بحران بیآبی در ایران؛ پیامد بیکفایتی یا خشکسالی؟
استانهای تهران و البرز در حکومت ایران، علیرغم قرار نگرفتن در نواحی بیش از حد خشک، با بحران بیآبی جدی مواجه هستند. این وضعیت عمدتاً به دلیل بیکفایتی و بیبرنامگی حاکمیت و دولت است. کارگزاران حکومتی اما مردم را مقصر اصلی کمبود آب میدانند و از پذیرش مسئولیت خودداری میکنند.
سخنگوی صنعت آب ایران اعلام کرده است: «از زمستان سال قبل از مردم استان تهران و البرز خواستیم مدیریت مصرف کنند». اما وی افزود: «کاهش مصارف ناشی از مدیریت مصرف مطلقا کافی نبود».
او بیم دارد که «با کمبود آب، رفاه مردم در تهران، البرز و نواحی مصرفکننده از سدهای پنجگانه کاهش یابد». این اظهارات نگرانیها را در مورد تشدید بحران بیآبی افزایش میدهد.
عیسی بزرگزاده اظهار داشت: «به دلیل کمبارشی، آورد آبی سدهای کشور تا ۲۱ تیرماه ۲۲.۴ میلیارد متر مکعب بوده است».
او افزود: «این رقم نسبت به سال قبل که ۳۹.۱۵ میلیارد متر مکعب بود، ۴۳ درصد عقبماندگی نشان میدهد».
وی ادامه داد: «حجم موجود آب در مخازن سدها حدود ۲۳.۶۷ میلیارد متر است». او مقایسه کرد: «نسبت به سال گذشته که حدود ۳۲ میلیارد متر مکعب بود، ۲۶ درصد عقبماندگی داریم».
بزرگزاده تصریح کرد: «با اینکه ۴۳ درصد عقبماندگی ورودی داشتیم، از نظر حجم مخازن ۲۶ درصد عقبماندگی داریم». او دلیل این را مدیریت رهاسازی عنوان کرد که خود عامل بحران بیآبی است.
بزرگزاده در ادامه به اوضاع آب تهران اشاره کرد: «پیشبینی شده بود در ماههای اردیبهشت و خرداد بارش نرمال داشته باشیم». اما «این اتفاق نیفتاد».
وی گفت: «مجموع بارشها تا ۲۰ تیرماه حدود ۱۵۰ میلیمتر ثبت شده است». او افزود: «این میزان نسبت به سال آبی گذشته ۳۴ درصد و نسبت به بلندمدت ۴۴ درصد کاهش نشان میدهد».
بزرگزاده تصریح کرد: «سال آبی جاری، دومین سال کمبارش در دوره آماری ۵۷ ساله است». او همچنین افزود: «در پنجمین سال متوالی خشکسالی قرار داریم».
هشدارها و تهدیدها برای مصرفکنندگان
این وضعیت «منجر به تشدید خشکسالی ناشی از انباشتگی کمآبی سالهای خشک گذشته شده است». این خشکسالیهای متوالی، بحران بیآبی را تشدید کردهاند.
وی بیان داشت: «از نظر حجم مخازن، سد امیرکبیر ۵۸ درصد نسبت به سال قبل عقبتر است». او ادامه داد: «لار ۳۴ درصد، طالقان ۳۲ درصد، و ترکیب سدهای لتیان و ماملو ۴۷ درصد عقب هستند».
او نتیجه گرفت: «این نشان میدهد که سال آبی بسیار سختی را پیش رو داریم». این کاهش ذخایر، تأثیر مستقیم بر بحران بیآبی پایتخت خواهد داشت.
بزرگزاده از همه شهروندان خواست: «به شدت مدیریت مصرف آب را در سرلوحه قرار دهند و مصرف را کاهش دهند».
او افزود: «این کار برای افزایش تابآوری منابع و جلوگیری از سختتر شدن شرایط آبی است».
در همین حال، محسن اردکانی، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران، هشدار داد: «اگر ۲۰ درصد صرفهجویی صورت گیرد، قطعی نخواهیم داشت».
وی تهدید کرد: «در غیر این صورت وارد فاز قطعی آب خواهیم شد». او افزود: «اگر همین روند مصرف ادامه یابد، وارد دامنه پرخطر میشویم». این وضعیت «به سمت اعمال سیاستهای سختگیرانه پیش خواهد رفت».
اردکانی هشدار داد: «به کسانی که بیش از ۲ برابر الگو مصرف آب دارند، اخطار میدهیم». او افزود: «اگر رعایت نکنند، به مدت ۲۴ ساعت آبشان قطع خواهد شد». همچنین «قیمت تعرفههایشان نیز به صورت تصاعدی افزایش پیدا میکند».
وی تهدید کرد: «کسانی که بدمصرف هستند، جریمه خواهند شد». او مثال زد: «از جمله کسانی که استخر دارند، ممکن است قیمت واقعی آب را از آنها دریافت کنیم». این تهدیدها، مردم را در معرض فشار مالی و اجتماعی قرار میدهد و از شدت بحران بیآبی میکاهد.
بیکفایتی و عدم مسئولیتپذیری مقامات و آینده بحران بیآبی
وی همچنین از شهروندان خواست نسبت به تهیه پمپ و مخزن آب اقدام کنند. به گفته او: «در روزهای پیش رو احتمال بروز مشکل بیشتر در تأمین آب وجود دارد».
او افزود: «به دلیل کمبود منابع، ناگزیر به مدیریت مصرف هستیم». همچنین «فشار آب تا حد امکان کاهش خواهد یافت».
او هشدار داد: «آب تنها در طبقات اول و دوم در دسترس خواهد بود». این وضعیت نشان میدهد که بحران بیآبی در حال تبدیل شدن به یک معضل روزمره است.
عباس علیآبادی، وزیر نیروی دولت پزشکیان، در پاسخ به پرسش درباره بحران بیآبی گفت: «چو دخلت نیست، خرج آهستهتر کن؛ الان آب نیست، باید آهسته مصرف کنیم تا دوام بیشتری داشته باشیم.»!!!
او افزود: «برنامههای وزارت نیرو برای عبور از بحران خشکسالی زمانبر است». وی تأکید کرد: «مردم باید تا جای ممکن مصرف آب را کاهش دهند تا از این طریق تابآوری بیش از پیش افزایش یابد».
هاشم امینی، مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب، نیز اعلام کرد: «با وجود ضرورت مدیریت مصرف آب، تاکنون کار جدی انجام نشده است».
او هشدار داد: «این وضعیت در زمینه آب، کشور را به نابودی خواهد کشاند». این اظهارات نشان میدهد که دولت و حاکمیت، با وجود آگاهی از شدت بحران بیآبی، راهحلهای عملی و فوری ارائه نمیدهند.
مشکل اصلی بحران بیآبی در استانهای تهران و البرز، نه صرفاً خشکسالی، بلکه بیکفایتی و بیبرنامگی حاکمیت و دولت ایران است.
مسئولان به جای پذیرش مسئولیت، مردم را مقصر جلوه میدهند و با تهدید به جریمه و قطع آب، فشار را بر شهروندان افزایش میدهند.
این رویکرد، در نهایت به تشدید نارضایتی عمومی و عمیقتر شدن ابعاد این بحران بیآبی خواهد انجامید. بدون برنامهریزی جامع و سرمایهگذاری مناسب در زیرساختها، این چالش همچنان ادامه خواهد یافت.
[بحران آب یا بحران بیکفایتی و فساد؟]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.