سایه تاریک خاموشی بر سفره کارگران: بحران برق و نان شب در ایران

در تابستانی که گویی داغ‌تر از هر زمان دیگری است، بار دیگر معیشت کارگران ایرانی در سایه سنگین قطعی برق مکرر قرار گرفته است.

صنعتی که مأمن هزاران نیروی کار است، حالا با تهدید جدی خاموشی‌ها و تعطیلی‌های زنجیره‌ای دست و پنجه نرم می‌کند؛ خاطرات تلخ تابستان‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ هنوز از ذهن‌ها پاک نشده و تابستان ۱۴۰۴ نیز با ثبت رکوردهای جدید در مصرف برق، بقای خطوط تولید و امنیت شغلی هزاران کارگر را به مخاطره انداخته است.

در این میان، برای بسیاری از کارگران که نان شب آنها به کار همان روزشان وابسته است، هر قطعی برق نه تنها وقفه در تولید، بلکه تهدیدی مستقیم بر سفره خالی خانواده‌شان است.

آمارها به وضوح نشان می‌دهند که مصرف برق کشور از مرز ۷۴ هزار مگاوات عبور کرده، در حالی که ظرفیت اسمی تولید برق ۹۷ هزار مگاوات است.

اما مجموعه‌ای از عوامل همزمان، این ظرفیت اسمی را به میزان قابل توجهی کاهش داده‌اند. فرسودگی نیروگاه‌ها، کاهش ۵۰ درصدی آب سدها و افت ۶۰ درصدی تولید برق‌آبی، در کنار گسترش مصرف غیرمجاز نظیر ماینینگ رمزارز، و کمبود سرمایه‌گذاری مفید، همگی دست به دست هم داده‌اند تا ظرفیت عملی تولید برق بسیار کمتر از ارقام اسمی باشد.

[قطعی برق و ارتباط آن با ماینرها و استخراج رمز ارز توسط سپاه پاسداران]

نتیجه این ناترازی، کمبود بی‌سابقه ۲۰ هزار مگاوات کسری در زمان اوج مصرف است که تابستان ۱۴۰۴ را به یکی از بحرانی‌ترین دوران‌ها در حوزه انرژی تبدیل کرده است.

با توجه به این شرایط، دولت ناچار به کاهش سهمیه برق صنایع برای حفظ پایداری شبکه شده است. این رویکرد، همانند سال‌های گذشته، اولین و جدی‌ترین اثر خود را بر دوش صنایع مادر و کارخانه‌های بزرگ می‌گذارد.

درآمد کارگران نصف شده است

مصطفی رجبی مشهدی، مدیرعامل توانیر، پیشتر اعلام کرده بود که در اوج بحران، ناچار به کاهش سهمیه برق صنایع تا ۱۰ درصد ظرفیت معمولی هستند و این قطعی‌ها ادامه‌دار خواهد بود، به طوری که برخی کارخانه‌ها تنها با حداقل نیرو فعال خواهند ماند.

جابه‌جایی مشکل از شبکه برق به صنایع، به طور مستقیم سفره خانوارهای کارگری را نشانه رفته است. این وضعیت، از امنیت شغلی، پرداخت حقوق، میزان اضافه‌کاری و پاداش‌ها گرفته تا ادامه قرارداد و همکاری کارگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

محمدحسن ندرلو، رئیس مجمع نمایندگان کارگران استان زنجان، با انتقاد از این وضعیت می‌گوید که تداوم بحران قطعی برق و گاز در صنایع، تأثیر مستقیمی بر امنیت شغلی کارگران دارد و ادامه این روند بزرگ‌ترین ضربه را به اقتصاد کشور وارد می‌کند.

او تأکید می‌کند که بسیاری از کارگران به دلیل قراردادهای کوتاه‌مدت، حتی یک‌ماهه، با هر تعطیلی و کاهش فعالیت کارگاه‌ها، در معرض از دست دادن شغل خود قرار می‌گیرند و این تعطیلی‌ها به بهانه جدیدی برای اخراج کارگران تبدیل شده است.

بیت‌الله حسین‌زاده، نماینده کارگران آذربایجان شرقی، از حذف شیفت‌ها، نصف شدن درآمد و ماه‌ها عقب افتادن حقوق‌ها گلایه می‌کند و می‌گوید: «چیزی به نام تضمین شغلی باقی نمی‌ماند. بیکاری پنهان بدتر از بیکاری آشکار است.»

او معتقد است که اولین نقطه فشار قطعی مستمر برق در صنایع، نه به بدنه صنعت، بلکه به بدنه کارگری است؛ چرا که در بلندمدت، به منظور مدیریت هزینه‌ها و سود، راهی جز تعدیل نیرو برای کارفرما نمی‌ماند.

حسین‌زاده همچنین اشاره می‌کند که با دستمزدهای ۱۲ تا ۱۴ میلیون تومانی فعلی، هر تغییری در ساعات کار به دلیل ناترازی برق، زمینه کسر حقوق را برای کارفرمایان فراهم می‌کند و در نهایت این کارگران هستند که متضرر می‌شوند.

کارگران قربانی بی‌کفایتی حاکمان

ابراهیم اسلامی، نماینده کارگران مجتمع سرچشمه، می‌گوید که کارگران حالا از تعدیل نه، بلکه از بلاتکلیفی دائم و از دست رفتن امید برای آینده در هراس هستند. او می‌افزاید: «بعد از هر خاموشی یک قدم به بیکاری نزدیک‌تر می‌شویم.»

ناترازی برق، پدیده‌ای نیست که در دو یا سه سال اخیر خود را نشان داده باشد؛ نشانه‌های این بحران از سال‌های گذشته بروز کرده و به تدریج در سطح کل کشور ریشه دوانده است.

سیاست‌های ناکارآمد مدیریت مصرف، فرسودگی زیرساخت‌های تولید برق و عقب‌ماندگی سرمایه‌گذاری‌ها، مصرف غیرمجاز صنعتی (ماینرها و مصرف‌کنندگان پنهان)، عقب‌ماندگی در توسعه منابع انرژی تجدیدپذیر و بی‌توجهی به تأمین و به‌روزرسانی زیرساخت‌ها، از جمله دلایلی هستند که می‌توان به عنوان ریشه‌های بحران کنونی کمبود ۲۰ هزار مگاواتی برق مطرح کرد.

نرخ بیکاری در مناطق صنعتی، البته نرخ غیررسمی در یکساله اخیر از ۱۱ به ۱۳ درصد رسیده و گزارشات از افزایش عظیم بیکاری آشکار و پنهان حکایت دارند.

صنایعی همچون فولاد، سیمان و سرامیک برخی اوقات با کمتر از ۵۰ درصد ظرفیت فعال هستند لاجرم تعدیل نیرو و توقف تولید در تقدیر است.

آنچه آشکارا در مقابل دید مردم قرار دارد، آینده شغلی و معیشتی کارگران و خانواده‌هایشان است. امسال بحران برق به جای آنکه به صورت پنهان یا فرعی باقی بماند، به چالشی روزمره تبدیل شده است.

این بحران نه امنیت شغلی و معیشتی هزاران کارگر را تهدید می‌کند، در کشوری که بر دریایی از نفت و گاز خوابیده است و ظرفیت‌های بالقوه عظیم انرژی را در اختیار دارد، تداوم این وضعیت و عدم توانایی در تأمین حداقل‌های نیاز به برق، گواهی بر عدم کفایت و صلاحیت کارگزاران حکومتی در مدیریت منابع و برنامه‌ریزی برای آینده است. این تضاد عمیق میان ثروت طبیعی و فقر معیشتی، تصویری تلخ و نگران‌کننده از وضعیت کنونی را به نمایش می‌گذارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)