بیانیه شماره ۱۵ شورای انقلاب ملی ایران

ملت بزرگ و نیروهای مسلح ملی ایران

اکنون که با حمایت مدعیان حقوق بشر و حقوق بین‌الملل، ایران‌زمین مورد تجاوز اسرائیل قرار گرفته، می‌توان از دیدگاه‌های مختلف به آن پرداخت؛ اما اولویت ما اکنون، از منظر«چگونگی برخورد با آن» می‌باشد.

بن‌بست دوگانهٔ «تسلیم یا جنگ» فعلی، هم می‌تواند به حکومت امکان سازش با بیگانگان از طریق خیانت به ملت دهد ـ که چند صباحی در عین «ضعف و استیصال»، ادامهٔ حیات یابد ـ و هم می‌تواند «فرصتی طلایی» در اختیار ملت ایران قرار دهد که با استفاده از «ضعف و استیصال» نظام، آن را سرنگون، و با استقرار رژیمی سکولار و دموکراتیک و مبتنی بر اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر و پیام صلح و دوستی به جهان و بازگشت به جامعهٔ جهانی، و نیز به «هویت ملی»، فصل جدیدی از روابط خارجی و داخلی را بگشاید.

در این راستا، نکاتی را به استحضار ملت بزرگ و نیروهای مسلح ملی ایران می‌رسانیم:

۱ ـ تجربه نشان داده که هرگاه مردم از حکومت خود ناراضی بوده و امید خویش برای «اصلاح» یا «تغییر» آن را از دست داده، به «بیگانگان» امید بسته تا آن‌ها را «نجات» دهند. نمونهٔ بارز آن را می‌توان در «انفعال» ملت ما در تهاجم تازیان یافت که برای نجات از سیستم منقبض و ناکارآمد ساسانی، از مقابلهٔ جانانه با متجاوزین «امتناع» نموده و به نوعی défaitisme یا «شکست‌پذیری» روی آورده که البته نتیجهٔ آن، سلطهٔ «نهصد ساله»ٔ تازیان بر ایران بود؛ یعنی از «چالهٔ استبداد داخلی» درآمدن و به «چاه استعمار و استبداد بیگانگان» افتادن.

۲ ـ با توجه به شکست پروژهٔ «اصلاحات» در ایران و تصور غلط مبنی بر «شکست‌ناپذیری» نظام، بخشی از مردم، هرچند کم‌شمار، در چنین رویایی به‌سر می‌برند.

۳ ـ در چنان وضعیتی، «خائنین» به ملت و «مزدوران بیگانه‌پرست» و «باقیمانده‌های» رژیم سابق، مجالی برای «جولان دادن» پیدا می‌کنند و «ضعف حافظهٔ تاریخی» ملت ما «جاده‌صاف‌کن» آن‌ها می‌شود؛ زیرا جنایات تازیان و کشتار مردم و به بردگی گرفتن زنان و دختران ما و فروش آن‌ها در بازارهای برده‌فروشی مدینه و طائف و دمشق، در بایگانی تاریخ به «فراموشی» سپرده شده، و سرکوب ساواک و سیستم تک‌حزبی رستاخیزی و سازش نامقدس فساد سیاسی و فساد مالی و سرسپردگی اعلیحضرت به انگلیس و امریکا و از دست دادن بحرین و کاپیتولاسیون ـ که به حدود ۶۰ هزار مستشار امریکایی در ایران مصونیت قضایی داده بود که اگر به زن ایرانی هم تجاوز می‌کردند، دستگاه قضایی کشورمان صلاحیت رسیدگی به جنایات آن‌ها را نداشت ـ و فقدان انتخابات آزاد و سرنگونی دولت ملی با کودتای انگلیسی‌ـ امریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، همه از یاد می‌روند؛ و گویی در آن زمان ایران بهشت برین بود و بخشی از مردم به احساسات نوستالژیک مبتلا می‌شوند و برای بازگشت به آن زمان له‌له می‌زنند. گسترهٔ جنایات رژیم فعلی نیز به ایجاد و القای این احساس کاذب دامن می‌زند.

۴ ـ دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌ای دشمن ـ که می‌تواند به اسکیموها یخچال بفروشد! ـ چنان بر طبل «حقانیت خائنین مزدور» و «باقیمانده‌های» نظام سابق می‌کوبد و ابر و باد و مه و خورشید و فلک را به استخدام آن‌ها درمی‌آورد که «فریادهای میهن‌پرستان» در لابلای غوغای آن‌ها گم می‌شوند؛ و در نتیجه، توجه و خواست مردم را به سمت و جهتی که می‌خواهند، هدایت می‌نمایند.

و مردم فراموش می‌کنند که حکومت چنان به «ضعف و استیصال» مبتلا شده که حتی قادر نیست قانون معروف به عفاف و حجاب ـ که «پاشنه‌آشیل» نظام است ـ را به مرحلهٔ اجرا درآورد و از ایفای بدیهی‌ترین مسئولیت خود ناتوان است؛ و چنان از داخل «پوچ و پوک» و در خارج «ذلیل» شده که با یک ضربهٔ جانانه فرو می‌ریزد.

۵ ـ آیا هنوز نیروهای مسلح ملی ما از بطلان ولایت علی خامنه‌ای و از بی‌لیاقتی و نابخردی وی بی‌اطلاع می‌باشند؟ کسی که عرضهٔ حفاظت از سرمایه‌گذاری‌های نیم‌قرن اخیر کشور را نداشته و از لبنان و سوریه و عراق او را عقب رانده‌اند و اکنون در کشور و در خانه بر او می‌تازند؟! آیا نیروهای مسلح ملی نمی‌دانند چه در صورت تسلیم و چه در صورت جنگی نابرابر، سرنوشتی خفت‌بار در انتظار آن‌هاست؟! و آیا نمی‌دانند برای «اتحادی مقدس» با مردم، جهت ناکام‌گذاشتن دشمن بیگانه و دفع مادهٔ نزاع یعنی جمهوری جور و جهل و فساد، باید همین «الآن» اقدام کنند؟ «فردا دیر» است!

۶ ـ ما به حکم مسئولیت ملی، اخلاقی و انسانی و با عبرت از تجارب گذشته و پیش‌بینی احتمال خلأ قدرت و ناامنی و هرج‌ومرج و به‌خصوص انتقام‌گیری و درنتیجه، احتمال جنگ داخلی و تجزیهٔ کشور ـ که در دستور کار قدرت‌های جهانی قرار گرفته ـ تمهیدات لازم را اندیشیده‌ایم و شورای انقلاب ملی ایران را تشکیل داده‌ایم که علاوه بر سرنگونی جمهوری اسلامی، با استراتژی مبارزهٔ خشونت‌پرهیز و تاکتیک نافرمانی مدنی و اعتصابات عمومی، مبادرت به تشکیل «دولت در تبعید» نموده تا ضمن جلوگیری از وقوع فجایع مزبور و حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور، و ادارهٔ مملکت مانند یک دولت معمولی، به چند کارویژه از قبیل برگزاری رفراندوم شکل حکومت، و انتخابات مجلس مؤسسان به‌منظور تدوین قانون اساسی، و برگزاری همه‌پرسی قانون اساسی تدوین‌شده توسط آن مجلس، و در صورت تصویب آن توسط مردم، به تشکیل نهادهای حاکمیتی طبق آن قانون اساسی اهتمام ورزد، و قدرت را تحویل دولت منتخبِ غیرموقت بدهد و همهٔ این پروسه را در مدت یک‌سال به انجام رساند.

نکتهٔ مهم این است که: پیش‌شرط موفقیت این برنامه، «اعلان حمایت عمومی» از آن است. تاریخ قضاوت خواهد کرد که در این پیچ تاریخی: آیا ملت ما بر تحولات اثر می‌گذارد یا تحولات بر ملت ما؟! فرصت‌های طلایی تکرار نخواهند شد.

سرافراز ملت ایران

پاینده ایران

از سوی شورای انقلاب ملی ایران

قاسم شعله‌سعدی

۱۴۰۴/۳/۲۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)