ماهیت و عملکرد «هسته سخت نظام» در حاکمیت ایران و وارفتگی اخیر آنها در بستر نرمشهای ذلیلانه پرتعداد خامنهای
«هسته سخت نظام» به گروهی از نیروهای وفادار به حکومت ایران اطلاق میشود که نقش کلیدی در تبلیغ و اهرم فشار سیاستهای ایدئولوژیک حکومت دارند. این افراد مطلقا در قالب سازمانی معرفی نمیشوند و مردم عادی معرفی میشوند.
«هسته سخت نظام» با باور عمیق به اصول ولایت فقیه، هرگونه تغییر یا اصلاح ساختاری را تهدیدی برای نظام میدانند.
در مواجهه با اعتراضات، «هسته سخت نظام» بهعنوان خط مقدم سرکوب عمل میکنند و با استفاده از ابزارهای امنیتی و قضایی، تلاش میکنند هرگونه مخالفت را خاموش کنند.
در مواقعی که مشروعیت حکومت زیر سؤال میرود، «هسته سخت نظام» با نمایش بلوفگونه، تبلیغاتی، بهعنوان پشتوانهای برای ادامه حکومت مینمایند.
تأکید بیش از حد بر سرکوب توسط «هسته سخت نظام» در انواع مختلف آن، به افزایش نارضایتی عمومی در جامعه دامن زده و باعث بروز اعتراضات میشود.
به عنوان نمونه، اخیراً شاهد برگزاری تجمعات مکرر این افراد در مقابل مجلس به دلیل تأخیر در ابلاغ لایحه عفاف و حجاب بودهایم.
در شرایط کنونی ایران، که شاهد تحولات اجتماعی و سیاسی قابل توجهی است، و خامنهای در منتهی ضعف است، «هسته سخت نظام» نقش خود را به عنوان مانعی در برابر نفوذ ارزشهای غربی یا سکولاریزم و حفظ هویت اسلامی نظام تعریف میکند.
از سوی دیگر، «هسته سخت نظام» به دلیل فعالیتهای پر سر و صدا و حضور فعال در رسانهها، از نفوذ حمایتی و باندی در فضای عمومی برخوردارند، لیکن این نفوذ مطلقا نشاندهنده حمایت مردمی نیست.
بسیاری از شهروندان، بهویژه نسل جوان، دشمنی آشکاری با آنها دارند.
پیادهشدن از قطار خالی مهرههای هسته سخت قدرت
در شرایطی که جامعه ایران در حال تجربه تحولات اجتماعی و فرهنگی است و نسل جوان به دنبال هنجارهای نوین و گاه متضاد با اصول سنتی است، «هسته سخت نظام» به عنوان نیرویی مقاوم در برابر این تغییرات عمل میکنند.
حاکمیت میتواند از «هسته سخت نظام» برای محدود کردن یا سرکوب حرکتهای اجتماعی که به نظرش تهدیدکننده میآید، بهره میبرد.
در مجموع، افرادی که به «هسته سخت نظام» معروفند، با اقدامات خود به حاکمیت کمک میکنند تا در برابر تغییرات اجتماعی و فرهنگی مقاومت کند، سیاستهای ایدئولوژیک خود را با قاطعیت بیشتری اجرا نماید و مشروعیت خود را در میان حامیان سنتی حفظ کند.
این گروهها مشکلاتی نظیر نفوذ ارزشهای متضاد با ایدئولوژی نظام، کندی در اجرای سیاستهای مورد نظر و کاهش حمایتهای داخلی را برای حاکمیت حل میکنند. با این حال، این کارکردها ممکن است به قیمت افزایش شکافهای اجتماعی و نارضایتی در میان سایر گروههای جامعه تمام شود.
وحید یامینپور در مرداد سال ۱۴۰۱، به صورت غیرمستقیم از رویکرد قضایی حکومت ایران در موضوع حجاب انتقاد کرد. او هشدار داد که اگر این روند ادامه یابد، «هسته سخت نظام» از قطار انقلاب پیاده خواهد شد. سیدمنان رئیسی نیز به صراحت اعلام کرد «هسته سخت نظام» فشاری چون دلار صدهزار تومانی یا سکه صد میلیونی را تحمل میکند.
او گفت این تحمل فقط بهدلیل اجرای «احکام خدا» است. به باور او، اگر حکومت ایران از دین تهی شود، «هسته سخت نظام» دیگر دلیلی برای وفاداری نمیبیند.
رئیسی تاکید کرد که اگر «هسته سخت نظام» ناامید شود و کنار برود، دیگر چیزی از انقلاب باقی نخواهد ماند. تهدیدهای «هسته سخت نظام» تنها به موضوع حجاب محدود نمیشود. در حوزه سیاست خارجی نیز بارها هشدار دادهاند که اگر حکومت ایران به مطالبات آنها بیتوجهی کند، مسیر خود را جدا میکنند.
تهدید هسته سخت قدرت؛ اگر در داخل اقدام نشود به جنگ در یمن میرویم
یکی از فعالان مجازی اعلام کرده که در این صورت به یمن خواهند رفت. این تهدیدها، تنها ابزار فشار داخلی نیستند، بلکه گاه بعد فرامرزی نیز پیدا میکنند.
«فؤاد ایزدی» پیشتر گفته بود اگر هسته سخت نظام احساس کنند حکومت اسلامی نیست، دیگر از کشور دفاع نخواهند کرد. او هشدار داد حکومت ایران به سرنوشت سوریه دچار میشود.
ادبیات تند «هسته سخت نظام» در سالهای اخیر شدت بیشتری یافته است. حتی برخی اصولگرایان نیز به این لحن اعتراض کردهاند. چرا که این تهدیدها، هنگام عقبنشینیهای حکومت ایران، چهره حاکمیت را آسیبپذیرتر نشان میدهد.
ریشه شکلگیری «هسته سخت نظام» به دوران پس از دولت احمدینژاد بازمیگردد. او این ساختار را با تئوری خاصی و محوریت موسسه «محمدتقی مصباح یزدی» بنیان گذاشت. این گروه باور دارد که اگرچه اقلیتاند، اما حق با آنهاست.
آنان خود را معیار سنجش حق میدانند. برخلاف میلیونها ایرانی، آنها مدعیاند که مشروعیت حکومت ایران وابسته به خواستههای محدود خودشان است. «هسته سخت نظام» میگوید اگر مردم از حکومت ملایان ناراضیاند، دلیل نمیشود تغییری رخ دهد.
بلکه باید خواستههای همین گروه اندک تحقق یابد تا ساختار موجود پابرجا بماند. «هسته سخت نظام» اعتقاد دارد که صدای اصلی انقلاب است.
اما تناقض بسیار بزرگ و تکرارشونده «هسته سخت نظام» در این روزها آن است که تحت فشارهای خردکننده داخلی و خارجی، خامنهای برخلاف بلوفهای قبلیاش، مانند مذاکره «شرافتمندانه» نیست ولی ۳ ماه بعد مذاکره مستقیم میکند مجبور است از خیلی از مواضعش کوتاه بیاید، نتیجه چه میشود وارفتن «هسته سخت نظام» و تبدیلشدن آنان به وارفتگان نرم نظام. همان که یقرا فاتحه!
[اگر هسته سخت نظامتان این باشد پس رحم الله من یقرا…!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.