حذف پنهان دانشآموزان؛ نادیده گرفتن حق تحصیل و تعمیق تبعیض آموزشی
در روزهای منتهی به آستانه آغاز سال تحصیلی جدید دغدغه بسیاری از خانوادههای دانشآموزان ثبتنام فرزندان است. اما ساختار حاکمیتی عملا والدین را به سمت مدارس غیرانتفاعی یا پرداخت پول در مدارس دولتی سوق میدهد.
روایتها محدود به یک منطقه نیست، از شمال تا جنوب، از کلانشهرها تا مناطق محروم، شکایات مشابهی به گوش میرسد. دانشآموزان ضعیف یا کمتوان درسی به جای حمایت، به حاشیه رانده میشوند. این موضوعی نگرانکننده برای آینده دانشآموزان است.
وزارت آموزش و پرورش با ابلاغ بخشنامهای رسمی، اخراج یا عدم ثبتنام دانشآموزان را به دلیل نمرات پایین ممنوع کرده است.
با این حال، گزارشها از شهرهای مختلف حکایت از تداوم این رویه دارد. این رویه مغایر با قانون و نقض آشکار حق تحصیل است.
خانوادهها این روزها به جای نگرانی برای آینده علمی فرزندانشان، درگیر چانهزنی هستند. آنها پشت درهای مدارس با بهانههای غیرقانونی روبرو میشوند.
همچنین درخواستهای پنهانی برای پرداخت شهریه اضافی از آنها میشود. پرسش اینجاست که چرا با وجود تأکید قانونی، مدارس همچنان به حذف خاموش دانشآموزان ضعیف ادامه میدهند؟
این رخدادها در شرایطی رخ میدهد که طبق قانون اساسی ملایان، آموزش رایگان و برابر برای همه تضمین شده است.
وزارت آموزش و پرورش نیز بارها در بخشنامههای رسمی، اخراج دانشآموز به دلیل ضعف تحصیلی را ممنوع کرده است.
با این وجود، فاصله میان آنچه روی کاغذ است و آنچه در مدارس اتفاق میافتد، هر سال بیشتر میشود.
مدیران مدارس در پاسخ به اعتراض والدین دلایلی تکراری میآورند؛ از کمبود نیروی انسانی و ظرفیت کلاسها شکایت میکنند.
سوقدادن والدین به سوی مدارس پولی، با نام سخرهبرانگیز «غیرانتفاعی»
همچنین فشار برای بالا نگه داشتن میانگین قبولی در آزمونها را بهانه میکنند. اما در پس این توجیهها، واقعیتی تلخ نهفته است.
مدرسه به جای پناهگاه دانشآموزانی که نیاز به توجه بیشتر دارند، به محلی برای حذف تبدیل شده است.
چنین رویکردی نه تنها با عدالت آموزشی مغایر است، بلکه پیامدهای اجتماعی گستردهای نیز دارد. اخراج دانشآموز ضعیف، او را در معرض ترک تحصیل، بیانگیزگی و آسیبهای اجتماعی قرار میدهد.
در مدارس دولتی، مدیران با بهانههایی مانند «تجدیدی زیاد» و «نمره انضباط پایین» از پذیرش دانشآموزان سر باز میزنند. نتیجه این رویه، صفهای طولانی والدینی است که هر روز سرگردان میشوند.
بسیاری پس از هفتهها دوندگی، دست خالی برمیگردند. یا ناچار میشوند با هزینههای سنگین، فرزندشان را به مدارس غیرانتفاعی بسپارند.
این روند عملاً خانوادهها را به پرداخت پول بیشتر وادار میکند. این روند میتواند «اخراج غیررسمی» یا «اجبار پنهان به مدارس شهریهای» نامیده شود.
چند عامل اصلی پشت این تصمیم مدیران مدارس قرار دارد. نخستین عامل فشار برای حفظ وجهه علمی و ارتقای معدل کلی مدرسه است.
عامل دوم، کمبود منابع انسانی و فضاست. مدارس، بهویژه در مناطق پرجمعیت، با مشکل جدی کمبود معلم و امکانات آموزشی روبرو هستند. وقتی کلاسها شلوغ است، معلمان فرصت کافی برای کار با دانشآموزان ندارند. مدیران سادهترین راهحل را انتخاب میکنند. آنها دانشآموزانی را که نیازمند توجه بیشتری هستند، از مدرسه بیرون میگذارند.
سومین عامل، نگاه غلطی است که در سیستم آموزشی جا افتاده است. این نگاه میگوید ضعف درسی بر عهده خانواده یا خود دانشآموز است، نه مدرسه. این نگاه باعث میشود به جای حمایت، مدرسه مسیر حذف را انتخاب کند.
سیاست حاکمیت در آموزش، دست در جیب والدین دانشآموزان
اما ابعاد مشکل بیشتر از این حرفهاست. وقتی مدرسهای وجود ندارد، مدیران مجبورند برای کلاس ظرفیت در نظر بگیرند. این موضوع به حاکمیت بازمیگردد.
بنابراین، مسئله نه به مدیر مدرسه مربوط است و نه به خانوادهها. مشکل از تراکم و نبود توازن میان بافتهای شهری و ظرفیت مدارس است.
ملاکهای دیگری هم وجود دارد، مانند توان مالی خانواده. مدارس برای اداره خود به منابع مالی نیاز دارند. این موضوع یک «قرارداد نانوشته» است، نه یک دستور رسمی.
آموزش و پرورش با مشکل زیرساختی روبرو است. این نهاد نمیتواند همواره متناسب با تغییرات جمعیتی، مدرسه اضافه کند.
از سوی دیگر، سیاستهای کلان حکومت ایران به سمت تقویت مدارس غیردولتی رفته است. در برنامههای توسعه، از جمله برنامه ششم، تصریح شده که درصدی از مدارس باید غیردولتی شوند.
بنابراین، مشکل فقط چند دانشآموز نیست، بلکه مسئلهای در سطح هزاران نفر از دانشآموزان است. بخش زیادی از این مشکلات به سیاستهای بالادستی حاکمیت بازمیگردد. چون منطق عرضه و تقاضا بر سیستم حاکم است.
اخراج یا عدم ثبتنام دانشآموزان با نمرات پایین، یک اقدام انفرادی نیست. بلکه زنجیرهای از پیامدهای جدی را به همراه دارد. نخستین پیامد، افزایش آمار ترک تحصیل است.
آنچه امروز در برخی مدارس جریان دارد، راهحلی برای ارتقای سطح آموزشی نیست. بلکه نوعی پاک کردن صورت مسئله است.
حاکمیت به جای پذیرش مسئولیت و طراحی برنامههای جبرانی، سادهترین مسیر را انتخاب کرده است. این مسیر ناعادلانهترین راه است، یعنی حذف دانشآموزان ضعیف. این وضعیت تأثیری مخرب بر آینده دانشآموزان دارد.
[مدارس غیردولتی و غارت آشکار از جیب مردم]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.