تاکتیک و مانور ذوق و دق بر سر مذاکرات با آمریکا
با شروع مذاکرات آمریکا سیاست یک بام و دو هوا، اما کاملا برنامهریزیشدهی توسط حاکمیت در حال برنامهریزی و اجراست.
برخی رسانههای حکومت مینویسند «شروع مذاکرات بین آمریکا و حکومت ایران و واکنش سریع بازار ارز و طلا، خاطره تجربه دولت یازدهم را زنده کرده است. مقامهای دولت چهاردهم با آغاز اولیه مذاکرات، فضای مثبت و خوشبینانهای را در جامعه ساختهاند. وعدههای گشایش اقتصادی بدون هیچ تضمینی، در حال تکرار یک اشتباه قدیمی هستند. دولت، آینده اقتصاد کشور را کاملاً به مذاکرات وابسته کرده است…
آنها میگویند هیچ برنامهای برای سناریوی شکست در مذاکرات دیده نمیشود. این فقدان آمادگی، آسیبپذیری کشور را افزایش میدهد. گره زدن تمامی مسیرهای اقتصادی به مذاکرات، مخاطرهآمیز و ناپایدار است. دولت حتی برای ناکامی در توافق نیز راهکاری ندارد…
این رسانهها ادامه میدهند با این رویکرد سادهانگارانه، سطح انتظار مردم بسیار بالا رفته است. این وضعیت، نتیجهای جز ناامیدی و نارضایتی ندارد. اگر توافقی صورت نگیرد یا توافقی ضعیف حاصل شود، بحران اعتماد تشدید خواهد شد…
رسانههای اصولگرایان مرتجع نیز مینویسند «رسانههای نزدیک به دولت، کاهش قیمت دلار را نتیجه مذاکرات دانستهاند. آنها این اتفاق را محصول سیاست تنشزدایی معرفی کردهاند. برخی تحلیلگران نیز آن را نشانه تاثیر رابطه با آمریکایند. حتی گفتهاند بانک مرکزی با صدها میلیارد دلار هم نمیتوانست این کاهش را ایجاد کند…
مقامهای دولتی مدام از گشایشهای اقتصادی میگویند. الیاس حضرتی هم از طرحهای سرمایهگذاری خارجی دو هزار میلیارد دلاری گفته است…
این حجم خوشبینی، برخاسته از ذوقزدگی مقامات دولت است. این رویکرد منطقی و برنامهمحور نیست. مذاکرات نیازمند آرامش و کنترل فضای سیاسی است. ذوقزدگی حتی میتواند آینده مذاکرات را تخریب کند…
از سوی دیگر صفهای طولانی مقابل صرافیها نشانه بیاعتمادی مردم است. جامعه باور ندارد ثبات بازار ادامهدار باشد. اشتیاق افراطی برای مذاکره با آمریکا به ضرر ملایان تمام میشود.
ترس علیاکبر صالحی از جنگ: آمریکا بداند همیشه مذاکره از جنگ بهتر است.
این رفتار طرف مقابل را به گرفتن امتیاز بیشتر تشویق میکند. در چنین شرایطی، حتی یک توافق بد بهتر از بیتوافقی جلوه داده میشود. این نتیجه طبیعی وابستگی شدید به روند مذاکرات است.»
اما اصل ماجرا مطلقا این نیست. یک سناریوی کاملا متناقض و متضاد از سوی اتاقهای فکر ملایان در حال طرحریزی و اجراست.
به فکتهای زیر بنگرید:
احمد علمالهدی گفت: «اگر کسی ایرانی باشد و غیرت ایرانی داشته باشد… مذاکره با آمریکا خلاف غرور ملی است… تجربه داریم، غیرمستقیمش بد است، مستقیمش بدتر از غیرمستقیم.»
لطفالله دژکام، نماینده خامنهای در استان فارس گفت: «جنگ تحریمها نهتنها برای ما ضرری ندارد، بلکه شاید فضاها برای ما در بقیه دنیا باز شود».
علیرضا اعرافی، مدیر حوزههای علمیه با اشاره به مذاکرات با آمریکا گفت: «دشمنان میخواهند ما گاو شیرده و یا اینکه کشوری ورشکسته و زمین سوخته باشیم. دشمن روزی را نخواهد دید که ملت ایران عقبنشینی کند.»
محمدنبی موسویفرد، نماینده خامنهای در استان خوزستان گفت: «مذاکره غیرمستقیم توهین صریح به ترامپ است، یعنی او را برای مذاکره مستقیم قبول نداریم.»
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس نوشت: «پایگاه آمریکایی، برج شیشهای حمایتکننده، تاسیسات نفتی خدماتدهنده» و یا همه موارد سوژههای هدف نظامیاند. پای میز مذاکره میایستیم اما اگر شیطنت کنند و زیر میز بزنند هزینهاش بسیار دردناک خواهد بود.»
علیاکبر صالحی، وزیر خارجه پیشین ملایان، نوشت:«اگر آمریکا آغازگر جنگ با ایران باشد، با پیامدهای هولناک، تنشزا و بیثباتکنندهای درمنطقه و کل جهان روبرو خواهد شد که شعاع آن تا اوکراین و تایوان نیز کشیده خواهد شد.»
وی افزود: «آمریکا بداند همیشه مذاکره از جنگ بهتر است. علیالخصوص امروز.»
مجتبی حسینی، نماینده خامنهای در عراق اعلام کرد «آمریکاییها میخواهند نظام را ضعیف کنند و قدرت بازدارندگیاش را از بین ببرند.»
کیهان در مطلبی دیگر نوشت: «آیا واقعا تا همینجای کار هزینهای ندادهایم؟»
نماینده مجلس: بیشرفها شرف را قربانی میکنند
سپس با ارجاع به کشته شدن قاسم سلیمانی با دستور ترامپ افزود: «هزینهای سنگینتر از این که، قهرمان ملیمان را که ۴۰ سال برایمان جنگید، فراموش کردید؟ والله کم هزینهای نیست.»
شروع مذاکرات تهران با دولت ترامپ در حالی است که پیشتر علی خامنهای گفته بود با «قاتل قاسم سلیمانی» مذاکرهای صورت نخواهد گرفت.
اما حسین شریعتمداری، نماینده خامنهای در روزنامه کیهان همان روز نوشت «از هماکنون میتوان نتیجه مذاکرات غیرمستقیم شنبه با آمریکا را یک، هیچ به نفع جمهوری اسلامی رقم زد.»
کیهان در همین روز در مطلب دیگری نوشت: «مذاکرات روز شنبه… بینتیجه میماند».
روزنامه کیهان در تناقضی دیگر نوشت: «آمریکا، نهتنها دیگر قدرت تعیین تکلیف برای ملتها را ندارد، بلکه خود به دست خویش، با سیاستهای خصمانه و زیادهخواهانهاش در مسیر فروپاشی گام برمیدارد… نظام در قلب تحولات منطقهای و جهانی، نهتنها در گوشه رینگ نیست، بلکه در مرکز میدان ایستاده و به عنوان بازیگری تأثیرگذار مسیر خود را با اقتدار و عزت ادامه میدهد.»
محمدحسین رنجبران، مشاور وزیر خارجه نوشت: «در مسقط چه مذاکرات شکست بخورد و چه ادامه یابد یا حتی به نتیجه برسد، پیروز آن مردم و نظام جمهوری اسلامی خواهد بود.»
مهدی کوچکزاده، نماینده تهران در مجلس نوشت: «شنبه روز بدی بود. هنوزم هست. امروز بیشرفها شرف را قربانی میکنند و ملت را هم و تمام هفته خاکستری خواهد بود.»
منوچهر متکی، وزیر پیشین امور خارجه، گفت: «آمریکا مسئله هستهای را برای ایران بهوجود آورده است. استراتژی اول آنها براندازی جمهوری اسلامی و استراتژی دومشان، تغییر رفتار جمهوری اسلامی است.»
امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس، روز یکشنبه ۲۴ فروردینماه گفت: «نمیدانیم چه شد که بعد از صحبتهای صریح خامنهای که مذاکره را عاقلانه و شرافتمندانه ندانسته بود، مذاکره کردیم.»
از بیشرافتیخواندن مذاکرات تا تن دادن به بیشرفی خامنهای
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفت: «مذاکره مستقیم با آمریکا موثر و مفید نیست.»
احمد فاطمی، نماینده مجلس گفت: «همگان دیدند و شاهد بودند که در مسقط در روز شنبه، مذاکره با آمریکا نمایشی از عزت و اقتدار نظام بود.»
علی محمدیسیرت، نماینده خامنهای در نیروی قدس گفت «اگر آمریکاییها معقول و منطقی برخورد کنند، ممکن است به نتیجه خوبی برسیم.»
ویدیوی منتشرشده نشان میدهد مجری یکی از برنامههای صداوسیما از رامین مهمانپرست، سخنگوی پیشین وزرات امورخارجه میپرسد پس تکلیف شعار «مرگ بر آمریکا» چه میشود؟»
محمدرضا نقدی، معاون هماهنگکننده سپاه پاسداران، در پاسخ به این سوال که میگویند ایران از ترس پای میز مذاکره رفته، گفت: «…هیچ زوری برای آمریکا نمانده، چرا باید بترسیم.»
روزنامه جوان، سپاه پاسداران هم نوشت: «… اینطور نیست که تلهای باشد که ما تا آخر آن را برویم و در دام بیفتیم و صید شویم و کباب شویم و تمام!»
اما اصل حرف را علی مطهری زده است. علی مطهری، گفت: «اینگونه نباید باشد که بعضیها اعلام کنند که این مذاکرات بر رهبری تحمیل شده است و رهبری موافق نبوده است.»
ماهیت ماجرا دقیقا همین است و یک بام و دو هوای ذوقزدگی زودهنگام باند مغلوب و نگرانیها و شرمساری متناقض و دق اصولگرایان مرتجع به خاطر تبیین و روحیه دادن به بدنه نیروهای ریزشی نظام است.
چرا که ۲ ماه و یک هفته از زمانی نمیگذرد که خامنهای با واژههایی تند مذاکرات را ممنوع کرد. اما حالا به مذاکره مستقیم و بیشرافتی تن داده است. این نیز از ناچاری است و وحشت از تهدید نظامی. از این رو برخی تلاش میکنند به مردم ذوق تزریق کنند و برخی مذاکره را هنوز بیشرفی میدانند و در حال دق هستند.
[بیشرافتی خامنهای در تن دادن به مذاکره صدای امام جمعههایش را درآورد!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.