طرح‌های رئیسی ـ‌ مخبری که سقوط کردند!

چند روز پیش، خامنه‌ای گزارشی اقتصادی را که از سوی رئیسی ارائه شده بود، «مهمل» توصیف کرد.  پس‌ از آن، محمد مخبر در واکنشی تأمل‌برانگیز گفت: رئیسی می‌دانست گزارش و طرح کیفیت ندارد اما «جوانمردی» کرد و آن را ارائه داد. 

این رخداد حاوی نکات مهمی درباره نحوه تدوین یک طرح مهم در دولت سیزدهم است. 

گزارش یادشده درباره یک طرح اقتصادی بود که توسط محمد مخبر و وزیر صمت طراحی شد. 

مخبر مدعی بود طرحی را آغاز کرده که قبلاً کسی به آن فکر نکرده بود. 

او تصمیم داشت از منابع ارزی و ریالی بنگاه‌های بزرگ برای اجرای این طرح استفاده کند. 

این طرح در بخش‌های معدن، فولاد و پتروشیمی در نظر گرفته شده بود. 

مخبر می‌خواست نشان دهد می‌تواند بحران ارزی ناشی از کاهش درآمد نفتی را مهار کند. 

اما دانش اقتصادی او بسیار محدود بود و سابقه‌ای فقط در اداره بنگاه‌های شبه‌دولتی داشت. 

وی متوجه نبود که این بنگاه‌ها تعهدات ویژه‌ای درباره دارایی، سود و سرمایه دارند. 

برخی از این بنگاه‌ها زیرمجموعه سهام عدالت و برخی دیگر خصوصی یا بدهکار به بانک‌ها بودند. 

اما مخبر، بدون توجه به ساختار حقوقی و مالی این شرکت‌ها، طرح را پیش برد. 

نگرش او به اقتصاد کلان مانند مدیریت یک بنگاه کوچک بود. 

در حالی که اقتصاد کلان حکومت ایران از سال ۱۳۹۰ وارد بحران شد. 

با آغاز تحریم‌ها، نرخ رشد سرمایه‌گذاری منفی شد و رشد اقتصادی به صفر رسید. 

تورم پس از سال ۱۳۹۷ به حدود ۵۰ درصد رسید و تعادل اقتصاد کلان از بین رفت. 

زیرساخت‌ها، به‌ویژه در بخش نفت، دچار عقب‌ماندگی بلندمدت شدند. 

در چنین وضعیتی، دولت رئیسی به سراغ یک طرح غیرکارشناسی رفت. 

محمد مخبر که تجربه‌ای در سطح اقتصاد کلان نداشت، ریاست تیم اقتصادی دولت را پذیرفت. 

وزارت صمت نیز به فاطمی‌امین سپرده شد که کارنامه‌ای ضعیف در دولت احمدی‌نژاد داشت. 

۴۸‌ طرح پیشران اقتصاد ملی با کدام سرمایه‌گذاری؟!

این دو با همراهی هم، مدیران شرکت‌های بزرگ را به اجرای طرحی خیالی وادار کردند. 

در همان زمان، رسانه‌های حکومتی نیز درباره طرح موردنظر تردیدهایی مطرح کردند. 

رسانه‌‌ها نوشتند از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری صنعتی تاریخ حکومت ایران اطلاعاتی در دست نیست. 

طرح‌های توسعه‌ای صنایع بزرگ به‌دلیل کمبود نقدینگی متوقف شده بودند. 

اما دولت سیزدهم بدون توجه به این بحران، طرح‌هایی رویایی ارائه کرد. 

از جمله این طرح‌ها، ۴۸ طرح پیشران بود که قرار بود موتور اقتصاد شوند. 

این طرح‌ها در شرایط تحریم و بدون منابع جدید مالی، غیرعملیاتی به‌نظر می‌رسیدند. 

دولت اعلام کرد که می‌خواهد از سود انباشته بنگاه‌های بزرگ برای این طرح‌ها استفاده کند. 

در حالی‌ که این شرکت‌ها خود قادر به سرمایه‌گذاری در حوزه تخصصی خود بودند. 

دولت گفت که این ۴۸ طرح با سرمایه‌گذاری ۱۷ میلیارد دلاری اجرا خواهند شد. 

همچنین، اعلام شد که ۴۲ طرح از میان این طرح‌ها زیر نظر وزارت صمت است. 

دولت مدعی شد این طرح‌ها پاسخ به نگرانی‌های خامنه‌ای در حوزه سرمایه‌گذاری هستند. 

اما پس از گذشت حدود ۱۱ ماه، وضعیت این طرح‌ها نامشخص باقی ماند.

هیچ گزارش روشنی از پیشرفت این طرح‌ها به مردم ارائه نشده است. 

در جلسات طرح‌های پیشران، پیشرفت فیزیکی پروژه‌های فلزی و معدنی ۲۲ درصد اعلام شد. 

با این‌ حال، اطلاعات دقیقی از این طرح‌ها در دسترس کارشناسان قرار نگرفت. 

در این جلسات، فقط بر لزوم سرعت‌بخشی به اجرای طرح‌ها تأکید می‌شد. 

دولت سیزدهم بیشتر درگیر تبلیغات سیاسی و ساختن کارنامه‌ای جعلی برای خود بود. 

دولت رئیسی تلاش کرد با اجرای این طرح‌ها، تصویری مثبت از عملکرد خود بسازد. 

بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری صنعتی تاریخ ایران با هلی‌کوپتر رئیسی سقوط کرد

اما در واقعیت، این طرح‌ها فاقد بنیان کارشناسی و اقتصادی بودند. 

مداخله در منابع این بنگاه‌ها، خلاف منطق بازار و اصول اقتصاد آزاد بود. 

در بسیاری از موارد، منابع مالی لازم برای آغاز پروژه‌های طرح‌ها وجود نداشت. 

بانک‌ها نیز در تأمین منابع برای این طرح‌ها مشارکت نکردند. 

بنگاه‌های معدنی و فولادی ترجیح دادند منابع خود را صرف طرح‌های داخلی خود کنند. 

برخی مدیران نیز اجرای این طرح‌ها را فاقد توجیه اقتصادی اعلام کردند. 

دولت بدون توجه به این ملاحظات، طرح‌ها را جزو افتخارات خود برشمرد. 

در حالی‌ که اجرای هر طرح، نیازمند چارچوب شفاف، بودجه مشخص و مشارکت اختیاری است. 

دولت بدون طراحی ابزار جذب سرمایه خارجی، اجرای این طرح‌ها را وعده داد. 

در غیاب سرمایه‌گذار خارجی، تنها فشار بر منابع داخلی باقی می‌ماند. 

این فشار، به تضعیف بخش خصوصی و کندی رشد اقتصادی منجر شد. 

با وجود گذشت زمان، اطلاعات شفاف درباره هر طرح ارائه نشد. 

اکثر این طرح‌ها در حد وعده باقی ماندند و پیشرفت ملموسی نداشتند. 

طرح‌هایی که باید با سرمایه‌گذاری، مدیریت قوی و رویکرد علمی انجام شوند، ابزار تبلیغات شدند. 

طرح‌هایی که بدون تأمین مالی، محکوم به شکست شدند. 

دولت سیزدهم به‌جای اصلاحات ساختاری، طرح‌های خیالی را در دستور کار قرار داد. 

همین طرح‌ها اکنون به عنوان عوامل ناکامی اقتصادی حکومت ایران شناخته می‌شوند.

[مسکن ملی رئیسی همراه با هلیکوپترش آوار شد؟]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)