دارای چهارشاخه است: شاخهی مجریه (حکومت)، و شاخهی مقننه، و شاخهی قضاییه، و همچنین شاخهی چهارم یعنی شاخهی«رسانههای ملیِ همگانی بهمثابه شاخه چهارم دولت»
https://alisedarat.com/2021/03/21/7612/
توضیح لازم:
با توجه به تمرکز قدرت در رژیم ولایت مطلقهی پهلوی و نیز در رژیم ولایت مطلقهی فقیه، خط فاصل پررنگی بین مفاهیم «دولت» و «حکومت» وجود نداشته است. شاه و فقیه از یک جنس، و «مصدر بیم و امید» بوده و «بر جان و مال و ناموس مردم بسطید» داشته و دارند! در این دوران «دولت» به قوهی مجریه اطلاق میگردد، و مثلا گفته میشود «دولت پزشکیان»! در حالیکهبرای کل رژیمِ دربرگیرندهی همهی قوهها، یعنی «جمهوری اسلامی ایران» ، واژهی «حکومت» استفاده میشود: «حکومتِجمهوری اسلامی ایران».
ولی از قدیم گفته میشد: «حکومت دکتر مصدق»، در «دولت شاهنشاهی ایران»
همچنین در ساعت ۶ صبح روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ «اعلامیه شماره ۱ فرماندار حکومت نظامی تهران دولت شاهنشاهی ایران،ارتشبد غلامعلی اویسی» از رادیو منتشر شد.
دو مثال فوق، از جمله یادآوریهای نویسنده برای تعاریف فوق برای واژههای مربوطه بوده است.
اصرار و پافشاری در مورد تعریف واقعی «حکومت» و «دولت» را در این زمان کاملا بیمورد و اتلاف وقت میدانم. ولی ایناهمیت را گوشزد میکنم که برای بهکار برنده این واژهها و مخاطبان وی، باید یک مفهوم یکسان و روشن در ذهن نقش ببندد. چرا که برای مطرح کردن لائیسیته، این شفافگردانی قدم اول است.
۳- حکومت
حکومت به معنای شاخهی مجریه، یکی از شاخههای دولت (state) است.
۴- لائیسیته
لائیسیته، در یک کلام، به معنای باور به لزوم جدایی نهاد عقاید دینی و نهاد عقاید دنیوی از همهی شاخههای دولت (یعنیمجموعهی شاخههای مقننه، قضاییه، رسانههای ملیِ همگانی، و نیز حکومت یا همان شاخهی مجریه) است. ولی با این تاکیدکه غیر ممکن است
این تاکید بسیار مهم است که، در هر کشوری در هر نقطهای از جهان، با هر فرهنگی و با هر دین و مذهبی، و یا با هر عقیدهُدینی و یا هر عقیدهُ دنیوی و غیرِدینی، انسانهایی که در هر یک از شاخههای دولت، انتخاب و یا انتصاب میشوند را، درعالم واقع و عملا غیرِممکن است که بتوان قبل از شروع کار وی به عنوان یک پرسنل کشوری و یا لشکری، از هر گونه عقایددینی و یا دنیوی، پاک کرد و سپس به او اجازه شروع کار را داد! تازه حتی اگر در عالم وهم و خیال هم بشود این غیرِممکن راممکن کرد، باید یک مامور جلوی درب ورودی محل کار کارمندان کشوری و یا لشکری گمارد تا هر روز (یا بلکه هر ساعت!) اطمینان حاصل شود که پندار هر فردی، از دیروز تا امروز فرقی نکرده است و هنوز کاملا خالی از هرگونه عقیدههای دینی ودنیوی است! حتی اندیشیدن در این وادی، غیرِممکن است که حال کدام فرد و چه مقام دیگری و چگونه میتواند در هر لحظهایاز عمق عقاید دینی و دنیوی خود آن مامور جلوی درب ورودی با خبر شود و آن را ممیزی کند، و باز چگونه همین فرد و مقام راباید مورد تفتیش عقاید قرار داد و چه کسی را میتوان یافت که خالی از عقاید دینی و دنیوی باشد، و باز چگونه…
اِعمال مقولهُ لائیسیته در رابطه با قانون اساسی و دولت مطرح است.
اِعمال مقولهُ لائیسیته به صورت دستوری و از بالا به پایین، بیشتر به اِعمال تبعیض و خشونت میانجامد، تا رفع آنها ازجامعه.
اِعمال لائیسیته مربوط به افراد نیست، ولی باور به لائیسیته به هر یک از افراد هر جامعهای مربوط میشود. هرچه تعدادافرادی که به لائیسیته باور دارند، در یک جامعه بیشتر باشد، قانونِ اساسیای که در آن جامعه مطرح میشود و مورد بحث وتبادل نظر قرار میگیرد و به تصویب میرسد، از تبعیضها دورتر میگردد و در نتیجهُ آن، خشونتزدایی در آن جامعه فراترمیرود.
هر مقدار این باور در تعداد بیشتری از ما مردم، و لایههای بیشتری از جامعه جاگیرتر و پاگیرتر شود، به همان مقدار ازتبعیض و خشونت در جامعه (جامعهُ سیاسی و نیز جامعهُ مدنی) جلوگیری میشود، چرا که ضمانت اجرایی آن، حضور مامردم در میدان ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر برای خود است.
❊
❊❊❊
❊از تولیدات گروه سایت (سایت علی صدارت: رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت)❊
https://alisedarat.com/2025/09/19/14673/
❊قطرهای از اقیانوسهای تلاشها برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری❊
❊❊❊
❊❊❊❊❊
دو سند تنظیم شده بر اساس لائیسیته:
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
ویژگیهای نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانوناساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقف،و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
https://alisedarat.com/2025/09/07/14617/
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه،ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
https://alisedarat.com/2019/08/17/5108/
❊❊❊❊❊
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنجگانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
https://alisedarat.com/2019/06/23/4991/
❊❊❊❊❊
قدرتها، برای ادامه سلطهسالاری، نیازمند تجاوز به حقوق و اِعمال انواع خشونتهای سیاسی، و فرهنگی، و اقتصادی، و اجتماعی، و احساسی-روانی، و نیز خشونتهای فیزیکی و انواع جنگها هستند. مادرِ همه جنگها، جنگ روانی است! نکته مهم این است که جنگ روانی، این مادر همهی جنگها، نه فقط تنها جنگی است که ما مردم، بهراحتی توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم، بلکه حتی این توانایی را دارا هستیم که اصلا از شروع آن همهی جنگها جلوگیری کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.
❊❊❊
مردمسالاری یک فرهنگ است و هر کدام از همهی ما مردم، باید، باید برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری تلاش کنیم. هر کدام از همهی ما مردم، باید، باید به سهم خود و به نوبه خود، کاری انجام دهیم، هر چقدر هم آن کار در ظاهر به نظر کوچک بیاید.
«مردم» باید یک کاری بکنند! چه باید کرد؟
https://alisedarat.com/1397/08/06/4317/
❊❊
لائیسیته، کلاس اول! رفع ابهام در صورتِ مساله، و در مفاهیمِ اصلیِ ابتدایی پیش از آغاز گفتگو! علی صدارت
Saturday, Jun 7, 2025
https://news.gooya.com/2025/06/post-98639.php
❊❊❊❊❊
جنگ روانی مادرِ همهی جنگها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را داریم.
❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊
آدرس مطلب در سایت (سایت علی صدارت : رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت) را در ذیل آوردهایم:
https://alisedarat.com/2025/09/19/14673/
❊
برای دسترسی به سایر تولیدات ما، و سایر رسانههای ما، و نیز راههای تماس و ارتباط با ما، لطفا تصویر ذیل را با موبایل خود اسکن کنید، و یا به لینک زیر مراجعه فرمایید:

برای دسترسی به سایر تولیدات ما، و سایر رسانههای ما، و نیز راههای تماس و ارتباط با ما، لطفا تصویر فوق را با موبایل خود اسکن کنید، و یا به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://linktr.ee/sedarat
❊

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.