خشونتهای خانوادگی در ایران؛ قربانیان خاموش قوانین زنستیزانه
آمار فزاینده خشونتهای خانوادگی و قتل زنان در حکومت ایران، نگرانیهای جدی اجتماعی را برانگیخته است. این پدیده تلخ که زنان و دختران، قربانیان اصلی آن هستند، امنیت روانی جامعه را مختل کرده است. قوانین تبعیضآمیز و نگاه زنستیزانه حاکمیت ملایان، بستری مناسب برای گسترش این خشونتهای خانوادگی فراهم آورده است.
در ماههای اخیر، شاهد افزایش نگرانکننده قتلهای خانوادگی در ایران هستیم. همسرکشی نیز به پدیدهای رایج تبدیل شده است. این قتلها اغلب زنان و دختران را هدف قرار میدهند.
چنین شرایطی، ناامنی روانی فزایندهای را در جامعه ایجاد کرده است. از سوی دیگر وضعیت بزهکاری در ایران به سطحی خطرناک رسیده است. این مشکلات، اقشار مختلف جامعه را درگیر خود ساخته است.
از سوی دیگر، آزار و اذیت زنان و دختران در ملاءعام نیز گزارش میشود. متجاوزان با قساوت، قربانیان را از ماشین بیرون کشیده و میربایند.
علاوه بر این، سرقتهای مسلحانه از منازل و آپارتمانها با استفاده از سلاحهایی مانند شمشیر، قمه و تفنگ افزایش یافته است. هر روز، صدها خانواده گرفتار این مصیبتها میشوند.
با این حال، مسئولان حاکمیتی هیچ واکنش درخوری نشان نمیدهند. افزایش خشونتهای خانوادگی در ایران، هشداری بزرگ محسوب میشود.
تاریخ به ما نشان میدهد که حوادث خشونتآمیز زیادی علیه زنان و دختران رخ داده است. این مصائب و آلام همچنان کموبیش در ایران ادامه دارند. با وجود گذشت زمان، خشونت علیه زنان همچنان یک مساله حاد اجتماعی باقی مانده است.
ساختار حکومت ملایان، خشونت علیه زنان را سیستماتیک میکند
این خشونتها حتی به شکل مدرن با ابعاد جدیدی ظاهر شدهاند. خشونت علیه زنان تنها به آسیبهای خانوادگی محدود نمیشود. فرد آزاردیده و فرزندان نیز از این خشونتها رنج میبرند. کودکان از عوارض ناشی از خشونتهای خانوادگی بهشدت آسیب میبینند. این آسیبها در بزرگسالی نیز ادامه مییابند.
خشونتهای خانوادگی تنها به فضای خانه محدود نمیشود. این نوع خشونتها در دو حوزه خصوصی و عمومی اعمال میشوند. اشکال مختلف این خشونتها با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی سنتی جامعه درهمتنیدهاند.
تفکر زنستیزی و قوانین تبعیضآمیز حاکمیتی، الگوهای خشونت را ترویج میدهد. قوانین زنستیزانه حاکمیت ملایان، این خشونتهای خانوادگی را ترویج میکند.
مقابله با این قوانین ساده نیست. به همین دلیل، خشونتهای خانوادگی در ایران ادامه پیدا میکند.
گروههای مدافع حقوق بشر، حکومت ایران را مسئول مستقیم افزایش خشونتهای خانوادگی میدانند. این گروهها بر این باورند که قوانین ناقص و عدم اجرای عدالت، مجرمان را جسورتر کرده است.
قوانین حکومت ملایان به پدر اجازه میدهد. این قوانین پدر را در موقعیت «ولی دم» قرار میدهد. در نتیجه، پدر از قصاص معاف میشود.
این وضعیت باعث شده است که «قتلهای ناموسی» بهعنوان «قتلهای دارای انگیزه شرافتمندانه» شناخته شوند. این قوانین، مصونیت قضایی برای عاملان فراهم میکنند.
به گزارش سازمان ملل، ۸۰ درصد زنان و دختران در ایران خشونتهای خانوادگی را تجربه میکنند. در بیش از ۶۶ درصد این موارد، خشونتها روانی یا فیزیکی بودهاند.
لازمه نفی خشونتهای خانوادگی
همچنین، ۵۴.۶ درصد از این زنان از همسران خود کتک خوردهاند. این آمار نشان میدهد که خشونتهای خانوادگی در حکومت ایران بسیار گسترده است. عدم وجود قوانین بازدارنده، این وضعیت را تشدید کرده است.
مجلس ملایان تاکنون لایحه «تأمین امنیت زنان در برابر خشونت» را تصویب نکرده است. این لایحه از سال ۱۳۸۹ در حال بررسی است. مخالفتها با این لایحه از سوی دستگاههای قضایی و مجلس ملایان ادامه دارد.
این لایحه با تغییرات بنیادین در سال ۱۳۹۸ به قوه قضائیه رفت. اما خامنهای و دستگاههای وابسته به او با آن مخالفت کردند. مخالفان معتقد بودند این لایحه مغایر با شرع و اسلام است. به همین دلیل، این لایحه تاکنون تصویب نشده است.
عدم وجود قوانین حمایتی، زنان را در برابر خشونتها آسیبپذیر میکند. همچنین، عدم وجود قوانین بازدارنده، عاملان را به ادامه این خشونتها تشویق میکند. این وضعیت، زنجیره معیوب خشونتهای خانوادگی را تقویت میکند.
خشونتهای خانوادگی در ایران نه تنها یک مساله اجتماعی، بلکه یک بحران حقوقی است. قوانین زنستیزانه و نگاه سنتی حاکمیت، ریشه اصلی این بحران است. عدم وجود قوانین بازدارنده و مصونیت مجرمان، این وضعیت را بدتر میکند.
تا زمانی که قوانین تبعیضآمیز اصلاح نشوند، زنان و دختران در خطر خواهند بود. افزایش قتلها و خشونتهای خانوادگی، نتیجه مستقیم این بیتوجهیهاست. این پدیده، امنیت و آرامش را از جامعه سلب میکند. برای حل این بحران، باید ساختار کلیت حاکمیتی تغییر کند. آن چیزی که زنان و دختران ایران پیشتاز آن هستند.
[وعدههای پوچ و سرکوب بیامان زنان]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.