هنگام تفکیک قطعی صفهاست
این بیانیه دعوت به اندیشه بر مسئولیت و عاملیت در وضعیت خطیر کنونی است. با امضای خود همگان را به تلاش برای گشودن مسیری بدیل فرامیخوانیم، بدیل در مقابل جنگطلبی رژیم و آنانی که به حملهی خارجی امید بستهاند و مشوق آن شدهاند.

صحنهای از تهران جنگزده (خرداد ۱۴۰۴)
جنگ درگرفته است. هر جنگی زمینهای دارد، اما روا نیست با برجسته کردن این یا آن عامل زمینهای از عامل مستقیم و برانگیزندهی آن غافل شویم که اگر چنین کنیم همهی جنگها اجتنابناپذیر میشوند، زیرا همهی آنها علت یا علتهایی زمینهای دارند. عامل بیواسطهای که امکان اجتنابپذیری را در جنگ کنونی زایل کرده است، حملهی اسرائیل به ایران است. این حمله با اطلاع، و دست کم از نظر تبادل اطلاعات و پیشبرد آن با استفاده از «تجهیزات عالی آمریکایی» (ترامپ در گفتگو با اکسیوس) با مشارکت ایالات متحدهی آمریکا انجام شده و مورد ستایش رئیس جمهوری آن قرار گرفته است.
دستآویز اسرائیل برای حمله، مقابله با تهدید اتمی از سوی دولت ایران است. فراموش نکنیم که اسرائیل کشوری است که خود یک برنامهی هستهای نظامی مخفی را پی گرفته، به پیمان منع گسترش سلاحهای اتمی (NPT) نپیوسته، همین اکنون در حال پیشبرد بزرگترین آدمکشی قرن است، و به گستاخی و یاغیگری در مناسبات بینالمللی شهرت دارد. پس آخرین کشوری است که حق دارد دربارهی برنامهی هستهای دیگران نظر دهد، چه رسد به آنکه علیه آن –و در مورد ایران در واقع به بهانهی آن− دست به اقدام نظامی زند.
حکومت ولایی ایران که قدرتنماییاش در برخورد سرکوبگرانه با زنان، کارگران، بازنشستگان، دانشجویان، روشنفکران و دیگر خواهندگان آزادی و عدالت و رفع تبعیض است، در برابر موج حملات اسرائیل که ممکن است با همدستی مستقیم آمریکا به زودی گسترش یابد، ناتوان است، با وجود این بر طبل جنگ میکوبد.
رژیم ولایت فقیه برای بقا، توکّل به اورانیوم کرد. آنچه ابتدا ایدهای در استراتژی بقا بود، به تدریج شاخ و برگ پیدا کرد؛ گِرد آن یک دستگاه عظیم امنیتی و تکنولوژیک و اقتصادی ایجاد شد. طبقهی حاکم از آن سهمبر شد و وقتی که پای تحریمها پیش آمد، به کاسبی از آن رو آورد: با قاچاقچیگری در صادرات و واردات، کشیدن روی قیمت کالاها در رأس شبکهی تولید و توزیع و افزودن بر شدت استثمار به بهانهی مشکلات کشور. کیش اورانیوم و تشکیلات غنیسازی آن در کانون همتافتهی نظامی-ایدئولوژیک-اقتصادیِ اقتدار ولایی قرار گرفت. رژیم هست و نیست کشور را به غنیسازی گره زد. نتیجهی آشکار غنیسازی اورانیوم، فقیرسازی کشور و فقیرترسازی محرومان شد. منافع اقتصادی و امنیتی دستگاه حاکم نیروی ماندی را ایجاد کرد که باعث شد رهبری رژیم نتواند موقعیت وخیمی را که در دورهی اخیر به آن گرفتار شده، دریابد. و اینک میرود که با جنگطلبیاش کشور را در معرض ضربههایی جبرانناپذیر قرار دهد.
اما از زاویهی مسئولیت و عاملیتِ جامعهی مدنی و نیروهای سیاسی خواهندهی آزادی و عدالت و صلح نیز باید به مسئله نگریست. افسوس که در فضای همگانی موضوع برنامهی هستهای به یک موضوع عمده تبدیل نشد. از علتهای این امر میتوان به ضعف حساسیت نسبت به موضوع نظامیگری هستهای، به موضوع محیط زیست، به موضوع جنگ به طور کلی، آلودگی به پندار ملیگرایانهی «حق مسلم هستهای» و همچنین ضعف نظری و تحلیلی در تشخیص جایگاه کیش اورانیوم در دستگاه سرکوب و اقتصاد سیاسی رژیم اشاره کرد.
میبایست از ابتدا برنامهی هستهای را به موضوع بحث و روشنگری در پهنهی همگانی تبدیل میکردیم، میبایست مدام ربط غنیسازی اورانیوم و فقیرسازی کشور را برجسته میکردیم، میبایست تلاش میکردیم هر اعتراضی را به فقر و محرومیت به این موضوع نیز گره میزدیم، میبایست در مقاطع مناسب خواهان همهپرسی دربارهی برنامهی هستهای میشدیم، برنامهای که رژیم هست و نیست کشور را به آن گره زده است. اکنون باید این غفلت را جبران کنیم.
جنگ فضا را تیره و تار و در همان حال قطبی میسازد. رژیم فضا را به گونهی همیشگی خود، قطبی میکند و خود را در قطب مدافع کشور و پیروز جنگ مینشاند. با رژیم نباید همراه شد و مدام باید جنگطلبی آن، شکست برنامههای اقتدارطلبانهی آن در منطقه و دونصفتیاش را در قلدرمنشی در برابر مردم یادآور شد. اما تلاش دیگری هم برای قطبیسازی صورت میگیرد که نسخهی بدیل جنگ «حق علیه باطل» رژیم است. در این نسخهی بدیل، نتانیاهو و ترامپ در مقام «حق» قرار میگیرند. تکرار مداوم اینکه مردم از سر استیصال به حملهی خارجی امید بستهاند، چیزی از سفاهت این نسخهی بدیل نمیکاهد. مردم ما از آستانهی انقلاب مشروطیت تا کنون مدام برای آزادی و برابری رزمیدهاند. این دون شأن آنان است که چشم امیدشان به آدمکشان، اقتدارگرایان، نژادپرستان و دشمنان دموکراسی و برابری انسانها باشد.
اغتشاش در صفبندیها −که پیشینهای دراز دارد و همه دست کم به لحاظ کمکاری در اندیشهورزی انتقادی بر موضوع در آن سهم داریم− اکنون بسیار خطرانگیز شده است. باید قاطعانه به تفکیک صفها اهتمام ورزیم و در بارهی مسائل پدیدآورندهی این وضعیت روشنگری کنیم. ما همه را فرا میخوانیم در این باره نظر دهند، آن هم با تمرکز بر موضوعِ جنگی که درگرفته. پرسش اصلی، پرسش دربارهی مسیر دستیابی به صلح و آزادی است.
خواستهای مشخص ما:
- پایان دادن به جنگ: تلاش برای فشار بر رژیم، و فشار بینالمللی بر اسرائیل و ایالات متحدهی آمریکا و دیگر متحدانشان در امر پیشبرد جنگ
- پایان دادن به برنامهی جنونآمیز هستهای: در این رابطه طرح مداوم لزوم انجام همهپرسی در مورد آن
- تحکیم پیوند میان نیروهای خواهان پایان دادن به رژیم ولایی با اتکا به مردم و بر بنیاد هنجارهای آزادی و برابری و رفع تبعیض.
در سیاست بدیلی که ما خواهان تحکیم آن هستیم، اصل بر همسازی وسیله و هدف است. از نظر ما جنگ و امید بستن به نیروی جنگی خارجی قطعاً نمیتواند با هدف آزادی و عدالت و استقلال همخوان باشد.
۲۴ خرداد ۱۴۰۴ / ۱۴ ژوئن ۲۰۲۵
برای افزودن نام خود در فهرست امضاکنندگان این بیانیه به سایت «دادخواست» رجوع کنید:
اسامی امضا کنندگان دورههای اول و دوم:
- آتفه چهارمحالیان
- آذر عارفزاده
- آذر قدیمی
- آذر محلوجیان
- آزاده شکوهی
- آیدین اخوان
- احد قربانی دهناری
- احسان طالبی
- احمد بناساز نوری
- احمد پورمندی
- احمد حکیمزاده
- احمد خوشبخت
- احمد محمدی
- احمد هاشمی
- آرش گیاهچی
- آراز فنی
- اسفندیار اسلامی
- اسفندیار علیپور
- اسفندیار کریمی
- اسماعیل ختائی
- اسماعیل زرگریان
- اشرف شرفی
- اشرف میرهاشمی
- اصغر ایزدی
- اصغر شیرازی
- افسانه ایزدبین
- اقبال اقبالی
- اکبر سیف
- اکرم خاتم
- امیر حسین بهبودی
- امیر مُمبینی
- امیر نیلو
- ایران عسگری
- ایرج فریدونفر
- ایرج واحدی پور
- بابک حیدری
- باربد گلشیری
- بنفشه مسعودی
- بهرام توکلی
- بهرنگ نجمی
- بهروز اسدی
- بهروز جهانزاد
- بهروز حقی
- بهروز خسروى
- بهروز خلیق
- بهروز ستوده
- بهروز ماهان
- بهزاد کریمی
- بهزاد لادبن
- بیژن بهادری
- بیژن شیروانی
- پرستو فروهر
- پرویز صداقت
- پرویز مختاری
- پروین آهوقلندری
- پروین عرفانی
- پروین ملک
- پروین واحدی پور
- پریسا احمدیان
- پویا مفتاح
- پویان مقدسی
- پیران آزاد
- تاره نوری
- تقی امجدی
- تقی تام
- تقی رحمانی
- تقی روزبه
- توران جیگاره ای
- جعفر حسین زاده
- جلال کیابی
- جلیل مبشری
- جواد نوروزیان
- جهان ولیانپور
- حافظ موسوی
- جمشید کرمی
- حجت نارنجی
- حسن اعتمادی
- حسن افراز
- حسن جعفری
- حسن زهتاب
- حسن گلشاهی
- حسن نایب هاشم
- حسین امینی
- حسین انورحقیقی
- حسین داوری
- حسین سازور
- حسین غبرایی
- حشمت توکلی
- حمید پورقاسمی
- حمید دادپور
- حمید رضا فرح سوقه
- حمید سلطانزاده
- حمید فرازنده
- حمید نوذری
- حمیلا نیسگیللی
- خسرو امیری
- داریوش مجلسی
- داود احمدلو
- ذبیح موسوی
- رشید آهنگری
- رضا اکرمی
- رضا جعفریان
- رضا کریمی
- رضا انصاری
- رضا همیانی
- رضی صدری
- روزبه کمالی
- زکیه خسروشاهی
- زهرا شمس
- زیبا اعظمی
- زینت اسماعیلزاده
- ژاله شمس یوسفی
- ژاله فولادپور
- ژاله معینی
- ژیلا عمرانی
- سرور علی محمدی
- سعید پورعبداله
- سعید تبریزی
- سعید رهنما
- سعید مشعوف
- سعید مهراقدم
- سودابه کسراییان
- سهیلا انزلی
- سهیلا گلشاهی
- سیاوش راجی
- سیاوش شهابی
- سیاوش فرجی
- سید محمد حاجی سید جوادی
- سیروس کسراییان
- سیف اهدائی
- سیمین اصفهانی
- شاپور توانگر
- شاهین ابراهیمی
- شاهین انزلی
- شجاع شمسی زاده
- شعله زمینی
- شهرام القاصی
- شهره ایرانی
- شهناز شیردلیان
- صدیقه حاج محسن
- صمد کوچه باغلی
- ضرغام محمودی
- ضیاء صدر
- طاهر برهون
- طاهره حجّت
- طهمورس یاسمی
- عباس باهری کیا
- عباس مسرور
- عفت ماهباز
- علیرضا بهتوئی
- علیرضا جوانی
- علی اصغر لامعی
- علی پرسان
- علی حمیدیان
- علی خیری
- علیرضا راد
- علی سلطانی
- علی صدرزاده
- علی صمد
- علی فکری
- علی کلائی
- علی مجیدی
- غلام عسگری
- فاطمه رضایی
- فاطمه سنبل
- فاطمه شمس
- فتان جوکار
- فرانک مستوفی
- فرج سرکوهی
- فردوس جمشیدی رودباری
- فرزانه خانلرخانى
- فرزانه راجی
- فرشاد توکلی
- فروزان فرزانه
- فروغ صدیقی
- فریبا احسان
- فریبرز موجبی
- فریبرز مهران ادیب
- فریدا آفاری
- فریدا رضوی
- فریده بنیصدر
- فریده پورعبداله
- فریده خردمند
- فریده کریمی
- فریده خوجبنیان
- فرید صالح
- فرید مهران ادیب
- فریدون طهماسبی
- فواد حسن زاده
- کاظم کردوانی
- کامران امیری
- کامران چاه تل
- کریم منیری
- کورش پارسا
- کیوان ملکی اسکی
- گلرخ قبادی
- گیتی شکری
- گیسو جهانگیری
- لیدا فرهودی
- لیلا حسینزاده
- مائده قسمتی
- ماندانا پناه
- مجید زربخش
- مجید سیادت
- مجید شیرپى
- محبوبه امیری
- محسن عطائی
- محسن فومنی
- محسن نژاد
- محسن رحمانیان
- محمد بهشتی
- محمدرضا نیکفر
- محمد آزادگر
- محمد پوردوائی
- محمد حسینی سهی
- محمّدرضا مهجوریان
- محمد صفوى
- محمد فراهانی
- محمد هادی امینیان
- محمد یوسف رشیدی
- محمود جودکی
- محمود روغنی
- محمود علیزاده لسانی
- محمود عبدی
- محمود مهران ادیب
- مرتضی سادات گوشه
- مرتضی نیکی
- مرضیه نیلو
- مریم اشرافی
- مریم انصاری
- مریم سطوت
- مریم نوری
- مزدا معمارصادقی
- مزدک لیماکشی
- مسعود جابانی
- مسعود صدر
- معصومه زهرایی
- ملیحه زهتاب
- منصور اکبری
- منصور زند
- منصوره خسروشاهی
- منصوره شجاعی
- منصور سخایی
- منصور سلیمانی
- منصور عبدلی
- منوچهر گلشن
- منوچهر مختاری
- منوچهر جوانمرد
- منیره برادران خسروشاهی
- منیر مشعشعی
- منیژه تام
- منیژه قدرتیپور
- مونا افاری
- مهدیه گلرو
- مهدی ابراهیم زاده
- مهدی جباری
- مهدی رضویان
- مهدی فتاپور
- مهران میرفخرایی
- مهران میشل
- مهرداد درویش پور
- مهرداد وهابی
- مهناز متین
- مهین خدیوی
- میترا صفاری
- نادر عصاره
- نادر کلهری
- نادر ولیزاده
- نازی عظیما
- ناصر اشجاری
- ناصر رحیمخانی
- ناصر شریعت
- ناصر مهاجر
- ناهید جعفرپور
- ناهید سیامدوست
- ناهید قاجار
- نرگس کرمانشاهی
- نسرین قربانی
- نسیم خاکسار
- نیلوفر صابری
- وحید بدیعی
- وحید توکلی
- وهاب انصاری
- وهاب سوری نژاد
- هادی آقازری
- هایده خرم ا بادی
- هایده مغیثی
- هلن نصرت
- هما صابری
- هما مرادی
- همایون علیزاده
- هنگامه قره باغی
ترجمه بیانیه به انگلیسی:
Collective Statement Against War, Warmongering, and Illusions About Foreign Invasion
It Is Time to Distinguish Our Position Decisively
This statement is an invitation to think about responsibility and agency in the current momentous situation. The signatories call on all to open an alternative pathway to counter both the Iranian regime’s warmongering and those who have set their hopes on foreign invasion and encourage it.
The war has started. Every war has a background and various causes. Highlighting this or that cause should not lead us to ignore the immediate cause. If so, all wars become inevitable. The immediate cause that has made this war inevitable is Israel’s attack on Iran. This attack was launched with the knowledge of the U.S., and has relied on U.S. intelligence sharing and what Trump called “great American equipment” which makes the U.S. a partner. It has been praised by the president of the U.S.
Israel’s pretext for this attack was to counter a nuclear threat from Iran. Let us not forget that Israel itself is a country that has been pursuing a secret military nuclear program and has not joined the Treaty on the Nonproliferation of Nuclear Weapons. It is currently promoting the biggest mass slaughter of the century and has become infamous for its brazen and rogue behavior in international relations. Therefore, it should be the last country entitled to opine on the nuclear programs of other countries, much less use this as a pretext to engage in military action against them.
Iran’s rule by Islamic Jurisprudence shows off its power by repressing women, workers, retirees, university students, intellectuals and others who seek freedom, justice and an end to discrimination. Although it cannot match the wave of Israeli assaults which might soon expand through direct U.S. collaboration, it continues its warmongering.
The regime of Islamic Jurisprudent resorted to uranium to survive. What started as a strategy for survival, gradually expanded. A large security, technological and economic establishment was built around it. The ruling class benefited from it. When sanctions were imposed on Iran, it viewed them as an opportunity to make money by smuggling goods in and out, raising prices in the production and distribution network, and increasing the intensity of exploitation. The cult of uranium and its enrichment organization was placed at the center of the military-ideological-economic multiplex of the rule of Islamic Jurisprudence. This regime gambled the entire wealth of the country on uranium enrichment. The obvious result of uranium enrichment became the impoverishment of the county and the further impoverishment of the dispossessed. The economic and security benefits of the ruling establishment created a stagnation force which led to the regime’s rulers not recognizing the gravity of the latest situation. And now the regime is doing irreparable damage to the country with its warmongering.
However, we also need to view the problem from the vantage point of the responsibility and agency of civil society and political forces that demand freedom, justice and peace. It is regrettable that Iran’s nuclear program did not become a major issue in the public sphere. This is due to the lack of sensitivity to the topics of nuclear militarism, environmental pollution, and war in general. We can also attribute this to nationalist thought that considers nuclear capacity “an absolute right” and to the paucity of theoretical and analytical discussion concerning the role of the cult of uranium in the repressive establishment and political economy of the regime.
We should have turned Iran’s nuclear program into a topic of discussion and enlightenment at the public level. We should have consistently highlighted the connection between uranium enrichment and the impoverishment of the county. We should have tied every protest against poverty and deprivation to this issue. At opportune moments, we should have demanded referenda on the nuclear program, as the program on which the regime is gambling the entire wealth of the country. Now we need to make up for this negligence.
War darkens and polarizes the political atmosphere. The regime will continue its usual style of polarizing the environment and will present itself as the side which can defend the country and win the war. We should not side with the regime. Instead, we should consistently remind people about its warmongering, the failure of its authoritarian plans in the region and its baseness and bullying.
However, there is another effort at polarization which presents itself as the alternative to the Iranian regime’s war of “right against wrong.” In this alternative, Netanyahu and Trump present themselves as “right.” Simply saying that people’s desperation makes them set their hopes on foreign invasion does not take away from the stupidity of this “alternative.” From the time of the Constitutional Revolution [1906-1911] to the present, the people of Iran have struggled for freedom and equality. It is beneath them to set their hopes on killers, authoritarians, racists and enemies of democracy and human equality.
Confusion in taking positions has a long history, and all of us have contributed to it by not doing enough critical thinking. This confusion has become very dangerous. We must play a decisive role in clarifying and distinguishing positions, and shed illumination on the reasons which have brought about the current situation. We call on all to comment on this by focusing on the current war. The main question is how to achieve peace and freedom.
Our specific demands:
- End the war: Put pressure on the Iranian regime and international pressure on Israel and the U.S. and their allies who promote war.
- End the insane nuclear program. We need to demand a referendum inside Iran.
- Strengthen ties among forces who demand an end to the rule of Islamic Jurisprudence but also rely on the people and foundational norms of freedom, equality and an end to discrimination.
In the alternative politics that we seek to strengthen, the principle of coming together is the means and ends. We believe that war and setting hopes on foreign military powers is definitely not compatible with the goal of freedom, justice and independence.
June 14, 2025

نظرات
من امضا نکردم اسم من حذف شود و گرنه شکایت میکنم .
یسنا احمدی
سه شنبه, ۲۷ام خرداد, ۱۴۰۴