بحران طبقاتی شدن در آموزش و پرورش ایران
آموزش و پرورش در ایران به شدت به سوی طبقاتیشدن پیش میرود. این سیستم بر پایه سودجویی و منافع سیاسی بنا شده است. حکومت و دولت به وظایف خود در این حوزه عمل نمیکنند. عملاً خانوادههای ضعیف، استطاعت مالی برای تحصیل فرزندانشان را ندارند. این وضعیت، آینده نسلهای آینده را به خطر انداخته است.
اکثر خانوادههایی که فرزند دانشآموز دارند، با چالش یافتن مدرسه مناسب روبرو هستند. آنها با هفتخوان ثبت نام مواجه میشوند. تعداد مدارس دولتی معمولاً کم است. به دلیل تعداد بالای دانشآموزان و کمبود امکانات، کیفیت آموزش و پرورش در مدارس دولتی کاهش یافته است. این مدارس معمولاً والدین را راضی نمیکنند.
از این رو، خانوادهها ناچار به ثبت نام فرزندان در مدارس غیرانتفاعی هستند. تا یکی دو دهه پیش، ثبت نام در این مدارس آسان بود. اما امروزه این مدارس غربالی دارند. آنها تنها دانشآموزانی را میپذیرند که استانداردهایشان را دارا باشند.
عموم مدارس غیرانتفاعی، فقط پذیرفتهشدگان آزمون ورودی خود را ثبت نام میکنند. شهریه این مدارس در شهری مانند تبریز، برای پایه متوسطه اول بین ۵۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان است.
در حکومت ایران، یک تلقی سیاسی به وجود آمده است. میتوان آن را رهاشدگی امر مهم تصمیمگیری نامید. در حوزه آموزش و پرورش، از اصطلاح خصوصیسازی یا نفی تصدیگری برای این وضعیت استفاده میشود. واقعیت این است که هر نامی بر وضعیت موجود بگذاریم، با رها کردن مسئولیت از سوی حاکمیت ملایان روبرو هستیم.
آموزش و پرورش از کلیدیترین و سرنوشتسازترین حوزههاست. رها کردن این بخش با هر توجیهی و تحت هر عنوان، صحیح نبوده و نیست.
مشکلات نظام آموزشی در ایران
کشورهای توسعهیافته تمرکز ویژهای بر آموزش دارند. امروز وقتی از کشوری موفق صحبت میکنیم، از یک نظام آموزش و پرورش استاندارد حرف زدهایم. این نظام توانسته در تربیت نیروهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی موفق باشد.
امروز در ایران، آموزش و پرورش به شکلی افسارگسیخته با اشتباهات آموزشی و تربیتی دست و پنجه نرم میکند. این بخش در مسئولیتگریزی و رهاسازی تصمیمگیری قرار دارد. مسئولان ذیربط تمایلی به اجرای کارهای زیربنایی و پرمشقت ندارند.
اجرای خصوصیسازی، باعث شده بخش قابل توجهی از آموزش و پرورش کاری با دولت نداشته باشد. این بخش هزینه خود را تأمین میکند. این بخش که ظرفیت بزرگی از جامعه دانشآموزی را در بر میگیرد، کاملاً رها شده است. با فاصلهای که ایجاد شده، آموزش و پرورش دیگر مسئولیت نظارت درست بر این بخش را نمیپذیرد.
خودمختاری بخش خصوصی آموزش در ایران یک مشکل بزرگ دیگر است. این مشکل با معضل پارادایم، محتوای درسی و دیگر چالشهای اخلاقی این مؤسسات جدا است.
برخی از این مدارس در حال شکار ثروت از طبقه مرفه جامعه هستند. آنها به آموزش و تحصیل کمتر بها میدهند. برخی مدارس آمدهاند تا اصطلاحا برای حاکمیت «یقه سفید» تربیت کنند.
برخی فقط روی آموزش تمرکز کردهاند. مغز دانشآموزانشان مثل ربات در حال بلعیدن محتوای درسی است. برخی دانشآموزان را برای مهاجرت پرورش میدهند.
هر مدرسه و مؤسسه آموزشی غیرانتفاعی، طیف و طبقهای از جامعه را مخاطب قرار میدهد. آنها دانشآموزان دیگر گروهها را نمیپذیرند. عموماً اقتصاد سیاسی و درآمدزایی بر این مؤسسات حاکم است. مسائل آموزشی و پرورشی تابع آن اقتصاد سیاه هستند.
مشکل دیگر، رقابت ناسالمی است که بین دانشآموزان این مؤسسات جریان دارد. در برخی از این مؤسسات، تمامی اصول انسانی، اخلاقی و قواعد تربیتی زیر پا گذاشته میشود. هدف، کسب رتبه برتر کنکور است.
آموزش و پرورش، مبدأ شروع طبقاتیشدن جامعه
آموزش و پرورش مبدأ شروع طبقاتیشدن جامعه شده است. نظام آموزش و پرورش در ایران در حال حاضر به سمت کاستی شدن پیش میرود. یعنی طبقه به معنای صرف طبقه مطرح خواهد بود.
تمام مناسبات بین فردی، از جمله اقتصادی و سیاسی، درون همان طبقه انجام میشود. این وضعیت مساوی از هم گسیختگی جامعه و فروپاشی مناسبات اجتماعی است.
سبک کنونی آموزش، آیندهای برای ایران باقی نخواهد گذاشت. کودکان بسیاری به دلیل ناتوانی خانوادهها در تأمین هزینههای بالای تحصیل، مدرسه را ترک میکنند.
بسیاری نیز به دانشگاه نمیروند. در مقابل، بخشی از خانوادهها فرزندان خود را به دانشگاههای خارجی میفرستند. این عده معمولاً به کشور باز نمیگردند. این وضعیت، کشور را در معرض خطر فروپاشی اجتماعی و فرهنگی قرار میدهد.
این سبک از پیشویرانی آینده در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد. حکومت ایران در این حوزه متمایز شده و راه به ناکجاآباد را در پیش گرفته است.
در این حوزه، اشتباهات سیاستگذار و نکات منفی آن چنان چشمگیر است که نمیتوان با بدترین کشورها مقایسه کرد!
علت این است که حکومت این حوزهها را به حال خود رها کرده است. آنها تصمیمات کوتاهمدت و مسکنوار میگیرند و در حال روزمرگی هستند.
این بخشی از اتفاقاتی است که در آموزش و پرورش رخ میدهد. مسئله اصلی، رهاشدگی آموزش و پرورش حکومت ایران است. با وجود اینکه یک دهه از رخنمایی آثار سوء این وضعیت گذشته، دولت و حکومت حاضر به پذیرش مسئولیت خود نیستند. این بیتوجهی عواقب جبرانناپذیری برای آینده کشور دارد و شکافهای اجتماعی را عمیقتر میکند.
[پایان آموزش رایگان در ایران و طبقاتی شدن آموزش و پرورش]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.