کتابخانه عمومی حسینیه ارشاد در سه نشست “نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در زلزله بم” را بررسی می‌کند. نخستین نشست آن در تاریخ پنج دی ماه برگزار شد و دومین و سومین نشست آن به ترتیب در سوم بهمن و اول اسفندماه برگزار خواهد شد.
در نخستین نشست «نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در زلزله بم»، ابتدا دکتر زارع، دانشیار پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله ضمن ارائه توضیحاتی درباره مشخصات زلزله شناختی زمین‌لرزه پنجم دی ماه ۱۳۸۲ بم به بیان آموخته‌هایی از این زلزله از دید خطر زلزله برای ایران پرداخت. در ادامه محمد ایران‌منش استاد مدعو دانشگاه و پژوهشگر مدیریت بحران مقاله‌ای را با عنوان نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در زلزله بم و بازسازی بم ارائه کرد و در ادامه گزارش‌هایی از فعالیت‌های شورای کتاب کودک، موسسه مادران امروز و انجمن پژوهش‌های آموزشی پویا پس از زلزله بم ارائه شد. “نگاهی به بم، ۱۰ سال بعد” نیز عنوان سخنرانی مهندس سعید صدیقی بود. حمید میراسدی هم به “درس‌های زلزله بم و زلزله های ایران در چرخه مدیریتی کشور” پرداخت. در پایان این نشست و پس از سخنرانی مهندس علیرضا سعیدی با عنوان “بررسی امدادرسانی در زلزله بم و زلزله های اخیر در ایران” که با گرامیداشت یاد مرحوم استاد بیژن دفتری، پیشکسوت امداد و نجات در ایران، ایراد شد، جلسه پرسش و پاسخ با حضور سخنرانان برگزار شد.
دکتر ایران‌منش در مقاله خود بر نتایج این تحقیقات، گفت‌وگوهایی انجام شده با چندین مدیر سمن فعال در بم، مطالب کتاب خاطرات و گزارش های نگاشته برخی سمن‌ها و نتایج مشاهدات و بررسی های میدانی خود اشاره کرد و گفت:
وضعیت نقش آفرینی سمن های ایرانی در مدیریت بحران بم، از یک طرف به کیفیت درون سازمانی هر یک و از طرف دیگر به شرایط محیط پیرامونی آن‌ها بستگی داشته است. آنچه که می‌توان از احوال درون سازمانی سمن‌های ایرانی بیان داشت، به طور مختصر چنین است:
۱. تجربه معدودی سمن در مدیریت بحران ودانش بسیار اندک اکثریت قریب به اتفاق سمن‌های اجتماعی در باب مدیریت بحران به ویژه مدیریت بحران مبتنی بر اجتماعات محلی
۲. تمایل سمن‌ها به گسترش حضور و برخورداری از جایگاه مناسب تر در جامعه
۳. دانش و تجربه ناچیز بیشتر سمن‌ها در مورد چگونگی تعامل مناسب با جامعه ای با پاره فرهنگ متفاوت در شرایطی اضطراری
۴. روابط به‌درستی تعریف نشده سمن‌ها با نیروهای داوطلب به ویژه بومی، آنهم در شرایطی بحرانی
۵. آمادگی اندک بسیاری سمن‌ها برای همکاری با سایر سمن‌ها که لازمه فعالیت موفق، بخصوص در شرایط بحرانی است.
۶. رفتار نه چندان دموکراتیک حاکم بر ساختار مدیریتی اکثریت سمن‌ها
۷. احساس برتر بودن در برخی سمن‌های شهرهای بزرگ نسبت به سمن‌های منطقه
و فضای بیرونی حاکم بر فعالیت سمن‌ها، به طور خلاصه عبارت بودند از:
۱. عدم تعریف جایگاه مناسب سمن‌ها در قوانین کشور و ساختارهای دولتی
۲. اعمال محدودیت‌ها و ایجاد اختلالات نسبتا شدید از جانب برخی نهادها و گروه های فشار بر سمن‌ها
۳. کنترل های اعمال شده در بم بر ارتباطات سمن‌های داخلی با سمن‌های خارجی
با چنین شرایطی، سمن‌ها وارد عرصه خدمت رسانی از جنبه‌های اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی، درمانی و غیره در حوزه‌های کودکان، زنان، محیط زیست و غیره شدند و نتایج عملکردشان متضمن نقاط مثبت و منفی چندی بود.
ایران‌منش در بخش دیگری از سخنانش گفت: حضور گسترده و فعال سمن‌ها در بم، از یک طرف موجب تقویت نهاد سمن شد، بطوریکه حتی برخی سمن‌ها، فقط در اثر فاجعه بم شکل گرفتند و مردم هم معمولا به آن‌ها اعتماد کردند و کمک‌های خودرا به آن‌ها سپردند و یا با آن‌ها داوطلبانه همکاری نمودند و از طرف دیگر در عمومی شدن مسئله بم سخت موثر واقع شدند. در واقع این عمومی شدن با مشارکت فعال سایر اشکال جامعه مدنی مانند مطبوعات، هیئت‌های مذهبی و احزاب شکل گرفت. حضور گسترده و فعال سمن‌ها البته تا حدودی بر فعالیت سازمان‌های دولتی تاثیرات مثبتی داشت. سرعت رسیدگی به نیازهای مادی و روانی آسیب‌دیدگان بمی و ارتباط نزدیک و مستقیم با اجتماع محلی و دلجویی‌ها تا حد برقراری ارتباطات عاطفی دیرپا و حتی ماندگاری چندین سمن تاکنون در بم و شکل‌گیری سمن‌های بومی ماندگار، از دیگر دستاوردهای شایسته عملکرد سمن‌ها در بم است. این دستاوردها می‌توانست گسترده تر و عمیق تر باشند، اگر سمن‌ها، مجهز به‌ دانش علمی بیشتری در موضوعات فعالیت خود و در مقوله مدیریت بحران مبتنی بر اجتماعات محلی (Community based disaster management)، از رفتار دمکرات تر درونی و از شفافیت مالی به مراتب بیشتری برخوردار و عملا بر برنامه ریزی های علمی، مسلط‌تر بودند و رفتاری نظارت پذیر و نقدپذیری داشتند و البته فراتر از این‌ها، اگر در محیط آزادانه‌تری، برکنار از محدودیت‌های حکومتی قرار داشتند.
همچنین او در ادامه گفت: هرچند اندکی سمن‌ها در توانمندسازی مردم محلی موفق بودند و توانستند حتی مدیران شایسته‌ای از میان بومیان تربیت کنند، ولی فقدان توانایی بسیاری سمن‌ها، موجب آسیب رساندن به رفتار آسیب‌دیدگان بمی شد. اندکی سمن‌ها، با رویکرد آموزش مهارت‌های زندگی و یا کاری و مشارکت جویی، دستاوردهای مثبتی داشتند. برخی که بیشتر تلاش خود را بر ساختمان‌سازی گذاشتند، ضمن صرف نیروی انسانی و منابع مالی قابل توجه، به سبب فقدان مطالعات امکان سنجی درست، یا در تامین مالی پروژه واماندند (از جمله باغ هنر، فرهنگسرای زنان)، یا بناهایی ساختند (مانند مدرسه، دانشکده، خانه بهداشت و…) که در هر حال سازمان ذیربط دولتی یا عمومی می‌ساخت و یا بناهایی احداث کردند که اساسا در بم نیاز نبود (سرای سالمندان). در واقع این سمن‌ها، به جای پرداختن کافی به امور آسیب دیدگان، سخت درگیر امورکارفرمایی و تامین مالی فرساینده شدند. این رویکرد به شدت سخت افزارگرا، آفتی است که همواره توجه سمن‌ها را از مظروف (رسیدگی به احوال آسیب دیدگان)، به ظرف (مسایل کاملا حاشیه ای) منحرف ساخته است.
دکتر ایران‌منش در بخش پایانی مقاله‌اش به دستاوردها و ناکامی های سازمان‌های غیر دولتی در زلزله بم پرداخت و گفت:
• جلب توجه عمومی به اهمیت و نقش سمن‌ها و ایجاد تحرک در مردم برای کمک رسانی و مشارکت در خدمت رسانی به اجتماع آسیب دیده
• کمک به عمومی کردن مسئله بم
• تحرک بخشیدن به فعالیت های سازمان‌های دولتی و عمومی
• ترغیب هنرمندان و گروه های اثرگذار به حضور در بم و مشارکت در فعالیت‌های انسان دوستانه
• امکان ارتباط با سمن‌های خارجی و تبادل دانش و تجارب
• شکل گیری برخی تعاملات با سازمان های دولتی
• ترغیب بخش خصوصی به حضور در عرصه فعالیت‌های انسان دوستانه
• چابکی، حضور سریع و سرعت عمل در ارائه کمک‌ها و خدمات و رفتار انسان‌دوستانه و هم‌دلی مستقیم با آسیب‌دیدگان
• توانمندسازی آسیب‌دیدگان توسط برخی سمن‌ها
• شکست طلسم مستندنگاری تجارب و افزودن بر دانش مدیریت بحران با انتشار برخی کتب، نشریات و مقالات توسط تعداد اندکی از سمن‌ها
• کوشش در شکل‌گیری برخی همکاری‌های بین سازمانی از جمله تشکیل شورای هماهنگی تشکل‌های مردمی یاری به بم مرکب از حدود ۲۰ سمن در دی ۱۳۸۲، تاسیس دفتر هماهنگی سازمان‌های غیردولتی حدود سه ماه پس از زلزله، توسط شهرداری بم که کمی بعد منحل شد. تشکیل کمیته هماهنگی سازمان‌های غیردولتی زنان در ۱۳۸۳ با جذب ۴۴ عضو. آغاز به تشکیل شورای هماهنگی امور بحران‌ها (شهاب) با کوشش چند سمن، که ادامه نیافت.
• برگزاری چندین نشست سمن‌ها در داخل و خارج مهم‌ترین دستاوردهای سمن‌های ایرانی در بم بود.

اما مهم‌ترین دلیل نا کامی آنها عبارت بودند از:
• فقدان دانش کافی مدیریت بحران به ویژه مدیریت بحران مبتنی بر اجتماعات محلی و نگاه غالب کمک دهنده -کمک گیرنده و عدم توجه کافی بسیاری سمن‌ها به توانمندسازی و مشارکت جویی آسیب دیدگان که موجب انفعال، سرخوردگی، افزایش توقعات و کاهش شدید عزت و اعتماد به نفس و توانایی آنان گردید.
• تاکید بسیاری سمن‌ها بر فعالیت‌های که بیشتر بر احساسات و بر فعالیت‌های فیزیکی و بدنی متکی است و کم توجهی به فعالیت‌های نرم افزاری مانند: تحقیقات، برنامه ریزی، مطالعات امکان سنجی، ارزیابی، نظارت، مستندسازی، درس آموزی، نیازسنجی، اولویت بندی، مشاوره و تبادل تجارب، توانمندسازی، بومی سازی برنامه‌ها و عملیات اجرایی و…
• عدم هماهنگی و همکاری اکثریت قریب به اتفاق سمن‌ها با یکدیگر و تمایل به تکروی و در نتیجه موازی کاری و به هدر رفتن نیرو و منابع مالی بسیار و بروز نابسامانی‌ها
• غفلت فراوان از حمایت از اشتغالزایی و درآمدزایی آسیب دیدگان
• حاکمیت روابط غیر دمکراتیک بر ساختار اغلب سمن‌ها
• فقدان شفافیت مالی و نظارت گریزی بسیاری سمن‌ها
• احساس برتری سمن‌های شهرهای بزرگ به ویژه تهرانی نسبت به سمن های منطقه
• عدم مستندسازی کافی و درس آموزی از تجارب و ارزیابی از خود و دیگران که موجب اتلاف منابع مالی و نیروی بسیار گردید.
• عدم اولویت بندی لازم در نوع کمک‌ها و تاکید بیرویه و مستمر بر توزیع کالاها و خدمات مصرفی
• غلبه روحیه فرافکنی مشکلات و مسایل به امور بیرونی مانند کمبود منابع مالی، دولت و….
همجنین ایران‌منش اضافه کرد آنچه در جدول بالا آمده قابل تعمیم به همه سمن‌ها نیست، بلکه برآیندی از نتایج عملکرد کلیه سمن‌هاست.

و ایران‌منش نهایتا با این جمع بندی سخنان خود را به پایان برد: سمن های ایرانی در مجموع، به‌رغم برخورداری از برخی دستاوردهای شایسته در تجربه تاریخی حضور گسترده در مدیریت بحران بم، به علت وجود چالش‌های فراوان درونی به ویژه فقدان دانش، تجربه، همکاری و هماهنگی‌ها، عدم برنامه ریزی و نظارت پذیری کافی و همچنین نبود فضای مناسب محیط بیرونی، نتوانستند از این فرصت دیریاب بخوبی بهره گیرند. افزون بر این‌ها، در سایه غفلت شدید از درس آموزی سنجیده از تجارب بم، در بحران‌های بعدی به ویژه زلزله ارسباران آذربایجان شرقی (امرداد ۹۱)، کمتر فرصت بالندگی یافتند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)